کد خبر: 4364871
تاریخ انتشار : ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۳
یک استاد و پیشکسوت تعزیه:

تعزیه با نوآوری بی‌ریشه ماندگار نمی‌ماند + فیلم

حسن برکتی با تأکید بر اینکه هر تغییر و تحولی در عرصه تعزیه،‌ باید در چارچوب اصالت‌های آن شکل گیرد، نسبت به فاصله گرفتن از قواعد تاریخی تعزیه هشدار داد و حفظ هویت این هنر را شرط ماندگاری آن دانست.

تعزیه با نوآوری بی‌ریشه ماندگار نمی‌ماندتعزیه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین جلوه‌های هنر آیینی و نمایشی ایران، همواره در طول تاریخ با تکیه بر سنت‌های ریشه‌دار، شیوه‌های اجرایی خاص و پیوند عمیق با فرهنگ عاشورا به حیات خود ادامه داده است. شناخت ویژگی‌های این هنر، توجه به میراث استادان گذشته و بررسی چالش‌های پیش‌روی آن، از جمله موضوعاتی است که می‌تواند به درک بهتر جایگاه تعزیه در فرهنگ ایرانی کمک کند.

در بخش نخست گفت‌وگوی ایکنا با حسن برکتی، استاد و پیشکسوت تعزیه، وی به بیان ویژگی‌های این هنر آیینی، جایگاه تعزیه در میان مردم، تجربه سال‌ها فعالیت در این عرصه و خاطرات خود از همراهی با استادان بزرگ این هنر پرداخت و از اهمیت حفظ اصول و ارزش‌های بنیادین تعزیه سخن گفت.

در بخش دوم و پایانی گفت‌وگوی ایکنا با این پیشکسوت تعزیه، موضوعاتی همچون ضرورت حفظ اصالت تعزیه در کنار توجه به نیازهای نسل جدید، آسیب‌های پیش‌روی این هنر، اهمیت تربیت تعزیه‌خوانان جوان، حفظ و احیای نسخه‌های کمتر اجراشده (نسخه‌های غریب)، نقش سنت استاد و شاگردی در انتقال تجربه‌ها و آینده تعزیه در ایران و جهان مورد بحث قرار خواهد گرفت. حسن برکتی در این بخش همچنین با نگاهی به سال‌ها فعالیت هنری خود، بر مسئولیت نسل امروز برای صیانت از این میراث ارزشمند فرهنگی و انتقال آن به آیندگان تأکید دارد.

ایکنا ـ در سال‌های اخیر، یکی از مباحث مهم در میان استادان و پژوهشگران تعزیه، ضرورت حفظ اصالت این هنر در کنار توجه به نیازهای نسل جدید است. از یک سو برخی معتقدند تعزیه باید متناسب با شرایط روز تغییراتی را تجربه کند و از سوی دیگر، بسیاری از پیشکسوتان بر حفظ چارچوب‌های اصیل آن تأکید دارند. با توجه به تجربه طولانی شما در این عرصه، مهم‌ترین آسیب‌هایی که امروز تعزیه را تهدید می‌کند چیست و برای حفظ اصالت این هنر در کنار جذب نسل جوان چه راهکاری را پیشنهاد می‌کنید؟

هر هنری برای آنکه زنده بماند، باید با زمان خود ارتباط برقرار کند، اما این موضوع هرگز به معنای کنار گذاشتن هویت و اصالت آن نیست. تعزیه حاصل تلاش صدها ساله بزرگان این عرصه است و استادان بسیاری برای حفظ و انتقال آن زحمت کشیده‌اند. این میراث به‌آسانی به دست ما نرسیده است که بتوانیم بدون مطالعه و شناخت، هر تغییری را در آن ایجاد کنیم. اگر قرار باشد تعزیه تنها برای جلب توجه مخاطب از اصول خود فاصله بگیرد، در واقع مهم‌ترین سرمایه خود را از دست خواهد داد. به همین دلیل همواره تأکید کرده‌ام که نوآوری باید در چارچوب اصالت تعزیه انجام شود، نه در تقابل با آن.

