کد خبر: 2610069
تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۹۲ - ۱۴:۰۱

سيد جلال‌الدين اشرف(ع)؛ آغازگر نهضت مبارزه با مامون عباسی

گروه اجتماعی: خبر شهادت امام رضا(ع) به سید جلال‌الدين اشرف(ع) رسيد و در اين زمان سادات و بزرگان و شيعيان برای عرض تسليت خدمت او رسيدند و برای اولين‌بار در آن مجلس مسئله نهضت و مقابله با حاكم زمان مأمون عباسی مطرح شد.

حجت‌الاسلام والمسلمين عباس خوبرو، رئيس اداره اوقاف و امور خيريه شهرستان آستانه ‌اشرفيه در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه گيلان، با اشاره به زندگينامه حضرت سلطان آقا سيد جلال‌الدين اشرف(ع)، اظهار كرد: سيد جلال‌الدين اشرف(ع)، برادر امام رضا(ع) در سال ۱۸۰ ه.ق. در مدينه زاده شد، پدرش موسی‌بن‌جعفر(ع) و مادرش «نجمه» است و وی كوچك‌ترين فرزند از ميان فرزندان امام هفتم به شمار می‌روند؛ برخی او را حسن‌بن‌موسی‌الكاظم(ع) و برخی هم ابراهيم اصغر معروف به مرتضی ناميده‌اند. در هر صورت به برادر اعيانی علی بن موسی(ع) معرفی كرده‌اند؛ سيد جلال‌الدين اشرف در سه‌سالگی پدرش را از دست داد و به مدد و همت برادرش حضرت علی بن موسی(ع) در زادگاهش پرورش يافت.
وی با اشاره به فرمايشات آيت‌الله شيخ محمد مهدوی لاهيجانی، مولف كتاب «سادات متقدمه گيلان» در خصوص نام اين بزرگوار، گفت: «نام سيد جلال‌الدين اشرف، ابراهيم‌المرتضی اصغر ملقب به جلال‌الدين است؛ او برادر اعيانی يعنی برادر پدری و مادری حضرت ولی‌ الله الامام الثامن علی بن موسی الرضا(ع) می‌باشد».
حجت‌الاسلام خوبرو در ادامه افزود: بر مطالعه‌كنندگان تراجم و انساب معلوم است كه عده‌ای از سادات به اين گونه القاب ملقب بوده‌اند، چه آنكه يكی از اولاد موسی بن جعفر سيد حسين ملقب به «علاءالدين» است كه قبرش در شيراز است؛ پس ممكن است لقب برادرش جلال‌الدين باشد كه در بلده آستانه لاهيجان مدفون است؛ جلال‌الدين كه در اصل عربی است به معنی شكوه و عظمت دين است به نظر می‌رسد پس از آغاز نهضت اين لقب به حضرت داده شده است .
رئيس اوقاف آستانه‌ اشرفيه تصريح كرد: در حالی كه ايشان ۲۱ سال سن داشت برای ديدن برادرش علی بن موسی(ع) همانند بسياری از سادات و علويان از مدينه به بغداد آمد و سه سال در اين شهر اقامت داشت؛ كه علت توقف او در بغداد معلوم نيست ولی برخی از مورخان معتقدند كه وی در بغداد به امر برادرش علی بن موسی(ع) مشغول به تبليغ بود، تا زمانی كه خبر قتل علی بن موسی(ع) به او رسيد و در اين زمان سادات و بزرگان و شيعيان برای عرض تسليت خدمت او رسيدند و برای اولين‌بار در آن مجلس مسئله نهضت و مقابله با حاكم زمان مأمون عباسی مطرح شد؛ لذا سيد اشرف در سال ۲۰۴ ه.ق. وقتی كه مامون از مرو عازم بغداد شد، آن شهر را ترك كرد و به ايران مهاجرت نمود و همانند اغلب سادات و علويان به نقاط امن ايران پناهنده شد و به صورت مخفيانه مشغول ترويج و تبليغ شريعت محمدی و علوی گرديد و مقدمات كار نهضت و قيام را فراهم می‌ساخت.
حجت‌الاسلام خوبرو در خصوص علت انتخاب گيلان، ادامه داد: سيد جلال‌الدين اشرف دومين چهره علوی مشهور است كه بعد از يحيی‌بن‌عبدالله در سال ۲۰۶ و يا ۲۱۰ ه.ق. وارد سرزمين گيلان گرديد؛ البته در مسير راه به گيلان با موانع و جنگ‌هايی رو به رو بود؛ گيلان كه بخش جلگه‌ای و نواحی ساحلی دريای خزر را شامل می‌شد و بخش كوچكی از سرزمين پرآوازه ديلمان بود، پس از روی كار آمدن خلفای اموی و عباسی ديلميان همواره در حال مبارزه با خلفا و مورد ظلم و تعدی آنها بودند؛ ديلميان از راه پناه دادن به آل علی(ع) می‌خواستند به هر كيفيت شده خلفا را براندازند و مظلوم را ياری دهند .
