کد خبر: 2587466
تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۴

خشونت آشكارترين مشخصه جريان تكفير است

گروه سياسی: خشونت، آشكارترين مشخصه‌ای است كه يك تكفيری با آن شناخته می‌شود و در واقع تابلوی اوست، امام علی عليه‌السلام درباره‌ی تكفيری‌های زمان خود می‌فرمايند: «سيوفكم علی عواتقكم»، يعنی شمشيرهايتان بر گردن‌هايتان آويخته است.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای «اختلاف» همواره يكی از سياست‌های ثابت دشمنان جهان اسلام برای تضعيف قدرت كشورهای اسلامی بوده است. يكی از بزرگ‌ترين ثمره‌های اين سياست، تأمين امنيت رژيم صهيونيستی در منطقه است. رهبر انقلاب اسلامی در ديدار اخير خود با اعضای مجلس خبرگان رهبری به اين مسئله اشاره كردند: «يكى از راهبردهاى اساسى دشمنان اسلام و بخصوص دشمنان نظام اسلامى در منطقه، راهبرد ايجاد اختلاف فرقه‌اى و مذهبى و مسئله‌ى شيعه و سنّى است؛ اين را توجه داشته باشيد. و دو دسته عامل و مزدور دشمن در اين زمينه شدند: يك دسته از سنّى‌ها، يك دسته از شيعه‌ها؛ يك دسته آن تكفيری‌هاى منحرفِ از حقيقت دين، يك دسته هم از كسانى كه براى دشمن كار می‌كنند، زير اسم شيعه و به نام شيعه». حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر احمد مبلغی، رئيس دانشگاه مذاهب اسلامی در گفتاری به تبيين خطرات تكفير برای جهان اسلام و معرفی ابزارهای لازم برای مبارزه با آن پرداخته است.
* وجوه تمايز تكفير در عصر حاضر
امروزه بزرگ‌ترين عامل تهديدكننده‌ی كيان امت و مذاهب اسلامی «تكفير» است. تكفير يك پديده‌ی رو به فزونی است كه در صورت عدم كنترل و مهار، امكان رشد می‌يابد. گسترش اين پديده‌ی خطرناك موجب وارد آمدن آسيب‌هايی بر فطرت انسان‌ها، آينده‌ی جامعه و امت اسلامی می‌شود و به مرور ابعاد بيشتر و كوبنده‌تری پيدا می‌كند. تكفير مناسبات امت اسلامی را به هم می‌زند و امت بی‌مناسبات رو به زوال است. آن‌چه می‌تواند اجزای اين امت را به همديگر متصل كند و آن‌ها را در كنار هم، در يك جو آرام، پر نشاط و پرعلاقه نسبت به هم و در ارتباط با هم قرار دهد مناسبات است. اگر اين مناسبات به خاطر تكفير از بين برود، رفتارهای ناهنجار تا سرحد كشت و كشتار جايگزين آن می‌شود.
تكفير، اما پديده‌ای نوظهور در تاريخ اسلام نيست، بلكه در دل تاريخ، در پاره‌ای از مقاطع، به دلايل اجتماعی و فكری و زمينه‌های موجود روی داده است. بنابراين تكفير ماهيتاً همانی است كه در گذشته هم بوده؛ اما آن‌چه كه تكفير عصر حاضر را از گذشته متمايز می‌كند چهار خصوصيت است. يك: ابعاد جهانی آن، دو: شبكه‌ای شدن تكفيری‌ها، سه: اقدام به كشتارهای نامتعارف و وحشيانه و چهار: مشوش و مشوه نمودن چهره‌ی اسلام رحمانی در اذهان مردم دنيا.
آسيب‌های ناشی از عمل تكفيری‌ها از مرزهای اسلام عبور می‌كند. تكفير بر تن عمل زشت كشتن انسان‌ها لباس تقدس و دين را پوشانده و با اين كار دست به نسل‌كشی می‌زند. اين اقدامات همه‌چيز را بر باد فنا خواهد داد. امروز اگرچه سخن از مبارزه با تكفيری‌ها گاه و بی‌گاه شنيده می‌شود، اما به نظر می‌رسد گام‌های عملی و نظری قابل توجهی برای مقابله با آن‌ها برداشته نشده است.
