کد خبر: 2577873
تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۹۲ - ۲۰:۰۷

مروری بر كتاب «يتيم در قرآن و حديث» نوشته مليحه علمچی‌

كتاب «يتيم در قرآن و حديث» از مجموعه كتاب‌های مهارت‌های زندگی به تأليف مليحه علمچی ‌ميبدی توسط شركت چاپ و نشر بين‌الملل وابسته به انتشارات اميركبير در 269 صفحه منتشر و روانه بازار نشر شد.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، كتاب حاضر درباره اهميت بی‌سرپرستی و نيز عمق توجه اسلام به يتيم با استفاده از قرآن كريم، احاديث، و سيره پيشوايان دين است. از اين رو در اين اثر به ذكر افراد سعادتمند و موفقی كه يتيم بوده‌اند پرداخته شده، تا نشان داده شود كه يتيم بودن نبايد به عنوان نقص در نظر گرفته شود.
معانی واژه يتيم، تاريخچه حمايت از ايتام و جايگاه آنان در گذرگاه تاريخ، مباحث مختلف اجتماعی ايتام و امور نگهداری و تربيت آنان، مسائل عاطفی ايتام و مباحثی پيرامون اموال آنها، از عناوين مطرح شده در اين نوشتار است.
قانون اساسی كه منبعث از تفكر قرآنی و الهی است، خانواده را چنين تعريف كرده است. از اين رو بايد همه قوانين و مقررات و برنامه‌ريزی‌های مربوط به آن در جهت آسان كردن تشكيل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پايه حقوق و اخلاق اسلامی باشد.
با نظر به اينكه شناخت دقيق مفاهيم واژه‌ها، در تبيين و توضيح مطلب، نقش بنيادين دارد، از اين رو قبل از آنكه به مباحث تفصيلی موضوع پرداخته شود، در فصل اول معانی حقيقی و مجازی آن مطرح شده است. يتيم كودك خردسالی است كه در حساس‌ترين سنين عمر، پرستار، پشتيبان و نقطه اتكای خود را از دست داده و تنها، ضعيف، ناتوان و خسته است. محتاج و نيازمند به توجه، عنايت و ياری ديگران است. پس بايد تلاش كنيم تا اين نونهالی كه در آغاز رستن بی‌باغبان شده، پژمرده نشود. همچنين در اين فصل به معنای يتيم از ديدگاه مفسران، حقوقدانان، فقيهان و جامعه‌شناسان اشاره شده است.
علامه طباطبائی اين واژه را چنين معنا كرده‌اند «يتيم به كسی گفته می‌شود كه پدرش را از دست داده و اين واژه برای كسی كه مادرش را از دست داده به كار نمی‌رود. برخی معتقدند كه در ميان افراد انسان، يتيم كسی است كه پدرش مرده و در حيوانات آنكه مادرش را از دست داده است».
در مقدمه فصل دوم با عنوان تاريخچه حمايت از ايتام، آمده است «مشكل يتيمی از پديده‌های طبيعی اجتماعی محسوب می‌شود كه از ديرباز در جوامع بشری مطرح بوده است. از اين رو برای تبيين اين امر، مسير تاريخی آن اجتناب‌ناپذير است». در ادامه، چگونگی سرپرستی اين نيازمندان بر اساس برخی از منابع و به اجمال گزارش شده است، نظير، بابل، انگلستان، آمريكا، فرانسه، فنلاند، ايتاليا، تايلند و ... .
تاريخچه حمايت از كودكان بی‌سرپرست در ايران، يكی ديگر از موارد ذكر شده است كه در مراجعی از قبيل نهادهای غير رسمی و رسمی بررسی شده است.
در دوره ستم شاهی به لحاظ فساد و فحشاء بی‌بند و باری و از هم گسيختگی كانون گرم خانواده، عدم توجه به ارزش‌های والای اسلامی، بيماری و نيازمندی، فقر و محروميت و ساير زمينه‌های آسيب‌زای جامعه، زمينه برای پذيرش فرزندان بسياری، در محيط شبانه‌روزی ايجاد شد.
گرچه بعد از گذشت چند سال اقامت به افرادی ناسازگار و غيراجتماعی، غيرمسئول و متكی به ديگران، مبتلا به كمبودهای عاطفی و عقده‌های روحی و روانی، نقيصه‌های عقلی و تحصيلی، نااميد و مأيوس از آينده و ... مبدل می‌شدند.