یکی از آسیب‌هایی که امروز مشاهده می‌شود، استفاده نادرست از موسیقی و شیوه‌های خواندن است. گاهی برخی افراد تحت تأثیر شیوه‌های رایج در موسیقی سنتی یا حتی سبک‌های دیگر، تلاش می‌کنند همان روش‌ها را وارد تعزیه کنند، درحالی‌که تعزیه قواعد خاص خود را دارد. اشقیاخوان و اولیاخوان هر یک شیوه مشخصی دارند و اگر این مرزها از بین برود، هویت تعزیه نیز آسیب خواهد دید. همچنین برخی افراد در هنگام اجرای نقش اشقیا، به‌جای نمایش قساوت و دشمنی، به‌گونه‌ای می‌خوانند که گویی در حال مرثیه‌خوانی برای امام حسین (ع) هستند. این مسئله با ساختار تعزیه سازگار نیست، زیرا اشقیا باید با همان زبان و منطق تاریخی خود سخن بگویند تا حقیقت واقعه عاشورا برای مخاطب آشکار شود. موضوع دیگری که نباید از آن غفلت کرد، رعایت اصول ظاهری و نمادهای شناخته‌شده تعزیه است. رنگ لباس‌ها، نوع پوشش شخصیت‌ها، جایگاه هر نقش و حتی شیوه ورود و خروج بازیگران، همگی طی سالیان بر اساس تجربه و معنا شکل گرفته‌اند. برای مثال، رنگ لباس اشقیا در تعزیه از گذشته مشخص بوده و هر رنگی مفهوم خاص خود را دارد. اگر بدون دلیل و صرفاً بر اساس سلیقه شخصی این قواعد تغییر کند، مخاطب نیز دچار سردرگمی خواهد شد.

تعزیه با نوآوری بی‌ریشه ماندگار نمی‌ماند

اصالت تعزیه تنها در شعر و موسیقی خلاصه نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از نشانه‌ها و نمادهاست که در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. در کنار این موارد، استفاده از اشعار جدید نیز باید با دقت فراوان انجام شود. اصل نوشتن شعر تازه ایرادی ندارد و حتی می‌تواند به غنای ادبی تعزیه کمک کند، اما این اشعار باید با فضای تاریخی، محتوایی و اعتقادی تعزیه هماهنگ باشند. گاهی مشاهده می‌شود که اشعاری با مضامین امروزی یا تعابیری که با فضای واقعه کربلا تناسب ندارند، وارد نسخه‌ها می‌شوند. چنین رویکردی به‌تدریج موجب فاصله گرفتن تعزیه از هویت اصلی خود خواهد شد. شعر تعزیه باید در خدمت روایت عاشورا باشد، نه اینکه صرفاً برای ایجاد تنوع، از چارچوب‌های اصیل فاصله بگیرد.