* ابزارهای مقابله با تكفير
عموم واكنش‌ها به مسأله‌ی تكفير دوگونه است: واكنش نخست برانگيخته شدن يك احساس تنفر در مردم است. وضعيت دوم آن است كه عده‌ای می‌گويند تكفير بد و حرام است، و اين موضع آنان پايان ماجرا است؛ ديگر بحثی از تكفير، ريشه‌ها و مؤلفه‌های آن و راهكارهای مبارزه با آن نمی‌شود. ما بايد به سمت پايان دادن به تحريم كردن صرف و آغاز بحث‌های جدی مبارزه با تكفير حركت كنيم.
اما برای مبارزه با تكفير ابزارهايی لازم است. نخستين ابزار، آشنايی با شاخص‌ها و ملاك‌های تفكر و اقدامات تكفيری است. ابزار دوم، شناختن مؤلفه‌ها و عناصر تشكيل‌دهنده‌ی تكفير است. پس از بدست آوردن اين دو ابزار بايد با شناسايی زمينه‌ها و بسترهای ايجاد و رشد تكفير، به ارائه‌ی راه‌حل‌های مقابله با آن پرداخت. راه‌حل‌هايی كه بايد از مختصاتی مانند فراگير بودن، مشاركت همه‌ی مذاهب، اتفاق نظر همگان و ملتزم شدن به رعايت آن‌ها بهره‌مند باشد.
* شاخصه‌های تكفير
شاخصه‌های تكفير عبارت است از اوصافی كه اگر در جامعه‌ای مشاهده شد به‌راحتی و به سادگی می‌توان از ديدن آن اوصاف پی برد به اين‌كه: يك. تكفير وجود دارد، دو. تكفير در چه سطحی است؟ سه. عمق تكفير چقدر است؟ چهار. مسير و مقصد تكفير كجاست؟ با اين توضيح، شاخصه‌های تكفير عبارتند از:
۱. خشونت عريان و دائمی
خشونت، آشكارترين مشخصه‌ای است كه يك تكفيری با آن شناخته می‌شود و در واقع تابلوی اوست. امام علی عليه‌السلام درباره‌ی تكفيری‌های زمان خود می‌فرمايند: «سيوفكم علی عواتقكم»۱ يعنی شمشيرهايتان بر گردن‌هايتان آويخته است. محل قرارگيری شمشير در نيام است، اما وقتی برود روی گردن، يعنی من می‌خواهم كسی را بكشم.
۲. آسيب زدن به افراد بی‌گناه و غير دخيل در موضوع
خلط كردن افراد يك مجموعه و كشتن همگی آن‌ها برخلاف آيه‌ی شريفه‌ی «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى»۲. اسلام دقت دارد كه اگر خطايی از پدر سر زد، گناه آن به پای پسر نوشته نشود. مشخصه‌ی تكفير آن است كه نمی‌تواند اين‌گونه باشد. هر جا كه يك تكفيری حضور داشته باشد، يك منطقه را به آتش می‌كشد. او نمی‌تواند اقدامات افراد را به ديگران سرايت ندهد.
