
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، «وقف» سنت حسنهای است که از دیرباز به اشکال گوناگون در تاریخ بشر وجود داشته است و اسلام نیز آنرا در مسیری روشن، منطقی و هدفدار، مترقی و دقیق مورد استفاده قرار داده است.
آیاتی که در قرآن به انفاق احسان و عمل صالح و ایثار و ... اشاره شده میتواند مشوق وقف باشند و از سویی در قرآن در آیات بسیاری با کنز مال، تکاثر، تفاخر، استکبار، سرقت طغیان، کسب حرام، حب مال راندن مهرآمیز یتیم، پرخاش از مسائل، خودبینی و ... مبارزه شده که به شکلی میتواند به مقام و جایگاه وقف در قرآن اشاره داشته باشد.
معنای لغوی وقف
وَقف مصدر ثلاثی مجرد از باب ضَرَبَ، یَضرِبُ در لغت بهمعنی حبس است. در فقـه اسلامـی گاهـی وقـف را به حبس معیـّن مال و صدقه دادن منافع تعبیـر کـردهاند که در این صورت خالـی از اشکـال نخواهد بـود. وقف در لغـت بهمعنای حبس شدن و حبس کردن متوقّـف شدن و متوقّـف کـردن است.
معنای اصطلاحی وقف
وقف در اصطلاح فقهی عبارت است از این که شخصی عین مال خود را حبس دائم کند و منافع آن را شرعاًِ و به رایگان در اختیار تأسیسات یا شخص یا اشخاص ویژه بگذارد.
فقها در بیان مفهوم اصطلاحی وقف که از نظر شرعی کلمه وقف چه مفهومی دارد؟ اختلاف نظر دارند؛ منشأ اختلاف آن است که برخی آنرا لازم و برخی جایز میدانند و عدهای قصد قربت را شرط تحقّـق وقف میدانند ولی عده دیگری چنین عقیدهای ندارند، و غیر اینها. این نوع اختلافات موجب شده است که در تعریف آن نیز با تعاریف گوناگون مواجه شویم. (الکبیسی، 1378،ص67)
مرحـوم محقـق حلّی در تعریف وقف گفته است: «الوقـف عقد ثمرته تحبیس الاصل و اطلاق المنـفه؛ یعنی وقـف عقدی است که ثمره آن حبس کردن اصل و رها کردن منفعـت است»، این تعـریف از روایت «حبـس الـاصل و سبـل الـثـمره» مستفـاد شـده است. (بهـداروند،1385، ص187)
امام خمینی(ره) در تعریف وقف فرموده است: «تحبیس العین و تسبیل المنفعه؛ یعنی وقف، عبارت از حبس کردن عین و رها کردن منفعت آن است». (خمینی،1380، ص62) برخی عالمان از جمله مرحوم بجنوردی در تعریف وقف لفظ تسبیل را بهتر از لفظ اطلاق دانسته است؛ زیرا از یکسو در لفظ تسبیل، راه خدا منظور شده که در نتیجه بر این اساس، لفظ وقف از عبادات خواهد شد و از سوی، این تعریف با سخن پیامبر(ص) که فرموده: «حبس الاصل و سبل المنفعه» هماهنگی دارد.(سلیمی فر،1370، ص12)
همه ادیان و شرایع برای وقف اهمیت قائل شدهاند. هزینه نگاهداری معابد و آثار مقدسه دینی از منابع موقوفات تأمین شده که نشان دهنده اعتقـادات متدینان بوده است؛ بههمین دلیل، در کتاب شرایع، حکم فقهی وقـف بر معبد یهود و نصارا و نیز وقف بر نوشتن تورات و انجیل بیان شده و گفتـه شده که چنانکه وقـف بهوسیله خود یهود و نصارا صورت گـیرد، اشکـال ندارد. (محقق حلی، 1377، ص347)
همه مذاهب فقهی اسلام (حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی، زیدی و ظاهری) وقف را جایز دانستهاند، البته برخی از مذاهب اسلامی، وقف را مشروع ندانسته و آن را منافی اصول اسلامی میدانند، مگر در خصوص مسجد. این قول نزد مذاهب اسلامی متروک است. مذاهب فقهی اسلامی بهطور کلی وقف خانه، زمین، باغ، سلاح، قاطر، لباس و قرآن و نظایر اینها را جایز میدانند. برخی هم وقف را فقط در اسلحه و اسب و قاطر و الاغ جایز دانستهاند و در غیر اینها جایز نشمردهاند. (سلیمی فر، 1370، ص14)
