کد خبر: 2582946
تاریخ انتشار : ۱۰ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۸:۳۰

الگوی مفهومی حماسه در شخصيت حماسی ايرانيان

گروه سياسی: حماسه نيرو و سوخت حركت و پويايی انسان و منبع عظيم شخصيت و هويت او است؛ آدمی بدون حماسه شخصيت ندارد، اصالت نمی‌يابد و به‌زبونی در باتلاق شرايط پيرامونی درمی‌ماند.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای در يادداشتی به قلم عادل پيغامی، استاديار اقتصاد دانشگاه امام صادق (ع) به موضوع وجوه گوناگون حماسه در شخصيت ملی ايرانيان و اثرات آن بر روند پيشرفت كشور پرداخته كه متن آن به شرح ذيل است:
نام‌گذاری‌های سالانه رهبر معظم انقلاب در عرصه ملی به‌مثابه يك فناوری اجتماعی كارآمد و ابزار هدايت و راهبری، نعمتی است كه ايرانيان در سال‌های اخير، برای دستيابی به وحدت گفتمانی و توحّد آرمانی در سپهر عمومی جامعه از آن برخوردار بوده‌اند. البته استفاده از اين فناوری اجتماعی نيز مانند هر فناوری ديگری نياز به شناخت و ممارست دارد.
شايد نخستين نكته در بهره‌مندی از اين نام‌گذاری‌ها اين باشد كه شعار و نام هر سال -در مقام تمثيل- مانند فايل‌هايی فشرده‌ -اصطلاحاً زيپ‌شده- است كه مختصر و كوتاه و ‌حداكثر در چند كلمه، حاوی مطالب متعددی از اين قرار است: برآيند ملی تحليل‌های آسيب‌شناسانه از شرايط كشور، مطالعات آينده‌شناسانه از جريان‌ها و وضعيت‌های داخلی و خارجی، توجه به وضعيت داخلی كشور و تبعات و نتايج به‌دست‌آمده از برنامه‌ها و سياست‌های قبلی، عنايت به موقعيت بين‌المللی و جهانی نظام و عصاره‌ای از برنامه‌ی عمل آتی آحاد مردم و مسئولان.
به دليل همين ايجاز، نام‌گذاری سال‌های اخير ‌بايد در مقام فهم و عمل و به ‌نحوی مطلوب و توسط افرادی مطمئن و آشنا به كلام و انديشه‌ی رهبری،‌ با روش‌شناسی متقن، برای همه‌ی سطوح و اصناف مردم، نخبگان، تصميم‌سازان، سياست‌گذاران و مسئولان، بسط داده شود؛ مسأله‌ای كه چه‌بسا در مورد نام‌های سال‌های گذشته فارغ از اشكال و ايراد نبوده و لذا ميزان بهره‌مندی ما از آن‌ها و نيز شكرگذاری از نعمت چنين رهبری داهی و واعی را كاسته است.
رمزگشايی از حماسه
امسال را سال «حماسه‌ی سياسی و حماسه‌ی اقتصادی» خوانده‌اند. به دلايل فوق‌الذكر و به منظور فراهم آوردن زمينه و فضايی كه بتوان از اين عنوان در سطوح مختلف تصميم‌سازی و سياست‌گذاری و حتی عامه‌ی مردم بهره‌ برد،‌ ابتدا بايد بكوشيم كه يك چهارچوب مفهومی از مقوله‌ی «حماسه» را ارائه دهيم. سپس برخی دلالت‌های عملی و راهبردی نام امسال را برای حماسی‌شدن اذهان و رفتارهای ايرانيان -اعم از نخبگان و عموم مردم- استخراج كنيم. به نظر می‌رسد كه اين چهارچوب مفهومی كليدی است كه می‌تواند در رمزگشايی خواسته‌ها و مطالبات رهبر انقلاب اسلامی كمك كند.
