آيتالله سيد شرفالدين ملكحسينی، نماينده ولیفقيه در استان كهگيلويه و بويراحمد در حاشيه مراسم سوگواری شهادت امام جواد(ع) در شيراز گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه فارس، با بيان اينكه تمايز مكتب شيعه با ساير مكاتب داشتن امامی است كه افضل انسانها است، عنوان كرد: در فطرت همه انسانها است كه اگر چيزی را نمیدانند از ديگری بپرسند و برای يافتن جواب بايد سراغ انسان اعلم و اصلح رفت و بهترين شكل اين كار اين است كه بايد از برترين انسان هستی پيروی كرد.
وی افزود: شيعه به اين امر تن میدهد و گردن در مقابل كسی فرود میآورد كه اعلم، افقه، اعدل و برتر همه انسانها است و به سراغ كسی میرود كه به اشتباه نرفته و از گناه و خطا معصوم باشد.
آيتالله ملكحسينی تصريح كرد: انديشه امامت سيطره بر دين و دنيای مردم و هدايت انسانها به بهترين شيوه ممكن است و در اين باره امام رضا(ع) میفرمايد «همه چيز دين امامت است، مگر دين چيزی جز پيروی از حق است؛ حق در امام مجسم است و اصل و فرع دين امام است».
نماينده مردم كهگيلويه و بويراحمد در مجلس خبرگان اظهار كرد: اگر به توحيد، نبوت، عدل، معاد و فروع دين اعتقاد داريم، همه اينها تجلی محض در وجود امام دارد و اوست كه پيام خداوند را به زيبايی، متانت و قوت به بشريت منتقل میكند و خود نيز انجام میدهد و در اينباره خداوند به حضرت ابراهيم(ع) میفرمايد هر كسی لايق اين مقام نيست، حتی اگر فرزند تو باشد.
وی گفت: رشد در سختی اتفاق میافتد و ايمان و بلا مقرون يكديگرند و با مشقت است كه انسان به كمال میرسد و حضرت ابراهيم(ع) كه پيامبر خداوند بود پس از سختیها و مشقت زياد بود كه خداوند به وی مقام امامت را نائل كرد و اين نشان از جايگاه رفيع امامت دارد.
آيتالله ملكحسينی خاطرنشان كرد: شيعه در طول تاريخ رنجهای فراوانی ديده و امامان ما نيز رنجهای زيادی كشيدهاند تا اين مكتب را حفظ كنند و رنجها و مشقتهای امامان در گذر زمان متفاوت بوده است و با وجود حاكمان ظالم و زورگو شيعه از صيانت خود دفاع كرده و با گذر از سختیهای فراوان به ما رسيده است.
رئيس مدرسه علميه خان شيراز بيان كرد: وقتی مأمون عباسی به خلافت رسيد، حكومتيان شديدترين برخوردها را با آلالله كردند و مبارزان، همسران و فرزندان آنها را كشتند و يكی از بزرگترين خيانتهايی كه به اسلام شد اين بود كه عالمان حقهباز و بدلی ساختند كه به عدد هر كدام از آنها فرقهای ساخته شد و در راه از بين بردن شيعه به جنگ و پيكار و كشتن شيعيان و همچنين ساختن كذب پرداختند.
وی تصريح كرد: مأمون عباسی برای اينكه امامان شيعه را در دل پيروانشان خار كند سعی كرد كه با دادن مقامهای دنيوی مثل ولیعهدی به شيعيان نشان دهد كه فرزندان پيامبر(ص) هم حب جاه و مقام در دل دارند و آنها نيز انسان های فرهيختهای نبوده و به دنبال مقامهای دنيوی هستند و از اين طريق امام رضا(ع) را به كانون قدرت نزديك كرد تا امام را در مظنه اتهام قرار دهد.
آيتالله ملكحسينی ذكر كرد: مأمون عباسی اين را درك نكرده بود كه امام رضا(ع) امام شيعيان است و خداوند به هركسی اين مقام را نداده و ايشان به فضل خدا و به زيبايی از اين مخمصه عبور كرد و با پذيرفتن ولايت عهدی بهصورت ظاهری و قبول نكردن اينكه در كارهای حكومتی دخالتی كند، باعث شد كه شيعيان از او دور نشده و رسالت خطير خود را به زيبايی انجام داد.
نماينده ولیفقيه در استان كهگيلويه و بويراحمد افزود: پس از شهادت امام رضا(ع) فرزند وی امام جواد كه در آن زمان يك كودك 8 ساله بود بهعنوان امام معرفی شد و اين اولين تجربه شيعه بود كه امامی دارد كه هنوز به سن بلوغ شرعی نيز نرسيده و بايد وظيفه مهم و خطير امامت را عهدهدار باشد.
وی با بيان اينكه تشخيص امام و امامت كار سادهای نيست و امامت مقام برجستهای بوده و سخت است كه انسان مقام او را درك كند، اظهار كرد: در آن زمان بعضی از رجال شامخ و بزرگان شيعه فكر میكردند كه بايد زمينهای را فراهم كنند تا امام جواد(ع) بزرگ شود تا بتواند اين مسئوليت را انجام دهد؛ ولی با شناخت بيشتر از اين بزرگوار متوجه شدند كه امام در هر سن و سالی كه باشد امام است و حتی در سن كودكی نيز او میتواند اين مسئوليت خطير را انجام دهد و وجود امام جواد(ع) زمينهای شد كه پس از ايشان فرزند بزرگوارش در سن 6 سالگی به مقام امامت برسد و شيعيان در پذيرش امامت ايشان ترديدی به دل راه ندهند.
آيتالله ملكحسينی گفت: اگر به زندگی امام جواد(ع) نگاه كنيم در میيابيم كه وی مانند پدر بزرگوارش از علم فصيح و بليغی برخوردار بود و گاه مسئلهای را چنان جزء جزء میكرد كه در يك جلسه به 30هزار سئوال پاسخ میگفت.
نماينده مردم كهگيلويه و بويراحمد در مجلس خبرگان بيان كرد: در آن زمان گاه دانشمندان برای اينكه امام را در مخمصه قرا دهند با آوردن احاديث جعلی، از او سوال میپرسيدند و وی با بيان رسا وبليغ خود و با آوردن احاديث محكم از پيامبر(ص) و آيات قرآن به زيبايی تمام و با احترام و بدون اينكه بیحرمتی به كسی كرده باشد پاسخ میداد و مردم را راهنمايی میكرد.
وی در بخش ديگری از سخنان خود با بيان اينكه در هر زمان برای هدايت بايد به قرآن رجوع كرد، عنوان كرد: برای اينكه هدايت اين كتاب آسمانی را درك كنيم نبايد قرآن را بخشبخش كرده و بخشی را قبول كرده و بخشی ديگر را رد كنيم و اين كتاب، كتاب هدايت همه انسانها نيست؛ بلكه كسانی را هدايت میكند كه میخواهند هدايت شوند و مضل كسانی است كه با او میجنگند.
آيتالله ملكحسينی خاطرنشان كرد: برای بهره بردن از هدايت قرآن بايد به امام رجوع كرد نبايد تنها به عقل خود اكتفا كنيم؛ چرا كه انسان محدود بوده و عقل او نيز محدود است و اگر در راه هدايت از امامان كه در هستی تك هستند كمك بگيريم میتوانيم به سعادت دنيوی و اخروی برسيم.