امام خمینی(ره) فرموده است: «آنچه وقف میشود، باید عین مملوک باشد که مدتی قابل توجه باقی بماند، بهگونهای که امکان انتفاع منفعت محلله از آن و نیز امکان قبض آن باشد؛ بنابراین، وقف منافع و دیون و وقف چیزهایی که به ملکیت در نمیآیند، مثل خمر و خنزیر و نیز وقف خوردنیها و میوهها صحیح نیست».(خمینی،1380،ص69)
یکـی از نویسـندگـان معاصر می گـوید: «وقـف نه تنها جایـز اسـت، بلـکه در مـوارد و حالاتی راجـح و مستحـب نیز است و در موقعیّت ویـژهای برای «حقـن دما» و مبارزه با مـالپرستـی و مـالاندوزی و جهت کـاهش اختـلاف طبقـاتی فاحـش واجـب مـی شود». (ابو سعید،1375، ص 17)
وقف در قرآن
قرآنکریم سرشار از معارفی بلند و عمیق در همه مسائلی است که بشر برای پیمودن راه سعادت به آن نیاز دارد. مخاطبان قرآن همه مردم هستند و مطالـب آن برا همه قابل فهم و درک است اما ظرفیت انسانها برای پذیرش معارف الهی تفاوت دارد.
در قرآن کریم چهار آیه است که ریشه «وقف» در آن، با معانی مختلف بهکار برده شده است که این آیات را با تفاسیر مختلف مورد بحث قرار میدهیم؛ از آن جمله میتوان به آیات 27 و 30 انعام، 31 سبا و 24 صافات اشاره کرد.
در آیه 27 سوره انعام در این رابطه آمده است: «وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ یَا لَیْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُکَذِّبَ بِآیَاتِ رَبِّنَا وَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ؛ و اى کاش [منکران را] هنگامىکه بر آتش عرضه مىشوند مىدیدى که مىگویند کاش بازگردانده مىشدیم و [دیگر] آیات پروردگارمان را تکذیب نمىکردیم و از مؤمنان مىشدیم».
همچنین، در آیه 30 سوره انعام آمده است: «وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُواْ عَلَى رَبِّهِمْ قَالَ أَلَیْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُواْ بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُواْ العَذَابَ بِمَا کُنتُمْ تَکْفُرُونَ؛ و اگر بنگرى هنگامى را که در برابر پروردگارشان باز داشته مىشوند [خدا] مىفرماید آیا این حق نیست مىگویند چرا سوگند به پروردگارمان [که حق است] مىفرماید پس به [کیفر] آنکه کفر مىورزیدید این عذاب را بچشید».
در آیه 31 سوره سبا نیز در رابطه با وقف آمده است: «وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَن نُّؤْمِنَ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَلَا بِالَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِندَ رَبِّهِمْ یَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ الْقَوْلَ یَقُولُ الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا لَوْلَا أَنتُمْ لَکُنَّا مُؤْمِنِینَ؛ و کسانىکه کافر شدند گفتند نه به این قرآن و نه به آن [توراتى] که پیش از آن است هرگز ایمان نخواهیم آورد و اى کاش بیدادگران را هنگامىکه در پیشگاه پروردگارشان بازداشت شدهاند مىدیدى [که چگونه] برخى از آنان با برخى [دیگر جدل و] گفتوگو مىکنند کسانىکه زیردست بودند به کسانىکه [ریاست و] برترى داشتند مىگویند اگر شما نبودید قطعاً ما مؤمن بودیم». همچنین، در آیه 24 سوره صافات آمده است «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ؛ و بازداشتشان کنید که آنها مسئولند».