۳. حركت تصاعدی در تكفير ديگران
آن‌ها ابتدا ديگران را گمراه می‌خوانند، سپس آن‌ها را تكفير می‌كنند و در مرحله‌ی سوم آن‌ها را بدون متمايز نمودن از يكديگر می‌كشند و در اين مسير خود ابتدا از يك نفر يا يك جمعيت كم شروع می‌كنند و سپس دايره‌ی گمراهان و كافران را گسترش می‌دهند. در فرد تكفيری تصاعد و افزايش نهادينه شده است؛ او هميشه دايره‌ی متدينان را تنگ‌تر می‌كند. چنان‌كه اميرالمؤمنين عليه‌السلام خطاب به تكفيری‌های زمان خود فرمودند: اگر مخالفت با من از اين روست كه می‌پنداريد من خطا كرده‌ام و گمراه شده‌ام، پس چرا همه را از دم شمشيرهايی كه بر شانه حمايل كرده‌ايد، می‌گذرانيد و كسی كه گناه كرده با كسی كه گناه نكرده درهم می‌آميزيد؟۳
۴. كشتن اهل اسلام
اين مشخصه برای تكفيری‌ها وجود دارد كه ميدان و محل كشتار را داخل امت مسلمان قرار می‌دهند و كشتن را متوجه مسلمانان می‌كنند. آنان عطشی سيرناشدنی در مسلمان‌كشی و برادركشی دارند. در كتب اهل‌سنت روايتی است از قول پيامبر صلی‌الله‌عليه‌وآله در وصف خوارج كه فرمودند: «يقتلون اهل الاسلام» آنان اهل اسلام را می‌كشند.
۵. فاصله گرفتن از دين
مستندات روايی اين شاخص در كتب شيعه و اهل‌سنت آمده است. تعبير دينی آن «مروق» به معنای عبور كردن از اسلام است: «یَمْرُقُونَ مِنَ الْإِسْلَامِ كَمَا یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِیَّةِ»۴ اين فرمايش پيامبر اسلام صلی‌الله‌عليه‌وآله است. يعنی مشخصه‌ی فكری اين‌ها آن است كه در محدوده‌ی اسلام باقی نمی‌مانند؛ چراكه حدود را علما مشخص می‌كنند و تكفيری‌ها اصلاً كاری با علما ندارند.
* مؤلفه‌های تكفير
تكفير از چه عناصری تشكيل شده است؟ شناختن اين عناصر به افراد و مجموعه‌ها كمك می‌كند تا از نزديك شدن به فضای تكفير پرهيز كنند. دو مؤلفه‌ی مهم تكفير عبارت است از «جهل» و «عنصر روحی و روانی».
۱. جهل
«جهل» گاهی در مقابل «عقل»، گاهی در مقابل «علم» و گاهی در مقابل «فقه» به كار گرفته می‌شود. البته هم‌پوشانی‌هايی هم بين اين مفاهيم وجود دارد. در اين‌جا منظور ما از جهل، مفهومی در مقابل فقه است. تكفيری‌ها فقيه نيستند و فقهی هم ندارند. اصولاً تكفير نه در فضای فقه، بلكه در فضای جهل شكل می‌گيرد. منظور ما از فقه در اين‌جا معنای مصطلح امروزين آن نيست، بلكه همان فقهی مقصود ما است كه در صدر اسلام بوده و سه شعبه داشته است: فقه رفتار، فقه نفس و فقه وجود.
فقه رفتار، احكام پنج‌گانه‌ی واجب، حرام، مستحب، مكروه و مباح را تبيين می‌كند. فقه نفس، انسان را از گرفتار شدن در زندگی دنيايی و غفلت از سعادت اخروی بازمی‌دارد و او را به تهذيب و توجه به آخرت سفارش می‌كند. اما فقه وجود، فقهی است كه به انسان سعه و گستره می‌بخشد. فقه وجود، فرد را به خدا به عنوان منشأ وجود، رحمت و لطافت و خالق همه‌ی زيبايی‌ها و جمال‌ها و خوبی‌ها مرتبط می‌كند. كسی كه از فقه وجود بی‌بهره باشد ارتباط او با خدا ارتباطی تشريفاتی است. اعمال دينی او باعث تحول در او نمی‌شود. او نمی‌تواند تجلی زيبايی‌های ارتباط با خدا و وجه معنوی و رحمانی خدا باشد.