«حماسه» در لغت به معنی دلاوری، دليری، صلابت، سختی و نوعی غليان هيجانی است كه در قوای شهويه و غضبيه‌ی انسان شكل می‌گيرد و تداعی‌گر شجاعت‌ها و قهرمانی‌های مطبوع يك فرد، قوم يا ملت است.
شكی نيست كه فطرت كمال‌جو و تعالی‌طلب انسان نمی‌توانسته بدون حماسه باشد. در طول تاريخ و نزد هيچ قومی اين‌چنين نبوده كه در حيات جمعی خود فارغ از حماسه بوده باشند. لذا می‌بينيم كه برساخت‌های مختلف انسانی يا ابعاد وجودی و ساحت‌های انسانی -اعم از شخصيت و رفتار و سبك‌های زندگی در طول تاريخ و حيات بشر- گاهی به صفت «حماسی» متّصف شده‌اند؛ هرچند كه حماسه اصطلاحاً و به‌ويژه در لفظ غربی آن «Epic» اكثراً در ظرف وصفیِ منظوم و آهنگين ريخته شده و عمدتاً در اشعار و حكايات حماسی تجلی يافته است. هر ملتی فهرستی از انواع حماسه‌های معروف و اشعار ماندگار تاريخی خود را دارد.
نبايد فراموش كنيم كه مظروف ظرف واژگانی حماسه نيز -همانند اغلب واژگانِ دارای ظرفيت و گنجايشی كه بتوانند عناصر و مؤلفه‌های فرهنگی و بينشی را در خود بگنجانند- برگرفته از مبادی فرهنگی پُرمغز و عميق اسلامی، سيره و رفتار مؤسسان و مفسّران واقعی انديشه و روح اسلامی و تاريخ مسلمانان و وقايعی كه به‌ويژه بر شيعيان رفته، مظروف و محتوايی ديگر و متفاوت از نمونه‌های باستانی ايرانی يا رومی است. به‌طوری كه در منظومه‌ی معرفتی اسلامی، واژه‌ی حماسه بار مفهومی و معنی اصطلاحی و منحصر‌به‌فردی يافته كه امروزه حتی كليد رمزگشايی بسياری از رويكردها، شخصيت‌ها، وقايع و سبك‌های اجتماعی و سياسی اسلامی-شيعی محسوب می‌شود. تا جايی كه مثلاً استاد شهيد مرتضی مطهری واقعه‌ی كربلا را جز به نام «حماسه‌ی حسينی» نمی‌نامد: «از نظر من كليد شخصيت حسين عليه‌السلام حماسه است، شور است، عظمت است، صلابت است، شدت است، ايستادگى است، حق‌پرستى است.» لذا به نظر می‌رسد كه برآيند ميراث اسلامی و مجاهدت‌ها و قهرمانی‌های بزرگ تاريخ اسلام، ما را به چهارچوب مفهومی زير از واژه‌ی حماسه رهنمون می‌سازد:
حماسه يعنی ...
به تعبير استاد شهيد مطهری: «سخن حماسى يعنى سخنى كه در آن بویى از غيرت و شجاعت و مردانگى باشد. بویى از ايستادگى و مقاومت باشد. [...] شعر يا نثر حماسى آن است كه در روح انسانى جَولان و هيجانى در جهت سلحشورى و مقاومت و ايستادگى و دفاع از عقيده ايجاد كند.» به همين سياق «يك شخصيت حماسى آن كسى است كه در روحش اين موج وجود دارد. يك روحيه‌ی متموّجى از عظمت، غيرت، حمیّت، شجاعت، حس دفاع از حقوق و حس عدالت‌خواهى دارد.»