در آیه 245 سوره بقره نیز در این رابطه آمده است: «مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا کَثِیرَةً وَاللّهُ یَقْبِضُ وَیَبْسُطُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؛ کیست آن کس که به [بندگان] خدا وام نیکویى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بیفزاید و خداست که [در معیشت بندگان] تنگى و گشایش پدید مىآورد و به سوى او بازگردانده میشوید».
همچنین، در آیه 264 بقره در این خصوص آمده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالأذَى کَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْدًا لاَّ یَقْدِرُونَ عَلَى شَیْءٍ مِّمَّا کَسَبُواْ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید، صدقههاى خود را با منّت و آزار، باطل مکنید، مانند کسىکه مالش را براى خودنمایى به مردم، انفاق مىکند و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارد. پس مَثَل او همچون مَثَل سنگ خارایى است که بر روى آن، خاکى (نشسته) است، و رگبارى به آن رسیده و آن (سنگ) را سخت و صاف بر جاى نهاده است. آنان (=ریاکاران) نیز از آنچه به دست آوردهاند، بهرهاى نمىبرند؛ و خداوند، گروه کافران را هدایت نمىکند».
در آیه 9 سوره حشر نیز در این رابطه آمده است: «وَالَّذِینَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالْإِیمَانَ مِن قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلَا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ و [نیز] کسانىکه قبل از [مهاجران] در [مدینه] جاى گرفته و ایمان آوردهاند هر کس را که بهسوى آنان کوچ کرده دوست دارند و نسبت به آنچه به ایشان داده شده است در دلهایشان حسدى نمىیابند و هر چند در خودشان احتیاجى [مبرم] باشد آنها را بر خودشان مقدم مىدارند و هر کس از خست نفس خود مصون ماند ایشانند که رستگارانند».
وقف از نگاه روایات
در روایات معصومان (ع) به صور گوناگون تشویق به وقف شده؛ از جمله پیامبر اکرم(ص) فرموده است: «اذا مات ابن آدم انقطع عمله الا من ثلاث: صدقه جاریه او علم ینتفع به او ولد صالح یستغفر له؛ وقتی آدم بمیرد، پرونده عمل وی مسدود میشود، مگر در سه مورد: صدقه جاریه، علمی که از آن نفع برده شود و فرزند صالحی که برایش دعا کند». (بحار الانوار، ج2، ص22)
همچنین، امام صادق(ع) فرموده است: «لیس یتبع الرجع بعد موته من الاجر الاثلا ث خصال: صدقه موقوفه لا تورث او سنّه هدی سنها و کان یعمل بها وعمل بها من بعده او ولد صالح یستغفرله؛ پس از مرگ آدمی پاداشی بهدنبال فرد نمیآید، مگر در سه خصلت: صدقهای که فرد در زمان حیاتش جاری و برقرار ساخته که پس از مرگش تا قیامت جاری و برقرار میماند؛ صدقهای که وقف کرده و به ارث گذاشته نمیشود، و نیز سنّتی که برقرار نموده و در زمان حیاتش به آن عمل میشده و پس از وفاتش به آن عمل میشود. فرزند صالحی که برایش طلب آمرزش کند». (همان،ج6، ص293)
همچنین، امام صادق(ع) فرموده است: «ست خصال ینتفع المؤمن بعد موته؛ ولد صالح یستغفرله و مصحف یقرأمنه و قلیب یحفره و غرس یغرسه و صدقه ماء یجریه و سنّه یؤخذ بها بعده؛ شش خصلت است که پس از مرگ مؤمن به مؤمن نفع میرسد: فرزند صالحی که برایش طلب آمرزش کند و قرآنی که از روی آن خوانده میشود و چاهی که حفر میکند و درختی که غرس می کند و صدقه آبی که جاری و مستمر میسازد و سنّت خوبی که پس از آن پیروی شود».