فقه وجود باعث می‌شود كه دين برای انسان‌ها صرفاً يك مناسك نباشد. در روايات داريم كه: «هل الدين الا الحب»۵ آيا دين چيزی جز محبت و علاقه است؟ دين می‌خواهد يك محبت ويژه در انسان نسبت به خدا ايجاد كند تا او كانون محبت به خدا باشد و از آن محبت، محبت‌هايی به ديگر انسان‌ها بتراود. در روايت ديگری به نقل از حضرت امير عليه‌السلام آمده است كه «الْفَقِيهُ كُلُّ الْفَقِيهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَمْ یُؤْیِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ»۵ يعنی آن كسی فقيه كامل است كه مردم را از رحمت خدا مأيوس نكند. اين آموزه‌ها جزء ادبيات دينی ما است.
ما بايد مراقب باشيم كه فقط فقه رفتار را به ميدان نياوريم. اگر فقه رفتار كه خيلی هم لازم است به تنهايی به ميدان بيايد و آن فقه وجود و فقه اساسی كه انسان را با خدا از درون مرتبط می‌كند نه از بيرون و به عنوان مناسك، ممكن است انسان‌ها با رحمت خدا نتوانند ارتباط قلبی و درونی پيدا كنند. متأسفانه اين ادبيات دينی، به دليل تعطيل شدن فقه وجود كمرنگ شده است. ما امروز نيازمند آن هستيم كه اوليای جامعه‌ی اسلامی برای ايجاد يك تحول اساسی در نوع و كيفيت ارتباط انسان‌ها با خدا برنامه‌ريزی كنند. انسان عصر حاضر تشنه‌ی زيبايی، محبت و آرامش درونی است. و اين چيزی است كه تنها با ارتباط واقعی با خدا حاصل می‌شود نه با ارتباط تشريفاتی.
بايد كاری كرد تا خشكی‌ها و عطش‌های روحی جامعه برطرف شود. جامعه‌ی خشك و تشنه زمينه‌ساز شكل‌گيری تكفير است. محبت خدا در دل‌های خشن جايی ندارد. خدا در اين جامعه وسيله‌ای می‌شود صرفاً برای سختگيری. مشكل تكفيری‌ها چيست؟ مشكلشان اين است كه به هيچ كدام از اين سه شعبه‌ی فقهی قائل نيستند. اگر كسی با دين مرتبط بشود و به فقه كاری نداشته باشد، اين ارتباط او می‌شود جهل و دين او می‌شود منشأ سخت‌گيری. او گمان می‌كند به دين متصل است، در حالی كه آن‌چه او دارد دين نيست. او نه با خدای اين دين مرتبط شده، نه احكام اين دين را فهميده، نه به مسير آينده كه آخرت است مرتبط شده و نه از جهنم هراس دارد.
۲. عنصر روحی و روانی
فرد تكفيری دچار يك تنگنای فكری و روحی و يك عقده‌ی متراكم در درون خود است. اين عقده‌ی متراكم تاريخی هم ظهور فردی دارد و هم ظهور جمعی. فرد تكفيری دچار يك وضعيت روحی است كه باعث می‌شود به مسائل تنگ نگاه كند و به همين خاطر با تنگنا مواجه است. خوارج هم همين‌گونه بودند و بيهوده دنيا و دين را بر خود سخت می‌گرفتند. در حالی كه دين سخت نيست. در واقع نوع نگاه او و تماس روحی او با مسائل كه ناشی از همان فقدان فقه است باعث شده تا حركت او به سمت تكفير سرعت يابد.
فرد تكفيری برخلاف روحيه‌ی اسلامی كه روحيه‌ی گشاده‌رويی و آمادگی برای خدمت به مردم و رفع مشكلات آن‌ها است، به فكر كشتن انسان‌های بی‌گناه است. البته بخشی از اين مشكل به مسأله‌ی اخلاق برمی‌گردد. اخلاق تلطيف‌كننده‌ی روح است. اگر اخلاق به شدت فردی شود و اجتماعی نباشد و يا به شكل گزينشی عمل بشود، در جامعه توليد روحيه‌ی خشن و انتقام‌جويانه می‌كند. بنابراين می‌توان گفت تكفير محصول بی‌اخلاقی است.
