کد خبر: 2606814
تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۹۲ - ۰۹:۴۰

عدالت و امير المومنين (ع)/ دری

--


عدالت و امير المومنين (ع)

يكی از محورهای عميق اصلاحات در فرهنگ اسلامی و سيره علوی (ع) موضوع عدالت اجتماعی است . عدالت از اركان سعادت انسانهاست .

در سايه عدالت روابط اجتماعی و سياسی بر قرار و پايدار خواهد ماند .

يكی از محورهای اصلی اصلاحات در سيره آن بزرگوار تاكيد بر اجرای عدالت بود . و عدالتخواهی آن بزرگوار موجب شهادت آن حضرت شد.

دوستداران آن امام مظلوم بايد هر چه بهتر و بيشتر در جهت شناخت عدالت و تحقق عدالت تلاش كنند. و پيروان و شيعيان راستينی برای او باشند كه پيامبر (ص) فرمود : علی و شيعته هم الفائزون . آری علی و پيروان واقعی آن حضرت پيروز واقعی اند.

اكنون با توجه به اين موضوع مهم نگاهی داريم به مفهوم عدالت و راههای گسترش و تحقق آن در جامعه اسلامی و كشور عزيزمان باشد تا چراغ راهنمائی باشد برای همه عدالتخواهان و شيفتگان امامت و عدالت انشاالله.

مفهوم عدل ، عدالت ، قسط ، حق ، آزادی در طول تاريخ از مفاهيم بسيار عميق و گسترده و دارای تعاريف گوناگون و تعابير فراوانی توسط انديشمندان ، محققان ، فيلسوفان و صاحبظران بوده است.

در فرهنگ اسلامی و ميراث گرانسنگ علوی (ع) عدالت در دو حوزه ديده می شود :

الف- حوزه تكوين و نظام خلقت يا عدل در خلقت

ب- حوزه تشريع و قانونگذاری

عدالت اجتماعی :

در تفسير و تبيين و مفهوم عدالت شايد بهترين تعبيرها از وجود مبارك اميرالمومنين(ع) باشد كه فرموده اند :

1- اعطاء كل ذی حق حقه ، يعنی حق هر صاحب حقی را به او دادن و مراعات شايستگی ها را نمودن . و يا فرمودند :

2- وضع الشئ فی موضعه ، هر چيزی را در جايگاه خودش قرار دادن .

3- در بعضی موارد و تفسيرها عدالت به توزيع عادلانه و نيز به برابری و مساوات و توازن و نبود تبعيض و رعايت اصل تفاوت نه تبعيض و نيز مراعات بايستگی ها و شايستگی ها و استحقاق و توزين صحيح امكانات و فرصتها و منابع و اعتدال و مانند آن نيز از اين واژه بلند و آسمانی ياد شده است.

همانطور كه اميرالمومنين (ع) در خطبه 216 نهج البلاغه معروف به خطبه حقوق در زمينه حقوق اساسی و حقوق حاكم و مردم بيان می فرمايد و سخن از حق و ابعاد ژرف و گسترده آن به ميان می آورد .

فَالْحَقُّ أَوْسَعُ الْأَشْیَاءِ فِی التَّوَاصُفِ، وَأَضْیَقُهَا فِی التَّنَاصُفِ، حق وسيعترين چيزها در مقام توصيف و تعريف است.

ليكن در مقام انصاف و اجرا و پياده كردن سخت ترين ، تنگ ترين ، حساس ترين موضوع است.

الحق اين بيان نورانی در رابطه با عدل و قسط و آزادی يز سازگار است و چه تعاريف وسيع و دهان پركن و زيبا در رابطه با عناوين ياد شده در دنيا و در شرق و غرب و فرهنگ های مختلف و در طول تاريخ ارائه شده و ارائه می شود . اما يك تعريف استاندارد و قابل قبول و مورد توافق همه كجاست و مهمتر ميدان عمل و اجر است كه دو صد گفته چون نيم كردار نيست . و براستی بسياری از مدعيان و سردمداران عدالت در ميدان عمل و اجرا از همه پياده ترند و در لاف و گزاف فرياد بر می دارند اما در صحنه رفتار و عمل و پياده كردن عدالت كمتر شاهد تحقق عدالت واقعی و شيرين تر از عسل هستيم.

