به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، ششمين نشست از سلسله نشستهای «انديشه و عمل» با عنوان «نقش امام موسی صدر در استمرار جنبش احيای فكر دينی» سهشنبه دوم مهرماه، در مؤسسه فرهنگی تحقيقاتی «امام موسی صدر» برگزار شد.
در اين نشست، محمدجواد صاحبی پژوهشگر و استاد دانشگاه، موضوع نشست را در حد يك پاياننامه برشمرد و بهعنوان مقدمه به تشريح واژههای «احيا» و «اصلاح» پرداخت.
وی با اشاره به آيات فراوانی كه در قرآن كريم راجع به زنده شدن زمين آمده است، گفت: اين واژه، گاه به مفهوم احيای انسان پس از مرگ و گاهی هم بهصورت استعاره و مجاز در قرآن بيان شده است به اين معنا كه از جامعهای كه در غفلت بهسر میبرد و ارزشهای دينی و انسانی در ميان مردم آن، جاری و ساری نيست بهعنوان يك جامعه مرده ياد شده است، در نتيجه اگر كسانی يافت شوند كه آن را احيا كنند، «محيی» ناميده شدهاند.
صاحبی با قرائت آيه 24 سوره مباركه انفال ـ «یَا أَیُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا یُحْیِيكُمْ ... : اى كسانى كه ايمان آوردهايد چون خدا و پيامبر شما را به چيزى فرا خواندند كه به شما حيات مىبخشد ... »، خاطرنشان كرد: انبيا و صلحا كه برگزيدگان خدا هستند، احياكنندگان جوامع هستند.
وی با اشاره به آيه 88 سوره مباركه هود ـ« ... إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ ... : ... من قصدى جز اصلاح [جامعه] تا آنجا كه بتوانم ندارم ... »ـ و آيه 56 سوره مباركه اعراف ـ«وَلاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ... : و در زمين پس از اصلاح آن فساد مكنيد ...»ـ افزود: در آيات قرآن مانند آيه از پيامبران الهی بهعنوان مصلح نيز ياد شده است.
اين پژوهشگر و استاد دانشگاه «به سامان كردن» را معنای اصلاح و پريشان كردن را معنای افساد خواند و با اشاره به تغيير معنای اصلاح در ترجمههايی از واژه «رفرم» صورت گرفته است، گفت: پس از ورود مفاهيم مدرنيسم به ايران اصلاح را در مقابل انقلاب قرار دادند، در نتيجه هر جا حرف از اصلاح شد، تحت تأثير چپها در مقابلش، انقلابیگری مطرح شد، زيرا چپها معتقد بودند هرگونه حركت اصلاحی، مايه آبروبخشی به نظام كهن است.
وی ادامه داد: همين برداشت غلط سبب شد كه هرگونه اصلاحطلبی مذموم باشد، تا جايی كه بعضی جريانات اسلامی متأثر از اين مسئله قرار گرفته و لذا با اصلاحات جزئی و روبنايی مخالفت میكردند.
صاحبی ايده ماركسيستها در مورد ضرورت بالا بردن تضادهای جامعه بهمنظور رخ دادن انقلاب را يادآور شد و گفت: ماركسيستها میگويند اگر كسی در جهت اصلاح گام برداشت، جامعه را به عقب برده است و اين در تضاد با مفهوم اصلاح در اسلام است كه معتقد است هركس به هر اندازهای كه ميسور باشد و برايش مقدور شود بايد در جهت اصلاح جامعه بكوشد.
وی با اشاره به رشد و تربيت امام موسی صدر درخانوادهای برجسته و حوزه علميه و بهرهگيری از محضر اساتيدی چون آيتالله بروجردی و امام خمينی(ره) گفت: امام صدر هر كجا قدم گذاشته است، نقش مصلحانه ايفا كرده است، اما مبارزانی كه متأثر از حركتهای چپ بودند، تلاشهای اصلاحگرانه او مانند ملاقات با شاه مخلوع بهمنظور آزادی زندانيان سياسی را بر نمیتافتند.
اين پژوهشگر و استاد دانشگاه با تفكيك قائل شدن ميان ديدارها و مراودات با حاكمان جور و پادشاهان با توجه به مقاصد و نيتها تصريح كرد: امام صدر علاوه بر ملاقاتهايی كه با سران بهمنظور پيشبرد روشهای مصلحانه خود داشت، با همه مراجع تقليد وقت از جمله آيتالله بروجردی، امام خمينی(ره) و آيتالله شريعتمداری تعامل داشت.
وی انقلاب، امر به معروف و جهاد را مراحلی از اصلاح در قاموس اسلام ذكر كرد و گفت: امام صدر، اصلاح را در چارچوب اسلام میخواهد چرا كه او يك نوگرا نيست كه صرفاً بخواهد حرف جديد بزند و مانند بعضی نوگرايان سعی كند با خلط ميان تجدد و اصلاح دينی بر مفاهيم مدرن، لباس اسلامی بپوشاند.
صاحبی با تأكيد بر تفاوت تفكر امام موسی صدر با امثال «سر سيد احمدخان»، عبدالرحيم طالبوف و ... اظهار كرد: امام صدر معتقد به همراهی اسلام با مقتضيات زمان بود اما فقط با بهكارگيری متد اجتهاد را كه خود اسلام به ما داده است؛ او تعريفی سنتی از اجتهاد ارائه داده است و آن بهكارگيری نهايت جهد و كوشش برای كشف و استنباط حكم دينی است.
وی سيره نظری امام موسی صدر را به علت كوتاه بودن عمر آزادی او تقريباً ناچيز برشمرد و گفت: بهعكس، سيره عملی او قابل توجه است و ضروری است خانواده امام صدر گزارشهای مربوط به آن را جمعآوری كنند.