از عبارات فوق می‌توان دريافت كه «سبك زندگی حماسی»، «انسان حماسی»، «ملت حماسی» و «روحيه و رفتارهای حماسی» كه در پی خلق واقعه‌ای حماسی باشند، برنامه‌ها و الگوهای اقتصادی و سياسی حماسی و هر آن‌چه كه از رفتارها و ساحت‌های انسانی تصور كنيم، ‌همه و همه با شبكه‌ی مفهومی فوق، رنگ و بوی حماسی می‌گيرند، به ‌نحوی كه فقدان هريك از مؤلفه‌های مزبور، حماسه را خالی از محتوای فرهنگی اسلام و تاريخیِ مسلمانان خواهد ساخت و آن را به پوسته‌ای تهی از روح و كاركردهای لازم تبديل خواهد كرد؛ هرچند كه كاركردهای اوليه و قشریِ حماسه همچون هيجان و شور را داشته باشد.
حماسه‌ی واقعی ريشه در فطرت انسانی دارد و لذا از عقلانيت و شعور دور نيست. حماسه در فرهنگ اسلامی، در غليان بی‌هدف و بدون جهت هيجانات و جولان سطحی روح خلاصه نمی‌شود، بلكه با حق‌طلبی و حقيقت‌جويی، عدالت‌خواهی،‌ مردانگی و مانند آن، جهتی انسانی،‌ الهی و عقلانی می‌يابد. حماسه هرچند از دل می‌جوشد، اما با عقل هدايت و با ايمان پشتيبانى می‌شود.
انسان حماسی عزيز است؛ ذليل نمی‌شود و منظلم نيست. حماسه همان مجاهدت همراه با عزت است؛ همچنان‌كه «عنصر دوم [حركت حضرت ابى‌عبداللَّه عليه‌السلام] حماسه است. يعنى اين مجاهدتى كه بايد انجام بگيرد، بايد با عزت اسلامى انجام بگيرد، چون «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ»۱. مسلمان در راهِ همين حركت و اين مجاهدت هم بايد از عزت خود و اسلام حفاظت كند. در اوج مظلوميت، چهره را كه نگاه مى‌كنى، يك چهره‌ى حماسى و عزتمند است. اگر به مبارزات سياسى و نظامىِ تاريخ معاصر خودمان نگاه كنيد، حتى آن‌هایى كه تفنگ گرفته‌اند و به جنگ روياروى جسمى اقدام كرده‌اند، مى‌بينيد كه گاهى خودشان را ذليل كرده‌اند! در منطق عاشورا اما اين مسأله وجود ندارد. حتی آن‌جا كه حسين‌بن‌على عليه‌السلام يك شب را مهلت مى‌گيرد، عزتمندانه مهلت مى‌گيرد. آن‌جایى هم كه مى‌گويد «هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی» -استنصار مى‌كند- از موضع عزت و اقتدار است. آن‌جایى كه در بين راه مدينه تا كوفه با آدم‌هاى گوناگون برخورد مى‌كند و با آن‌ها حرف مى‌زند و از بعضى از آن‌ها يارى مى‌گيرد، از موضع ضعف و ناتوانى نيست. اين هم يك عنصر برجسته‌ى ديگر است. اين عنصر در همه‌ى مجاهداتى كه رهروان عاشورایى در برنامه‌ى خود مى‌گنجانند، بايد ديده شود. همه‌ى اقدام‌هاى مجاهدت‌آميز -چه سياسى، چه تبليغى، چه آن‌جایى كه جاى فداكارى جانى است- بايد از موضع عزت باشد.»
الگوهايی برای سبك زندگی
انسان با حماسه است كه آسيب‌ها و ضعف‌های گذشته‌ی خود را درمی‌يابد، خود را به قله‌ها و قوت قهرمانان خود وصل می‌كند و لذا همت‌ها و حميت‌هايش مضاعف می‌شود. با دلاوری و سلحشوری است كه ذلّت و انظلام نمی‌پذيرد، حقير و زبون نمی‌شود، در برابر هجمه‌ها می‌ايستد و پشت موانع متوقف نمی‌ماند. حماسه نيرو و سوخت حركت و پويايی انسان و منبع عظيم شخصيت و هويت او است. آدمی بدون حماسه شخصيت ندارد، اصالت نمی‌يابد و به‌زبونی در باتلاق شرايط پيرامونی درمی‌ماند.