عدالت در معارف الهی و بشری در كليه شئون ، ابعاد ، حوزه های فكری ، فرهنگی ، سياسی ، حقوقی ، اجتماعی ، اقتصادی ، اخلاقی و ماند آن قابل بحث و بررسی و توجه و به عنوان يك محور و بلكه به عنوان ستون فقرات ملتها و امتها و ستون فقرات هر جامعه ای است . عدالت چراغ راهنما و مشعل پرفروغ فضيلت و معيار ارزشهاست .

در بيانات نورانی اميرالمومنين (ع) ده ها جمله ارزشمند و درخشان و آموزنده در زمينه عدالت آمده و اساس بر عدل نفسانی و اخلاقی و دوری از هواها ذكر شده است. و نيز فرموده است بايد از بهترين و محبوب ترين كارها نزد زمامدار نزديكترين آنها به حق و وسيعترين آنها در برقراری عدالت و جامع ترين آنها در راه تامين رضايت مردم باشد. چرا كه بی ترديد خشم توده مردم رضايت خواص و برگزيدگان را بی اثر می سازد.در صورتی كه خشم خواص با رضايت توده مردم (عموم مردم ) قابل جبران و گذشت است.

در اين بيان نورانی بر 3 محور تاكيد شده است

1- اوسطها فی الحق ، از همه بحق و اعتدال نزديكتر

2- اعمها فی العدل ، و به عدالت فراگير تر و عمومی تر

3- اجمعها لرضی الرعيه ، و در تامين رضايت مردم جامع تر ( نهج البلاغه / نامه 53 )

و در سخنان حكمت آموز خود از عدالت به عنوان فضيلت انسان ، فضيلت زمامدار ، بهترين حكم و بهترين نوع حكومت ، قوی ترين اساس و بنياد ، مايه قوام و پايداری جامعه ، عامل حيات احكام الهی ، فوز و كرامت برای انسانها ، سر ايمان و جامع احسان و يكی و خير و فلاح و صلاح ياد كرده است .

آری عدالت به عنوان سياستی عمومی و فراگير و ميزانی كه همه چيز را در جای خود قرار می دهد و شاهين پايداری ، قوام و دوام جوامع و محور حركت دولتها و ملتهاست. نبايد انتظار عدالت در حق ديگران را داشت كه قد الزم نفسه العدل فكان اول عدله نفی الهوی عن نفسه ( نهج البلاغه / خطبه 87 )

در هر صورت لازم است در كشور عزيز ما و در نظام مقدس جمهوری اسلامی ايران با توجه به مبانی دينی و ارزشی و دو اصل عدل و امامت و اهداف مقدس انقلاب اسلامی و آرمانهای امام راحل (رض) و تاكيدات رهبر معظم انقلاب اسلامی و ضرورت الگوسازی و ايجاد نظامی بر اساس عدل و احسان و ايمان و اخلاق و معنويت تعاريف روشن در زمينه عدالت ارائه نموده و شاخصها و عناصر و مولفه ها و معيارهای روشن و استانداردهای ماسب و لازم برای تحقق آرمانهای بلند انقلابی و اسلامی ارائه نمود. و زمينه را برای حاكميت عدالت و قسط در كليه حوزه ها فراهم ساخت و يكی از بزرگترين اهداف انبياء عظام (ع) را عينيت بخشيد . چون انبيا (ع) برای كشورگشايی و پست و مقام قيام ننمودند بلكه برای برقراری عدالت و قسط بپا خواستند و در اين راه رنجها بردند و فداكاريها كردند لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِيزٌ ( سوره حديد / 25 )

در رابطه با گسترش عدالت در حوزه های مختلف سياسی و اجتماعی و اقتصادی بايد استراتژی ها و سياستها و تدابير لازم و برنامه ريزی و سازماندهی و مديريت لازم و برنامه های فرهنگی و تبليغی با بيان شاخص ها و مولفه ها و عناصر اصلی و سهم هر عنصری در تامين عدالت اجتماعی و در زوايای گوناگون و حوزه های مختلف بايد مشخص و نظارت و كنترل و ارزيابی و پيوسته مسير بررسی و بازنگری و تكميل و اصلاح شود و ضعفها جبران و نواقص بر طرف گردد تا امكان دسترسی به اهداف مورد نظر از عدالت فراهم گردد و الا با حلوا گفتن دهان شيرين نمی شود.

در اين رابطه چند نكته اصلی را يادآور می شود :

1- ايجاد فرهنگ عدالتخواهی و عدالت گرائی و حمايت از عدالت و ايجاد زمينه ها و بسترهای مناسب برای برقراری و تامين عدالت. و در حقيقت فرهنگ سازی و تربيت نيروهای كارآمد و كيفی و متعهد و مقيد برای پياده كردن عدالت و ايجاد خواستگاههای عدالتخواهانه و تلاش برای حاكميت عدل و داد و قسط و مساوات و برابری و برادری و حقوق الهی ، انسانی شرط اساسی برای تحقق عدالت است.

