سالن چهارسوی مجموعه تئاتر شهر اين روزها ميزبان نمايشی به نام «ناتمام» به نويسندگی هاله مشتاقینيا و كارگردانی سيما تيرانداز است؛ نمايشی كه هر چند در نگاه نخست يك اثر دينی نيست اما روايت خانوادهای از بیشمار خانوادههای ايرانی است كه به ورطه زندگی به دور از اصالتها و باورهای ملی و دينی خود افتادهاند كه به انحطاط اخلاقی و سردی روابط ميان آنها منجر شده است.
اين نمايش كه در سی و يكمين جشنواره بينالمللی «تئاتر فجر» با نام «مرد مقابل» به روی صحنه رفته بود، داستان خانوادهای متشكل از فرامرز؛ مرد خانه، مستانه؛ زن خانه و فرزندشان شروين است كه به ظاهر زندگی عادی و خوشبختی دارند اما ورود مردی به نام هومان كه مدتها در خارج از كشور زندگی كرده است و دوست خانودگی آنهاست به خانه، مسائل گوناگونی را برملا میكند.
نكاتی در جريان اين نمايش مورد نظر نويسنده و كارگردان آن بوده كه نشان از نگاه موشكافانه آنها نسبت به ويژگیهای سبك نامأنوس زندگی غربی دارد و اين اثر درصدد پرداختن به آنهاست و البته قضاوتی كه بايد از سوی مخاطب صورت گيرد كه در ادامه به نمونههايی از آن اشاره میشود:
1- ارتباط ميان والدين اين خانواده و فرزندشان كه به دور از شأنی است كه اسلام به آن تأكيد دارد و البته برداشتی مستقيم از رواج اين نوع ارتباطات در ميان خانوادههای مسلمان ايرانی است.
2- نوع گويش فرزند خانواده با پدر و مادرش كه بسيار نامحترمانه است و همچنين خطاب قرار دادن آنها با نام كوچك كه بارها اين امر از سوی بزرگان دين مورد سرزنش واقع شده است.
3- رواج يافتن خرافهپرستی در جامعه كه در اين نمايش نيز به خوبی و به ويژه در ارتباط اشخاص زن نمايش يعنی مساتنه و ركسانا بدان پرداخت شده است و البته متأسفانه امری است كه به وفور در جامعه ايرانی و در محافل زنانه با آن برخورد داريم كه در قالب فال قهوه، فال ورق، كفبينی و از اين دست اعمال به عقايد پوچ دامن میزنند.
4- دوری از سادهزيستی و تجملگرايی حاصل از رواج خط مشی نادرست در ميان خانوادههای ايرانی كه به چشم و همچشمی مرسوم است و موجب زيادهخواهی همسران از يكديگر و برآورده شدن توقع بيجای آنها از يكديگر در رقابتی كاذب با همنوعان خود میشود.
5- كسب روزی از راههايی نامشروع كه البته اين مسئله نيز حاصل از عدم قناعت در زندگی امروز ايرانی است و البته در مواردی به جهت ورود چنين ثروتی به خانواده، اثرات وضعی منفی خود را بر روابط خانواده میگذارد.
6- رابطهای نامناسب ميان زن و شوهر خانواده كه البته اين روزها بسيار معمول شده است و مرد به بهانه اينكه تمام تلاش خود را میكند كه خانواده را از نظر مادی تأمين كند تا اصطلاحاً مشكلی در زندگی نداشته باشند، رابطهای سرد و صرفاً ابزاری از همسر و فرزند خود دارد و مثلاً تنها خواسته او از همسرش پخت و پز و ارائه خدمات در خانه به منظور آرامش و راحتی اوست.
موارد بیشماری كه گرتهبرداری از سبك زندگی غربی است را میتوان در جای جای اين نمايش تنها به دليل طرح موضوع، ديد كه نتيجه همه آنها برهم خوردن نظام خانواده و ترك خانه از سوی زن به دليل تأمين نشدن نيازهای عاطفی او در زندگی با همسر و فرزندش و مسائلی از اين دست است و نهايت از همپاشيدگی اركان خانواده.
و البته تمهيدی كه نويسنده نمايش و در امتداد آن كارگردان در جريان روايت آن انديشيدهاند نيز تنها تلنگری هرچند ناچيز و مقطعی برای آن به كار برده میشود تا عاملی بازدارنده برای تغيير نگرش خانواده نمايش نسبت به نوع زندگی خود باشد و آن حضور فردی است به نام هومان كه دوست خانوادگی آنهاست و سرخورده از مختصاتی شديدتر و پر رنگتر از روال چنين زندگی در غرب، همچنان با ديدی حسرتبار به گذشتههای دور خود نظر دارد و تا اندازهای تلاش میكند تا اعضای خانواده را نسبت به علايق خود، ريشهها و اصالتهای فرهنگی كه در آن متولد شدهاند و شكل گرفتهاند هوشيار كند.
به هر حال نمايش «ناتمام» بنا به رسالت هنرمند كه تنها طراح مسئله است و نه حلال آن،برش كوچكی از زندگی معمول يك خانواده ايرانی است كه خواسته و يا ناخواسته در گيرودار سنت و مدرنيته، غرق در برخی ظواهر چشمنواز غربی شدهاند تا مگر راه نجاتی از اين ورطه برايشان پيدا شود.
يادآور میشود، نمايش «ناتمام» به كارگردانی سيما تيرانداز هر روز به غير از شنبهها ساعت 20 در سالن چهارسوی مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه میرود.