کد خبر: 2579917
تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۴:۰۸

اشعار آئينی و اجتماعی «تقويم تماشای تو» نقد شد

گروه ادب: در تازه‌ترين نشست انجمن ادبی بوطيقا، مجموعه غزل‌های آئينی و اجتماعی «تقويم تماشای تو» سروده عباس كريمی‌عباسی با حضور شاعران و منتقدان در خانه فرهنگ كاووسيه نقد و بررسی شد.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، عليرضا بهرامی، هادی خورشاهيان و حامد ابراهيم‌پور، منتقدان اين هفته انجمن بوطيقا بودند كه به ترتيب به نقد كتاب «تقويم تماشای تو» كه اشعاری آئينی و اجتماعی دارد پرداختند.
در ابتدای اين نشست، عباس كريمی‌عباسی ضمن شعرخوانی به گزينش برخی از اشعار دو دهه گذشته در اين كتاب اشاره كرد و توضيح داد: برخی اشعار ضعيف‌تر و حتی قوی‌تر را حذف كرده است تا كتاب از يك‌دستی موضوعی و ساختاری بهره‌مند باشد.
در ادامه عليرضا بهرامی با اشاره به حضور هزار ساله غزلی كه هنوز سروده می‌شود، گفت: غزل تنها قالب شعری است كه به دلايل تاريخی و اقبال عمومی سير تكوينی بسيار طولانی و پيوسته‌ای داشته و ديگر قالب‌ها به اندازه غزل دچار تطور نشده‌اند.
اين منتقد ادبی افزود: به موازات اين تغييرات، زبانی كه امروز صحبت می‌كنيم با دويست يا پانصد سال پيش متفاوت و اين اتفاق در غزل معاصر نيز تأثير داشته است. يكی از مؤلفه‌های غزل معاصر، رفتارهای غيركليشه‌ای بود كه متأسفانه بيشتر از آن كه در خدمت غزل باشند در خدمت مانيفست‌های شخصی بودند و البته همين هم باعث شد تا پيشنهادهايی در زمينه غزل معاصر داشته باشيم كه رديف‌های خاص، تقطيع‌های جديد و برخوردهای عجيب و غريب با عروض از آن جمله است.
بهرامی ادامه داد: حالا بايد ديد كه تقويم تماشای تو كجای اين غزل معاصر قرار می‌گيرد. در اينجا ما شخصيت متين، آرام و مؤدب شاعر كتاب را می‌شناسيم كه در اشعارش هم مشخص است و البته اين صفات برای شعر در جامعه امروز ما حسن نيست؛ چرا كه سرعت تحولات به قدری است كه شعر از انسانی كه آن را می‌آفريند، جلو می‌زند.
اين شاعر و روزنامه‌نگار با اشاره به اينكه اين كتاب جسارت مشهودی غير از يكی دو مورد ندارد، گفت: همين موضوع سير غزل‌نويسی كريمی را كند و با طمأنينه می‌كند. البته خيلی‌ها كه هنجارها را به چالش كشيده‌اند نيز به بيراهه رفته و در انتها به يك عنصر نامطلوب بدل شده‌اند؛ چرا كه در اين زمينه نبايد افراط و تفريط كرد.
بهرامی با اشاره به سابقه بيست ساله كريمی در نقد ادبی و شعر گفت: از كسی كه چنين سابقه‌ای دارد انتظار می‌رود از زبان امروز استفاده كند و همين طور از قافيه‌های انفجاری، در حالی كه عليرغم چينش خوب اشعار كه تنوع خوبی دارند و اين به تجربه شاعر و مخاطب‌شناسی خوب وی باز می‌گردد، برخی عبارات نظير «از آستان لبت خنده‌ای تعارف كن» امروزی نيست و انتظار بيشتری از وی در اين زمينه می‌رود.
هادی خورشاهيان منتقد بعدی بود كه ضمن اشاره به اين موضوع كه هر كتابی برای وی قابل احترام است، اما هر كتابی بايد در ژانر خودش موفق باشد، غزلی را كه نام كتاب از آن برگرفته شده بود خواند و گفت: در اين غزل حسن‌ها و معايبی است كه در كل كتاب تسری دارد. در هر متنی دو حاكميت وجود دارد؛ يكی تسلط مؤلف بر متن و ديگری متن بر خواننده كه هيچ‌كدام را در اين كتاب نديدم و با شاعری روبرو هستيم كه اشعار بيست سال پيش وی با حالا تفاوتی ندارد.
