نگارش تقريظات رهبر معظم انقلاب بر كتب دفاع مقدس، از سال 1370 شمسی آغاز شد و انشاءالله ادامه داشته باشد. معظم له بر بيش از 35 اثر مكتوب از آثار فاخر اين حوزه، يادداشت نوشته اند. مجموعه 2 جلدی «نسيم سبز خاطره ها» شامل تقريظات رهبری بر كتاب های دفاع مقدس و معرفی آثار مورد توجه ايشان، به كوشش حجت الاسلام علی شيرازی نماينده ولی فقيه در نيروی دريايی سپاه پاسداران، گردآمده است. در اين كتاب، علاوه بر معرفی هر يك از اين آثار، گزيده ای از كتاب و دست خط رهبر فرزانه نيز منعكس شده است.
نويسندههای اين حوزه همواره نقد و نظرهای رهبر معظم انقلاب را به عنوان نظرات يك منتقد برجسته ادبيات حوزه دفاع مقدس، غنيمت میشمرند؛ چنانكه حميد داوودآبادی نويسنده پركار دفاع مقدس میگويد «سخنان و ديدگاههای آيتالله خامنهای درباره كتابهای تأليفیام در حوزه دفاع مقدس، از منظر يك نويسنده و منتقدند. گاهی اوقات بحث و تبادل نظر ما درباره اين آثار حدود يك ساعت طول میكشد».
در ادامه برخی از يادداشتها و اظهارنظرهای رهبری بر پارهای از بهترين آثار دفاع مقدس، را يادآور میشويم:
«فرمانده من»، مخدومی، كاوری، اميريان، خاوری نژاد، گلچين، جمشيديان و پاسيار، 88 ص، رقعی: «السلام عليكم يا اولياءالله و احبائه، السلام عليكم يا اصفياءالله و خيرته، السلام عليكم يا انصار دين الله و اعوان وليه... ای آيتهای خدا، ای معجزههای ايمان، ای نشانههای تعالی جاودانه انسان ... ای گلهای محمدی كه فساد و آلودگی جهان امروز نتوانست از شكوفايی بازداردتان، برقی شديد و دنيای تاريك را روشن كرديد، حجتی شديد بر آن كوته نظران كه بالندگی انسان الهی را در عصر تسلط ماديت ناممكن میدانستند.
خاطره مسلمانان صدر اسلام را زنده كرديد و صدق و اراده و فناء فی الله را حتی بيش از آنان به نمايش گذاشتيد ... آنان به نفس پيامبر(ص) و نزول پياپی آيات قرآن دل را گرم و جان را تازه میكردند اما شما چه؟! حقا خلوص و تقوا را مجسم كرديد و برای آن اما به حق كه مظهر خلوص و تقوا بود، سربازانی شايسته شديد. سلام الله عليه و عليكم و هنيئا لكم رحمة ربكم. كتبه بيمنه الوازره اسر المانيه و ذليل نفسه، علی الحسينی غفرالله له و رحمه و حشره مع اوليائه و الحقه بهذه الزمره الطيبه. آمين. «اين كتاب در 13 رجب 1411 با چشمی لبريز از اشك شوق و حسرت زيارت شد».