البته در کنار تأکید بر حفظ اصالت، باید به جذب نسل جوان نیز توجه ویژه داشت. اگر جوانان وارد تعزیه نشوند، این هنر در آینده با مشکل روبه‌رو خواهد شد. خوشبختانه در سال‌های اخیر، برخی مجموعه‌های فعال در حوزه تعزیه، به‌ویژه در زمینه آموزش نوجوانان و شناسایی استعدادهای جدید، اقدامات ارزشمندی انجام داده‌اند. این برنامه‌ها باعث شده است که نوجوانان و جوانان با علاقه بیشتری به سمت تعزیه بیایند و برای یادگیری آن وقت بگذارند. این اتفاق، نویدبخش آینده این هنر است، زیرا هیچ هنری بدون حضور نسل جدید دوام نخواهد آورد. مهم‌ترین وظیفه پیشکسوتان امروز، انتقال تجربه به جوانان است. همان‌گونه که ما سال‌ها در کنار استادان خود شاگردی کردیم، امروز نیز باید فرصت آموزش را برای نسل تازه فراهم کنیم. اگر جوانی استعداد و علاقه دارد، باید او را تشویق کرد، نسخه در اختیارش گذاشت، اشتباه‌هایش را با حوصله اصلاح کرد و اجازه داد آرام‌آرام رشد کند. تجربه نشان داده است که بسیاری از تعزیه‌خوانان موفق امروز، از همین مسیر به جایگاه فعلی رسیده‌اند و هیچ‌کدام بدون شاگردی در کنار استادان به موفقیت دست پیدا نکرده‌اند. درنهایت، باور دارم آینده تعزیه در گروی ایجاد تعادل میان اصالت و پویایی است. نه می‌توان این هنر را از تحولات اجتماعی جدا دانست و نه می‌توان به بهانه نوگرایی، ریشه‌های آن را نادیده گرفت. اگر این تعادل حفظ شود، تعزیه همچنان جایگاه خود را در میان مردم حفظ خواهد کرد و نسل‌های آینده نیز همان عشق و ارادتی را که امروز نسبت به امام حسین(ع) و فرهنگ عاشورا وجود دارد، از طریق این هنر ارزشمند تجربه خواهند کرد. این مسئولیت بر عهده همه ماست؛ چه استادان، چه هنرجویان و چه مدیران فرهنگی که باید برای صیانت از این میراث گران‌بها، با دقت و آینده‌نگری عمل کنند.

ایکنا ـ یکی از موضوعاتی که در سال‌های اخیر بارها از سوی استادان تعزیه مطرح شده، مسئله تربیت نسل جدید و همچنین حفظ نسخه‌های کمتر اجراشده یا همان نسخه‌های غریب تعزیه است. وضعیت امروز آموزش تعزیه را چگونه ارزیابی می‌کنید و برای حفظ نسخه‌های اصیل و تربیت نسل آینده چه اقداماتی باید انجام شود؟

یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های تعزیه، نیروی انسانی آن است. اگر بهترین نسخه‌ها، کامل‌ترین اشعار و ارزشمندترین میراث مکتوب نیز در اختیار ما باشد، اما نسل جدیدی برای اجرای آن تربیت نشود، این هنر به‌مرور زمان با مشکلات جدی روبه‌رو خواهد شد. خوشبختانه در سال‌های اخیر شاهد حضور نوجوانان و جوانان علاقه‌مند در عرصه تعزیه هستیم و این موضوع جای امیدواری دارد. البته این حضور زمانی ارزشمند خواهد بود که با آموزش صحیح همراه باشد. صرف علاقه برای ورود به تعزیه کافی نیست و جوانان باید از همان ابتدا با اصول این هنر، شیوه صحیح خواندن، شناخت نسخه‌ها، موسیقی، تاریخ عاشورا و اخلاق حرفه‌ای آشنا شوند.

در سال‌هایی که فعالیت خود را آغاز کردم، یکی از مشکلات اصلی کمبود برخی نقش‌ها، به‌ویژه نقش‌های کودک، بود. در بسیاری از گروه‌ها یافتن نوجوانی که بتواند با تسلط، نقش کودک‌خوان را اجرا کند، کار آسانی نبود. اما امروز شرایط نسبت به گذشته بهتر شده است و در برخی مجموعه‌های فعال، برنامه‌ریزی مناسبی برای آموزش کودکان و نوجوانان انجام شده است. این روند باید ادامه پیدا کند، زیرا هر نسلی باید از سال‌های ابتدایی با فضای تعزیه آشنا شود تا در آینده بتواند مسئولیت نقش‌های مهم‌تر را بر عهده گیرد. تربیت تدریجی، رمز موفقیت در این هنر است و هیچ تعزیه‌خوانی بدون طی کردن این مسیر، به جایگاه استادی نخواهد رسید.