2- تربيت انسانهای عادل و متعهد كه تقوا و عدالت برای آنان صل و ارزش و موجب كرامت و مايه افتخار و عزت دنيا و آخرت باشد . و مصداق اين بيان نورانی امام البيان(ع) باشند كه فرمود : فكان اول عدله نفی الهوی عن نفسه

3- ايجاد فضای مناسب و محيط سالم برای تقويت عدالت ، حمايت از عدل و داد ، مقابله با بی عدالتی و اسراف و تبذير و مبارزه با استبداد و خود محوری و ديكتاتوری و افساد در زمين و زورگوئی و قلدری و شرارت و سلطه اجانب و غارتگران داخلی و بين المللی ، ايجاد فضای عدالتخواهی و عشق به عدالت كه در خمير مايه وجودی انسانها نيز زمينه دارد و فطرت خداجو و عدالت خواه انسانها طالب و عاشق عدالت است مگر آنكه در اثر تعاليم غلط هوی و هوس و قدرت و شهوت گردد و مسخ شود كه ديگر قابل اصلاح نخواهد بود.

4- ايجاد فرصتهای مناسب برای همه جهت بهره برداری از امكانات ، استعدادها ، ظرفيتها ، شرائط و منابع و سرمايه های عمومی و ملی .

بدون ترديد در سايه فرصتهای مناسب و شرائط مساوی امكان رشد و شكوفائی استعدادها و پيشرفت جامعه و رقابت سالم و سازنده فراهم می شود و استفاده بهينه و مطلوب از كليه فرصتها ، امكانات و استعدادها و توانائيها بالفعل و بالقوه و تلاش در به فعليت رسانيدن هر چه بهتر و مفيدتر و كارآمدتر استعدادهای بالقوه.

5- ايجاد و تقويت عزم و اراده همگانی و عمومی جهت تحقق عدالت و قسط و اصلاح امور و رشد و توسعه و پويائی و تحول و ايجاد شرائطی مناسب برای اصلاح ساختارها و روشها و رفع فقر و تبعيض و فساد و نابسامانی های اجتماعی ، سياسی ، فرهنگی و اقتصادی و كار كردن كليه عوامل و عناصر اقتدار ملی و استقلال سياسی و اقتصادی و فرهنگی و مديريت كليه مابع به نحو بهينه و مطلوب و به روز و پرتحرك و با نشاط و هدفمند و آينده گرا و كاهش ضايعات و جلوگيری از اتلاف منابع.

البته بايد فضای جامعه را با تعاليم عاليه اسلامی و علوی (ع) به سمت عدالت خواهی پيش برد و خانواده ها و مدارس و رسانه ها همواره درس عدالت و كرامت بدهند و مسئولان جامعه الگوهای علمی و عملی عدالت خواهی باشند.

در هر صورت مشاركت مردم بر پايه معارف اسلامی در تمامی زمينه ها و نظارت بر حسن جريان امور بسيار موثر در گسترش و پاسداری از عدالت خواهد بود.

6- نظام توزيع امكانات و منابع و معادن و شرائط بايد عادلانه و قابل دفاع و هدايت شده جهت تامين اهداف و توسعه انسانی و عدالت اجتماعی و رفع فقر و محروميت و كاهش تضادهای اجتماعی و اختلافات طبقاتی باشد.

7- نظام مالياتی كارآمد ، متاسفانه فرهنگ مالياتی و نظام مالياتی در كشور ما از توانائی و مطلوبيت لازم برخوردار نيست و موضوع فرار مالياتی و معافيتهای فراوان مالياتی و نارسائی دستگاه مالياتی نيز مزيد بر علت شده . البته بارها در اين رابطه اقدام و لوايحی به مجلس و ديگر مراكز ارائه شده اما در عمل موفقيت لازم كمتر حاصل شده و نسبت مالياتها به توليد ناخالص ملی از رشد مطلوبی برخوردار نيست و شيوه های اخذ نيز از سلامت و توانائی و دقت و سرعت لازم برخوردار نيست و برای ماليات دهنده و ماليات گيرنده نيز كهنه ، فرسوده و خسته كننده و غالباً مشكل آفرين است.

