
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، پیامبر اکرم(ص) در حدود بیست و سه سال به دعوت و مجاهدت و ابلاغ پیام الهی پرداخت و در این مسیر همواره برخلاف آنچه که دشمنان اسلام و رسول خدا(ص) سعی می کنند از آن حضرت معرفی کنند و از ایشان با عنوان پیامبر(ص) شمشیر نام می برند، با برجسته ترین فضائل اخلاقی و با اتصاف به «رحمت» رسالت خویش را به انجام رساند.
جایگاه و مقام بلند ملکوتی و الهی حضرت ختمی مرتبت برای هیچ عالم و انسان منصف و حق مداری پوشیده و پنهان نیست، حقیقتاً تاریخ نگارن در کتب خود به نکات و ظرایف ارزشمندی از سیره و منش حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه و آل وسلم) اشاره کرده اند. با این وجود قرآن کریم متقن ترین و بهترین کتاب در معرفی و شناساندن پیامبر اعظم( صلی الله علیه و آله) است؛ چرا که این کتاب از جهت حقانیت و درستی مطالب، معتبرترین کتاب به شمار می رود و کلام وحی و سخن خداوند متعال است.
خداوند متعال، رسول گرامیش را با عالیترین فضائل و مکارم اخلاقی پرورش داد و بیاراست و این فضائل از سوی او به جامعهی اسلامی سرازیر شد و دنیایی از معنویت و ارزش های اخلاقی را پدید آورد. جایگاه رفیع پیامبر اکرم(ص) که پیام آور صلح و دوستی است تا اندازه ای رفیع و بلند بوده که خدا هم به دنبال توصیف جاه و مقام ایشان برای بشریت بوده اند. خداوند متعال، در قرآن کریم، در آیات متعددی درباره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله|) سخن گفته است. در این آیات، گاهی به طور مستقیم و گاهی به شکل غیر مستقیم، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) معرفی شده است. این معرفی در قالب هایی همچون، ستایش و تمجید از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، بیان اوصاف و شئونات، ذکر مقامات و مناقب و بیان عظمت روحی آن حضرت صورت گرفته و جلوه های مختلف شخصیتی و رفتاری آن حضرت، تبیین شده است.
رسول مهربانی
یکی از ویژگی های انسانهای موحد، مهربانی است. خداوند چون خود مظهر رحمت و رأفت است، دوست دارد آنان که آینه دار جلوه لایزالی اویند به این صفت متصف شوند و پیامبر اسلام(ص) رافت و مهربانی را به اوج خود می رساند. چنانکه در آیه 128 سوره توبه در توصیف پیامبر(ص) آمده است: «لَقَدْ جَاءَکمْ رَسولٌ مِّنْ أَنفُسِکمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکم بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ؛ رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او سخت است، و اصرار به هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است».
رسول الله(ص) دارای عظیم ترین صفات اخلاقی بود و چنان که معروف است، بیش ازآن که شمشیر مسلمانان، دشمن را به تسلیم وادارد، این برهان اخلاق وکرامت آن حضرت بود که کلید فتح و پیروزی را دردستان مسلمانان قرارداد. قرآن کریم یکی از ویژگی های برجسته پیامبر اکرم(ص) را علاقه مندی و دلسوزی آن حضرت نسبت به هدف ذکر می کند و از علاقه ستودنی و دلسوزی پیامبر (ص) نسبت به هدایت مردم چنین یاد می کند: « فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفسَکَ علی آثارِهِم اِن لَم یُومِنوُا بِهذا الحَدیثِ اَسَفاً؛ بیم آن می رود که اگر به این سخن (قرآن) ایمان نیاورند، تو در پی آنان خود را از تاسف هلاک کنی!» (کهف/۶)
دلسوزی برای هدایت مردم
غم خواری و دلسوزی پیامبر اکرم(ص) برای هدایت و راهنمایی مردم آن چنان بود که خداوند در آیات متعددی از این ویژگی حضرت یاد می کند و به پیامبر (ص) یادآور می شود که خود را این اندازه به زحمت نیندازد. قرآن کریم در آیه ۸۰ سوره فاطر می فرماید: «فَلا تَذهَب نَفسَکَ عَلَیهِم حَسَراتٍ اِنَّ اللّهَ عَلیمٌ بَما یَصنَعونَ؛ جان خود را بر اثر شدت تاسف بر آن ها از دست مده، خداوند از آنچه انجام می دهند، آگاه است.»