حماسه‌هايی كه بشر برای خود برگزيده، الگوهايی هستند برای يك سبك زندگی كه انسان در برابر آن قرار گرفته و جميع زوايای زندگی درونی و بيرونی خود را بر اساس آن می‌آرايد. اوج حماسه برای ايرانيان مسلمان در كربلا تصوير شده است. «حادثه‌ی كربلا تراژدى نيست، بلكه حماسه است، افتخار و نورانيت است، تجلى حقيقت و انسانيت است، تجلى حق‌پرستى است. [...] عاشورا نمايشگاهى است از عظمت و عُلوّ بشريت، از رفعت بشريت. نمايشگاه معالى و مكارم انسانيت است. سراسر حماسه است. عظمت و شجاعت و حق‌خواهى و حق‌پرستى در آن موج مى‌زند.» لذاست كه ايرانی مسلمان در طول تاريخ، در همين چهارچوب، حماسه‌های ديگر خود را -اعم از منثور و منظوم يا حماسه‌های اجتماعی و سياسی- در بستری از حق‌طلبی و حقيقت‌جويی و كمك به مظلوم و از بين بردن ظلم و تاريكی شناخته است.
انقلاب اسلامی ايران نيز از اين مهم بيگانه و دور نبوده است؛ چه در تأسيس و چه در تداوم. آن‌چه نظام و مردم ايران را در كوران حوادث به‌ويژه در نيم قرن اخير مصون ساخته و بر دشمن خود پيروز كرده، حماسه‌هايی بوده كه داشته و آفريده است؛ حماسه‌هايی كه در ادامه‌ی مسير شتابدار خود و مواجهه با هجمه‌های خصم‌آلود دشمن نيز به آن‌ها نيازمند است. به‌ويژه در عرصه‌هايی چون جهاد علمی،‌ جهاد و مقاومت اقتصادی،‌ جهاد فرهنگی و جهاد سياسی كه چه‌بسا جوشش روح و شور انقلابی در آن‌ها به‌آسانی جهاد نظامی نباشد. عنصر حماسه اگر برای دفاع مقدس لازم بود، برای ديگر جبهه‌های پيكار انقلاب اسلامی با دشمنان و شياطين مستكبر و طاغوتی‌اش ‌ ضروری‌تر است.
معماری نوين اقتصاد كشور
نقشه‌ی معماری نوين اقتصادی كه رهبر معظم انقلاب در دهه‌ی گذشته برای ايران عزيز ترسيم نموده است، مجموعه‌ی وسيعی از مؤلفه‌ها و واژگان تخصصی و راهبردی اقتصادی را در بر می‌گيرد. طرح مسأله‌ی حماسه‌ی اقتصادی از اين جهت راهبردی و مهم است كه به جميع شعارها، پيام‌ها، راهبردها و سياست‌های كلی اقتصادی قبلی ابلاغی از سوی رهبری، روح انقلابی و اسلامی دميد و ضامن حركت، پويايی و شتاب آن‌ها شد. «حماسه‌ی اقتصادی» شعاری در عرض شعارهای ديگر اقتصادی كشور نيست. دقت در چهارچوب مفهومی حماسه نشان می‌دهد كه جميع شعارهای اقتصادی سال‌های گذشته در طول مفهوم حماسه قابل تعريف‌اند. حماسه‌ی اقتصادی مقوله‌ای جدا از اقتصاد مستحكم و مقاومتی، مجاهدت اقتصادی و همت مضاعف، كار و تلاش خستگی‌ناپذير، نوآوری و شكوفايی و اصلاح الگوهای مصرف و توليد و ... نيست. تحقق حماسه‌ی اقتصادی در گرو تحقق جميع راه‌كارها و سياست‌های خرد و كلانی است كه در معماری نوين اقتصادی در سال‌های گذشته از سوی نخبگان كشور به دست رهبر انقلاب اسلامی ريل‌گذاری شده است. اما طرح اين شعار به جميع پروژه‌ها و پروسه‌های پيشينی كه ايران اسلامی در پيش گرفته، چند نكته را نيز می‌افزايد:
مشق حماسه
الف) ايرانيان، با انقلابی كه كردند، با دفاع مقدسی كه پشت سر گذاردند، با ايستادگی كه مقابل انواع هجمه‌های فرهنگی، امنيتی و اقتصادی داشته‌اند، ثابت كرده‌اند كه شور و شعور حماسی لازم را در عرصه‌های مختلف داشته و دارند. اما برای دستيابی به قله‌ی رفيع موفقيت و تبديل‌شدن به الگو و سرآمد ملت‌های آزاده‌ی جهان، به روحيه‌ی حماسی بيشتری به‌ويژه در عرصه‌ی حيات اقتصادی نياز دارند. كودك ايرانی، نوجوان ايرانی، جوان و زن و مرد ايرانی، بايد حماسی درس بخوانند، حماسی زندگی كنند، حماسی توليد كنند و بيش از پيش روح خود را به حماسه‌های تاريخی، ملی و اسلامی گذشته و معاصر خود گره بزند. نگاهی به كالبد محتوايی و فضای حاكم بر نهادهايی همچون آموزش و پرورش، رسانه‌ی ملی، ساير رسانه‌های مكتوب، تصويری و صوتی، فرهنگ عامه، حوزه‌ها و دانشگاه‌ها و ... نشان می‌دهد كه ما متناسب با سير تكاملی انقلاب و افزايش مسأله‌ها و دشمنی‌های دشمنانش، روح حماسه را بر كالبد جميع هويت‌های فردی، قومی، سازمانی، منطقه‌ای و ملی خود ندميده‌ايم.
به‌راستی امروزه در ايران تا چه اندازه می‌توان سخنرانی حماسی شنيد؟ چند كتاب داستان يا شعر حماسی را می‌توانيم برای كودكانمان متناسب با نيازهای قرن پانزدهمی خود و در مسير پيشرفت كشورمان تهيه كنيم؟ چقدر سرود و فيلم حماسی از رسانه‌ی ملی می‌شنويم و می‌بينيم؟ شخصيت دختر و پسر نوجوان و جوان ايرانی، دانشجو، زن خانه‌دار، مرد كارگر و كارمند ايرانی برای حيات سياسی، ‌فرهنگی و اقتصادی خود كجا بايد از حماسه پُر شود؟ آيا اهالی هنر و ادب و رسانه و منبر و كلاس، تمرين و مشقی برای حماسه‌سرايی و حماسه‌سازی دارند؟
رصد فضای حماسی كشور
ب) ايرانی مسلمان، ظرفيت‌های بالقوه‌ی منابع حماسی و تاريخی، ملی و دينی خود را هنوز به‌قدر كفايت استحصال نكرده است؛ نه حماسه‌های زندگی معصومين عليهم‌السلام -به‌ويژه حماسه‌ی كربلا- و نه حماسه‌ی هشت سال دفاع مقدس و نه حماسه‌ی سازندگی و مديريت و جامعه‌سازی اين سه دهه‌ی حماسی را. انقلابی كه نه‌تنها توانست كشور را علی‌رغم همه‌ی هجمه‌ها و دشمنی‌هايی كه حتی درصدی از آن می‌توانست ريشه‌ی ملتی را بخشكاند،‌ سرپا نگهداشته است، بلكه رشد و پيشرفت در جميع شئونات علمی، فرهنگی، سياسی، و اقتصادی را به ثبت رسانيده است. اين مهم جز با حماسه‌هايی كه در كارگاه‌ها، كارخانه‌ها، بيمارستان‌ها، ادارات، ‌مدارس،‌ خانه‌ها و بازارهای ايران اسلامی كه به دست تك‌تك ايرانيان غيور در طی اين سی سال رقم خورده، نبوده است.
