سيدعلیاكبر ربيعنتاج، عضو هيئت علمی دانشگاه مازندران در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، در خصوص مطالعات خاورشناسان در تاريخ قرآن گفت: نقطه آغاز مطالعات شرقشناسی به قرن سيزدهم برمیگردد. در قرن شانزدهم اولين بار واژه اورينتاليسم يعنی شرقشناسی وارد فرهنگ لغت آكسفورد شد، اما قرن 17 و 18 را میتوان به عنوان نقطه شروع مطالعات آكادميك خاورشناسی در نظر گرفت.
وی با بيان اينكه خاورشناسان آن دسته از دانشمندانی هستند كه پيرامون آداب و رسوم، فرهنگ، ادبيات، هنر، باورها و اديان شرق تحقيق میكنند، افزود: هانتينگتن، تئوریپرداز معروف آمريكايی واقعيت تضاد غرب و شرق را تضاد اسلام و مسيحيت میدانست و تئوری جنگ تمدنها را بر اين اساس مطرح كرد. وی با مطالعه اديان شرقی، قرآن را تنها كتاب مناسب برای زندگی بشر دانست. از دريچه اين رهيافت بود كه نولدكه آلمانی پاياننامه خود را طرح تحقيقی بر سورههای قرآن انتخاب كرد.
وی اظهار كرد: اولين كتاب تاريخ قرآن، رساله دكتری نولدكه به نام «ترتيب سورههای قرآن» است كه بعدها با تغييراتی به نام «تاريخ قرآن» بهچاپ رسيد. اصل اين كتاب به زبان آلمانی است و دو سال قبل در سوريه به زبان عربی چاپ شد و هنوز به فارسی برگردانده نشده است. البته شهيد مظلوم دكتر بهشتی، هنگامی كه در آلمان بودند، ترجمه و تحقيقی بر تاريخ قرآن نولدكه از زبان آلمانی به فارسی انجام دادند و قصد چاپ آن را نيز داشتند كه شهادت ايشان مانع به انجام رسيدن اين مهم شد و اكنون دستنوشتههای مذكور نزد خانواده ايشان است.
اين عضو هيئت علمی دانشگاه مازندران ادامه داد: بعد از تاريخ قرآن نولدكه، دومين كتاب تاريخ قرآن را مسلمانان نوشتهاند كه نگارنده آن يا ابوعبدالله زنجانی است يا شخصی به نام تركستانی. تركستانی نسبت به ابوعبدالله زنجانی تقدم زمانی دارد، اما به دليل اينكه متن مكتوب مستقلی تحت عنوان تاريخ قرآن از وی در دست نيست، گفته میشود كه ابوعبدالله زنجانی دومين كسی است كه تاريخ قرآن را نگاشته است.
وی افزود: خاورشناسان با رويكردهای مختلفی با متون دينی برخورد میكنند. گروهی از اين شرقشناسان از مطالعات خود اهداف علمی دارند و برخی از آنها ضمن داشتن انگيزههای تبشيری، ابزار دست قدرتهای بزرگ هستند تا ثروت ملل شرق را چپاول كنند. اين گروه با انديشههای تبشيری خود قصد ايجاد فضای ذهنی برای تضعيف دين شرقيان جهت پذيرش مسيحيت را دارند. اين گروه در مواجهه با قرآن و اعتقاد قرآنی مردم سعی میكنند تا آرامآرام انديشه قرآنی را نزد مردم تخريب كنند و به تعبير رهبر معظم انقلاب، ثقل مركزی اسلام يعنی قرآن و پيغمبر را هدف قرار میدهند و بمباران میكنند تا با تضعيف اعتقاد مسلمانان زمينه گسترش نفوذ قدرتهای بزرگ را فراهم آورند.
اين مدرس علوم قرآنی بيان كرد: خاورشناسان در انديشههای شرقشناسی همه به يك شكل نيستند. برخی انگيزه علمی دارند و قرآن را به جد مطالعه كردهاند و البته تعداد اين افراد در مقابل مستشرقينی كه اهداف تبشيری و استعماری دارند، بسيار كمتر است، اما نمیتوانيم بگوييم كه چنين مستشرقينی نداريم. از جمله خاورشناسانی كه نگاه منصفانهای به اسلام و قرآن داشتند، میتوان به خانم «آنهماری شيمل» و «توشیهيكو ايزوتسو» اشاره كرد كه نگاه عالمانهای به اسلام و قرآن داشتند و سعیكردند از حالت انصاف خارج نشوند.
ربيع نتاج در ادامه افزود: «رژی بلاشر» يكی از شرقشناسان فرانسوی تقريبا منصف است، اما وی از خطا و كجفهمی مصون نبود. بلاشر مؤلف كتابی بهنام «درآستانه قرآن» است كه آقای محمود راميار در مدتی كه برای معالجه بيماری خود به فرانسه رفته بود، با اين كتاب آشنا شد وآن را با خود به ايران آورد و ترجمه كرد.
وی با اشاره به اين نكته كه بلاشر مستشرق منصفی است، اما راجع به تاريخ كتابت قرآن حرفی دارد كه مسلمين نمیپذيرند، افزود: بلاشر میگويد چون پيامبر در مكه كاتب وحی نداشتند، عملا قرآن در مكه نوشته نشدهاست و مسلمانان در ارتباط با يهوديان مدينه اصول نوشتن را ياد گرفتند و شروع به كتابت قرآن كردند، در نتيجه بخشی از آياتی كه در مكه نازل شده، از خاطرها رفته است. شايد او به صورت غيرمستقيم قصد ارج گذاردن به يهوديان را داشته يا اينكه با اصحاب و ياران پيامبر آشنا نبودهاست، ولی به هر حال بلاشر اغراض پليد نداشتهاست.
اين استاد دانشگاه ضمن بالا دانستن حجم كارهای مستشرقين درباره اسلامشناسی و قرآنپژوهی گفت: ما فقط به داشتن چند واحد درسی درباره قرآن و خاورشناسی اكتفا كردهايم و اين در حالی است كه در كشورهای ديگر مثل ارمنستان، اكنون در مقطع دكترا رشته خاورشناسی وجود دارد وليكن ما چنين رشتهای نداريم. در صورتی كه وجود كرسیهای خاورشناسی و باخترشناسی بيش از پيش الزامی است و برای آن میبايست واحدهای درسی و رشتههای دانشگاهی تعريف كرد.
ربيع نتاج در نهايت با تأكيد بر اين مطلب كه در آسيبشناسی تحقيق بايد از پيشداوری دوری كرد، گفت: محقق در موضوع تحقيقی خود بايد از تعلقات فرهنگی و حتی تعلقات اعتقادی جدا شود. اهميت اين موضوع تا آنجاست كه حتی كسی كه میخواهد قرآن را تفسير كند، بايد ذهنش را از پيشداوری تجريد كند تا كاملا توجهش معطوف به متن شود. سيوطی، مفسر بزرگ جهان اسلام در كتاب «الاتقان» در بحث تفسير ضمن باب «فی معرفت شروط مفسر و آدابه» اين شرط را مطرح میكند كه مفسر قرآن بايد تجريد كند، يعنی ذهنش را از تعلقات مختلف خالی كند تا از فهم متن بازنماند.