همچنین قرآن یکی از علل پیروزی پیامبر اکرم(ص) را عطوفت و مهربانی آن حضرت بیان می کند و می فرماید: « فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنتَ لَهُم وَ لَو کُنتَ فَظّاً غَلیظَ القَلبِ لانفضُّوا مِن حَولک فَاعفُ عَنهُم و استغفرلَهم و شاوِرهم فی الامرِ؛ در پرتو رحمت الهی،در برابر تندی آن ها، نرم شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطرافت پراکنده می شدند، از آنان درگذر، و درباره آنان طلب آمرزش کن و در کارها با آنان مشورت کن.» (آل عمران/ ۱۵۹) هرچند که این مهربانی عظیم جایگاه و اندازه ای دارد و خداوند می فرماید: «مُحَمّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ اَشِداءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماءَ بَیْنَهُمْ ؛ محمدصلی الله علیه وآله فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار سر سخت و شدید و در میان خود مهربانند» ( فتح / 29)
ترسیم مقام معنوی عظیم پیامبر(ص) در قرآن
حجتالاسلام والمسلمین مهدی رستمنژاد، عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی(ص) در ارتباط با جایگاه پیامبر اسلام(ص) در قرآن بیان می کند: آیاتی که در ارتباط با رسول الله در قرآن آمده بسیار متنوع هستند که در حد اشاره به برخی از آنها اشاره می کنم. برخی از آیات در ارتباط با جایگاه معنوی پیغمبر است مثل قرب به خدا. آیاتی که داستان معراج پیغمبر را بازگو می کند مثل اولین آیه سوره اسراء «سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ ؛ منزه است آن [خدایى] که بندهاش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى که پیرامون آن را برکت دادهایم سیر داد تا از نشانه هاى خود به او بنمایانیم که او همان شنواى بیناست».
وی افزود: برخی آیات سوره نجم آنجا که می گوید: « ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ ، فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَىٰ »(نجم / 8-9) یعنی به اندازه دو طرف کمان رسول الله به خداوند نزدیک شد. نهایت قرب را بیان می کند. و یا می گوید: «وَکَانَ فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکَ عَظِیمًا» (نساء / 113) یعنی فضل خدا نسبت به تو عظیم بوده است. یا « إنَّک لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ» (قلم / 4) تو بر اخلاق بسیار بزرگی استواری. این دسته از آیات به مقام معنوی پیامبر، توصیفات کلی آن حضرت و اخلاق حضرت اشاره دارند.
ارتباط ویژه کلامی خداوند با رسول اکرم(ص)
حجتالاسلام رستمنژاد با بیان اینکه ارتباط کلامی خداوند با پیغمبر ارتباطی ویژه و خاص بوده است اظهار می کند: دسته ای از آیات هم وجود دارد که نشان دهنده ارتباط کلامی خداوند با پیغمبر ارتباطی ویژه و خاص بوده است. مثلا به جان پیامبرش قسم می خورد و می گوید: «لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ» (حجر / 72) که می گوید قسم به جان تو که آنها در مستی خودشان سرگشته و حیران هستند. این قسم به جان تو در واقع نهایت نزدیکی دو نفر را می رساند. یا مثلا در یک آیه سه وصف از اوصاف پیامبر را به صورت توصیفی یکجا بیان می کند: «الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الأُمِّیَّ ؛ همان کسانى که از این فرستاده و پیامبر(ص) درس ناخوانده خط ننوشته» (اعراف / 157) و یا در آیه ای خداوند دو وصف خود را یکجا به پیامبر نسبت می دهد: «بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ» (توبه / 128) که هم رئوف و هم رحیم از اسامی خداوند است که نسبت به پیامبر اشاره کرده است.
