به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، نشست نقد و بررسی كتاب «ناميرا» امروز چهارشنبه، هشتم آبانماه در محل خبرگزاری تسنيم با حضور محمدرضا گودرزی، نويسنده و منتقد، سيدمظفر شجاعی، قائممقام انتشارات نيستان و صادق كرميار، نويسنده اثر، برگزار شد.
در اين مراسم محمدرضا گودرزی به ايراد سخن پرداخت و با بيان اينكه زمانی كه يك رمان يا داستان كوتاه را میخوانيم با دو وجه بوطيقايی و تأويلی مواجه میشويم، ادامه داد: وجه بوطيقايی به عناصر فنی و داستانی و... و وجه تاويلی به معناها و امكانات معنايی متن میپردازد.
وی گفت: در حوزه بوطيقا توافق لازم است، اما در وجه تاويلی ممكن است تفاوت آراء وجود داشته باشد، چرا كه در بوطيقا با نويسنده مواجه هستيم اما در تأويل با مخاطب و خواننده اثر كه ممكن است سطح تحصيلات، نوع نگرش و ... متفاوتی داشته باشد.
گودرزی ادامه داد: در بحثهای جديد معتقد نيستم كه فقط يك معنا وجود دارد بلكه امكانات معنايی متفاوتی در يك اثر نهفته است. خواننده بنابر مطالعاتی كه دارد طبيعتاً میتواند معنای متفاوتی را از اثر استنتاج كند. بنابراين وارد بحث تأويل شدن باعث ابراز نظرهای شخصی میشود.
اين منتقد ادبی با اشاره به نشستی كه پيش از اين و با حضور كرميار و فراست برگزار شده بود، گفته بود كه نمیتوان درباره معصومين(ع) رمان نوشت چرا كه با يك وجود مقدس روبرو هستيم و در رمان، تخيل و گاهی جعل هم مجاز است و كرميار در آن نشست با او مخالفت كرده بود، اظهار كرد: اما «ناميرا» يك رمان است اما شخصيت اصلی آن يك معصوم(ع) نيست، پس میتواند رمان باشد.
وی با بيان اينكه كرميار با زيركی كه معصوم شخصيت اصلی رمانش نباشد، اين كتاب را نوشته است، گفت: اين رمان، واقعگرا است، چرا كه استناد به تاريخ دارد و از اين حيث میتواند تاريخی هم باشد. اما توجه به اين نكته كه ما برای تاريخ نيست كه رمان تاريخی میخوانيم، اهميت ويژهای دارد.
گودرزی ادامه داد: بلكه بخاطر ويژگی جذاب بودن رمان است كه رمان میخوانيم. در رمان تاريخی نويسنده میتواند از شخصيتهای فرعی و خيالی هم استفاده كند در اين گونه رمانها بيشتر هم به وجه اجتماعی و جايگاه شخصيتها پرداخته میشود. رمانهای تاريخی خيلی روانشناسانه نيستند و به مسائل درونی و شخصيتها اشاره چندانی ندارند اگر هم داشته باشند در حد ترديدهای شخصيت است.
اين نويسنده اظهار كرد: شخصيتهای رمان تاريخی رابطه تنگاتنگی با جهان اطرافشان دارد رمان «ناميرا» محتوا و مفهوممحور است يعنی دغدغه بيان مطالبی را دارد اما نويسنده با استفاده از شگردهای زيبايیشناختی آن را در دسته رمانهای هنری قرار داده است ولی در كل میتوان آن را متعلق به ادبيات متعهد دانست.
اين منتقد به تفاوت راوی رمان «ناميرا» با راویهای دانای كل رمانهای كلاسيك پرداخت و اظهار كرد: راوی دانای كل در رمانهای كلاسيك تفسير میكند و تفاسيرش هم بارز است ولی آنچه كار كرميار را به يك اثر هنری نزديكتر كرده، اين است كه راویاش قضاوت نمیكند و هنر هم همين است كه بگذاريم خواننده خودش قضاوت كند.
وی با اشاره به تعداد فصلهای رمان «ناميرا»، اظهار كرد: اين رمان در هفت فصل روايت شده كه چه از روی عمد و چه ناخودآگاه، اشارهای به عدد اسطورهای و افسانهای هفت دارد. در اين رمان شخصيتها در فصل هفتم به كمال میرسند، نظير آنچه در اسطورها برای قهرمان اتفاق میافتد يا خلقت در هفت روز، گذر از هفتخان، هفت شهر عشق و ...
گودرزی در بخش ديگری از سخنانش عنوان كرد: اين رمان با رخداد آغاز میشود، نويسنده كلاسيكی مانند بالزاك برای شروع رمانش چند صفحه مقدمه مینويسد و از توصيفات بهره میگيرد اين شيوه كلاسيك امروز زياد پسنديده نيست و اين اعتقاد وجود دارد كه بايد خواننده را به وسط رخداد پرتاب كنيم.
