پاسخ روابط عمومی سازمان اوقاف به مطلب «امامزاده های نوظهور از كجا می آيند؟»
روابط عمومی سازمان اوقاف و امور خيريه در پاسخ به مطلبی با عنوان «امامزاده های نوظهور از كجا می آيند؟» كه در مورخ 92/07/09 در خبرگزاری ايسنا و برخی سايت های ديگر منتشر شد ، جوابيه ای را صادر كرد....
• سه شنبه شانزدهم مهر 1392 خورشيدی • تعداد نمايش : 4
به گزارش روابط عمومی اداره كل اوقاف و امور خيريه استان مازندران به نقل از روابط عمومی و امور بين الملل سازمان اوقاف و امور خيريه ، متن كامل اين جوابيه بدين شرح است : موضوع بقاع متبركه امامزادگان يكی از مباحثی است كه در يكی دو سال اخير مورد توجه اصحاب رسانه قرار گرفته و از زوايای گوناگون به آن پرداخته می شود كه بی ترديد در صورت وجود نگاه عالمانه و كسب خبر از مبادی ذيربط و صاحب صلاحيت بسيار هم می تواند مفيد و موثر واقع شود، اما در برخی موارد متأسفانه بدليل نبود نگاه تاريخی ، تخصصی و همه جانبه مثل مصاحبه مذكور، مطالب منتشره بيشتر موجب وهن امامزادگان لازم التعظيم ، توهين به اعتقادات و باورهای اصيل مردم و ترويج مطالب سست و بی اساس و كم مايه در اين حوزه می شود . ضمن آنكه در كنار اين جريان ، يك جريان ضد فرهنگی و ضد دينی نيز كه از سوی بهائيت ، وهابيت و صهيونيست ها تغديه می شود هر از گاهی با ساخت و پخش برنامه تلويزيونی از طريق شبكه های ماهواره ای و درج مطلب در فضای مجازی و شبكه های اجتماعی درصدد تضعيف اعتقادات و باورهای مردم و تشكيك در آيين ها و سنن و رسوم مذهبی و تزلزل در حبل المتين وحدت ملی و ايمانی ايرانيان يعنی ولايت مداری است . لذا ضمن هشدار به فعالان اين عرصه و پرهيز از قرار نگرفتن در زمين بازی خباث آميز اين جريان ، توجه جناب عالی و مخاطبان اين رسانه را به موارد ذيل در خصوص اين خبر جلب می كنيم :
1 ـ انتخاب عنوان « امامزاده های نوظهور از كجا می آيند ؟ » تيتری موهن و انحرافی است كه احيانا در صورت پيدا كردن مصداق، « رد كل با جزء » و نوعی مغالطه است ، و صد البته جای بحث و فحص آن در فضای يك خبرگزاری نيست چرا كه بيشتر باعث ايجاد ترديد و خدشه در اعتقادات مردم و تزلزل در باورها نسبت به تمامی امامزادگان است.
2 ـ اصولاً اظهار نظر در مورد صحت و سقم امامزادگان و صحيح النسب بودن آنان بنا بر نظر اهل فن و علما و مراجع عظام تقليد به آسانی صورت نمی گيرد و « بطور كلی نمی توان به نفی و اثبات امامزادگان و بقاع متبركه نظر داد . » ( آيت ا... صافی گلپايگانی ) و ساير علما و بزرگان دينی و مراجع هم با اشاره به لزوم رعايت شأن و منزلت اين بقاع متبركه بر تكريم و تعظيم امامزادگان مورد وثوق هر منطقه تأكيد كرده اند .