در ادامه نيز اين آسيب اجتماعی در زمينه انقلاب اسلامی ايران بررسی شده است كه در قسمتی از آن می‌خوانيم «خصيصه وجودی هر انقلابی تغيير و واژگونی ارزش‌های كاذب گذشته و جايگزينی ارزش‌های جديد است. به همين دليل با وقوع انقلاب اسلامی ايران و نيز بعد از آن، دست‌اندركاران امور شبانه‌روزی‌ها، با توجه به آگاهی و شناختی كه از عملكرد نگهداری و تربيتی نظام پرورشگاهی داشتند، آن را محيط مناسب و سالمی جهت تربيت و نگهداری فرزندان بی‌سرپرست و دارای سرپرست ندانستند؛ لذا چهار تصميم اساسی اتخاذ شد كه يكی از آنها عدم ايجاد و گسترش پرورشگاه‌ها بود، كه اين تصميم گيری با ايجاد واحدهای كوچك و روش‌هايی چون فرزند خواندگی، پذيرش در شبه خانواده يا خانه فرزندان عملی شد».
محور اصلی بحث در فصل سوم اين نوشتار، جايگاه ايتام در گذرگاه تاريخ است. يكی از موارد مطروحه در اين فصل جايگاه يتيم در عصر جاهليت است «قرآن، روزگار قبل از اسلام اعراب را دوره جاهليت نام نهاده است، بدان جهت كه در آن روزگار غالبا به جای علم، جهل و به جای حق، يك سلسله آرای سفيهانه و باطل بر آنان حكومت می‌كرده و قريب به اتفاق آنان پيرو هيچ شريعت و دينی از شرايع انبياء گذشته نبوده‌اند، بت می‌پرستيدند، مردار می‌خوردند و مرتكب فواحش می‌شدند.
بخصوص در مال يتيمان، تصرف نابجا می‌كردند، زيرا در آن جامعه هر ضعيفی طعمه زورمندان بود، چه رسد به يتيم كه اصولا در نهايت ناتوانی قرار داشت و ناچار بود به تجاوز و ظلم اقويا تسليم شود و كسی نبود كه دست كمك به سويش دراز كرده، در حفظ حقوق او كوشيده، توجهی به حالش داشته باشد و در ميدان زندگی او را تنها و بی ياور نگذارد، روی هم رفته يتيم در نزد آنها نه تنها ارزشی نداشت بلكه همواره به خواری، سستی و بيچارگی و فقر توصيف می‌ش».
در دنباله اين بحث به موضوعاتی چون ارث، ازدواج، تبتی(فرزند خواندگی) كه در قبل و بعد از اسلام به طرق مختلفی با آن برخورد شده، اشاره شده است «قاعده عمومی ارث در جاهليت مبتنی‌بر اين بود كه ارث مخصوص فرزندان ذكوری است كه بالغ باشند و قدرت حمل سلاح را داشته و بتوانند بر اسب سوار شده، در جنگ‌ها شركت كنند و اگر آنها نبودند (عصبه) يعنی نزديكان مرد، ارث می‌بردند. با اين حساب كودكان صغير، دختران و زنان ارث نمی‌بردند. بنابراين تنها سه چيز سبب ارث می‌شد، فرزند‌خواندگی، نسب (پسران جنگجو و مردان)، عهد و پيمان.
موضوع فصل چهارم اين كتاب، مباحث مختلف اجتماعی ايتام است، در اين خصوص به نگرش افراد جامعه نسبت به كودكان بی‌سرپرست، معاشرت با ايتام در قرآن و حديث، اهميت سرپرستی يتيم و پيامدهای مثبت آن و ... توجه شده است.
يكی از مباحث اين فصل سرپرستی از حضرت محمد(ص) است، در اين باره آمده است، از آنجا كه حياتی‌ترين نيازهای كودك يتيم، آغوشی كه به گرمی او را در خود جای دهد و خانه‌ای كه در آن بياسايد است و تأمين اين نيازها به كودك بی‌سرپرست امكان می‌دهد كه زنده بماند و از انفاق مادی و معنوی بيشتری برخوردار شود.
خداوند حكيم، خطاب به پيامبر اسلام(ص) شكوهمندترين جلوه يتيمی در تاريخ می‌فرمايد «آيا تو را يتيم نيافت و پناهت داد؟» عده‌ای از مفسران و محدثان مراد از اين آيه و آيات بعد از آن را ذكر برخی از نعمت‌های بزرگی كه خداوند به آن حضرت انعام كرده بود می‌دانند، زيرا رسول خدا(ص) هنوز در شكم مادر بود كه پدرش از دنيا رفت و يتيم گشت و از آن به بعد تحت تكفل بهترين افراد(عبدالمطلب و ابوطالب) كه خداوند برايش مهيا كرده و حب او را در دلشان انداخته بود در آمد، به طوری كه بهتر و ببيشتر از فرزندان خود به تربيت، حفظ و نگهداری او می‌پرداختند. برخی از مفسران نيز اين قول را مطابق با ظاهر آيه دانسته‌اند.
