يكی از موضوعات مهم و ضروری برای شناخت عصر حضرت علی بن الحسين (ع) و نقش آن بزرگواران در احيای فرهنگ اسلامی و علوی و مقايسه فرهنگ اهل البيت (ع) با جريانهای مقابل به ويژه با جريان اموی و مروانی ، بررسی مسائل عظيم فرهنگی ، ادبی ، هنری ، شعار ، موسيقی ، تفسير ، تاريخ ، حديث ، روابط حقوقی و اجتماعی ، روابط مرد و زن و خانواده ، وضعيت اخلاقی ، ارتباط با بيگانگان و با اقليتهای مذهبی ، موضوعات قومی ، نژادی ، شيوه برخورد با مسلمانان تازه به جرگه اسلام پيوسته و كشورهای فتح شده ، جريانهای انحرافی ، وضعيت روحانيت و علمای بلاد اسلامی و دربار و نمازهای جمعه و جماعات و مساجد و مراكز دينی، وضعيت تأليف و تصنيف ، وضعيت دستگاه عظيم تبليغاتی بنی اميه و نوع تبليغات آنها ، وضعيت آموزشی و ترويج و نوع نگاه به اين مسائل ، سيره و سنت رسول اكرم (ص) و نوع نگاه نسبت به آن ، بيت المال و شيوه جمع آوری و مصرف آن و ده ها موضوع خرد و كلان ديگر در اين رابطه است.
به نظر می رسد عصر بنی اميه تلفيقی از عصر جاهليت و تحولات دوره رسول اكرم (ص) و خلفا و دهه های اول تاريخ اسلام از يك سو و سياستها و برنامه های حاكمان شام و دمشق از سوی ديگر باشد و احياناً روابط با دنيای غرب نيز در منش و رفتار آنها تأثيرگذار بوده است. بازگشت به جاهليت و مظاهر و ادبيات آن به علاوه آنچه از اسلام در اين رابطه برای آنها نافع و در جهت اهداف آنها كارساز بوده. البته بايد اين موضوع را بيشتر كاويد و شكافت و سير جريان حوادث را دقيقتر و مستند بررسی كرد. بنی اميه و بنی مروان فرصتی پيدا كردند تا در سايه اسلام و قدرت اسلام همان فرهنگ و خوی جاهلی خود را لباس عمل بپوشند و همان شيوه های جاهلی را در سياست و تبليغ و جنگ و صلح و غارت بيت المال و روابط باندی و گروهی و حذف پاكان و شايستگان و اهل البيت (ع) دنبال كنند. آنها با برانگيختن احقاد بدريه و حنينيه و كينه های ديرينه جنگ برای سلطه و اعمال قدرت را به هر شكل بدست گرفتند و از تمامی امكانات و ابزار برای اين هدف بهره بردند. و در تمامی آشوبهای داخلی و در مرزهای دنيای اسلام نقش ايفا نمودند. بيت المال را تيول خود گردانيدند و حكومت را در بين خود و يارانشان تقسيم نمودند .
البته پس از كشته شدن عثمان بهانه خوبی نيز به دست آنها افتاد كه به نام خون خواهی از عثمان هر چه می توانند به سفسطه بازی و مغلطه كاری و وارونه جلوه دادن حقايق و متهم كردن اميرالمؤمنين علی بن ابيطالب(ع) و دامن زدن به اختلافات و تحريك ناكثين و قاسطين و به ميدان آوردن ام المؤمنين و شايعه پراكنی و جوسازی و تبليغات ناروا و مخدوش كردن چهره های تابناك اردوگاه علوی (ع) بپردازند. و از هر نوع نسبت های ناروا و جعل و تحريف و تهمت و افترا و تزوير و ترور و فساد و فحشا و دروغ و فريب برای رسيدن به اهداف پليد و شيطانی خود استفاده نمايند. و رجّاله ها و دجّاله ها را برای مقابله و تحريف به كار گيرند و از تمامی جنود جهل و جور و تباهی عليه رجال دين و اوليای الهی بهره كشی نمايند. و برای حاكميت دستگاه جبار اموی به لطايف الحيل و زور و سرنيزه و خودسری و استبداد مطلق روی آوردند.