چنانکه در روایات یاد شده و نظایر آن بر میآید، از وقف به صدقهی جاریه تعبیر شده؛ چون استمرار دارد و از همین جاست که گفته شده: از جمله شرایط وقف استمرار و دوام آن است؛ یعنی وقف باید برای همیشه باشد و وقف موقّت درست نیست».
پس میتوان گفت: وقف سنت حسنهای است که از دیرباز به اشکال گوناگون در تاریخ بشر وجود داشته است و اسلام نیز آنرا در مسیری روشن، منطقی و هدفدار، مترقی و دقیق مورد استفاده قرار داده است. باید گفت وقف از مختصات نظام حقوقی و اقتصادی اسلام است.
وقف مصداقی روشن از تعاون
وقف در اسلام دارای ویژگی هایی است. وقف عملی است صالح و باقی و مصداق روشنی است از تعاون و تعاضد، و انفاقی است عاری از منّت و احسانی است خالی از اذیت و به دور از تحقیر شخصیت دیگران و تصدقی است دائمی و مستمر و بدون ریا و وامی است بدون اضطراب بازپرداخت و تعدیل ثروتی است با رضا و رغبت. در قرآن مجید آیه ای مربوط به وقف مستقلاًوجود ندارد؛ بلکه میتوان از آیات مربوط به انفاق و احسان و صدقه و تعاون و... به رجحان و استحباب وقف پی برد.
حجتالاسلام محمدجواد عباسزاده، معاون فرهنگی اداره کل اوقاف و امو رخیریه لرستان در گفتوگو با خبرنگار ایکنا گفت: وقف یکی از سنتهای حسنه و احسان ماندگار است که در روایات و آیات قرآن کریم به انجام آن تأکید شده است.
وی با اشاره به اینکه وقف یعنی انسان از آنچه ازاموالش دوست دارد در راه خدا انفاق کند، عنوان کرد: خداوند در اینباره میفرماید «هرگز به حقیقت نیکوکاری نمیرسید مگر اینکه از آنچه که دوست دارید در راه انفاق کنید، که از این انفاق به وقف تعبیر شده است».
حجتالاسلام عباسزاده با اشاره به اینکه وقف نه تنها در اسلام بلکه در تمام ادیان الهی جایگاه خاصی دارد، اظهار کرد: بزرگترین واقف اسلام پیامبر اکرم(ص) است که سیره و اهلبیت خود را وقف اسلام کرده است و همچنین، ائمه معصومین(ع) نیز موقوفاتی داشتهاند، و این امر پسندیده در سیره همه اولیاء، بزرگان و خیرین دیده میشود.
معاون فرهنگی اوقاف لرستان با بیان اینکه وقف با سایر انفاقات و صدقات تفاوت دارد، تصریح کرد: در سایر انفاقات اگر از مالمان در راه خدا هدیه کنیم ارزشمند است و ثواب دارد و خداوند یکبار به آن کسیکه انفاق کرده است پاداش میدهد که درروایات آمده است که این پاداش و ثواب میتواند از 70 تا 700 برابر شود.
وقف چشمه همیشه جاری و ماندگار
وی با اشاره به اینکه خداوند فقط یک بار بهواسطه کمک به فقیر به انسان پاداش میدهد، خاطرنشان کرد: تفاوت وقف و زمانیکه ما اموالمان را حبه و یا هدیه میکنیم در این است که وقف صدقه جاریه، چشمه همیشه جاری و ماندگار است.
حجتالاسلام عباسزاده افزود: در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است که میفرماید: انسان که از دنیا میرود ارتباطش بهطور کامل با دنیا قطع میشود، به جز از سه راه، کسانیکه صدقه جاریه میدهند، یعنی وقف میکنند و برای خودشان باقیات و صالحات به جای میگذارند، که شامل هر کار خیر است که سود ان به مردم و جامعه برسد.
