به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، يكی از مفاهيم مهم، پيچيده و پركاربرد در قرآن كريم، مفهوم كفر است كه در سرتا سر قرآن و همه سورهها و آيات آن، به نحوی گسترش دارد.
اين واژه با مشتقاتش با بيش از 500 بار تكرار در قرآن كريم از مفاهيم جامع و فراگيری است كه همه صفات متعلق به خصايص نكوهيده، به نوعی با آن ارتباط دارند، مفهوم كفر به منزله قطبی است كه ديگر مفاهيم همسان و صفات منفی ديگر، به گرد آن میچرخند.
معنای اساسی كفر، ناسپاسی كردن و ناسپاس بودن در مقابل خير و احسانی است، كه به شخصی از طرف شخص ديگر رسيده باشد.
اين معنا در ميان همه افرادی كه به زبان عربی تكلم میكنند، مشترك است، به طوری كه در همه زمانها هم اين معنا حفظ شده است، برای نمونه، واژه كافرين در آيه 18 و 19 سوره شعرا «قال الم نربك فينا وليدا» و «لبثت فينا من عمرك سنين و فعلت فعلتك التی فعلت و انت من الكافرين؛ گفت، آيا تو را نزد خودمان به هنگام كودكی پرورش نداديم و تو چند سال از عمرت رادر ميان ما نگذراندی و مرتكب شدی كارت را كه از تو سرزد و تو از ناسپاسانی كه از زبان فرعون به حضرت موسی(ع) گفته شد، در يك بافت معنايی غير دينی، مفهوم ناسپاسی را برای كفر بهخوبی روشن میسازد.
اما در نظام قرآنی بين كلمه كفر و كلمه الله، ارتباطی مستقيم به وجود آمد. در حوزه اين ميدان معنا شناختی، ديگر كفر، بيان كننده مفهوم ساده ناسپاسی نبود، بلكه مفهوم ناسپاسی به خدا و قدرنشناسی به احسان و عنايت الهی پيدا كرد.
قرآن به انسان میآموزد كه از وابستگی و نيازمندی بنيادی خويش به خدا غافل نباشد. اين غافل نبودن، همان آغاز ايمان و اعتقاد واقعی انسان به خداست. از همين جا، معلوم میشود كه چگونه كفر به تدريج از معنای اساسی خود منحرف شده و به معنای بیاعتقادی و نفی تصور ايمان نزديك شده است.
در آن آيات قرآنی كه نزديك اواخر زندگی حضرت محمد(ص) به او وحی شده، ديگر كفر معنای ضد شكر يعنی سپاسگزار بودن ندارد، بلكه كلمهای ضد آمن است و اسم فاعل آن، يعنی كافر، ... بهسادگی معنای غير مؤمن پيدا كرد.
واژه كفر از نظر لغتشناسان عرب يك معناى كلى دارد و آن پوشاندن است. معانى ديگر اين واژه، مصداقهایى از همين معناى كلى است، از قبيل، كفر در برابر ايمان كه به معناى پوشاندن و انكار حقايقى، از قبيل خدا، قيامت، نبوت پيامبران، آيات نازل شده بر پيامبران و ... است. كفران نعمت در برابر شكر نعمت، كه به معناى ناديده گرفتن نعمت است. كافر به معناى شب، كه پرده سياه و ظلمت را بر همه اشياء میافكند. كفر به معناى كشاورزى، و كافر يعنى كشاورز، كه بذر را در زمين پنهان میكند. كفر به معناى پوشيدن زره جنگى كه سربازان بدن خويش را با آن میپوشانند.
بسيارى از لغتشناسان بزرگ عرب اين معانى را مصاديقى از همان معناى كلی دانستهاند، از قبيل راغب در مفردات، ابن فارسى در معجم مقاييس اللغة، ابنمنظور در لسانالعرب، جوهرى در صحاحاللغة، زبيدى در تاجالعروس و طريحى در مجمعالبحرين است.
معانى پنجگانه كفر در قرآن در برنامه نسيم واژهها مورد بررسی قرار خواهد گرفت كه با توجه به اينكه اين واژه كه بيش از پانصد بار به شكلها و صيغههاى گوناگون در قرآن كريم به كار رفته، با توجه به اشتقاق از معناى كلى لغوى آن در نه معنا استعمال شده است به تعبير ديگر میتوان همه موارد استعمال آن را در قرآن در پنج معنا دسته بندى كرد.
وجه اول، انكار اصول دين كه اين نوع كفر ويژه ملحدان، زنادقه و ماديون است كه به طور كلى منكر ماورای مادهاند. نمونه آياتى كه كفر در آنها بدين معناست، عبارت است از «كيف تكفرون بالله و كنتم امواتا فاحياكم ...؛ چگونه به خداوند كافر می شويد؟! در حالى كه شما مردگان و اجسام بیروحى بوديد، و او شما را زنده كرد سپس شما را میميراند و بار ديگر شما را زنده میكند سپس به سوى او بازگردانده میشويد. بنابراين، نه حيات و زندگى شما از شماست، و نه مرگتان آنچه داريد از خداست.