در چنين فضای شوم و فضيلت كشی امام سجاد (ع) و اهل البيت (ع) به پاسداری از فرهنگ اصيل اسلامی و صيانت از خاندان عصمت و طهارت و پاسداری از حريم نورانی و پربركت ايشان همت گماردند و به ارزشهای متعالی اسلام و عدالتخواهی و آزادی و آزادگی و حمايت از محرومان و ستمديدگان و مقابله با مستبدان و فاسدان و طاغوتيان همت گماشتند و در راه بيان حقايق قرآنی و الهی با دل و جان كوشيدند . و بر كرامت و تقوی و فضيلت و پاكی و طهارت و محبت و عدل و انصاف تاكيد نمودند و رمز و راز عبوديت خود را علماً و عملاً ارائه فرمودند. و الگوئی درخشان از معارف اسلامی را در سنگرهای علم و عمل و دعا و قرآن و حج و جهاد و خدمت و عبادت ترسيم فرمودند. و برای تنوير افكار عمومی و تحكيم بنيادهای عميق توحيد و تخريب بنيادهای جاهلی و اموی و شيطانی از تمامی ظرفيتها و توانائيها استفاده فرمودند. و در برابر ستمكاران و ديوسيرتان فرهنگ صحيفه سجاديه ، دعای شعبانيه ، دعای ابوحمزه ، زيارت امين الله ، صلوات ماه شعبان و مناجات پانزده گانه و دعای جوشن كبير و انواع صحيفه های نورانی ديگر به علاوه سيره پاكان و پاكبازان حريم كبريا را به معرض ديد همه زنده دلان و دلدادگان قرار دادند.
باشد تا چراغی بدرخشد و نوری بتابد و دلی روشن شود و كوردلانی از وادی جهل و ضلالت به وادی اسلام سعادت و صراط مستقيم هدايت رهنمون شوند.
پاسداری از اصل امامت و ولايت و تبيين اهداف آن و ترسيم آينده راه و تحكيم و تقويت موضع امامت پس از حضرت سيدالشهدا (ع) و عاشورا كار بزرگی بود كه امام سجاد (ع) توانست آن را با جهاد مستمر 34 ساله خود به انجام برساند و توطئه ها و فتنه های مسير را خنثی نمايد. اصحاب و ياران باوفای آن حضرت نيز در اين جهاد مقدس با آن بزرگوار همراهی كردند و عرصه جهاد و ايثار و فداكاری را به اوج خود رسانيدند . تا نهال مكتب سامان گرفت و پايگاه امامت و ولايت در طوفان سهمگين و خشونت بار حوادث سامان يافت . و پايگاه امامت تثبيت شد و چراغ امامت ريشه دواند و پايدار ماند و تمامی توطئه های وحشتناك و غيرانسانی و استبدادی با شكست مواجه گشت و مشعل هدايت آل پيامبر (ص) فروزان ماند. و دست جباران و جنايتكاران رو شد.
اصحاب و ياران با وفای آن حضرت هر يك چون سرداری جان باخته و شاهدی شيفته و عاشقی روشن ضمير در راه تحقق منويات آن بزرگان كوشيدند. و در عرصه های احيای هويت اسلامی و انقلابی و ولائی و صيانت از اردوگاه اهل البيت (ع) و حفظ ارزشهای مكتب با تمام وجود ايستادند و مقاومت كردند. نمونه اين برگزيدگان و شايستگان در درجه اول فرزندان برومند آن بزرگوار از جمله حضرت امام محمد باقر(ع) باقر العلوم و حضرت زيد بن علی بن الحسين (ع) اند كه با قيام خود عرصه را بر باند اموی تنگ نموده و ماهيت جنون آميز آنها را به چالش كشيده و امام باقر (ع) پرچمدار امامت و فقاهت و پايه گذار دانشگاه بزرگ اهل البيت (ع) و حضرت زيد با قيام و شهادت خود عرصه جهاد و شهادت و مقابله با ظلم و استبداد را رهنمون شد و پس از آن بزرگوار نيز فرزند عزيزش حضرت يحيی بن زيد پرچم مبارزه و شهادت را در سنين نوجوانی و جوانی به دوش گرفت .
