کد خبر: 2606066
تاریخ انتشار : ۲۸ مهر ۱۳۹۲ - ۲۰:۲۴
چگونگی الگوبرداری از ساختار فرهنگ دفاع مقدس در سبك زندگی/4

واسپاری تربيت فرزندان به ديگران؛ عامل انزوای فرهنگ ايثار و شهادت

گروه جهاد و حماسه: مهدی بيگی در بيان چگونگی انتقال فرهنگ ايثار و شهادت گفت: در خانواده شهدا نبايد به دنبال الگو بگرديم. برای يافتن الگو بايد به سراغ مكتبی برويم كه شهدا در آن پرورش يافته‌اند؛ در اين باره واسپاری تربيت فرزندان به ديگران باعث انزوای فرهنگ ايثار و شهادت و مغفول ماندن چنين الگوهايی می‌شود.

مهدی بيگی، فرزند شهيد ابراهيم بيگی، مربی تاكتيك آموزش‌های نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفت‌‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) اظهار كرد: جامعه نياز به زنده كردن حس شهادت دارد. من خيلی موافق اين نظر نيستم كه از خانواده شهدا بايد الگو بگيريم، هر چند اين اقدام هم كار پسنديده‌ای است، اما اين روش راهبردی نيست.
وی اظهار كرد: آنچه جلوبرنده است، اين است كه به سراغ مكتبی برويم كه شهدا در آن پرورش يافته‌اند و خانواده‌ای كه شهيد در آن پرورش يافته است و نوع تربيتی كه مورد توجه پدر و مادر بوده است بررسی و از آن برای يافتن سبك زندگی اسلامی استفاده شود.
بيگی اظهار كرد: آنچه امروز جامعه ما و تربيت نسل جوان را دچار تزلزل كرده است، واگذاری تربيت فرزندان توسط افرادی غير از خانواده‌ها است. هم‌اكنون خانواده‌ها تربيت فرزندان را به دست مدرسه، رسانه، دانشگاه، مهد كودك و ... سپرده‌اند، بدون هيچ گونه مديريتی. البته خانواده‌ها مدعی نظارت هستند، اما نظارت در پايان كار محقق می‌شود. در صورتی كه اين برون‌سپاری هرچند غلط است، اما حداقل با مديريت اوليه می‌توان از آسيب‌های آن كاست.
فرزند شهيد بيگی ادامه داد: خانواده به دليل دلسوزی و شناختی كه نسبت به فرزندان خود دارد، به خوبی می‌تواند از پس اين مسئوليت خطير برآيد و اين نقطه تمايز خانواده با ديگر نهادهای جامعه است.
وی اظهار كرد: خانواده‌ها پيش از انقلاب، سواد آكادميك نداشتند و بدون اعتنا به مقالات و كتب روانشناسی غربی و تنها با اتكا به اصول اسلامی كه از منبر هيئت‌ها و مساجد فرا گرفته بودند به خوبی توانستند، نسلی انقلابی تربيت كنند و به دست امام(ره) بسپارند تا نهال انقلاب را بارور كند. همان فرزندان، صحنه‌های باشكوه انقلاب اسلامی و رشادت‌های دفاع مقدس را آفريدند.
وی گفت: صدا و سيما به گفته حضرت امام(ره) بايد دانشگاه باشد؛ يعنی وظيفه دارد مردم را تربيت كند يعنی مثل دانشگاه درسی برای تدريس داشته باشد. اما الان اين رسانه مهم تبديل شده به ابزاری برای سرگرم كردن مردم. صدا و سيما می‌تواند به مردم خوراك فكری دهد، مد و الگو ارائه دهد، سبك زندگی‌ها را تغيير دهد، همانطور كه تا بحال كرده است، اما در چه مسيری؟! آيا واقعاً صدا و سيما همان دانشگاه مورد نظر حضرت امام(ره) است؟
بيگی افزود: وقتی برنامه‌های صدا و سيما را نگاه می‌كنی يا بازيگر می‌بينی يا فوتباليست و خواننده. هيچ خبری از نخبه‌ها و الگوهای علمی، فرهنگی و اعتقادی و اخلاقی نيست. هيچ وقت زندگی نخبگان به تصوير كشيده نمی‌شود تا جوان به دنبال الگوبرداری از آنان برود. جوان دوست دارد ديده شود و برای ديده شدن سراغ چيزهايی كه ديده است می‌رود.
اين فرزند شهيد ادامه داد: ما مسجد و خانه و هيئت‌های مذهبی را محل پرورش نوجوان قرار نداده‌ايم. هيئت‌های ما محل پرورش نخبه‌ها نشدند و اين نشان از آسيبی است كه ما در جذب جوانان‌مان داشته‌ايم. بايد اين محيط‌ها را برای پرورش و تربيت آماده می‌كرديم و خوراك فكری می‌داديم.
وی افزود: مسجد خانه خداست، منبر مسجد و فضای روحانی حاكم بر آن، نسل انقلابی و جهادگر در حكومت طاغوت تربيت كرد. روحانی مسجد، الگوی عينی بود و مسجد پاتوق جوانان. برخی هيئت‌های ما از مساجد فاصله گرفته‌اند و بدون عالم دينی از دين حرف می‌زنند، خروجی اينها نسل الهی نيست.