«من كتابهايی را كه میخوانم، معمولاً پشتش يادداشت يا تقريظی مینويسم؛ يعنی اگر چيزی به ذهنم آمده، پشت آن يادداشت میكنم. اين كتاب «فرمانده من» را كه خواندم، بیاختيار پشتش بخشی از زيارتنامه را نوشتم «السلام عليكم يا اولياء الله واحبائه»! واقعاً ديدم كه در مقابل اين عظمتها انسان احساس حقارت میكند. من وقتی اين شكوه را در اين كتاب ديدم، در نفس خودم حقيقتاً احساس حقارت كردم.»(25/4/70)
«چه قدر اين كتاب «فرمانده من» عالی است و چقدر مرا متأثر و منقلب كرد.» (4/10/72)
«فرهنگ جبهه»، سيد مهدی فهيمی، انتشارات سروش و فرهنگ گستر، 52 جلد، رقعی: «وقتی كه جلد اول فرهنگ جبهه درآمد، طبعاً به طور عادی، مثل بقيه منشوراتی كه پيش من میآوردند، نشستم آن را خواندم. اين كتاب از بس مرا جذب كرد، تا آخرش خواندم؛ بعد ديدم اين كافی نيست؛ به خانه بردم و گفتم همه بنشينيد اين كتاب را بخوانيد؛ گفتم اين كتاب اصلاً بايد در فضای خانهها باشد و همه بايد آن را هميشه داشته باشند.» (16/10/70)
پا به پای باران: دو گزارش از خرمشهر»، مرتضی سرهنگی، هدايت الله بهبودی، 52 صفحه، پالتويی: «اين هر دو نوشته، گويا، پرسوز، دردمندانه و هنرمندانه است. دست اين عزيزان درد نكند كه درد دل غريبانه يك شهر، بلكه يك ملت را چنين پر مهر و دلسوز، روايت میكنند. تاريخ ما بعدها نه فقط خرمشهر و جوانها و پدر و مادرهای مقاوم آن را، كه اين دلها و وجدانهای بيدار و حقجو و حقگو را نيز ستايش خواهد كرد كه نگذاشتند قصه جهادی به آن عظمت در لابه لای ياوه گويیها و هرزدرايیهای زمانه گم شود. درود بر بهبودیها و سرهنگیها. .. سوم رمضان 1412 / 18 اسفند 70».
«همين آقای سرهنگی و آقای بهبودی كتابی نوشتهاند كه من دو، سه خطی پشت جلد آن نوشتهام. من معمولاً بر هر كتابی تقريظی مینويسم. اينها از روی احساس من است؛ يعنی وقتی كه اين را مینوشتم، با احساس صادقی نوشتم. پايين صفحه نوشتم؛ درود بر سرهنگیها و بهبودیها! اين اعتقاد من است. چرا من چنين چيزی را بنويسم؟ اين چه علتی دارد؟ مگر من با آقای سرهنگی و آقای بهبودی خويشاوندی نزديكی دارم؟ مگر با هم رفاقت قديمی داريم؟ نه، من فقط دو، سه مرتبه آقايان را ديده ام. اين كتاب، كتاب خوبی است؛ نوشتة مؤثر و كار بسيار مفيدی است.» (8/4/1371)
«ياد ياران»، حميد داوودآبادی، دفتر ادبيات و هنر مقاومت،370 : «در اين نوشته صفا و صداقت زيادی موج میزند. نويسنده غالباً نقش خود را كمرنگ كرده و ياد ياران شهيدش را برجسته ساخته است. روحيه بسيجی تقريباً با همه جوانبش در اينجا منعكس است و میشود فهميد كه چگونه جوانهايی در كوره گداخته جبهه به چه جواهرهای درخشندهای تبديل میشدهاند. ذكر خصوصيات موقعها و حادثهها و آدمها، تصوير باورنكردنی جنگ هشت ساله را تا حدود زيادی در برابر چشم آيندگان میگذارد. سؤال من از مردم اين است كه آيا اين از معراج برگشتگان چقدر میتوانند آن حال و احوال پس از سفر «من الحق الی الخلق» را حفظ كنند و حتی درست به ياد بياورند؟ و برای اين مقصود عالی از دست ما چه كاری ساخته است؟ و چه كردهايم؟ البته قصور يا تقصير من و امثال من، نمیتواند تكليف و شرايط آنها را كه خدا حجت خود را برايشان تمام كرده، از دوششان بردارد.
اين كتاب با روح طنز و مزاحی كه هر جای آن گسترده است و بر آن شيرينی و جاذبه ويژهای بخشيده، از بسياری كتابهای جبهه جالبتر و گيراتر است. آن را در شب و روزهای منتهی به بيستم ماه رمضان 1412 (5/1/71) خواندم.»
گفتنی است كه كتاب «از معراج برگشتگان» شامل تمام خاطرات حميد داوودآبادی از سال 1344 تا پايان جنگ است كه به تاز گی به تشويق رهبر معظم انقلاب، در طول 6 سال و در 935 صفحه به قلم حميد داوودآبادی نوشته شده و در قطع وزيری با قيمت 000/12 تومان، از سوی «مؤسسه فرهنگی عماد» منتشر شده است. چنانكه ملاحظه میكنيد نام اين كتاب به «از معراج برگشتگان» از ميان تقريظ مقام معظم رهبری بر كتاب«ياد ياران» انتخاب شده است.