البته هر يك داستان طولانی و قابل تأمل و توجهی دارند كه جداگانه بايد مورد بحث و بررسی قرار گيرد. و ابعاد و رمز و راز آن گشوده شود و جهاد عظيم آنان در تمامی ابعاد و زوايا بازكاوی گردد. اما در ميان شاگردان و اصحاب و شاعران آن عصر نام تعدادی از اين پاكباختگان بر تارك تاريخ همچنان می درخشند. شخصيت فرزدق شاعر در گذشته مورد توجه قرار گرفت . و به كميت بن زياد اسدی نيز اشاره شد. كميت اشعار بلند و قصائد هاشميات او كه هفت قصيده است را جز بهترين و زيباترين و سنجيده ترين اشعار آن دوران به حساب آورده اند . و اساتيد سخن دان و سخن سنج درباره آن گفته اند : الهاشميات هی مختار الكلام و من رائق الشعر و شیّقه و جیّد القول و طريقه احسن فيه كلّ الاحسان و اجاد كلّ الاجاده . هاشميات سخنی برگزيده و از بلندترين و دلرباترين و مطلوبترين و تازه ترين سخنان است. بلند مرتبه و زيبا و دلنشين و استوار و تازه ، زيبا و پسنديده است.
به بهترين و نيكوترين وجه شاعر درخشيده و به بهترين وجه از عهده اين كار زيبا برآمده است. قصيده عينيه او خود ضرب المثل ارباب ادب قرار گرفته و در معانی شعری و لغت به آن استفاده می شود.
و يوم الدوح ، دوح غدير خم ابان لنا الولايه لواطيعا
در اين باره به كتاب الغدير جلد 2 صفحه 279 تا 322 مراجعه شود.
داستان كميت و جهاد طولانی او و عشق او به اهل البيت (ع) و اشعار نغز و دلكش و جذاب او درباره خاندان پيامبر (ص) و نقد بنی اميه و سرسپردگان اموی و مروانی خود داستان نيم قرن جهاد فكری و اعتقادی و اخلاقی و ادبی و صيانت از حريم آل البيت (ع) و نقد قدرت استبدادی جباران و مزدوران آنها و كارنامه سياه و عملكرد جنون آميز تبهكاران در ظلم و فساد است.
قصائد او را بزرگان شرح كرده و يا به استقبال رفته و يا تخميس كرده كه مرحوم علامه امينی در كتاب شريف الغدير ابعاد آن را شكافته و مطالب سودمندی ارائه فرموده اند.
يكی از اصحاب بزرگوار آن حضرت يحيی بن ام الطّويل است . درباره شخصيت او گفته اند او از حواریّون حضرت علی بن الحسين (ع) در فردای قيامت خواهد بود. كشی در كتاب رجال خود از امام صادق (ع) نقل نموده كه مردم بعد از شهادت امام حسين (ع) از دين برگشتند جز سه نفر ، ابو خالد كابلی و يحيی بن ام طويل مطعمی و جبير بن مطعم . پس از آن دوستداران اهل البيت (ع) پيوستند و تعداد آنها زياد شد . ( رجال شيخ صفحه 101 )
سخنان و خطابه او در كناسه كوفه خود نشان دهنده شخصيت او و وضعيت و شرائط سخت آن روزگار است.
مرحوم كلينی (رض) در كتاب شريف اصول كافی جلد 2 صفحه 374 تا 380 بابی را تحت عنوان باب مجاسة اهل المعاصی گشوده و 16 روايت در اين باب آورده كه عمده احاديث آن از امامين صادقين (ع) نقل شده . در اين ميان حديث هفتم از امام سجاد (ع) روايت شده كه در آن امام (ع) از مصاحبت با پنج طائفه نهی فرموده است. و روايت 16 از سخنان يحيی مذكور روايت شده كه از اصحاب خاص امام سجاد (ع) است. در روايت اين باب به چند موضوع كليدی و مهم اشاره شده از آن جمله است:
1- پرهيز از مصاحبت با بدعت گذاران و منحرفان و دروغ گويان.
2- پرهيز از نشست در جلساتی كه نسبت به ائمه دين (ع) و اوليا خداوند اسائه ادب می شود.
3- پرهيز از نشست و برخواست با اهل ريب و بدع و عناصر شبهه دار و شبهه افكن و فتنه گر و مزدور.