* پايان رستگاری، آرامش و معنويت
اگر در يك جامعه‌ای «تكفير» لباس يك پديده‌ی اجتماعی را بر تن بپوشد و تبديل به يك تشكيلات منسجم بشود، ديگر اين جامعه نمی‌تواند روی رستگاری، آرامش و حركت به سمت معنويت را ببيند. اين جامعه به خودش مشغول می‌شود تا زمانی كه بتواند مشكل تكفير را حل كند. امروز نيز مشكل تكفيری‌ها با خواست و اراده‌ی علما و امت اسلامی قابل حل است. راه حل‌هايی برای اين مشكل وجود دارد كه اگر علمای جهان اسلام اعم از شيعه و سنی اين راه‌حل‌ها را تأييد كنند و يك سند واحد را مبنای عمل قرار دهند، اين مشكل از جهان اسلام رخت برخواهد بست. ضعيف شدن جامعه‌ی اسلامی منجر به بازگشت نگاه حقارت‌آميز به مسلمانان می‌گردد. ما بايد بدانيم كه اگر مواد مخدر خانمان‌برانداز است، تكفير امت‌برانداز و اسلام‌برانداز است.
* تدبير برای تكفير
بنابراين حرمت تكفير از خاستگاه دين كاملاً مورد تأييد قرار گرفته است. با وجود اين حرمت ضروری است تا ما از ساختارهای رسانه‌ای و ديپلماتيك برای از بين بردن تكفير بيشترين استفاده را ببريم. عدم اقدام لازم در اين زمينه موجب بازشدن فضا برای گروه‌های تكفيری می‌شود و باز بودن فضای تنفس تكفيری‌ها برای بسياری از بدخواهان اسلام و مسلمانان خوشايند و مطلوب خواهد بود.
البته در برخورد با تكفيری‌ها بايستی رعايت تقوا صورت بگيرد. اگر تكفير كه نسبت دادن بی‌قاعده‌ی كفر به عده‌ای است، اقدامی نادرست است، از آن طرف هم نسبت دادن بی‌قاعده‌ی تكفيری بودن به عده‌ای نادرست است. اين‌گونه نباشد كه ما نيز هر كسی را كه يك قدری رابطه‌اش با ما خوب نبود بگوييم تكفيری است. از اين نظر بايد دقت كرد كه حساب سلفی‌ها را از تكفيری‌ها جدا نمود. تكفير و تكفيری را بايد آن‌چنان كه هستند و در همان سطح و حدی كه قرار دارند معرفی كرد و با آن‌ها به مبارزه پرداخت.
در مواجهه با تكفيری‌ها بايد دقت داشت كه اين گروه از دو بخش تشكيل می‌شوند. يك بخش سران آن‌ها هستند كه حكم تكفير و قتل را صادر می‌كنند. بخش دوم، پيروان چشم و گوش بسته و تسليم‌شده‌ی سران هستند. افراد بخش اول به هيچ‌وجه اهل گفت‌وگو نيستند، يعنی فهم ندارند، لذا خود مسلمانان و علما و مؤمنان بايد آن‌ها را در محاق قرار دهند. اما ممكن است بتوان بعضی از پيروان تكفيری‌ها را كه چشم و گوش بسته بودند با گفت‌وگو به راه آورد.
پی‌نوشت‌ها:
۱. سيد رضی، نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۱۲۷
۲. بخشی از آيه‌ی ۷ سوره‌ی مباركه‌ی زمر؛ و هيچ گناهكارى بار [گناه‌] ديگرى را بر نمى‌دارد.
۳. سيد رضی، نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۱۲۷؛ «فان ابيتم الا ان تزعموا انی اخطات و ضللت فلم تضللون عامه امه محمد بضلالی و تأخذونهم بخطئی و تكفرونهم بذنوبی»
۴. از دين خارج می‌شوند همان‌گونه كه تير از كمان خارج می‌گردد.
۵. سيد رضی، نهج‌البلاغه، بخشی از حكمت ۹۰ نهج‌البلاغه
captcha