«مدال و مرخصی(11 يادداشت از يك اسير عراقی)»، هدايت الله بهبودی، سوره مهر، 72 صفحه، رقعی: «اين يكی از زيباترين و قوی ترين يادداشتهای جنگ است. متن و ترجمه هر دو قوی است. اين سند، مكمل سندهايی است كه از نوك قلم بسيجيان روشندل و باصفا و مظلوم و شجاع به يادگار مانده است.» (19/9/70)
«زنده باد كميل»، محسن مطلق، سوره مهر، 116صفحه، رقعی: «از اين نوشته عطر اخلاص به مشام میرسد. و چه زيباست كه روايت صحنههايی كه از اخلاص و ايثار سرشار است نيز از سر اخلاص باشد. نويسنده، فروتنانه خود را غالبا در پشت ياران شهيدش پنهان كرده است. خوشا به حال اين جوانان نورانی كه در يكی از استثنايیترين فرصتهای الهی در تاريخ، بيشترين بهره را بردند و به مدد اراده و ايمان و فداكاری، به مدارج عالی انسانی رسيدند. اين كتاب همچنين به خاطر شيرينی زبان روايتش و طنزی كه در خيلی جاها نمكِ نوشته است، از بعضی ديگر از خاطرههای مكتوب، خواندنی تر است. بايد ترجمه شود.»(14/11/70)
«خاك های نرم كوشك»، سعيد عاكف، نشر كاتبان، 261 صفحه، رقعی: «الان چند سالی است كه كتابهايی درباره سرداران و فرماندهان جنگ باب شده و مینويسند و بنده هم مشتری اين كتابهايم و میخوانم. با اينكه بعضی از اينها را من خودم از نزديك میشناختم و آنچه را هم كه نوشته، روايتهای صادقانه است - اين هم حالا آدم میتواند كم و بيش تشخيص دهد كه كدام مبالغهآميز و كدام صادقانه است، بسيار تكاندهنده است؛ آدم میبيند اين شخصيتهای برجسته، حتّی در لباس يك كارگر به ميدان جنگ آمدهاند؛ اين اوستا عبدالحسين برونسی، يك جوان مشهدی بنّا، كه قبل از انقلاب يك بنّا بود و با بنده هم مرتبط بود، شرح حالش را نوشته اند و من توصيه میكنم و واقعاً دوست می دارم شماها بخوانيد. من میترسم اين كتابها اصلاً دست شماها نرسد. اسم اين كتاب «خاك های نرم كوشك» است؛ قشنگ هم نوشته شده.» (26/3/85)
گفتنی است كه اين كتاب به شرح زندگی و زمانه سردار رشيد سپاه اسلام، استاد عبدالحسين برونسی، فرمانده تيپ 18جوادالائمه(ع) پرداخته است.
دشت شقايق ها، محمد رضا بايرامی، حوزه هنری سازمان تبليغات اسلامی: «ارتش با حجم عظيم و تلاش متنوعاش، سهم بزرگی در تشكيل دفاع مقدس هشت ساله داشته است. خاطرات ديگری كه خواندهام همه تصوير وضع و حال سپاه و بسيج بوده است و اينكه نوشتهای در شرح حال واحدهای ارتش. سبك هنرمندانه و قلم زيبای اين نويسنده، كمكی در خور تحسين كرده است به آب و رنگ بخشيدن به حوادث و وقايع خطوط ارتشی. البته فاصله ميان اين و آنچه از بسيج میدانيم و خواندهايم، بسی ژرف است. در اينجا وضع يگانهای ارتشی را میشود به خوبی ديد. كتاب را يك نفسه در روز جمعه 7/1/71 خواندم.»
«جشن حنابندان»، محمد حسين قدمی، انتشارات سوره مهر، 400 صفحه، رقعی: «اين "حنابندان آقای قدمی، عجب كتاب خوبی است. اين كتاب چه قدر خوب نوشته شده است.» (22/4/71)