وی افزود: متن‌های عباس كريمی در بافت آفريده نشده مثل همين جنگ جمل يا تاج‌محل كه در اين غزل مشاهده می‌شود. من خودم هر شعری درباره قطار گفته‌ام در قطار بوده و زمانی بوده كه در آن حضور داشته‌ام و شعر در متن آفريده شده است!
اين شاعر و منتقد باسابقه پس از صحبت‌های حاشيه‌ای پيرامون رمان‌های احمد محمود و محمود دولت‌آبادی و سير داستان‌نويسی در ايران افزود: يكبار اليوت شعری كلاسيك در حدود 800 بيت سرود و آن را به عذرا پاوند كه نوگرا بود داد و وی حدود 400 بيت از آن را كم كرد تا شعر تبلور پيدا كند. خوب است كه ما هم درون خود يك پاوند داشته باشيم و يك اليوت و خودمان برای خودمان علامت سؤال ايجاد كنيم و خودمان جواب آن را بدهيم.
حامد ابراهيم‌پور، مسئول نشست‌های بوطيقا منتقد بعدی برنامه بود كه ضمن اشاره به شاخه‌های مختلف نقد و اين كه هر كتاب بايد با توجه به محتوا و ساختار خودش بررسی شود، گفت: در اينجا ما بايد ساختارگرايانه برخورد كنيم؛ چرا كه با غزل طرف هستيم كه ساختاری پذيرفته شده دارد.
وی افزود: بايد بگويم كه از كريمی به عنوان منتقد سينما و مدرس داستان‌نويسی انتظار می‌رود كه غزل‌های روايی خوبی داشته باشد، اما در كتاب ديده نمی‌شود كه به احتمال و بر طبق گفته وی در ابتدای برنامه ممكن است برای كتاب بعدی در نظر گرفته شده باشد. منتها آنچه كه در كتاب مشهود است و دوستان درباره آن صحبت نكرده‌اند، تسلط شاعر بر صنايع ادبی است كه نبايد ناديده گرفته شود.
اين غزل‌سرا ادامه داد: استعاره يكی از مواردی است كه در كتاب ديده می‌شود مثل مصرع «قد می‌كشی ميان من و سرو می‌شوی» در صفحه 47 كتاب يا در همين صفحه «درويش گونه‌ام همه خاك است فرش من».
ابراهيم‌پور افزود: تقويم تماشای تو كتاب تلميح و مراعات‌نظير است. من در كمتر كتاب تازه‌ای تلميح ديده‌ام و به تقريب فراموش شده است، چون شاعران كمتر مطالعه می‌كنند تا به موضوع يا واقعه اشاره داشته باشند. در صفحه 59 بيتی است با اين مضمون؛ «دل برنگرد و پشت سرت را نكن نگاه/ اينجا نمان برو همه‌ات سنگ می‌شود» كه به داستان حضرت لوط و سنگ شدن زن وی در كتاب مقدس اشاره دارد.
شاعر كتاب «نگذار نقشه‌ها وطنم را عوض كنند» ادامه داد: در صفحه 65 نيز چنين تنهايی ارجاع وی به شعر سهراب سپهری است و همين‌طور در صفحه 9 علاوه بر تمليح صنعت حسن تعليل را هم مشاهده می‌كنيم در اين بيت؛ «نه تاق سنگی كسرا فقط به هم می‌ريخت/ كه از عبور تو ديوار چين ترك می‌خورد». من اين كتاب را دوست دارم چون خودم اهل ارجاعم و از آن لذت می‌برم.
اين منتقد ادبی در ادامه به صنايع ديگری چون جناس، تصاد، حس‌آميزی، تضمين، ايهام و كنايه در كتاب با شاهد مثال اشاره كرد و در پايان ضمن اشاره به اينكه برخی تركيب‌سازی‌های كتاب مثل انار حوصله يا دست معجزه را دوست نداشته است، گفت: تنوع اوزان عروضی در كتاب خيلی خوب است و من كمتر شاعری ديده‌ام كه توانايی سرودن در اوزان مختلف را داشته باشد. در حالی كه در هشت شعر اول كتاب، هفت وزن مختلف عروض داريم كه تفاوت زيادی با هم دارند و سبب تنوع در تقويم تماشای تو می‌شوند.
captcha