وی اضافه كرد: آل علی(ع) كه از اوايل خلافت بنی‌عباس از ناحية آنان و اعمالشان سخت در رنج و شكنجه بودند، مهم‌ترين پناهگاهشان در ايران، ناحيه طبرستان و ديلمان بود، به خصوص ناحيه ديلم كه هم صعب‌العبور بود و هم كوه‌های بلند و جنگل‌های انبوه و موقعيت اقليمی ويژه منطقه باعث شده بود كه جنگ و لشكركشی و تصرف آن از سوی دشمنان غير ممكن باشد و مردم ديلم نيز از ايشان نگهداری و طرفداری می‌كردند؛ پناه بردن سادات علوی در زمان متوكل عباسی، يعنی در قرن سوم هجری شدت پيدا كرد و عده قابل توجهی از آنها خود را به نقاط امن ديلمان رسانيدند و مردم ديلم خصوصا سرداران ديلمی كه عباسيان را دشمن می‌داشتند، علويان را تحت حمايت گرفتند و وسايل زندگی و معيشت آنان را نيز فراهم ساختند؛ پناهندگان كه به اصول عقايد علوی آشنايی داشتند در تماس و معاشرت با مردم ديلم، آنها را تحت تأثير قرار داده و با تعاليم اسلام ناب محمدی آشنا ساختند.
رئيس اوقاف آستانه ‌اشرفيه با تصريح بر اينكه سيد جلال‌الدين اشرف هنگام ورود به ديلمان ظاهرا اولين مقابله و نبرد را در حوالی زنجان و قزوين كه در آن عصر دارالمرز بين اعراب مسلمان و ديلميان بود با خوارج و لشكريان خلفای عباسی داشته ‌است، گفت: برخی از مأموران حكومتی، آن حضرت را شناسايی نموده و در صدد دستگيری وی بر می‌آيند كه حضرت با تعدادی از ياران و همراهانش با آنان درگير شده و اين جنگ به مدت ۴ ماه به طول می‌انجامد؛ سركردگی سپاه عباسی را در ناحيه زنجان و قزوين و طارم مردی به نام «باباملحد» به عهده داشت؛ حضرت به كمك قبايل ديلمی و مردان ترك زبان استا جلو موفق گرديد زنجان را در ذی‌الحرام سال ۲۰۶ ه.ق. فتح نمايد؛ در اين نبرد قيس فرزند باباملحد به دست سيد جلال‌الدين كشته شد.
حجت‌الاسلام خوبرو خاطرنشان كرد: مؤلف جنگ‌نامه سيد جلال‌الدين اشرف نوشته است «وقتی دو لشكر در مقابل هم صف‌آرايی كردند، در اين هنگام قيس پسر باباملحد به پيشنهاد پدر به ميدان آمد كه از هيبت و شكوهش ترسی عظيم در دل مسلمانان راه يافت؛ حسن بيك فرمانده حضرت به اذن ايشان به ميدان رفت ولی حضرت از او چنين خواست «ای حسن بيك! تو برو در جای خود باش كه كشنده او منم»؛ اما چون حضرت وارد ميدان شد، قيس از ديدن جمال نورانی و سيمای روحانی‌اش وحشت كرد، چنان كه آهسته جلو آمد و حضرت را به ترك جنگ و توبه! دعوت كرد، حضرت نيز او را به بيعت با امام محمد تقی(ع) دعوت كرد كه او نپذيرفت؛ حضرت نيز تيری در كمان نهاد و سر او را نشانه رفت و با همان تير او را به خاك افكند؛ لشكريان با ديدن اين صحنه پراكنده، عده‌ای كشته و تعدادی از آنان به طرف رودخانه «قزل‌اوزن» در نزديكی طارم و رودبار متواری شدند.»
وی با اشاره به نقش اساسی و كليدی ديلميان در كمك و حمايت و همراهی سيد اشرف و تار و مار كردن لشكر كفر و خوارج در پيروزی نهضت حضرت در فتح زنجان و قزوين، طارم، كوهدم(رودبار)، يادآور شد: در فتح زنجان گروهی از ديلميان به سركردگی مردی رشيد به نام «هاشم» در شكست لشكر باباملحد به حمايت از سيد اشرف آمدند و موفق شدند شهر زنجان را از لوث وجود ناپاكان پاكسازی نمايند.
captcha