در عين حال در صورت اظهار نظر در اين عرصه ، می بايست اين آراء علمی ، محققانه وكارشناسانه و توسط علمای انساب و تاريخ اسلام و محققان صاحب نظر باشد و طبيعتاً ديدگاه مردم شناسان و ايران شناسان كه وظيفه ای غير از اين دارند در اين حوزه قابل اعتنا نيست ، كما اينكه مصاحبه شونده محترم نيز بدليل بی اطلاعی و كم اطلاعی نسبت به « قيام و حكومت سادات و علويان در طبرستان » كه تاريخ مفصلی دارد و دهها اثر تحقيقی و پژوهشی در اين باره نگاشته شده است به ارائه « فرضيه » روی آورده است .
3 ـ در بخشی از اين مصاحبه به امنيت منطقه مازندران و حضور سادات و علويان در اين منطقه اشاره شده كه مطلب درستی است و بايد افزود : يكی ديگر از علل حضور پررنگ امامزادگان و سادات در اين خطه سرسبز مهمان نوازی ملوك و سلاطين طبرستان و ارادت قلبی ملت ايران به اهل بيت و فرزندان و نوادگانشان به ويژه پرچمداری آنها در شعارهای عدالتخواهانه و مبارزه با ظلم و جور خلفا و عمال آنها و مخالفت با دشمنان ديانت حقه بوده است .
در اين باره دكتر ابوالفتح حكيميان مؤلف كتاب « علويان طبرستان » نگاشته است : « خاندان مبارك ملوك باوند( سلسله باونديان 450 ـ 45 هجری در طبرستان فرمانروايی كردند ) مأمن خائف ، ملاذ ملهوف و ملجاء سلاطين و ملوك روی زمين بود . از اقطار عالم و آفاق گيتی به هر كس ملالی روی می داد سوی بارگاه ايشان می شتافت . حمايت ايشان از پناهندگان به غايتی بود كه اگر فرزندان خلفا و ملوك و امرا از بيم گناه ، روی بدرگاهشان می نهادند هرگز مورد بازخواست و بی عنايتی قرار نمی گرفتند » اين مطلب در فحوای نوشتار اولياء ا... آملی در كتاب تاريخ رويان هم مورد تأييد و تصديق واقع شده است .
در اين باره بايد افزود : حضور و مهاجرت فرزندان و ذراری اهل بيت عصمت و طهارت (ع) در سرزمين های ايران و صفحات شمالی ( گيلان و مازندران ) كه بيشترين امامزادگان را پس از فارس دارا هستند در مقاطع مختلف اتفاق افتاده است . ابوالفرج اصفهانی در « مقاتل الطالبين » تفرقه آل ابيطالب را در نواحی مختلف به زمان ولايت متوكل عباسی و اولياء ا... آملی مؤلف « تاريخ رويان » انتقال آن بزرگواران را به ديار طبرستان به هنگام خلافت مأمون منسوب می كند . « ه . ل . رابينو » هم در رساله دودمان علوی مازندران (ص 31 ) می نويسد : وقتی كه يحيی بن عمر بن يحيی بن حسين در كوفه شورش كرد و در ميان زيديه ادعای امامت نمود بعضی از ساداتی كه در جنگ همراهش بودند پس از دستگيری به طبرستان و ديلمان فرار كردند و به رياست حسن بن زيد ، سادات علوی و بنی هاشم از حجاز و سوريه و عراق دسته دسته به طبرستان آمدند و اين كار در زمان امرای بعدی خاندان علوی نيز دوام داشت . تشكيل حكومت علويان در طبرستان عامل و انگيزه ديگری بود كه به مهاجرت امامزادگان و نوادگان اهل بيت (ع) از حجاز و عراق انجاميد . آن گونه كه غلبه نسبی شيعه در ايران مركزی عامل ديگر مهاجرت بود . تاريخ سياسی اسلام نشان می دهد كه مرحله اول مهاجرت به هر دليل در طول قرون اول تا چهارم هجری بوده است و در مرحله دوم مهاجرت از محل استقرار ثانويه به نقاط ديگر صورت گرفته است . در اين مقطع علويان مبادرت به تشكيل حكومت در طبرستان كردند و فضای نسبتا امنی برايشان فراهم شد كه همين خود موجب مهاجرت بخشی از امامزادگان به اين مناطق شده است .