4- پرهيز از مجالست با سه گروهی كه مبغوض خداوند متعال اند و خداوند نقمت خود را بر آنها می فرستد كه با آنها نشست و برخواست نكنيد و مجالست ننمائيد.
الف – مجلسی كه اشخاصی در آن بر اساس دروغ فتوا می دهند و دروغ می بافند.
ب – مجلسی كه ذكر دشمنان ما در آن تازه و خرّم است و ذكر اهل البيت (ع) در آن كهنه و فرسوده است.
ج- مجلسی كه در آن كسانی هستند كه از اشخاص را از پيروی از ما باز می دارند و صدّ از سبيل الله می كنند و تو نسبت به آن آگاه هستی.
آنگاه امام صادق (ع) سه آيه از قرآن كريم را در اين رابطه تلاوت فرمودند. مانند آن كه در مشت آن حضرت بودند و با حضور و تسلط كامل ارائه فرمودند.
1- وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَیَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ (سوره انعام آيه 108)
به معبود) كسانى كه غير خدا را مىخوانند دشنام ندهيد، مبادا آنها (نيز) از روى (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند! اينچنين براى هر امّتى عملشان را زينت داديم سپس بازگشت همه آنان به سوى پروردگارشان است؛ و آنها را از آنچه عمل مىكردند، آگاه مىسازد (و پاداش و كيفر مىدهد).
2- وَإِذَا رَأَیْتَ الَّذِينَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُواْ فِی حَدِيثٍ غَیْرِهِ وَإِمَّا یُنسِیَنَّكَ الشَّیْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (سوره انعام آيه 68 )
هرگاه كسانى را ديدى كه آيات ما را استهزا مىكنند، از آنها روى بگردان تا به سخن ديگرى بپردازند! و اگر شيطان از ياد تو ببرد، هرگز پس از يادآمدن با اين جمعیّت ستمگر منشين!
3- َلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلاَلٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ یَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ یُفْلِحُونَ ( سوره نحل آيه 116 )
به خاطر دروغى كه بر زبانتان جارى مىشود (و چيزى را مجاز و چيزى را ممنوع مىكنيد،) نگوييد: «اين حلال است و آن حرام»، تا بر خدا افترا ببنديد به يقين كسانى كه به خدا دروغ مىبندند، رستگار نخواهند شد!
در حقيقت امام (ع) مستندات فرمايش خود را از آيات قرآن كريم بيان فرمودند. و برای هر سه موضوع از آيات قرآن شاهد ذكر نمودند و درسهای ارزشمند از روابط اجتماعی و سياسی و فرهنگی و توحيدی را ارائه كردند.
يك مسئله بسيار مهم سّب و شتم و بدگوئی و توهين و اهانت به مقدسات ديگران است كه ناخواسته موجب عكس العمل و اهانت به مقدسات دينی خواهد شد . و زمينه سوء استفاده و اهانت متقابل را فراهم نموده و موجب هتك حرمت مقدسات اسلامی و سوء استفاده و خلاف و تفرقه و نفاق و عداوت و كينه و دشمنی خواهد شد. چه بسا اين خود درس بزرگی باشد تا دوستداران اهل البيت (ع) از هرگونه اهانت و هتك حرمت و دشنام و بدگوئی پرهيز شود و اين خود زمينه بسياری از سوء استفاده ها و دشمنی ها را از بين می برد. اين دستور حكيمانه الهی چراغ روشنی برای مؤمنان و صالحان است . تا جلوی كينه توزی و دشمنی و تحريك نابجای ديگران را بگيرد و آنها را به مار زخم خورده عليه نيروهای مؤمن تبديل ننمايد و آنان را به غلط به عكس العمل حادّ و جاهلانه و دشنام دادن و ناسزا گفتن و تخريب ارزشهای متعالی توحيدی وادار نسازد.
در نهج البلاغه شريف نيز امام امير المؤمنين (ع) به لشكريان خود دستور پرهيز از دشنام دادن را می دهند و می فرمايند: انِّی أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ( نهج البلاغه خطبه 197 )
در آيه 68 كه مورد استناد امام بزرگوار قرار گرفته موضوع نشست و برخواست با اشخاص و در مجالس است كه به خرده گيری و بدگوئی و خوض در آيات الهی می پردازند و آيات الهی را به نقد و هتك و انتقادات نابجا می گيرند.
