به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه خراسان رضوی، اصغر طاهرزاده، استاد دانشگاه و پژوهشگر فعال در حوزه علوم اسلامی، روز گذشته، 9 مهرماه در نشست «سبك زندگي، مهمترين بخش پيشرفت و تمدن سازي اسلامي» كه در مشهد برگزار شد، در تعريف تمدن اسلامی بيان كرد: تمدن اسلامی، دنيای پيچيده و شگفتی را به تصوير میكشد و برای رسيدن به يك الگوی موفق از آن، بايد رجوعی به آسمان البته با مديريتی از سوی زمين داشت.
طاهرزاده با طرح تئوری موفق تمدن اسلامی، توضيح داد: راهكارهايی برای پياده سازی سبك زندگی اسلامی وجود دارد تا بتواند تمدن اسلامی را شكل دهد، اما بايد به اين نكته توجه كرد كه تئوری تمدن اسلامی با غرب كاملا تفاوت دارد و بهتر آن است اين تئوري تا متناسب با عقل و نياز بشری پيش برود.
وی غرب را روحی دانست كه با فلسفه آغاز شده است و ادامه داد: انسانهای غربی، اغلب بر اين عقيدهاند فلاسفه يونان آنها را از پيشرفت و تمدن عقب نگه داشتهاند كه برای درك اين مسائل بايد نگاهی اسلامی داشت تا بتوان به لايههای پنهان اين موضوع و ريشههای آن پي برد.
اين محقق و پژوهشگر كشورمان با تأكيد بر وجود نسبت خاص ميان بدن و روح گفت: اين يك رابطه حقيقی است و فرد با روح خود تمام بدن را مديريت میكند، اما اگر بخواهيم اين امر را شبيهسازی كنيم مسلما بايد از عوامل متعددی كمك بگيريم تا دادهها جمعبندی و پردازش شوند كه با نفس يا ملكوت بدن آدمی به هيچ وجه قابل مقايسه نيست و اين ملكوت است كه راه را برای پيشرفت تمدن اسلامی مهيا میكند.
طاهرزاده باز شدن ملكوت عالم به روی بشر را از شاخصههای اصلی تمدن اسلامی دانست و گفت: قرآن نيز در آيه 184 سوره مباركه اعراف «أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُواْ مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذِيرٌ مُّبِينٌ، آيا نينديشيدهاند كه همنشين آنان هيچ جنونى ندارد او جز هشداردهندهاى آشكار نيست» به اين موضوع اشاره میكند.
وي با بيان اينكه مضمون كلی اين آيه به رجوع مردم به ملكوت عالم اشاره دارد، اظهار كرد: هر چيزی كه در عالم وجود دارد از وجههای ملكوتی برخوردار است و اگر مسير را طوری پيش بگيريم كه رجوع به عالم ملكوت داشته باشيم، آغازگر راه تمدن اسلامی خواهد بود و توان به منصه ظهور رساندن ملكوت در عالم ناسوت زمينی را بالا میبرد.
اين استاد دانشگاه، تنها راه پيشرفت تمدن اسلامی را در معرفت النفس خلاصه كرد و ادامه داد: گذر از جنبه ناسوتی و زمينی و رسيدن به باب ملكوتی خود به اين معناست كه تا وقتي هر شخص، خودش را پيدا نكند نمیتوان انتظار داشت پيشرفتی حاصل شود؛ منظور از اين خودشناسی، قرائت دين است نه قرائت سقراط، به همين دليل بايد گفت تنها راه نجات از مشكلات داشتن ايمان است.
وي با بيان اين مهم كه آدمی برای داشتن الگوی عالی تفكر نياز به امامی دارد كه حامل عصمت در عقيده و دارای ظاهر عصمت در عمل باشد، خاطرنشان كرد: براي رسيدن به الگوی موفق تمدن اسلامی و باز كردن راه پيشرفت بايد رابطهای حبی و ملكوتی را شكل داد؛ فوق رابطه اطاعتی است كه در نتيجه آن ذائقه انسان ذيل امامان معصوم(ع) از جنس ناب آنها خواهد شد.