8- نظام قضائی عدالتخواه و كارآمد يكی از عوامل مهم اقتدار هر جامعه و مايه امنيت و آرامش و ثبات و اعتماد و اميد در ميان مردم است. دستگاه قضائی مقتدر سرمايه عزت و اقتدار ملت و مانع اجحاف و تجاوز به حقوق جامعه است . در اسلام بر عدالت و استقلال قاضی بسيار تاكيد شده و از لحاظ شرائط زندگی و رفاهی نيز عنايت شده تا شمشير قضاوت در جهت عدالت و قسط حركت نمايد و اين بسيار مهم است .

9- نظام استخدامی و گزينش شايسته و تاكيد بر اصل شايسته سالاری و پرهيز از حاكميت روابط بر ضوابط و نيز تمركز گرائی ، كاغذ بازی ، طولانی شدن كارها ، مراجعات مكرر ارباب رجوع ، برقراری ارتباطات ناسالم و اتلاف وقت مردم و نيز استاندارد كردن كارها و وظايف و دستورالعملها و وظايف ارگانها و مسئولان و مديران و كاركنان و تاكيد بر اصل كارآئی ، بهره وری ، قانون گرائی و شفافيت و مسئولين پذيری و نظارت پذيری و پاسخگوئی و نيز استفاده از دو اصل تشويق و تنبيه در كارها و مسئوليتها.

10- نظام بانكی حامی عدالت ، با توجه به قدرت نظام بانكی در اقتصاد ملی و جريان گردش نقدينگی و نيز سرمايه گذاری و وام دهی و ايجاد تسهيلات فراوان برای جامعه و نوسانات شديد نرخ سود و يارانه های دولت در بخشهای گوناگون و ده ها مسئله ديگر نظام بانكی می تواند سهم بسيار موثر و كارسازی در حمايت از توليد و تشويق توليد كنندگان و توزيع منابع و امكانات و ايجاد فرصتها و گسترش عدالت در جامعه ايفا نمايد.

11- نظام تامين اجتماعی فراگير و عدالتخواه تا نسبت به اقشار نيازمند به موقع اقدام نمايد . و بارهای افتاده جامعه را به دوش بگيرد و با انسانها همراهی و مساعدت كند . البته منابع عظيم سازمان تامين اجتماعی موجود بايد بصورت كارآمد و قدرتمند و دلسوزانه بكار گرفته شود و در فعاليتهای عظيم و سالم و سازنده اقتصادی و توليدی و صنعتی بكار گرفته شود تا در آينده نياز به حمايتهای دولتی محدود و سازمان خود و يا مجموعه سازمان و نظام و ارگانهای ذيربط بصورت شايسته و نظام مند و كارساز و فعال عمل نمايند.

12- نظام بازنشستگی و از كارافتادگی و تامين نيازها و ضرورتهای دوران پيری ، سالخوردگی ، ضعف و ناتوانی ، از كار افتادگی كلی و جزئی و مواردی كه انسانها سخت به محبت و مراقبت و تامين معيشت و آرامش روحی و جسمی نيازمدند و پيش بينی های لازم و تدبير حكيمانه در اين راستا خود موضوعی مهم و قابل تقدير و اميد بخش است.

13- نظارت بر حسن انجام وظايف محوله ، مراقبت ، مواظبت ، محاسبه و نظارت ، بازرسی و كنترل مردم و دستگاههای حكومتی يكی از حساسترين وظايف حاكم اسلامی است . تا با چشم بينا و نظارت مستمر و دلسوزانه مانع سوء استفاده از مقام و موقعيت و منصب گردد و اجازه ندهد تا افراد خود سرانه عمل كنند و بيت المال را يتول خود قرار دهند.

14- هماهنگی ارگانها و نهادهای مسئول در راه تحقق عدالت و همكاری در كليه محورهای ياد شده نيز يك ضرورت و يك اصل است و الا جامعه و نهادهای گوناگون دچار سردرگمی ، ناهماهنگی خواهد شد. و هر بخش به سمتی خواهد رفت و تعادل از جامعه رخت بر می بندد . در اين راستا مسئله نظام پرداخت از اهميت خاص و ويژه ای برخوردار است . متاسفانه با اينكه در كشورنظام هماهنگ پرداخت نيز تصويب شده اما بهتر است در كل بگوئيم نظام ناهماهنگ پرداخت . چون ناهماهنگی و اختلاف پرداختها در مشمولين نظام استخدام كشوری و شركتها و نهادها و ارگانها و شهرداريها و بانكها و پيمانكاری ها و حق ماموريتهای ارزی و ريالی و ده ها نوع پرداخت رسمی و غير رسمی ديگر و ده ها نوع مزايای ديگر همه عامل اختلاف فاحش در دريافت ها و بهره برداری از امكانات كشور است كه نه تنها ما را به عدالت نزديك نمی كند بلكه موجب تشديد اختلافات و ناهماهنگی در دريافتها و نابسامانی ضريب جينی جامعه خواهد شد.

