کد خبر: 2578726
تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۴۹

سينمای دولتی راه به جايی نمی‌برد

گروه هنر: سينمای دولتی به دليل تبعاتی كه با خود به همراه دارد، هيچ‌گاه نمی‌تواند عاملی جهت موفقيت هنر هفتم در كشور باشد و در اين حوزه ضروری است به سمت خصوصی‌سازی و حمايت از بخش خصوصی حركت كرد.

سينمای ايران در زمان حال سينمايی پويا نيست، بلكه ابزاری است كه در آن تنها فيلم های دولتی توليد می‌شوند؛ سينمايی كه در آن خواست و نياز تماشاگر به درستی شناسايی نمی‌شود. گواه اين ادعا نيز آثار بی‌مايه و سطحی است كه اين روزها توليد می‌شوند، البته اين انتقاد به معنای ساختن نشدن فيلم‌های خوب در سينما نيست، چون به هر حال سالانه چند فيلم در كشورمان ساخته می‌شود كه تا حدودی می‌تواند در جذب مخاطب موفق باشد، اما كليت سينما را نمی‌توان تنها به واسطه موفقيت چند فيلم، سنجيد.
اما اينكه چرا سينمای ما به چنين وضعيتی مبتلا شده را بايد در چند عامل جست‌و‌جو كرد؛ اول اينكه سينمای ما به يك هنر دولتی تبديل شده كه در آن بخش خصوصی حضوری جدی ندارد، به همين دليل هم كارهايی كه در آن توليد می‌شوند نگرانی گيشه ندارند، پس كارهايی روی پرده می‌روند كه تنها خواست سينماگر را دنبال می‌كنند.
در اين مطلب بايد به اين نكته هم اشاره داشت كه برخی عوامل جانبی نيز در كم شدن فيلم‌های دينی در سينما نقش دارند كه از آن جمله می‌توان به گرانی بليط سينماها اشاره كرد، به همين دليل كمتر خانواده‌ای به ويژه خانواده‌های قشر ضعيف جامعه ميلی برای رفتن به سينما پيدا دارند. برای رفع اين نقصان يك راه می‌توان پيشنهاد كرد، آن نيز ارائه بليط‌های تخيف‌دار برای فيلم‌های ارزشی در سينماست.
راه حل فوق يك راه قطعی و دائمی نيست، اما حداقل در شرايط فعلی می‌تواند تا حدودی راه‌حلی مقطعی باشد، اما مسلما جواب درست را به ما نخواهد داد. در اين ميان نبايد تنها مخاطب داخل مد نظرمان باشد چون می‌توانيم با بالا بردن استاندارد فيلم‌هايمان، مخاطب خارج از كشور را هم تماشاگر كارهايمان كنيم. اين پتانسيل (مخاطب جهانی) به خوبی به عنوان منبع پردرآمد در اختيارمان قرار گرفته است تنها كافيست كه ما قدر و بهای آن را بدانيم.
مطلب ديگر اينكه سينما ما بخش عمده‌ای از مخاطبان خود را از سينما دور كرده است و تنها عده‌ای خاص هستند كه هرساله به سينما می‌روند؛ وضعيتی كه به هيچ وجه مطلوب يك هنر صنعت پويا نيست. در كلامی ديگر بايد گفت كه فيلم‌های سينمايی ما تنها به گونه‌های خاص خلاصه شده‌اند كه مخاطبانش تنها بخشی از جوانان هستند و به هيچ وجه در اين چرخه خانواده‌ها مد نظر نيستند.
اين ضعف در شرايطی است كه فيلم‌هايی چون «حوض نقاشی»، «رسوايی» با پرداختن به موضوعاتی كه خانواده هسته اصلی آن است، توانسته‌اند به مخاطب‌های لازم دست پيدا كنند.
در اين زمينه می‌توان به نبود فيلم‌های دينی هم اشاره كرد كه گونه‌ای پر مخاطب در سينمای كشورمان است. اين نقصان در شرايطی است كه هر‌گاه در سينمای كشورمان فيلم‌هايی خوب در اين حوزه توليد شده‌اند تماشاگران از آن استقبال خوبی به عمل آورده‌اند، حتی آن آثار از پرفروش‌ترين فيلم‌ها بوده‌اند؛ «رسوايی» و «ملك سليمان» و...گواه بارز اين ادعا هستند.
منظور از اين گفته كه در سينمای كشورمان فيلم‌های خوب با مضوعات دينی توليد نمی‌شوند به معنای كميت توليدات اين ژانر نيست، بلكه منظور تعداد فيلم‌هايی است كه با كيفيت بالا در اين حوزه توليد شده‌اند، والا در ميان توليدات هر ساله كارهايی هستند كه در حوزه سينمای دفاع مقدس و سينمای دينی توليد می‌شوند و از كيفيت و مخاطب لازم بری هستند.
برای اينكه بر نقصان‌های فوق هم فائق آمد بايد شرايطی را فراهم آورد كه سينماگران با فراغ بال بتواند به موضوعاتی بپردازند كه برای تماشاگر جذابيت دارند. اين مسئله نيز به معنای تحريف و ورود به خطوط قرمز نيست، چون می‌توان با بهره‌گيری از كارشناسان خبره اين امكان را برای سينماگر فراهم آورد تا پيام دينی‌اش از تحريف به دور باشد.
captcha