یکی دیگر از دغدغه‌های من، حفظ نسخه‌های غریب تعزیه است. متأسفانه در بسیاری از مناطق، تنها چند مجلس مشهور مانند شهادت حضرت علی‌اکبر(ع)، حضرت عباس(ع)، حضرت مسلم(ع) یا واقعه عاشورا به‌صورت مکرر اجرا می‌شود. البته این مجالس جایگاه ویژه‌ای دارند، اما تعزیه تنها به این نسخه‌ها محدود نمی‌شود. در طول سالیان، نسخه‌های بسیار ارزشمندی درباره شخصیت‌ها و وقایع مختلف تاریخ اسلام و عاشورا نوشته شده که امروز کمتر اجرا می‌شوند و اگر برای حفظ آن‌ها برنامه‌ریزی نشود، ممکن است به‌تدریج از حافظه تعزیه ایران حذف شوند. تعزیه‌خوان حرفه‌ای باید فراتر از چند نسخه شناخته‌شده را بیاموزد. ممکن است در یک مجلس از او خواسته شود نسخه‌ای را اجرا کند که سال‌ها کمتر خوانده شده است. اگر تنها به نسخه‌های رایج اکتفا کرده باشد، در چنین شرایطی با مشکل مواجه خواهد شد.

استادان قدیم نیز همواره بر این موضوع تأکید داشتند که تعزیه‌خوان باید مجموعه گسترده‌ای از نسخه‌ها را حفظ کند و با فضای هر یک آشنا باشد. این موضوع، یکی از معیارهای تشخیص تعزیه‌خوان حرفه‌ای از فردی است که تنها چند مجلس محدود را اجرا می‌کند. در سال‌های اخیر، برخی مجموعه‌های معتبر تلاش کرده‌اند نسخه‌های غریب را دوباره احیا کنند و این اقدام بسیار ارزشمند است. وقتی جوانان این نسخه‌ها را ببینند، به آن‌ها علاقه‌مند می‌شوند و انگیزه پیدا می‌کنند که آن‌ها را حفظ و اجرا کنند. اگر این روند ادامه پیدا نکند، پس از چند دهه ممکن است بخش مهمی از گنجینه تعزیه ایران از بین برود. حفظ نسخه‌های غریب، در حقیقت حفظ بخشی از تاریخ فرهنگی و مذهبی کشور است و نباید آن را موضوعی کم‌اهمیت تلقی کرد.

در کنار حفظ نسخه‌ها، باید به مسئله استاد و شاگردی نیز توجه جدی داشت. امروز امکانات آموزشی نسبت به گذشته بسیار بیشتر شده است و فیلم‌ها، کتاب‌ها و نسخه‌های مکتوب در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد، اما هیچ‌یک از این امکانات نمی‌تواند جای آموزش حضوری را بگیرد. تعزیه هنری است که بسیاری از ظرافت‌های آن تنها از طریق مشاهده مستقیم و حضور در کنار استاد منتقل می‌شود. نحوه ایستادن، شیوه ورود به صحنه، لحن بیان، ارتباط با مخاطب و ده‌ها نکته دیگر، در کتاب‌ها قابل آموزش کامل نیست و باید در میدان عمل فرا گرفته شود. لازم به ذکر است که پیشکسوتان نیز وظیفه دارند تجربه‌های خود را در اختیار نسل جوان قرار دهند. اگر استادان دانش و تجربه خود را تنها برای خود نگه دارند، این زنجیره انتقال دانش قطع خواهد شد. خوشبختانه بسیاری از بزرگان تعزیه چنین نگاهی ندارند و با دلسوزی فراوان، سال‌هاست وقت خود را صرف آموزش نسل جدید می‌کنند. من نیز همواره تلاش کرده‌ام هر آنچه از استادان خود آموخته‌ام، بدون کم‌وکاست به جوانان منتقل کنم، زیرا معتقدم این میراث متعلق به همه مردم است و نباید در سینه افراد باقی بماند.