معاون فرهنگی اوقاف استان لرستان با اشاره به اینکه موقوفه تا زمانی که پابرجاست و از آن بهرهبرداری میشود، خداوند برای واقف آن سود و پاداش قائل میشود، عنوان کرد: ما واقفینی داریم که در هزار سال پیش زندگی کردهاند و مال خود را با نیت اینکه درآمد آن برای عزادری سیدالشهدا(ع) و نیاتی از این دست هزینه شود، وقف کردهاند، که اکنون نیز از آنها استفاده میشود.
وی با اشاره به اینکه ما خیرینی داریم که در روستاها و شهرها زمینهایی را برای احداث مدرسه، درمانگاه، مرکز بهزیستی و کارهایی از این دست هدیه میکنند که کار ارزشمندی است، اذعان کرد: از همه خیرین دعوت ودرخواست میکنیم که اموالشان را وقف کنند، چراکه ممکن است آن ارگان زمین اهدایی را برای هزینه در جاهای دیگر بفروشد.
ضرورت توسعه و ترویج فرهنگ وقف
حجتالاسلام عباسزاده ادامه داد: اگر خیرین هدایا و زمینهای اهدایی را برای ساخت مدرسه، درمانگاه، مرکز بهزیستی و نیاتی از این دست وقف کنند، آن ارگانها دیگر نمیتوانند زمینهای اهدایی و یا هدایا را در جاهای دیگر هزینه کنند و فقط میتوانند در نیتی که واقف داشته صرف کنند.
معاون فرهنگی اوقاف لرستان گفت: لذا اگر انسان از اموال خودش برای گسترش این فرهنگ دینی سرمایهگذاری کند میتواند تا قیام قیامت و در حیات و ممات از آن بهرهمند شود، و ما باید در احیای این سنت و ترویج و توسعه فرهنگ وقف تلاش کنیم.
حجتالاسلام عباس معصومی، از اساتید حوزه علمیه قم در گفتوگو با خبرنگار ایکنا گفت: اگر کسی میخواهد به بهشت الهی راه پیدا کند همانطور که در قرآن مجید آمده است بعد از انجام واجبات و فرایض دینی، انفاق کنیم.
وی افزود: ائمه معصومین(ع) از جمله اولین واقفان صدر اسلام بودند که موقوفات فروانی نیز در جهت رفع نیاز نیازمندان داشتند کمااینکه امام حسن مجتبی(ع) سه بار اموال خود را تقسیم کرد که نیمی از آن را در راه خدا و نیم دیگر را برای خود نگه داشت.
این استاد حوزه علمیه قم هدف از انفاق، حمایت از طبقات کم درآمد جامعه دانست و افزود: هدف اسلام از یادآوری انفاق، بالا بردن سطح زندگی فقیرو کم کردن فاصله طبقاتی است.
وی با بیان اینکه رهایی از مشکلات و گرفتاریها در گرو انفاق و صدقه است، خاطرنشان کرد: کمیته امداد امام خمینی یکی از دستاوردهای امام خمینی(ره) از بهترین نهادهای حمایتی در سطح بین المللی است.
عباسی افزود: کسیکه در راه خداوند انفاق کند، خدا به او نعمات بیشتری عطا میکند و مشکلات و ناهمواریهای زندگی او را برطرف میکند ولی در مقابل کسی که بخل میورزد، خداوند در زندگی او مشکلات و ناهمواریهایی را بهوجود میآورد.
وی در پایان گفت: ما در لغات واژهای به نام مسکین هم داریم این در حالی است که مسکین به کسی گفته میشود که توان تهیه غذای یک سال خود را ندارد اما به فرموده امام خمینی(ره)همواره مسئولان باید در پیچ و خم مشکلات جامعه به داد فقرا برسند.