قرآن می فرمايد از اين قبيل مجالس پرهيز كنيد و از نشست و برخواست با افراد مسئله دار و فتنه گران و خرده گيران دوری گزينيد . اين هم درس بزرگ ديگری است كه رعايت آن موجب می شود تا زمينه های تعريض و تعرض در آيات الهی و اسلامی از ميان برود . و راه هرگونه فتنه گری مستقيم و رو در رو يا تحريك آميز بسته و مسدود گردد. در آيه سوم نظر بر آن است كه اشخاص نبايد بر اساس سليقه و گرايشهای خود حكم صادر نموده و به دروغ چيزی را به خدا و پيامبر(ص) ببندند و بگويند اين حلال است و آن حرام و كسانی كه بر خداوند افترا ببندند هرگز روی رستگاری و سعادت نخواهند ديد. و در حقيقت تاكيد و عنايت به رعايت حدود الهی و پرهيز از اعمال سليقه و اجتهاد به رأی و افتراء علی الله است.
اكنون سخنان يحيی بن ام طويل را در كناسه و ميدان بزرگ كوفه ملاحظه نمايند كه در همين باب و ذيل حديث 16 آمده است.
يمان بن عبيد الله روايت كرده كه يحيی را در كناسه كوفه ديدم كه ايستاده است و با بلندترين فريادها صدا می زند ، ای گروه اوليای خداوند ما از آنچه شما می شنويد بيزاريم ، هر كس علی (ع) را لعنت كند بر او لعنت خداوند باد و ما از آل مروان و آنچه غير خداوند می پرستند بيزاريم. بعد صدا را آهسته می كرد و می گفت هر كس اوليا خداوند را دشنام دهد با او نشست و برخواست نكنيد و هر كس در آنچه ما بر آن هستيم از ولايت اهل بيت (ع) شك كند با او همراهی نكنيد و هر كس از برادران شما كه نيازمند سئوال و گدائی باشد نيازمند به گدائی و خواهش باشد به او خيانت كرده ايد . آنگاه آيه 29 سوره مباركه كهف را قرائت می فرمود كه خداوند برای ستمگران آتش را آماده كرده كه سراپرده های آن بر آنها احاطه دارد. و اگر فريادرسی كنند با آبی سوزان چون سربی گداخته كه صورتهای آنها را كباب می كند. بد آشاميدنی است و بد جايگاه و تكيه گاهی !!
روايات 16 گانه اين باب كه جز روايت دوم تماماً از وجود نورانی امام علی بن الحسين (ع) و امام باقر (ع) و امام صادق (ع) وارد شده و روايت شانزدهم نيز حديث سابق الذكر است كه از صحابه گرانقدر حضرت علی بن الحسين (ع) نقل شده است. تقريباً تمامی روايات ياد شده وضعيت اسفبار آن دوره و تقريباً از سال 61 تا 148 تاريخ اسلام را نشان می دهد. و بغض و كينه و عداوتی كه نسبت به خاندان پيامبر(ص) اعمال می شده و در برابر شيوه های ائمه هدی (ع) در مقام پاسداری از هويت اسلامی و كيان جامعه و ارزشهای متعالی آن و مقابله با بدعتها و خرافات و سنت شكنی های بنی اميه و بنی العباس و موضع بر حق ائمه (ع) در برابر آن . دشمنی بنی اميه با اميرالمؤمنين(ع) به صورت شاخص تری در اين روايات نمود می يابد و اينكه آنها از نام امام اميرالمؤمنين (ع) وحشت داشته و رسالت بزرگ ائمه (ع) و اصحاب ايشان در احيای ياد و نام و راه و سيره و سخن و سكوت باب مدينه علم و نفس نفيس رسول الله (ص) و شخص شخيص آن بزرگوار و ابعاد با عظمت سيره و سنت آن حضرت و اهل البيت(ع) است.
مجدداً سخن اين شاگرد برومند مكتب علوی (ع) را بنگريد كه چگونه فرياد می زند و مردم را به صيانت از حريم اهل البيت (ع) فرا می خواند.