آینده تعزیه، بیش از هر چیز به تربیت نیروهای جوان، حفظ نسخه‌های اصیل و استمرار سنت استاد و شاگردی وابسته است. اگر این سه اصل مورد توجه قرار گیرد، تعزیه نه‌تنها دچار آسیب نخواهد شد، بلکه می‌تواند با همان اصالت و شکوه گذشته به مسیر خود ادامه دهد. این هنر قرن‌ها با همین شیوه حفظ شده است و امروز نیز مسئولیت ماست که آن را سالم، کامل و اصیل به نسل‌های آینده بسپاریم.

ایکنا ـ در پایان اگر بخواهید جمع‌بندی از سال‌ها فعالیت خود در عرصه تعزیه داشته باشید، با توجه به تجربه همکاری با استادان بزرگ، حضور در اجراهای داخلی و بین‌المللی، تربیت نسل جوان و مشاهده تغییرات این هنر در طول چهار دهه گذشته، چه توصیه‌ای به تعزیه‌خوانان جوان، متولیان فرهنگی و علاقه‌مندان این هنر آیینی دارید و آینده تعزیه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

نخستین نکته‌ای که دوست دارم بر آن تأکید کنم، این است که تعزیه پیش از آنکه یک هنر باشد، یک امانت است؛ امانتی که از نسل‌های گذشته به ما رسیده و هر یک از استادان این مسیر، بخشی از عمر خود را صرف حفظ و انتقال آن کرده‌اند. هرگاه نام استادانی همچون زنده‌یاد رضا لنگرانی، زنده‌یاد علاءالدین قاسمی، زنده‌یاد علی‌محمد حجازی و دیگر بزرگان تعزیه را می‌شنوم، احساس می‌کنم هنوز هم شاگرد آنان هستم. اگر امروز نامی از ما برده می‌شود، به برکت سال‌ها شاگردی در محضر همان استادان است. بنابراین نخستین توصیه من به جوانان این است که هیچ‌گاه تصور نکنند با چند سال فعالیت یا چند اجرای موفق، همه راه را پیموده‌اند. تعزیه دریایی عمیق است و هرچه انسان بیشتر در آن پیش برود، بیشتر متوجه می‌شود که هنوز مطالب فراوانی برای آموختن وجود دارد.

تعزیه با نوآوری بی‌ریشه ماندگار نمی‌ماند

توصیه دوم من به جوانان، حفظ اخلاص است. اگر کسی برای شهرت، دیده‌شدن یا کسب موقعیت وارد تعزیه شود، شاید مدتی فعالیت کند، اما دوام نخواهد آورد. تعزیه با عشق به اهل‌بیت(ع) زنده مانده است. بسیاری از استادانی که من افتخار شاگردی آنان را داشتم، با وجود جایگاه بزرگی که در این هنر داشتند، هیچ‌گاه خود را برتر از دیگران نمی‌دانستند و همواره خود را خادم امام حسین(ع) معرفی می‌کردند. همین تواضع و اخلاص باعث شد نام آنان در تاریخ تعزیه ایران ماندگار شود. جوانان نیز اگر همین مسیر را دنبال کنند، علاوه بر پیشرفت هنری، از نظر اخلاقی نیز الگوی مناسبی برای دیگران خواهند بود.