نهايتاً به نكات ذيل بايد عنايت شود

1- فرهنگ حمايت از محرومان و مستضعفان و تلاش در راه خود اتكائی و تامين نيازهای آنان و ايجاد فرصتهای مناسب شغلی و درآمدی و توليدی برای عدم وابستگی آنان و يا كاهش وابستگی به ديگران و جامعه و حكومت بايد به عنوان يك اصل فراگير و همه جانبه و مورد توافق همه مبنای فعاليت و توجه قرار گيرد.

2- گسترش نظام جامع تامين اجتماعی بر مبنای ايجاد و تعادلهای اجتماعی حمايت از اقشار كم درآمد و يا بی درآمد و نيز بيكاران و افراد بی سرپرست و يا از كارافتاده و يا بازنشسته و مانند ايشان در كليه سطوح جامعه .

3- تقويت بيمه تكميلی مزد بگيران ، كارمندان ، از كارافتادگان ، بازشستگان و مستمری بگيران و نيازمندان .

4- توجه جدی بر رفع نابسامانيهای اقتصادی ، اجتماعی در مناطق مختلف كشور و ايجاد تعادلهای لازم در سراسر كشور و مناطق گوناگون

5- كاهش فاصله بين طبقات اجتماعی و گروههای درآمدی جامعه .

6- برابری همه در برابر قانون و پيش گيری از زياده طلبی افراد و گروهها و جريانات سياسی و جناحهای قدرت طلب.

7- تقويت رقابت های سالم و سازنده در كليه زمينه ها و بخشها تا موجب سوء استفاده و افزون خواهی و تكاثر و اجحاف و انحصار نگردد.

8- رفع فرهنگ استثمار و انحصار طلبی از مردم و جامعه و شركتهای انحصار گر

9- اخذ صحيح ماليات بر اساس درآمد ، مصرف و نيازهای منطقی خانوارها.

10- گسترش فرهنگ و روحيه قناعت و عفاف و كفاف .

11- مقابله جدی با زراندوزی و اسراف و تبذير و تجمل پرستی و رفاه زدگی

12- تقويت روحيه ايثارگری ، قرض الحسنه ، تعاون و همبستگی اجتماعی و اخوت اسلامی

13- تقويت مراكز خدمات اجتماعی و حمايت از اين قبيل مراكز

14- تقويت ارائه خدمات و كالا به اقشار محروم و مستضعف و تامين حداقل معيشت مورد نياز برای اين اقشار.

15- تاكيد بر اصل بهره وری در كليه زمينه ها و ابعاد و گسترش فرهنگ كار و كوشش و جهاد و اجتهاد و فداكاری در راه عزت و اعتلای اسلام و كشور .

16- بكارگيری مديران كارآمد و كارآفرين در كليه سطوح جامعه و حمايت و تشويق اين قبيل مديران و تاكيد بر تربيت نيروها با كفايت و دلسوز و وظيفه شناس و مردمی .

17- تاكيد بر اصل شايسته سالاری در نيروها و بخصوص مديران و پرهيز از اعمال سليقه های فردی و جناحی و باندی .

18- مقابله و مبارزه با فرهنگ بيكاری ، تنبلی و تن پروری و مصرفی بودن و اتراف و اسراف و واردات بی رويه و اينكه كشور صرفاً مصرف كننده توليدات ديگران باشد.

19- مقابله جدی با قاچاق كالا و ارز و سوء استفاده از شرائط اجتماعی و سياسی و فرهنگی جامعه و هضم شدن بيشتر در بازار جهانی و سلطه ديگران بر شئون حياتی ما .

20- تاكيد بر تدوين استراتژی لازم ده و بيست ساله و هماهنگی كليه بخشها با آن و همكاری نظامهای آموزشی ، تبليغی ، رسانه های عمومی ، خدمات بانكی و بيمه ای و اجتماعی ، سياستهای مالی و پولی و بازرگانی و مبانی و اصول حقوقی جامعه در راستای تحقق آن اهداف و پيگيری در كليه مراحل تا حصول نتيجه نهائی و استفاده از دو اصل تشويق و تنبيه و نيز استاندارد كردن كارها و نظارت بر حسن اجرای آن.