از ديگر موارد مطروحه اين فصل انفاق واجب است. نگارنده در اين باره می‌نويسد «اسلام نه تنها برای افراد، بلكه برای اجتماع نيز حقوقی مقرر داشته است، بدين صورت كه سهمی از منابع اموال و عايدات افراد را به عنوان صدقات واجبه كه همان زكات باشد و به عنوان خمس غنيمت و غير آن به اجتماع اختصاص داده تا سطح زندگی طبقات پايين جامعه كه نمی‌توانند نيازمندی‌های زندگيشان را بدون كمك ديگران رفع كنند، بالا بيايد به طوری كه با اهل نعمت و ثروت قريب‌الافق شوند. اسلام بدين وسيله سعی در تزريق سرمايه‌های خصوصی به بدنه اجتماع دارد، لذا هر جا محروميتی پيش آيد و گودالی از فقر ايجاد شود، بايد بخشی از سرمايه افراد به سمت آن سرازير شود و آن حفره فقر و محروميت را به فوريت پر كنند».
امور نگهداری و تربيت ايتام موضوع فصل چهارم اين اثر است، كه در اين زمينه نقش تربيتی پدر در خانواده و اهميت نقش مادر و نيز وظيفه ديگران در امر تربيت و نگهداری يتيم بررسی شده است.
دوران كودكی، روزگار دريافت آموزش‌ها، پذيرش دانش‌ها و شكوفايی استعدادهای نهفته در وجود انسان است كه اگر اين استعدادها، هدايت و جهت دهی شود، موفقيت و كاميابی آنان حتمی خواهد بود. اينجاست كه اهميت مسئوليت‌های پرورشی پدران، مادران، اوليا و مربيان تربيتی جامعه روشن‌تر می‌شود.
خانواده به مفهوم وسيع و اخص آن می‌تواند خاستگاه اعضای خويش باشد و پناهگاه آنان قرار گيرد و مرد در خانواده نقش اساسی را برعهده دارد. كودك بيش از هر چيز ديگر احتياج به حضور پدر در خانه دارد، او می‌خواهد پدر را در كنار خود ببيند، با او حرف بزند، درد دل كند، مسائل مختلف خويش را با او در ميان بگذارد و راه‌حل‌های منطقی را از او دريافت كند. به طور كلی حضور فعال و مثبت پدر در خانواده است كه باعث تربيت صحيح كودك می‌شود؛ زيرا اولين چهره‌ای كه كودك پس از مادر با آن آشنا می‌شود چهره پدری است كه بعدها عامل نظم و اقتدار، امنيت و پناهگاه او شناخته می‌شود.
در اين فصل همچنين به مباحث ديگری نظير، روش‌های نگهداری و تربيت فرزندان بی‌سرپرست توسط مردم، وظيفه دولت در امر نگهداری و تربيت ايتام، كه از منظر اخير به نقش امام و حاكم جامعه اسلامی به عنوان پدر يتيمان و مؤسسات شبانه‌روزی تحت نظارت دولت پرداخته شده است.
تأمين نيروی انسانی مناسب حال فرزندان بی‌سرپرست، ظرفيت‌های تربيتی در كودكان فاقد پدر، از ديگر موارد مورد بحث در اين فصل است. كودك شبانه‌روزی هنگام ورود به اجتماع در صورتی موفق خواهد بود كه موحد، مستقل و مجهز به ابزار كار با دانش باشد تا بتواند با اجتماع ارتباط مناسب برقرار كند.
برای رسيدن به اين اهداف مربيان و دست‌اندركاران شبانه‌روزی‌ها نياز به تمهيدات، برنامه‌ريزی‌ها و حتی برخوردهايی دارند كه اختصاراً به آن اشاره شده است. يكی از آنها اين است كه برخورد با كودكان بايد به نحوی باشد كه هيچگاه احساس حقارت در كودكان رسوخ نكند زيرا اين احساس قابل توسعه بوده و در صورت غلبه كودك، منفعل و بی‌تحرك می‌شود.
مسائل عاطفی ايتام در فصل ششم مورد بررسی قرار گرفته است، در اين خصوص، مسائلی نظير، محروميت از مهر پدری و عوارض ناشی از آن، محروميت از مهر مادری و عوارض ناشی از آن، و به طور كلی محروميت از مهر والدين، لزوم بذل عواطف و احترام به يتيم، نهی از ظلم و ستم در حق يتيم و پيامدهای منفی اين عمل مطرح شده است.
انسان موجودی است دارای بعد عاطفی و صاحب ابزاری به نام دل كه به امور و اشيای جهان تعلق می‌بندد و وابستگی ايجاد می‌كند. اموری را جذاب می‌كند و اموری را دفع، به اموری گرايش پيدا می‌كند و از اموری تنفر و بيزاری می‌جويد، مهر می‌ورزد يا بی‌مهری می‌كند، كينه می‌جويد يا در پی ايجاد صفا و صلح است.