در خصوص امامزادگان ايران اين مطلب هم جالب توجه است كه يكی از مورخان و نسابه های قرن ششم به نام ابوالحسن علی بن زير بيهقی (متوفی به سال 565) در مجلد اول كتاب نفيس خود لباب الانساب و القاب الاعقاب ( نسخه خطی كتابخانه آستان قدس ) می نويسد : پس از شهادت حضرت امام علی بن موسی الرضا عليهما السلام
سه هزار نفر از اولاد ائمه طاهرين به خونخواهی آن حضرت از بغداد به ايران آمدند و لشكر مامون از حدود و حوالی قم تا خراسان جا به جا با آنان مصاف داده و آنها را شهيد كردند !
4 ـ در قسمتی از اظهارات نويسنده آمده است كه در مازندران نيز مانند ساير مناطق ايران گاهی ديده می شود كه مثلا به دليل رقابت بالا محله يی ها و پايين محله يی ها يك امام زاده تازه ايجاد می شود"( بند4 ) كه ذكر اين مطلب فاقد مصداق يا مصاديق لازم می باشد و اگر موردی وجود دارد اعلام گردد تا برخورد شود .
5 ـ در مورد بوجود آمدن بسياری از امامزادگان به خاطر خواب نما شدن ( بند 4) : مخالفت جدی و مبارزه با مسئله خواب نما شدن ، خرافات جزو سياست های اصلی سازمان اوقاف بوده و ادارات اوقاف از اين گونه مسائل در بخشنامه ها و دستورالعمل ها كرارا گوشزد و برحذر داشته شده اند و بارها توسط مسئولين اوقاف با همكاری مسئولين محلی و شورای تأمين نسبت به تخريب و امحای بنای بقاع و اماكنی كه بر اثر خواب نما شدن و خرافات بوجود آمده اند اقدام جدی شده و اوقاف در اين زمينه پيشتاز بوده است . ليكن در مورد امام زادگان و بقاع متبركه مورد احترام علما و قاطبه مردم كه ملجا و پناهگاه همگان و دارای قدمت و سابقه تاريخی است نبايد بدون تحقيق همه جانبه از سوی اهل فن ( نسب شناسان ) و به بهانه های واهی مورد خدشه و شك و شبهه قرار داد .
6 ـ مسئله ضريح گردانی در شهرها و روستا كه در اين مصاحبه بدان اشاره رفته است . اصولا برای بقاع متبركه و امام زادگان صحيح النسب كه مدفون در بقعه ای و قابل احترام و صاحب كرامت در ميان مردم و زائران هستند از طريق كمك های مردمی و نذور ساخته و نصب می شود و برای بقاعی كه بر اساس خواب و خرافه ايجاد شده باشند و يا فاقد قبر باشند قاعدتا ضريحی ساخته نمی شود و اگر نويسنده مصداقی سراغ دارد ، اعلام تا نسبت به برچيده شدن آن اقدام عاجل صورت گيرد.
7 ـ اين كارشناس محترم در اين مصاحبه قيد كرده اند « .... كه بسياری از ( امامزاده ها ) نسب مشخصی ندارند . » ، اين نكته قابل ذكر است كه راه شناخت امامزادگان تنها شجره نامه نيست ، بلكه روايات مردمی و شياع محلی كه طی قرون سينه به سينه نقل شده است يكی از راه های اثبات وجود امامزاده در يك مكان است كه اين نكته مورد تأييد مراجع نيز می باشد . اما نكته مهم تر اين است كه تعيين و تشخيص شجره و سلسله نسب امامزادگان با عنايت به مظلوميت ، غربت و تحت تعقيب بودن غالب اين مهاجران از خاندان ابوطالب (ع) و سادات و ذراری آل رسول (ص) به سادگی امكان پذير نيست و البته ده ها جلد كتاب هم اكنون درباره انساب سادات و ذراری مهاجر اهل بيت عصمت و طهارت (ع) به ايران از قرون متقدم تا كنون تأليف و تدوين و منتشر شده و در دسترس است اما به هر حال يافتن سلسله نسب امامزادگان موجود و صاحب بقعه كار آسانی نيست و سالها فرصت پژوهشی و امكانات و منابع لازم را می طلبد .