وی با بيان اينكه تناسب ميان روايت و توصيف بحث ديگری در حوزه بوطيقا است، ادامه داد: در متنهای جذاب كنش بر توصيف غلبه دارد و علتش هم اين است كه به اثر ضرباهنگ بيشتری بدهد و آن را جذابتر كند. «ناميرا» از سطر چهارم با رخداد آغاز میشود و خواننده از ابتدا درگير میشود و مكان و زمان به تدريج و در طول رخداد بيان میشود.
اين منتقد اظهار كرد: روايت به معنای كنش است، روايت در واقع يك عمل است و زمانی را در طول وقوع خود طی میكند. در متن مدام بين كنش و توصيف رفت و آمد داريم و نكته آنجا است كه در رمانهای جذاب كنش بر توصيف غلبه دارد.
اين نويسنده با بيان اينكه كرميار قصهگوی ماهری است چون میداند چگونه تعليق ايجاد كند، افزود: در اوايل دوران حكومت رضاخان كه نوشتن رمان تاريخی در حال رونق بود، شخصی بنام شيخ زنجانی مبانی و اصول نگارش اينگونه رمانها را تدوين كرد.
وی گفت: كرميار، اصول نگارشی شيخ زنجانی را نخوانده است، اما در رماننويسی از او پيروی كرده است. شيخ زنجانی میگويد وقتی رمان تاريخی مینويسيد برای ايجاد جذابيت، چاشنی يك روايت عاطفی را به آن بيافزاييد. اين همان كاری است كه در رمان «ناميرا» انجام شده است و رابطه ميان «ربيع و سليمه» همان نكتهای است كه به جذابيت بيشتر رمان كمك كرده است.
گودرزی با بيان اينكه كرميار در رمانش مدام از عنصر تعليق استفاده كرده است اما چون فرجام كار معلوم است و ما میدانيم پايان قصه چه خواهد شد، كار نويسنده بسيار سخت است، گفت: از برخورد اول «ربيع و سليمه» تعليق در داستان شروع میشود و خواننده رمان تلاش میكند بفهمد كه چه رابطهای ميان آنها برقرار خواهد شد. مهمترين و بزرگترين تعليق رمان درباره موضعگيریهای «عبدالله» است كه خواننده را 300 صفحه با خود به پيش میبرد.
وی اظهار كرد: اين رمان 29 شخصيت حاضر و سه شخصيت غايب دارد كه اين سه شخصيت با وجود غيبتشان سمت و سوی رمان را تعيين میكنند دو تا از اين شخصيتها امام حسين(ع) و يزيد هستند همچنين در اينگونه رمانها در فرجام كار نويسنده ناچار است شخصيتها را به خير و شر تقسيم كند. اين انتخاب و پردازش در اسطورهها هم صورت میگرفته است.
گودرزی اظهار كرد: كرميار خيلی غرق رخداد نشده در عينحال كه به نكات ريز هم توجه داشته است. حتما بايد به اين نكته اشاره كنيم كه شخصيتهای مؤنث رمان نيز به اندازه شخصيتهای مذكر و گاهاً بيشتر از آنها تاثيرگذار هستند. لحن رمان خوب است و معتقد نيستم كه در رمان تاريخی حتما بايد لحن همان دوره و زمانه داستان را به نثر داد. در اين رمان نيز نياز به اين كار نبوده و كرميار هم اين كار را انجام نداده است هرچند گاهی سطح نثر را بالا برده تا به مخاطب يادآوری كند كه رمان كدام دوران را روايت میكند.
سيدمظفر شجاعی در ابتدا به ايراد توضيحاتی درباره مجموعه متون فاخر كه از سوی انتشارت نيستان منتشر میشود پرداخت و اظهار كرد: اين آثار چه به لحاظ پديدآورندگانشان كه نويسندگان رده اول اين حوزه بهشمار میآيند و چه در مقايسه با آثار ديگر همين نويسندگان، آثاری با ارزش هستند؛ چرا كه اين نويسندگان تمام همت و توان و تجربه خود را در جهت خلق متون فاخر و آثار ارزشمندتر به كار گرفتهاند و بهترينهای ادبيات متعهد امروز محسوب میشوند.
وی ادامه داد: تا به حال 40 عنوان كتاب تحت عنوان مجموعه متون فاخر به چاپ رسيده است و طرح جلد كتابهای اين مجموعه از حالت يونيفرم جدا شده است، تعريف ما در انتشارات نيستان از متون فاخر آثاری اعم از رمان، فيلمنامه يا نمايشنامه است كه يك سنگينی و وزانت خاص داشته باشند و اگر مخاطب خواست كار متفاوتی مطالعه كند به اين مجموعهها مراجعه كند و همينطور آثار نويسندگان مشهوری باشند كه در جامعه ادبی شناخته شده هستند.
قائممقام انتشارات نيستان اظهار كرد: مجموعه ديگر ما ادبيات برتر است كه مطابق متون فاخر آثار برجستهای هستند اما تفاوتشان با مجموعه متون فاخر در اين است كه ممكن است اولين يا دومين كار نويسنده باشند اما خود نويسنده شناخته شده نباشد يا اگر هم پيش از اين از نويسنده كاری چاپ شده در مجموعه كتابهای فاخر بوده و حالا به مجموعه ادبيات برتر راه پيدا كرده است.