گاهی بی‌تابی می‌كند و گاهی دارای آرامش و وقار است. گاهی شاد و با نشاط است و گاهی به حزن و اندوه می‌افتد، گاهی به درگاه خداوند زاری می‌كند و گاهی در عصيان و سركشی از فرامين حق، باده غرور و سرمستی سر می‌كشد. از طرفی بعد عاطفی انسان جنبه حساس و ظريفی است كه در صورت به خود وانهادگی و عدم تربيت درست به كور كردن بعد معنوی و عقلی انسان می‌انجامد و حيات عقلانی و معنوی او را به تباهی می‌كشاند و انسان را به سوی آمال شيطانی و تعلقات پست و علايق دون و غيرانسانی تنزل می‌دهد.
اين امر تا جايی پيش می‌رود كه او را به ارتكاب جنايات و كينه‌توزی‌ها و خشم‌های ددمنشانه وا می‌دارد (قدرت‌های استكباری) يا به خمودی و افسردگی عاطفی می‌انجامد، به گونه‌ای كه امروزه توده‌هايی از بشريت را می‌بينيم كه در برابر جنايات هولناك حكام و قدرت‌های ستم پيشه بی‌تفاوت بوده و دردی احساس نمی‌كنند. گويی عاطفه آنها به خواب عميقی فرو رفته است. چنين زمينه‌هايی در انسان ايجاب می‌كند كه به تربيت بعد عاطفی انسان اهميت داده شود و به طور هماهنگ با تربيت ساير ابعاد وجودی و با كمك آنها اين جنبه را نيز تحت هدايت‌های صحيح قرار دهد.
در زمينه محروميت از مهر مادری می‌خوانيم، دانش روانپزشكی گويای اين مطلب است كه كيفيت نگهداری و مراقبت كودكان توسط والدين در سال‌های اوليه زندگی، نقش حياتی و مهمی در تأمين سلامت روحی آنان دارد. بدين ترتيب برقراری مناسبات و روابط گرم و صميمی دائم، توأم با عطوفت و محبت بين او و مادر (يا كسی كه بتواند جايگزين مادر شود و نقش او را به خوبی و شايستگی ايفا كند) ضرورت دارد و چنانچه طفل از چنين روابطی برخوردار نباشد، آن وضع اصطلاحاً محروميت از مهر مادر گفته می‌شود.
در فصل آخر اين اثر به مباحثی پيرامون اموال ايتام پرداخته شده است، در اين رابطه، موضوعاتی نظير، تصرف عدوانی در مال يتيم و توجه به آن، از نظر آنكه به منزله گناهی كبيره و نابخشودنی است. علائم تصرف‌كنندگان در مال يتيم به ناحق و بررسی اين مطلب كه بدترين تصرفات، خوردن ظالمانه مال يتيم است، علت و انگيزه تحريم تصرفات ناروا در مال يتيم، لزوم ولايت ولی بر مال يتيم و تصرفات صحيح ولی در اين مال، نيز حدود اختيارات ولی، وصی و قيم در مال يتيم و ... مورد بررسی و تدقيق قرار گرفته است.
گرچه اسلام هرگونه تصرف در مال ديگران را بدون مجوز شرعی ممنوع ساخته است، ولی اين تصرف را درخصوص اموال يتيمان، با شدت بيشتری عنوان كرده و آن را بسی نكوهيده و حتی در آياتی نزديك شدن به مال يتيم را جز به مصلحت جايز ندانسته است.
چنگ انداختن بر اموال ديگران ظلم و روشن‌ترين مصداق آن تصرف در اموال يتيمان است و محققاً ظالمان نه تنها به فلاح و رستگاری نخواهند رسيد بلكه در آيات و روايات بسياری داريم كه مراقب سوء اين عمل دامن گير آنها و افراد مورد ظلمشان (يتيمان) خواهد شد و اين امر باعث تحريم اين عمل شد. يكی از اين آثار سوء در حديثی از حضرت فاطمه(س) ذكر شده است، خداوند متعال دوری و پرهيز از خوردن اموال يتيمان را به علت دوری از ستمگری واجب كردند.
يادآور می‌شود، هدف از اين نوشتار شناساندن پاره‌ای از مهمترين مسئوليت‌های اجتماعی و حقوق مربوط به آن در رابطه با عزيزترين و نيازمندترين اقشار جامعه، ايتام و بالاخص فرزندان شاهد است.
معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان تبليغات اسلامی در قالب طرح تجهيز كتابخانه‌های شبستان به دو هزار و 232 كتابخانه كتاب ارسال می‌كند كه از اين ميزان هزار و 703 كتابخانه روستايی و 529 كتابخانه تخصصی حوزه دين است.
captcha