سيدسعيد سيدزاده، تهيهكننده سينما در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) درباره تاريخنگاری انقلاب در سينما اظهار كرد: آنچه مسلم است اين است كه سينمای ما طی سه دهه گذشته نتوانسته تاريخنگاری درستی از وقايع مهم و سرنوشتساز اين كشور داشته باشد. دليل اين معضل نيز اين است كه در اين زمينه سياستگذاری درستی از طرف مسئولان سينمايی انجام نشده است، حتی در اندك مواقعی كه سياستگذاریهای مقطعی و خوبی انجام شده هيچگاه آن برنامهها به اجرايی شدن نزديك هم نشدهاند، چون اعتقادی نسبت به آنچه كه تبيين شد، وجود نداشته است.
وی افزود: ممكن است برخیها به اين نظر من انتقاد داشته باشند كه ما در حوزه تاريخنگاری انقلاب چشمانداز بيستساله داريم، اما در جواب اين ادعا بايد گفت تا زمانی اين برنامهها اجرايی نشوند، چگونه میشود درباره تأثيرگذاری و عملكرد آن تبليغ كرد. اين معضل نيز از آنجا نشئت گرفته كه اعتقاد به اين دست كارها كم شده و در واقع ضد ارزشها جای ارزشها را گرفتهاند.
وی به توضيح فوق اضافه كرد: در زمان حال كار كردن در حوزه فيلمهای ارزشی و انقلابی به نحوی شده كه كمتر سينماگری تمايل پيدا میكند تا در آن فعاليت كند، زيرا مورد تمسخر اطرافيان قرار میگيرد. نكته جالب اين ماجرا اينجاست كه وقتی فيلمی درباره انقلاب میسازيم از ما سؤال میشود، آيا فيلم ساخته شده فروش خواهد كرد؟ اين سخنان در شرايطی مطرح میشود كه حضرت آقا بارها در سخنانشان تاكيد كردهاند غرب با سرمايهگذاری كلان سعی دارد سليقه مخاطبان ما را به سمت ايدهالهای خود بكشاند و ما در اين موقعيت موظف هستيم كه جلوی محقق شدن چنين امری را بگيريم.
اين تهيهكننده اضافه كرد: اين هجمه فرهنگی در شريطی هر روز بيشتر از گذشته جدی میشود كه بدانيم در داخل به شدت منفعل شدهايم، حتی در مواقعی هم ياریدهنده آنها هستيم، چون با ساخت برنامههای سخيف سطح سليقه تماشاگران را پايين آوردهايم و آنهايی را هم كه نگاهی جدی به سينما و تلويزيون دارند، فراری دادهايم. در كلامی ديگر فضا را در عالم هنر به ويژه سينما به سمتی هدايت كردهايم كه امروز كسی ديگر اينگونه مضامين ارزشی را در كارهايی با موضوعات انقلابی باور ندارد.
وی درباره كارهای خود گفت: تمام افتخار من به عنوان بخش كوچكی از اين سينما اين است كه فرزند اين انقلاب هستم و در فضای معنوی يك سرزمين اسلامی پرورش يافتهام، پس خود را مكلف میدانم كه حداقل سالی يك يا دو بار بتوانم كاری فرهنگی توليد كنم تا بتوانم حداقل به صورت اندك ادای دينی نسبت به انقلاب اسلامی كرده باشم، چون اگر غير از اين باشد من هم از آن دسته افرادی خواهم بود كه تنها در گفتار خوب عمل میكنم اما در كردار، حرفی برای گفتن ندارم.
وی درباره آينده پيش روی سينما گفت: يه شخصه عادت دارم كه با اميد زندگی كنم پس قادر نيستم به واسطه فضای موجود سينما، خود را شكست خورده بدانم، زيرا میدانم فرزندان اين مرز و بوم توانايی آن را دارند كه در هر موقعيتی، حماسه خلق كنند؛ حماسهای كه عزت و شرف ما را نشان میدهد، البته ما در چند سال گذشته در حركتهای سياسی ديدهايم كه چگونه مردم در موقع لزوم حماسهآفرينی میكنند، پس چرا اين اتفاق نبايد در عالم هنر روی دهد.
اين تهيهكننده در بخش ديگری از سخنان خود متذكر شد: در حوزه سينمای انقلاب معدود كارهايی هم توليد شده كه از كيفيت خوبی برخوردار بودهاند، اما تعداد اين توليدات به اندازهای كم است كه اگر درباره آن صحبت نشود، آبرومندانهتر است، چون درد میكشم در كشوری كه ولايتمدار است بايد هنرش تا اين اندازه از توليدات ارزشی تهی باشد. در اين زمينه نيز همانگونه كه پيشتر گفتم من مسئولان را بيش از هر كسی مقصر میدانم.
وی در پاسخ به اين سؤال كه رای مديريت جديد در وزارت ارشاد چه آيندهای را متصور است؟ گفت: انسان به اميد زنده است و من نيز اميد دارم تا هنر بتواند راه خود را پيدا كند. درباره مديران جديد هم نمیتوان در شرايطی فعلی حرفی زد، چون عملكرد آنها هنوز ديده نشده كه بشود درباره آن حرف زد، البته طرحها بيان شده، اما اين طرحها معمولا به شكلی كلی عرضه شده، پس نمیشود درباره آن اظهار نظر دقيقی كرد، هرچند معمولا طرحها در گفتار و كلام ساختار و شكلی خوب دارند.
وی در پايان خاطرنشان كرد: اگر سينمای ما همدوش با تمامی جامعه ولايتمدار باشد و در تك تك كارهايش گوش به فرمان مقام معظم رهبری عمل كند، مطمئن باشيد خواهيم توانست هر حماسهای را خلق كنيم، چون ايشان دريای از انديشههای ناب هستند؛ اين فرمانبرداری به عقيد من بهترين راهكار برای پيشرفت در تمامی حوزهها از جمله هنر است.