فرزند شهيد بيگی عنوان كرد: خانواده‌ها از مساجد فاصله گرفته‌اند و به ميزانی كه اين فاصله بيشتر شده، مشكلات روحی و روانی آنها نيز بيشتر شده است. در گذشته، مردم در مساجد با هم آشنا می‌شدند و پيوند روحی برقرار می‌كردند. از حال و احوال هم با خبر می‌شدند و در صورت بروز مشكل برای يكی از اهالی، كاری می‌كردند تا آن فرد احساس نكند تنهاست. همين ارتباطات بود كه باعث شد روح و ذهن مردم آرام باشد. امروز امكانات زيادی فراهم است، اما چرا مردم آرامش ندارند و عصبی هستند؟!
وی با اشاره به شبكه‌های ماهواره‌ای گفت: اين شبكه‌ها به خوبی توانسته‌اند موج فرهنگی در جامعه ايجاد كنند و به خوبی توانسته‌اند جوانان را پای خود نگه دارند، كاری كه رسانه‌های ما بايد انجام می‌دادند و قصور كردند. برنامه‌های ماهواره فقط تفريح و سرگرمی نيست. بلكه دقيقاً يك دانشگاه است، دانشگاهی كه درس‌هايش خيلی دقيق تعريف شده و با بهترين ابزار به خورد مخاطب داده می‌شود. رسانه می‌تواند ذائقه مردم را تغيير دهد، حتماً لازم نيست با توجه به تنوع ذائقه‌ها برنامه توليد شود!
بيگی با بيان برخی از معيارهای انتخاب دختر شايسته جهان اسلام گفت: اين معيارها و برگزاری آن در يك كشور اسلامی حاوی پيام مهمی است. سبك زندگی غيرالهی حتی كشورهای اسلامی را هم در بر گرفته. براستی كشوری به‌جز ايران می‌تواند ارائه دهنده الگوی مناسبی از سبك زندگی الهی باشد؟ آيا واقعاً سبك زندگی شهدا نمونه مناسبی برای ارائه نيست؟
وی با اشاره به مشكلات همسران شهدا در آغاز جنگ در تربيت فرزندان اظهار كرد: ابتدای جنگ به دليل تجربه نداشتن مسئولان و نهادهای دولتی و غيردولتی در ارتباط با بحران به وجود آمده، اكثر حمايت‌ها حالت ترحم داشت و نه تربيت و راهنمايی كردن، بنابراين بعضی از خانواده‌ها دچار مشكلات زيادی شده بودند.
بيگی با اشاره به تلاش‌های بی‌شائبه مادرش گفت: نقطه مثبت مادر من اين بود كه تربيت من و خواهرم را به كسی واگذار نكرد. حتی با مديريت عوامل مؤثر بر تربيت مثل محيط زندگی، دوستان و حتی علائق و ارائه سبك زندگی، امتحان پس ‌داد و باعث شد زندگی حال حاضر ما هم شباهت بسيار زيادی به زندگی وی و پدرم داشته باشد.
فرزند شهيد بيگی عنوان كرد: برای رشد بيشتر ما، محيط زندگی ما در سنين مختلف چند بار تغيير كرد، اما هيچ وقت قبول نكرد كه به ‌خاطر محيط از آرمان‌هايمان فاصله بگيريم. يكبار به‌خاطر فساد منطقه، يك بار به‌خاطر عدم امكانات مناسب برای تحصيل، يك‌بار به‌ خاطر دسترسی به منبر علمای طراز اول شهر و ...؛ در مجموع با هجرت ميانه خوبی داشتيم و داريم.
وی اشاره كرد: ما جايی زندگی می‌كرديم كه مادرم مقبول عموم و ما هم نورچشمی محل شده بوديم. به همين علت آن محل را ترك كرديم، نظر مادر اين بود كه اين مقبوليت باعث می‌شود هميشه به احترام ديگران متكی باشيم و روی پای خودمان نايستيم.
اين فرزند شهيد تصريح كرد: مادر من چون خود در فضای آموزش و پرورش و تربيت فرزندان ملت فعاليت می‌كرد، توانست راه خود را به خوبی پيدا كند. وی ما را با دوستان و همرزمان پدرم آشنا كرد و باعث شد پيوند محكمی بين ما و كسانی كه هنوز حس شهادت را در خود زنده نگه داشته بودند برقرار شود. كسانی كه تشنه شهادت بودند و در اين داغ می‌سوختند.
وی در پايان گفت: فرزند شهيد بودن، محدوديت‌ها و مسئوليت‌هايی را برای ما به دنبال داشته است، محدوديت‌هايی كه هم جنبه مثبت داشته و هم جنبه منفی، كه جنبه‌های مثبتش برای خانواده ما بيشتر بوده است؛ سايه تقوی و بزرگ‌مردی پدر هميشه بر سر ماست و ما حتی اگر خدای ناكرده خودمان هم بخواهيم خطايی كنيم، نمی‌توانيم. چون توقع ديگران و سايه اسم پدر بر سر ما هميشه و به طور جاودانه باقی است و مانع از اين كار می‌شود.
captcha