حماسه هنوز به اندازه‌ی كافی معرفی نشده و بازآفرينی هنری و ادبی و علمی درباره‌ی آن پديد نيامده است. ظرفيت‌های حماسی كه در تك‌تك افراد تاريخ اسلام و معاصر ما وجود دارد، هنوز در زندگی‌ ما ايرانيان كاملاً احيا و متبلور نشده است. متأسفانه اغلب حماسه‌های ناب و اصيل ايران، برای جوانان امروز ايران ناشناخته مانده و بدون پند و درس برای امروز، به گوشه‌ی غفلت افتاده‌اند.
پروژه‌ها، مسأله‌ها و گردنه‌هايی كه ايران اسلامی در تداوم موفقيت‌هايش با آن‌ها مواجه است، حماسه‌آفرينی می‌طلبد. لازم است قرارگاهی -همچون شورای عالی انقلاب فرهنگی- نسبت به مسأله‌ی دميدن روح حماسه و خلق فرهنگ حماسه‌آفرينی، اقدامی راهبردی و حاكميتی داشته باشد. رصد فضای حماسی كشور، ترسيم وضع موجود در قبال عناصر و مؤلفه‌های حماسی مطلوب ايرانی-اسلامی و تدوين سياست‌ها و تنظيم مقررات حمايتی و تشويقی از بازآفرينی و احيای اين مؤلفه‌ها و فراخوان عظيم همه‌ی اهالی هنر و رسانه و نخبگان برای خلق و آفرينش آثار حماسی، از اقدامات لازم نهادهای فرهنگی كشور است.
حماسه و سبك زندگی
ج) حماسه برای ايران اسلامی، دل‌مشغولی روح و قلقلك هيجان و خلسه‌ی شيرين در كنار امواج خواب‌آور آرزوها نيست. كاركرد حماسه برای ايرانيان مسلمان در دهه‌ی چهارم پيشرفتش، غير از كاركرد حماسه‌ی «ايلياد و اوديسه» يا اسطوره‌خوانی پای كرسی گرم در شب‌های دراز زمستانی است. ما نياز داريم كه حماسه‌ها را در عرصه‌های مختلف زندگی -سياسی، اقتصادی، فرهنگی- برای اصناف و طبقات مختلف مردمی به ‌نحوی ملموس و كاربردی نسبت به زندگی روزانه‌ی آن‌ها تعريف كنيم. حماسه‌ی اقتصادی يا اجتماعی يك زن خانه‌دار، حماسه‌ی اقتصادی يا علمی يك نوجوان دانش‌آموز، حماسه‌ی يك خانواده، يك سازمان يا يك شهر، بايد طوری ‌تعريف شده باشد كه تصويری ملموس و كاربردی از سبك زندگی شخص را در اختيارش قرار دهد. حماسه حركتی جهش‌گونه‌ است كه همه‌ی عرصه‌های به‌ظاهر غير حماسی و روزمره را درمی‌نوردد. همان‌طور كه رهبر انقلاب گفتند: «اين می‌شود حماسه. آحاد مردم -چه در مصرفشان، چه در توليدشان؛ بخش‌هاى مولد يك‌جور، بخش‌هاى مصرف‌كننده يك‌جور، بخش‌هاى خدمات يك‌جور- بدانند كه براى پيشرفت كشور حركتِ جهش‌گونه لازم است، خلق حماسه لازم است. آن وقت كشور پيش خواهد رفت، استقرار پيدا خواهد شد.»(بيانات در ديدار كارگران و فعالان بخش توليد كشور ۱۳۹۲/۲/۷)
زندگی حماسی ‌بايد با شاخص‌هايی دقيق در زندگی ما ساری و جاری باشد. ايرانی امروز اگر با عدد و رقم آمار پيشرفت‌های اقتصادی‌اش را می‌شنيد و خود را در مقايسه با تاريخی كه بر ملل ديگر گذشته می‌ديد،‌ غرور و عزتی بيش از آن‌چه امروز داشت، به وی دست می‌داد و اين‌گونه است كه سياه‌نمايی‌های داخلی و خارجی بی‌اثر می‌ماند.