و يا سوره توبه آيه 54 كه «و مامنعهم ان تقبل منهم نفقاتهم الا انهم كفروا بالله...؛ هيچ چيز مانع قبول انفاقهاى آنها نشد، جز اينكه آنها به خدا و پيامبرش كافر شدند، و نماز بجا نمیآورند جز با كسالت، و انفاق نمیكنند مگر با كراهت!»
انكار توحيد و يگانگى خدا كه در اين معنا كفر معادل شرك است و شامل همه مشركان، اعم از ثنويه، قائلانبه تثليث، بتپرستان و نيز فرقههاى مشرك از بين اهل كتاب نيز هست.
نمونه آيات مانند 73 سوره مائده «لقد كفرالذين قالوا ان الله ثالث ثلثة...؛ آنها كه گفتند خداوند، يكى از سه خداست (نيز) به يقين كافر شدند معبودى جز معبود يگانه نيست و اگر از آنچه می گويند دست بر ندارند، عذاب دردناكى به كافران آنها (كه روى اين عقيده ايستادگى كنند) خواهد رسيد.
و آيه 17 اين سوره كه میفرمايد «لقد كفر الذين قالوا ان الله هو المسيح ابن مريم ...؛ آنها كه گفتند خدا، همان مسيح بن مريم است، بطور مسلّم كافر شدند بگو اگر خدا بخواهد مسيح بن مريم و مادرش و همه كسانى را كه روى زمين هستند هلاك كند، چه كسى میتواند جلوگيرى كند؟ (آرى،) حكومت آسمانها و زمين، و آنچه ميان آن دو قرار دارد از آن خداست هر چه بخواهد، میآفريند (حتّى انسانى بدون پدر، مانند مسيح) و او، بر هر چيزى تواناست.
وجه دوم معنايی كفر همان ناسپاسی و كفران نعمت است، كفر بدين معنا در برابر شكر و به مفهوم ناسپاسى و به كارگيرى نعمت در مسير ناخشنودى خداوند و ولى نعمت است.
در سوره ابراهيم آيه 7 میخوانيم «و اذتاذن ربكم لئن شكرتم لازيدنكم و لئن كفرتم ان عذابى لشديد» و يا در آيه 40 سوره نمل آمده است؛ «هذا من فضل ربى ليبلونى ءاشكر ام اكفر...» گفت: اين از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را بجا میآورم يا كفران میكنم؟! و هر كس شكر كند، به نفع خود شكر میكند و هر كس كفران كند(به زيان خويش كرده است، كه) پروردگار من، غنىّ و كريم است».
وجه سوم معنايی اين واژه در قرآن كريم، بيزارى و برائت جستن است كه قرآن كريم در چند مورد واژه كفر را به معناى بيزارى به كار برده است، از آن جمله آيه 25 سوره عنكبوت است كه خداوند میفرمايد «ثم يوم القيمة يكفر بعضكم ببعض ويلعن بعضكم بعضا و ماويكم النار و مالكم منناصرين؛ (ابراهيم) گفت شما غير از خدا بتهایى براى خود انتخاب كرده ايد كه مايه دوستى و محبت ميان شما در زندگى دنيا باشد سپس روز قيامت از يكديگر بيزارى میجوييد و يكديگر را لعن میكنيد و جايگاه (همه) شما آتش است و هيچ يار و ياورى براى شما نخواهد بود.
و يا در آيه 22 سوره ابراهيم نيز در معنای كفر میخوانيم كه «و قال الشيطان لما قضى الامر ان الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم فاخلفتكم ... انى كفرتبما اشركتمون من قبل ...؛ و شيطان، هنگامى كه كار تمام میشود، میگويد خداوند به شما وعده حق داد و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلّف كردم! من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اينكه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد! بنابراين، مرا سرزنش نكنيد خود را سرزنش كنيد! نه من فريادرس شما هستم، و نه شما فريادرس من! من نسبت به شرك شما درباره خود، كه از قبل داشتيد، و اطاعت مرا همرديف اطاعت خدا قرار داديد. بيزار و كافرم! مسلّماً ستمكاران عذاب دردناكى دارند!
معنای چهارم واژه كفر در آيه 89 سوره بقره آمده است؛ آنجا كه كفر در معنای نشناختن به كار رفته و آمده است «وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرينَ؛ و چون برای آنها كتابی از جانب خدا آمد قرآنی كه تصديق كننده آنچه با آنهاست (تورات)، در حالی كه آنان پيش از آن، همواره خبر از پيروزی خود (به وسيله آورنده آن كتاب) بر كسانی كه كفر ورزيدهاند میدادند، (با اين همه) چون آنچه آن را میشناختند برايشان آمد بدان كفر ورزيدند پس لعنت خدا بر كافران باد.
آخرين وجه معنايی كفر در معنای فراپوشيدن است كه در آيه اول سوره مباركه محمد(ص) الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ؛ كسانى كه كفر ورزيدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند [خدا] اعمال آنان را تباه خواهد كرد.
يادآور میشود؛ برنامه نسيم واژهها به بررسی اشتراك لفظی واژگان میپردازد و اين برنامه به همت گروه فرهنگ و انديشه قرآنی شبكه راديويی قرآن و به سردبيری و كارشناسی سميرا قنبری روزهای زوج ساعت 16:45 بر روی موج اف ام رديف 100 مگاهرتز پخش میشود.