موضوع دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، حمایت از تعزیه به‌عنوان یک میراث فرهنگی و دینی است. تعزیه تنها متعلق به تعزیه‌خوانان نیست، بلکه بخشی از هویت فرهنگی ایران به شمار می‌آید. ازاین‌رو لازم است دستگاه‌های فرهنگی، مراکز پژوهشی، دانشگاه‌ها و رسانه‌ها برای حفظ و معرفی این هنر بیش از گذشته تلاش کنند. ثبت و انتشار نسخه‌های قدیمی، مستندسازی شیوه‌های اجرایی استادان، حمایت از آموزش نسل جوان و فراهم‌کردن امکان اجرای منظم تعزیه در نقاط مختلف کشور، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به تداوم این هنر کمک کند. اگر امروز برای حفظ این میراث برنامه‌ریزی نکنیم، آیندگان ما را به دلیل کوتاهی در انجام این مسئولیت مؤاخذه خواهند کرد. 

پژوهش در حوزه تعزیه باید گسترش پیدا کند. تعزیه تنها یک هنر نمایشی نیست، بلکه مجموعه‌ای از شعر، موسیقی، تاریخ، ادبیات، آیین‌های مذهبی، مردم‌شناسی و فرهنگ ایرانی را در خود جای داده است. هر یک از این ابعاد می‌تواند موضوع ده‌ها پژوهش علمی باشد.

هرچه شناخت علمی نسبت به تعزیه افزایش پیدا کند، زمینه برای حفظ اصول و جلوگیری از آسیب‌ها نیز بیشتر فراهم خواهد شد. امروز دانشگاه‌ها و مراکز علمی می‌توانند نقش مهمی در معرفی ظرفیت‌های این هنر به نسل جدید ایفا کنند. درضمن لازم است از تجربه استادان پیشکسوت تا زمانی که در کنار ما هستند، بیشترین بهره را ببریم. بسیاری از بزرگان تعزیه، گنجینه‌ای از تجربه، خاطره و دانش عملی هستند که اگر ثبت نشود، با از دست رفتن آنان بخش مهمی از تاریخ شفاهی تعزیه نیز از میان خواهد رفت. من همواره آرزو داشته‌ام که خاطرات، شیوه‌های اجرایی و نکته‌های آموزشی استادان قدیم به‌صورت منظم ثبت و منتشر شود تا آیندگان نیز بتوانند از این سرمایه ارزشمند استفاده کنند. این وظیفه تنها بر عهده استادان نیست، بلکه پژوهشگران، رسانه‌ها و مراکز فرهنگی نیز باید در این زمینه مسئولیت خود را انجام دهند. در کنار همه این مسائل، باید به ظرفیت بین‌المللی تعزیه نیز توجه ویژه داشت. تجربه حضور در کشورهای مختلف به من نشان داد که مردم جهان، فارغ از دین و ملیت خود، با مفاهیمی مانند آزادگی، عدالت، ایثار و وفاداری ارتباط برقرار می‌کنند.

تعزیه می‌تواند بهترین زبان برای معرفی این ارزش‌ها باشد. اگر این هنر با همان اصالت و بدون تغییر در هویت خود به جهان معرفی شود، ظرفیت آن را دارد که بیش از گذشته مورد توجه محافل هنری و فرهنگی بین‌المللی قرار گیرد و تصویری واقعی از فرهنگ ایرانی و اسلامی ارائه دهد.

در پایان، تنها آرزویم این است که تعزیه همان‌گونه که از گذشتگان به ما رسیده، با همان اصالت به نسل‌های آینده منتقل شود. همه ما روزی این دنیا را ترک خواهیم کرد، اما آنچه باقی می‌ماند، اثری است که از خود به یادگار می‌گذاریم. اگر بتوانیم حتی سهم کوچکی در حفظ این هنر داشته باشیم، احساس می‌کنیم وظیفه خود را در برابر اهل‌بیت (ع) و فرهنگ عاشورا انجام داده‌ایم. از خداوند متعال می‌خواهم به همه خادمان این عرصه توفیق دهد که با اخلاص، صداقت و حفظ حرمت این میراث ارزشمند، راه استادان بزرگ تعزیه را ادامه دهند و پرچم محبت امام حسین (ع) را برای نسل‌های آینده برافراشته نگه دارند.

انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
captcha