همه‌ی ملت‌های موفق و راقيه، چنين زمينه‌ای را ولو در چهارچوب‌های بومی خود داشته‌اند. به دانش‌آموزان كره‌ای دهه‌ی شصت آموخته بودند كه همكلاسی‌هايشان را كه شكلات خارجی يا نوشت‌افزار خارجی داشتند، خائن به ميهن و پيشرفت كشورشان ببيند، زيرا كشورشان ارز خارجی محدود خود را فقط ‌بايد برای واردات فناوری‌های پيشرفته به كشورشان مصرف می‌كرد! امروزه اما فرزندان ايران‌زمين وقتی تمامی نوشت‌افزارشان خارجی است، آيا غيرت‌مندانه اعتراض می‌كنند؟! زنان خانه‌دار ايرانی آيا خريد كالای ايرانی ولو كم‌كيفيت و گران‌تر را مجاهدت می‌بينند يا اصلا حاضر به اين مجاهدت هستند؟! ...
ابزاری كارآمد
د) امروز ما نيازمند كاركردهايی هستيم كه يا جز به حماسه نصيبمان نمی‌شود، يا اين‌كه حماسه ابزاری كارآمد در برخوداری از آن‌هاست. حماسه با چهارچوب مفهومی اسلامی -كه از كتاب حماسه‌ی حسينی شهيد مطهری در نيم قرن پيش استخراج كرديم-‌ باعث می‌شود كه جهت و سمت و سوی فعاليت‌ها به سوی حق‌طلبی و نورانيت و عدالت‌خواهی و ايستادگی و مقاومت بماند. يادآوری مجد و عظمتی كه داشته‌ايم و در سير تاريخی آفرينش انسان خواهيم داشت، روح اميد را در جان تك‌تك ما می‌دمد، شدت و صلابت،‌ حميت، همت، دلاوری و دليری را برای فرزندان ايران اسلامی تضمين می‌كند و به اين‌ها معنی می‌بخشد. اين‌گونه است كه اقتصادی مقاومتی در چهارچوب اين انقلاب،‌ معنايی جز مقاومت در اقتصادهای ديگر می‌يابد.
انسان حماسی اميدوار است؛ اميدی واقع‌بينانه و واقع‌گرايانه. «حماسه‌آفرينى اين است: فضاى بدبينى به وجود نيايد. فضاى سوء ظن به وجود نيايد. فضاى اميد، فضاى خوش‌بينى، فضاى نگاه به چشم‌اندازها به وجود آيد. چشم‌اندازهایى كه قطعى است، يقينى است، حقيقى است، تلقينى نيست.»(بيانات در ديدار جمعی از مداحان ۱۳۹۲/۲/۱۱)
انسان حماسی در مقابل فشارها سر خم نمی‌كند، ذلت نمی‌پذيرد، با اتكال به خدا و همه‌ی نيروهای الهی، خود را در صحنه‌ی كارزار و زندگی تنها نمی‌بيند‌ و به نتيجه‌بخشی تلاش‌های خالصانه‌ی خود اطمينان دارد. اكسير حماسه را اگر به وجود هر انسانی بزنند، چنان علوّ و تعالی به روح وی می‌دمد كه ديگر به مراتب و منازل نازل اكتفا نمی‌كند و‌ دست به ناحق و باطل نمی‌آلايد؛ «مَن هانَت عَلَيهِ نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرّهُ»۲ و «ما زنا غيور قط»۳ و ...
