حجتالاسلام والمسين احمد رهدار، رئيس موسسه فتوح انديشه، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، در رابطه با نقش اخلاق و ميراث تاريخی بشريت در دوام و زوال تمدن گفت: ابتدا درباره نقش اخلاق در دوام و زوال تمدنها، بايد گفت كه ممكن است تمدنی غيراخلاقی بنا شوند، اما نمیتواند غيراخلاقی تثبيت شود و دوام بياورد، زيرا تمدن، اخلاق و ايمان میخواهد. در مطالعهای كه در تمدنهای تاريخی داريم، عوامل انحطاط و در نهايت زوال تمدنها، چند مورد میباشد و قطعا يكی از مهمترين آنها مسئله فساد اخلاقی است.
وی ادامه داد: اين به معنای عام است؛ يعنی اگر در يك تمدنی، دزدی، فساد، تهمت، زنا، غيبت، عدم صداقت و همه چيزهايی كه در معنای عام كلمه، آنها را غيراخلاقی قلمداد میكنيم، رواج پيدا كنند و استمرار داشته باشند، قطعا آن تمدن را به انحطاط و سپس به زوال میكشانند. نظام معرفتی قرآن مشتمل بر يك نظام اخلاقی است كه اين نظام اخلاقی همه ارزشهای اخلاقی را، چه مورد تائيد و چه غير قابل تائيد اسلام باشد، برای انسان شرح داده است.
رئيس موسسه فتوح انديشه، در رابطه با ساحتهای معرفتی قرآن كريم اضافه كرد: قرآن، برای هر يك از ساحتهای انسان، اخلاق خاصی را دارد. اخلاق فردی با اخلاق اجتماعی و اخلاق تاريخی و اخلاق فراتاريخی متفاوت است. برای تمام اين مراحل يك نظام اخلاقی تعريف و جدی گرفته شده است؛ به همين علت است كه ما با مثلث ايمان(عام به معنای اخلاقی)، علم و عمل مواجه هستيم. هر جا سخن از ايمان است عمل هم هست و در كنار آنها علم هم هست. اين مثلث را بايد در نظام معرفتی قرآن ديد.
حجتالاسلام رهدار در ادامه گفت: تمدنها نمیتوانند بدون اخلاق دوام بياورند. يكی از بداخلاقیهايی كه تمدن غرب الان انجام میدهد، همين خوی استعماری و استكباریاش است و اين خوی، تمدن غرب را به يك حيوان درنده تبديل كرده است. در روايت آمده است كه «الملك يبقی مع الكفر و لا يبقی مع الظلم؛ مملكت و اقتدار با كفر پايدار میماند، ولی با ظلم پايدار نمیماند» و به همين علت است كه وقتی جريان استعماری غرب به اوج خودش يعنی پايان قرن نوزده رسيد، آغاز انحطاط تمدن غرب شروع شد.
اين استاد دانشگاه در رابطه با تاثير ميراث تاريخی بشريت بر تمدنسازی يك قوم گفت: نكته بعد مسئله تراث بشريت است، هيچ تمدنی از صفر شروع نمیكند. تمدنها معمولاً مربوط به ساحت تفصيلی حيات يك قوم هستند. وقتی كه فرهنگی در حالت اجمال به سر می برد نمیتواند تمدنساز باشد؛ يعنی زمانی كه فرهنگ به تفصيل میرسد، غليان پيدا میكند و به اوج میرسد و آماده زايش تمدنی میشود.
وی افزود: اگر اين نسبت بين فرهنگ و تمدن را بپذيريم، معنیاش اين است كه تمدنها نمیتوانند از صفر آغاز شده باشند، تمدنها بر روی موضوعی استوار هستند كه تراث تاريخی بشريت نام دارد. اين تراث به معنی عام است (تراث فكری، علمی، تجربی، اخلاقی و...). و در واقع، همه چيزهايی كه سرمايه تاريخی بشريت بوده است. بنابراين اگر زمانی بخواهيم تمدنی را برپا كنيم، به آن نياز داريم و نمیتوانيم به تراث تاريخی بشر، بیتوجه باشيم.
احمد رهدار خاطرنشان كرد: ما كه دغدغه برپايی تمدن اسلامی را داريم، شك نكنيد روزی كه موفق به برپايی تمدن اسلامی شديم، بسياری از مولفههايی كه در ديگر فرهنگها و تمدنها به وجود آمدهاند، در تمدن اسلامی حضور خواهند داشت. ممكن است، نسبت، كارويژه، جهت، شدت و ضعف، اولويت و اجمال و تفصيل آنها جابهجا شود، اما تمدن اسلامی نمیتواند چشم خود را به روی دستاوردهای واقعی بشريت ببندد.
رئيس موسسه فتوح انديشه ادامه داد: موضوعاتی در تاريخ بشريت وجود دارند كه عقلانيت تاريخی بشريت گام به گام در مسير رشد خود، آنها را توليد كرده است و دنيای ما و تمدن ما نمیتواند نسبت به آنها بیاعتنا باشد. رويكرد قرآنی ما هم اين نيست. اگر قرار بود ما از صفر شروع می كرديم، قرآن ما را به تمدنها و فرهنگهای ديگر مراجعه نمیداد و به ما نمیگفت «قُلْ سِيرُواْ فِی الأَرْضِ...»(انعام/11) و به ما نمیگفت حكمت را ولو از منافق ياد بگيريد. قرآن میفرمايد: تعريف من از علم و حكمت اين است و انديشه های خدايی از طريق توزيع انبياء الهی در بين كل بشريت پخش شده است.
حجتالاسلام رهدار در پايان اين گفتوگو گفت: اگر علم و انديشهای كه برای بشريت مفيد است، يادگار انبيای الهی و علم خدايی است و تمدن اسلامی كه آخرين تمدن و آخرين تلاش دينی بشر است، نمیتواند به تراث انبيا در تاريخ بشر بیاعتنا باشد و هرگز چنين نخواهد بود، در مجموع وقتی به نظام معرفتی قران نگاه میكنيم به نحو خيلی دقيقی میتوان گفت كه در نظام معرفتی قرآن، نوعی مهندسی تمدنی وجود دارد.