و نهايتاً تاكيد بر دو نظام كارآمد ، عدالتخواه و موثر

الف- نظام آموزشی و تربيتی

ب- نظام اداری و قضائی

كه مانند موتور حركت جامعه بوده و تكيه گاه عزت و سربلندی ملتها و يا سقوط و انحطاط آنها خواهند بود . و اگر نظام آموزشی و نظام اداری از كارآئی لازم برخوردار باشد آن جامعه عزيز و سربلند خواهد بود.

و اگر نظام آموزشی ضعيف و ناكارآمد باشد و در جذب و هدايت و مديريت منابع انسانی ناتوان عمل كند و نيز نظام اداری جامعه پرهزينه و كم فايده باشد و بجای سربازی سربار باشد و بجای كار و فعاليت و خدمت مصرف كننده باشد و بجای دولت توسعه ، توسعه دولت باشد و بجای اسب لاغر ميان در روز ميدان توانائی لازم را در مواجهه با مشكلات و ارائه راه حل های مفيد و مناسب نداشته باشد از انتظار عدالت كشيدن نتيجه ای حاصل نخواهد شد و راه رسيدن به آن به سادگی هموار نخواهد گرديد چون زمينه ها، شرائط و ابزار لازم برای آن فراهم نشده است.

بنابراين بايد مفهوم و تعريف روشنی از عدالت داشته باشيم ، آنگاه برنامه و سياستهای راهبردی و شايسته ای تنظيم گردد.

تيم اقدام كننده شايسته ای كه درد و درمان هر دو را می شناسد و افراد تيم و نهاد مربوط خود مظهر عينی و حقيقی و عملی و اعتقادی عدالت خواهی باشند. بيماری و آسيبهای راه را خوب بشناسند.

تدابير لازمی برای اصلاح مسير و مقابله با آسيبها تدارك ديده شود .

مولفه ها و عوامل گسترش عدالت به خوبی شناخته گردد . اعتماد متقابل بين مسئولان برقراری عدالت و دولت و مديران و كارگزاران و مردم برقرار شود. و مردم بطور كامل باور كنند و اعتماد نمايند و عزم و اراده فراگير در جامعه برقرار گردد و همه دست در دست يكديگر برای تحقق عدالت همه جانبه تلاش و مجاهدت كنند و با عشق و ايمان در راه ساختن جامعه اسلامی بر مبنای عدالت فداكاری نمايند.

بدون ترديد نقش زمامداران و رهبران جامعه بسيار تعيين كنده است .

خوشبختانه نظام اسلامی و امام راحل (رض) و رهبری بزرگوار آن با تمامی وجود در جهت تحقق عدالت و گسترش عدل و قسط در جهان پافشاری و تلاش می كنند و انقلاب اسلامی ملت بزرگ ايران را مقدمه ظهور عدالت گستر جهان می دانند .

اميد است ما بتوانيم نمونه كوچكی از آن تحولات عظيم جهانی را نشان بدهيم و ولايت فقيه را با عدالت آميخته و الگوئی دل نشين بسازيم.

از اين نكته نيز نبايد غفلت كرد كه عدالت علوی صرفاً در ابعاد مادی و فيزيكی و قضائی و حقوقی و اقتصادی و مانند آن خلاصه نمی شود. بلكه بالاترين عدالت در حفظ ، پاسداری و صيانت از كرامت و آزادی و آزادگی انسانها در راه خداست.

عدالت عميق اخلاقی و معنوی ، عدالت در احساس فضای برابری و برادری و كرامت الهی.

عدالت در ابعاد روحی و شخصيت و حرمت نسبت به انسانها كه در وجودشان احساس آرامش ، كرامت ، فضيلت ، برابری و برادری و حرمت والای انسانی داشته باشند.و احساس كنند كه در نظام علوی و ولائی حرمت انسانها بسيار مقدس تر و والاتر از فيزيكی و مادی آنهاست.

كلمات گوهربار اميرالمومنين (ع) در نهج البلاغه شريف و عنوان مقدس عبادالله وانصف الله وانصف الناس من نفسك و من خاصة اهلك و يا تعبير شريف ولا يضيعوا بحضرتكمنشان دهنده اين ديدگاه عالی و متعالی كانون عدالت و كرامت و فضيلت امام المتقين (ع) است . خداوند توفيق درك و عمل به همه ما عنايت فرمايد انشاالله
captcha