محبوب مهرنواز، برادر شهيد محسن مهرنواز در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، ضمن بيان رشادتهای اين شهيد و سختكوشیهای وی، اظهار كرد: او در تحمل سختیها زبانزد عام و خاص بود و برای رسيدن به اهدافش، چه بیخوابیها و خستگیهايی را كه به جان نمیخريد.
وی ادامه داد: اين شهيد هيچگاه تظاهر نمیكرد و اگر عمل نيكی انجام میداد، عنوان نمیكرد و به روی خود نمیآورد تا به اخلاصش ضربه وارد نشود.
مهرنواز گفت: شهيد مهرنواز مدتها بود كه مشتاق جبهه بود، اما ابتدای مراجعه برای ثبتنام، چون سنش كم بود، پذيرفته نشد و از طرف مسئولان پايگاه كارهای پشتيبانی به او محول میشد.
اين برادر شهيد اظهار كرد: رفته رفته عشق و علاقه محسن برای رفتن به جبهه افزونتر میشد كه بالاخره در 10 دیماه سال 65 برای آموزش به پادگان رفت.
وی عنوان كرد: وی پس از گذراندن دوره آموزش با اعزام سراسری عازم نشد، چون آنها به منطقه جنگی نمیرفتند. پس از آنها جدا شد و با اعزام انفرادی به سوی جبهههای جنوب شتافت.
برادر شهيد مهرنواز گفت: محسن پس از شركت در مرحله تكميلی عمليات كربلای 5 به مرخصی آمد، اما اين بار محسن آن محسن قبلی نبود؛ گوئی كه با جای ديگر در تماس بود، عرصه دنيا برای او تنگ بود؛ چراكه وسعت روحش آنسوی جهان طبيعی را مینگريست؛ تمامی برخوردهايش حكايت از رفتن میكرد، رفتنی حقيقی، رجعت به زندگی دوباره و نه مرگ.
وی افزود: او پس از شهادت چند نفر از دوستانش و پس از آن كه تحولی در درونش پيدا شده بود، ديگر نمیتوانست دنيا را تحمل كند؛ اينجاست كه شعر «عاشقان را سر ژوليده به پيكر عجب است/ دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است» در وصف حال او صدق پيدا میكند.
مهرنواز عنوان كرد: اين شهيد در ايام مرخصی كه اواخر سال 65 و اوايل سال 66 آمده بود، علائمی از خود باقی گذاشت كه همه آنها اشارت دارند به عمل و يقين او به شهادتش.
وی گفت: او عكسهای سالهای قبل كه در اردوهای بسيج، سفر به مشهد و ... تهيه كرده بود را در منزل گذاشت، همچنين برای آخرين بار برای ميثاق با شهدا به بهشت گلگونكفنان حضرت زهرا(س)رفت و عكس تهيه كرد و به ما سپرد، همچنين دقايقی را قرآن تلاوت و در نوار ضبط كرد و آن را هم به عنوان يادگاری به ما داد.
مهرنواز در پايان عنوان كرد: شهيد محسن پس از اتمام مرخصی، 12 فروردينماه سال 66 با قلبی آكنده از عشق و معرفت دوباره به منطقه رفت و در عمليات كربلای 8 شركت كرد و به پيمان روز الست بلی گفت و پيمانه ولايت را سرشار از عشق و محبت كرد و در 14 شعبان، مصادف با 24 فروردين سال 66 به شهادت رسيد.