حماسه نيروی لايزال و مداوم حركت به سوی بزرگی‌ها و بزرگواری‌هاست. حماسه -به معنی رايج جهانی آن- ممكن است گونه‌های نادر‌ يا حتی مدافعان ويت‌كنگی و عمليات‌كنندگان انتحاری ژاپنی را نيز شامل شود، اما حماسه‌ی شيعی‌ با فلسفه‌ی آفرينش و غايت الهی، با فلسفه‌ی تاريخ و سير تكاملی بشر،‌ با انسان و كرامت وی،‌ با دردها و آلام بشريت گذشته و نسل‌های آينده گره می‌خورد و مواردی همچون حسين عليه‌السلام و ياران او را می‌آفريند، چونان امام خمينی رضوان‌الله‌عليه و ياران او؛ از شهدای انقلاب و دفاع مقدس تا جانبازان و ايثارگران. حماسه به فرد و جامعه هويت می‌دهد، چراكه وی را به خيل بزرگان و بزرگواران تاريخش وصل می‌كند. حافظه‌های تاريخی را زنده نگه‌ می‌دارد و پيوندی می‌شود با گذشته.
مهم‌ترين نيروی جهش
حماسه‌ تأمين‌كننده و ضامن عنصر مردمی در نظام است. اقتصاد مقاومتی تنها با حماسه است كه مردمی می‌شود و مردمی می‌ماند. حماسه جز با مردم و در مردم شكل نمی‌گيرد. «حماسه‌ى سياسى و حماسه‌ى اقتصادى، هر دو مقوله از مقولاتى است كه آحاد ملت در آن می‌توانند نقش ايفاء كنند، و تا آحاد ملت نقش ايفاء نكنند، حماسه به‌وجود نمى‌آيد.»(بيانات در ديدار جمعی از فرهنگيان ۱۳۹۲/۲/۱۸)
ملتی كه اهداف بلند و والا دارد‌ و می‌خواهد چشم به موفقيت‌ها و پيشرفت‌های بزرگ داشته باشد،‌ بدون حماسه راه به جايی نمی‌برد. حماسه مهم‌ترين نيروی جهش و برداشتن گام‌های بزرگ به سوی مقاصد عالی و والاست. «كشور ما و ملت بزرگ ما با اهداف و آرمان‌هایى كه دارد، به حماسه‌سازى در بخش‌هاى مختلف نياز دارد. ما بايد با جهش پيش برويم. برادران و خواهران عزيز! اين ملت با همه‌ى استعدادى كه دارد، در طول دوران طولانى اختناق -كه بعد هم اين اختناق همراه شد با دخالت بيگانگان و سلطه‌ى سياسى و اقتصادى و فرهنگى بيگانگان- عقب ماند. از جاده‌ى علم عقب مانديم. از سازندگى عقب مانديم. از اقتصاد عقب مانديم. دچار آفت‌هاى گوناگون فرهنگى و معرفتى شديم. انقلاب اين فرصت را در مقابل ملت ايران گذاشت كه اين عقب‌ماندگى را جبران كند، و مى‌بينيد كه در طول سه دهه‌ى گذشته‌ى انقلاب، ملت ايران چه مهارتى از خود نشان داد، چه پيشرفتى كرد، چه استعدادى در وجود خود ارائه كرد به همه‌ى بينندگان در سرتاسر عالم.»(بيانات در ديدار جمعی از فرهنگيان ۱۳۹۲/۲/۱۸)
پی‌نوشت‌ها:
۱. بخشی از آيه ۸ سوره منافقون؛ عزت و اقتدار از آن خدا و رسول او و مؤمنان است.
۲. حديث از امام هادی عليه‌السلام: از شرّ كسى كه خودش را سبك شمارد، ايمن مباش.
۳. حكمت ۳۰۵ نهج‌البلاغه: انسان شريف و غيور زنا نمی‌‌كند.
captcha