سامان سالور، كارگردان سينما در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، درباره عملكرد سينما در حوزه تاريخنگاری انقلاب اظهار كرد: مسلم است كه سينمای ايران در حوزه تاريخنگاری معاصر عملكرد مناسبی نداشته است، زيرا در اين حوزه به آن اندازه توليدات به سمت سطحینگری و سفارشیسازی سوق پيدا كردهاند كه سبب شده تماشاگر از چنين كارهايی رو برگردان شود. اين نگاه در برخی فيلمهايی سينمايی هم تنها به موضوعات انقلابی مختص نشده است، بلكه فيلمهايی كه در آن به موضوعاتی چون دفاع مقدس، تسخير لانه جاسوسی و ... پرداخته شده هم هم چنينی نگاهی دارند.
وی افزود: در اين ميان اكثر فيلمهای سفارشی نيز آثاری هستند كه تهيهكننده آن بخش دولتی است. اين وضعيت نابسامان در حوزه تاريخنگاری انقلاب در سينما در شرايطی است كه اين حوزه میتوانست به دليل جذابيتهايی كه دارد الهامبخش آثار فاخری باشد، چون تاريخ سينما نشان داده در به تصوير كشيدن رويدادهای تاريخی و باشكوه تبحری خاص دارد و اين تنها سينمای ماست كه نتوانسته از آن به درستی استفاده كند.
سالور در پاسخ به اين سؤال كه آيا هر سفارشی را میتوان به معنای معضلی در سينما محسوب كرد؟ گفت: وقتی از سفارشیبودن برخی از فيلمها سخن میگوييم منظور اين نيست كه تهيهكننده آن بخش خصوصی است يا دولتی، چون يك كار سفارشی میتواند توسط بخش خصوصی هم توليد شود. در كلامی ديگر زمانی به يك فيلم عنوان سفارشی تعلق میگيرد كه آن كار رسالت خود را فراموش كرده و به نوعی در پی منافع شخصی يا حزبی تهيهكننده يا سرمايهگذار فيلم باشد. اينجاست كه كار سفارشی میشود و خاصيت خود را از دست میدهد.
كارگردان فيلم «سيزده 59» اضافه كرد: تاريخ سينما هم در كارهای بسياری ثابت كرده كه اين دسته توليدات اساسا كارهای موفقی نيستند. اين وضعيت به سينمای ايران مختص نمیشود، بلكه درباره كارهای خارجی نيز صدق میكند، فيلمهايی كه دارای پروداكشنهای عظيم بودهاند، اما به دليل هدفگذاری خاص و سفارشی بودن نتوانستهاند در جذب تماشاگر به موفقيت لازم دست پيدا كنند.
وی در تكميل توضيح فوق گفت: من دليل ديگری كه سينمای جهان به ويژه غرب را در پرداختن به موضوعات معاصر موفقتر از سينمای كشورمان میدانم اين است كه آنها از قدرت مانور بيشتری برای بيان موضوعات مورد نظر خود بهره میبرند. در كلام ديگر آنها قادرند به راحتی رؤياپردازی را با واقعيت در هم آميزند، اما برای سينمای ما چنين امكانی فراهم نيست و يك فيلمساز حتما بايد در يك كار تاريخی مطابق بر واقعيت عمل كند و هيچگونه رؤياپردازی را در آن دخيل نكند.
وی در بخش ديگری از سخنان خود متذكر شد: من تجربه كار دفاع مقدسی دارم؛ كارهايی كه در آن سعی كردم عملكردی مستقل داشته باشم، اما تماشاگر ما به اندازهای از اين دسته توليدات دلزده شده كه تصور میكند هر كاری كه در اين ژانر توليد میشود كاری سفارشی است، درصورتیكه ممكن است كاری به دور از گرايشهای خاص، تنها در پی روايت داستانی با جذابيتهايی سينمايی باشد، ولی در عمل میبينيم كه چنين موقعيتی برای فيلمهای مستقل فراهم نيست.
اين كارگردان سينما با بيان اينكه شخصيتهای تاريخی را نبايد در آثار سينمايی تحريف كنيم، بيان كرد: متأسفانه ما كمتر اجازه دادهايم كه تصويری درست از افرادی كه در تاريخ معاصر نقش داشتهاند در سينما ترسيم شود. منظورم از اين گفته اين است اگر فردی در شكلگيری قيام 17 شهريور نقش داشته، اما امروز جز موافقان ما نيست دليلی نباشد تا اولا بخواهيم آن شخصيت را تحريف كنيم يا اينكه بخواهيم به واسطه بودن چنين شخصيتی اصل ماجرا را ناديده بگيريم، زيرا اين محدوديتها هيچگاه مسير روشنی پيش روی نخواهد گذاشت، بلكه هر چه بيشتر جوانان ما را با تاريخ كشورمان غريبه خواهد كرد.
وی در پايان خاطرنشان كرد: از نگاه من اگر شخصيتپردازی در فيلمهای سينمايی آنگونه باشد كه در عالم واقع است، مطمئنا تماشاگر آن را خواهد پذيرفت، والا مطئن باشيد تحريف افراد به اين بهانه كه موافق يا مخالف ما هستند نه تنها تماشاگر را از اينگونه توليدات دور خواهد كرد، بلكه سبب خواهد شد افراد نسبت به تاريخ معاصر، نگاهی خوشبينانه نداشته باشند. برای رهايی از اين رويكرد غلط هم راه حل اصلی بالا رفتن سعه صدر مسئولان سينمايی است تا اجازه دهند آنچه كه روی داده روی پرده نقش بندد.