8 ـ در بخشی از اين مصاحبه چندين بار هم به موضوع خرافات در دين و پيدايش امامزاده های بدون سند و شجره نامه اشاره شده است كه به نظر می آيد مطرح كردن اينگونه موضوعات مهم و دامنه دار به شكل سطحی و بدون توضيح و تبيين آن و بدون مطالعه و بهره مندی از دانش لازم در رسانه جز طرح سوال و ايجاد شبهه بدون جواب در ذهن مردم نتيجه ديگری را در پی نخواهد داشت و اين دور از رسالت يك رسانه است ، چرا كه هر كدام از اين مباحث بايد ريشه يابی و با ذكر مستندات و دلايل متقن به آن پاسخ داده شود و در قالب يك مصاحبه چند خطی بيشتر « شوخی با فرهنگ و اجتماع » است تا يك بحث جدی !؟
ضمن آنكه برای چندمين بار تأكيد می شود سازمان اوقاف خود در عرصه مبارزه با خرافات و تقدس های ساختگی برای اشياء مثل درختان ، پيشگام و پيشتاز بوده و با آن به مبارزه پرداخته است .
9 ـ در پايان ذكر اين مطلب را خاتمه بخش اين مفصل می كنيم كه در مجموع بررسی و جمع بندی و تتبع در منابع و مآخذ نشان می دهد مهاجرت امامزادگان و سادات و نوادگان اهل بيت عصمت و طهارت (ع) به ايران اسلامی و شهرها و روستاهای مختلف واقعيتی بیّن و آشكار و مبتنی بر اسناد و مدارك معتبر و صحيح است كه بحمداله نشانه های آن را امروزه در جای جای اين مناطق مشاهده می كنيم . هر چند اسامی و نسب شريف و عناوين و شهرت و سيره اين بزرگواران به جهت گمنامی سادات و امامزادگان ، غلبه دشمنان ديانت و مجهول و متروك ماندن قبور آنان ، مفقود شدن بسياری از منابع تاريخی و انساب ، وابستگی و دولتی بودن تاريخ نگاری و زيست گمنام اين امامزادگان به طور دقيق ثبت و ضبط نشده است اما همانطور كه يادآور شديم جای جای ايران اسلامی اماكنی به نام امامزادگان مشهور و معروف اند و كرامات و رواياتی را از خوارق عادات اين مشاهد متبركه نقل می كنند . در عين حال ممكن است اين وادی همچون ساير عرصه ها بعضاً به اوهام و خرافات و جعلياتی هم آميخته شده باشد كه ضروری است محققان ارجمند برای پيراستن و زدودن اين انحرافات احتمالی بكوشند نه اينكه بر شبهات بيفزايند .
در عين حال اين مشاهد متبرك و مضاجع منور ، نيازگاه دردمندان و پناهگاهی برای درماندگان و شفابخش حاجتمندان است و مردم و مومنان از اين اماكن مقدس ، به عنوان خلوتگاهی برای آرامش روحی خود بهره می برند . مزارهای مقدس امامزادگان در حقيقت كانون پراكندن معنويت و تابش نور ايمان به قلب های بيدار و معبری برای رسيدن به حقيقت و پر پرواز در عالم ملكوت است و جای طرح اين سوال وجود دارد كه مگر مردم مومن و زائران چه اعمالی را برخلاف دين و شئون در اين اماكن مرتكب می شوند كه برخی چشم ديدن آنها را هم ندارند ؟!