شهدا عارفان بالله و عاشقان كوی دوست بودند كه با درك درستی از زندگی، سعی در انتقال داشتههای خود به همسر، فرزندان و نزديكان میكردند و چون حقيقت هيچگاه كهنگی نمیپذيرد و در همه زمانها و مكانها قابل بررسی است، در اينجا مروری داريم بر نامه شهيد ابراهيم بيگی به همسرش. در اين نامه آمده است:
«سلام به راهيان كربلا در همه حال، چه آنان كه آمدند و چه آنان كه قصد كردند و نتوانسته يا آنان كه نيتشان بود و مشكلات مانع از آمدنشان شد و چه به شما كه جهاد اكبر میكنيد، خداوند عمری با عزت و قرين نعمتهای خويش نصيبتان گرداند.
باری همسرم از اينكه بار ديگر مزاحم اوقات شما عزيز درگه حق شديم پوزش و عذر میخواهم. خواستم با نوشتن اين نامه دين خود نسبت به شما را، اگرچه كم ادا كنم.
همسرم، دنيا بال سفر است، اينجا مال دنياطلبان است، اينجا مطاع قليل است، باشد كه دنيا مال دنياطلبان باشد؛ خواسته ما اين است كه خداوند ما را به خودمان وامگذارد.
همسرم از دنيا چيزی جز بار كوله نمیتوان بست، حال بستگی به عمل دارد كه چه باشد؛ ولی ما میتوانيم تعيين كننده توشه راه خود باشيم. امروز روز امتحان است؛ شما با صبر و بردباری و تحمل ناملايمات و سختیها و ما با حضور در جبههها.
من، خودم را در مقابل ايثار و گذشت شما هيچ میدانم. بارها به خود گفتهام كه من توان اينكه در قيامت حقوق حقه شما را كه بدهكارم، بپردازم، نخواهم داشت، چه برسد به اينكه جوابگوی باری تعالی نسبت به اعمال گفته شده باشم.
همسرم، شما را زنی با اراده و مخلص در راه حق يافتم؛ شما را در راه حق با صداقت ديدم، شما را در صراط مستقيم، بلكه بالاتر میبينم؛ شما كجا و ما كجا. شما در معنا به سر میبريد، شما در رضای خدا میگنجيد و ما را هوا و هوس كور كرده.
در هر صورت التماس دعا دارم. خداوند خير در دنيا و سعادت در آخرت به شما عنايت كند.»