رضایت پیامبر(ص)؛ دلیل برخی امور الهی
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی با ذکر مواردی دیگر به بیان نوع ارتباط خداوند با رسول اکرم(ص) پرداخته و عنوان می کند: خداوند بخاطر پیغمبر قسم می خورد: «لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ ، وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ» (بلد / 1-2) که می گوید من سوگند می خورم به این چراکه تو در آن هستی. یعنی وجود تو در این شهر این شهر را چنان مقدس کرده که من به آن قسم می خورم. یا عبارات بسیاری در قران وجود دارد که خدا خطاب به پیامبر می گوید که من برای خشنودی تو و برای خاطر تو این کار را انجام می دهم. در بحث قبله این را داریم : «فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا» (بقره / 144) می گوید ما الان تو را برمی گردانیم به سوی قبله ای که تو را خشنود کند. در ارتباط با شفاعت هم ایه ای داریم که می گوید: «وَ لَسَوفَ یُعطِیکَ رَبُّکَ فَتَرضی» (ضحی / 5) که یعنی به زودی پروردگارت به تو مقامی می دهد که راضی شوی که منظور همان مقام شفاعت است.
خطاب پیامبر(ص) با اوصاف در آیات قرآن
وی در ارتباط با نوع گفتاری خداوند با پیامبر(ص) می گوید: در دسته دوم آیات که نوع گفتاری خداوند نسبت به پیغمبر بیان خاصی دارد که نسبت به بقیه پیامبران ما این نوع بیان را در قرآن نداریم. دسته سوم آیاتی است که به دنبال گروه دوم حساب می شوند و این است که حد فاصل رسول اکرم با دیگر پیامبران را نشان می دهد. مثلا خداوند در مقام خطاب به پیغمبرش هرگز او را به نام صدا نمی زند و همه جا او را با وصف خطاب قرار می دهد مثل « یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ » « یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا» (احزاب / 45) و یا «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ۖ» (مائده / 67) یعنی ایشان را با وصف صدا می زند و مقام و منسب را خطاب قرار می دهد و ما در قرآن جایی را نداریم که بگوید «یا محمد» و همه جا با «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ» و «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ» از پیامبر(ص) یاد شده است.
حجتالاسلام والمسلمین مهدی رستمنژاد ادامه می دهد: در حالی که در مورد پیامبران دیگر در قرآن بسیار آمده است که مثلا : « یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّةَ» (بقره / 35) که خطاب می کند به حضرت آدم که ای آدم. و یا « یا إِبْراهِیمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا» (هود / 76) که به حضرت ابراهیم خطاب می کند ای ابراهیم و نام او را می آورد. « یَا یَحْیَى خُذِ الْکِتَابَ» (مریم / 12) که این نشان دهنده این است که خداوند پیامبران دیگر را به اسم صدا می زند ولی پیغمبر اسلام(ص) را با سمت مورد خطاب قرار می دهد.
اعطای خواسته های پیامبر(ص) بدون درخواست
عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی(ص) با بیان اینکه خداوند بدون درخواست خواسته های پیامبر(ص) را به وی عطا می فرماید اظهار می دارد: عباراتی در قرآن وجود دارد که نشان دهنده دعا کردن است. یعنی مواردی که دیگر پیامران از خدا درخواست می کنند اما خداوند به آنها عطا نمی کند اما در مورد پیغمبر اسلام(ص) می گوید که نگفته و تقاضا نکرده ما به او دادیم. یا در حالتی دیگر پیامبران تقاضا کردند و بعد خداوند دعای آنها را مستجاب کرده است اما نسبت به پیغمبر(ص) در برخی آیات گفته می شود که دعا نکرده خداوند به او عطا کرده است. مثلا حضرت موسی از خدا تقاضا می کند و می گوید: « الَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی، وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی، وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی» (طه / 25-26-27) یعنی که خدایا شرح صدر به من بده، امرم را آسان کن. اما نسبت به پیامبرش می گوید: « أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ» (شرح / 1) یعنی مگر ما اشراح صدر به تو ندادیم. « وَوَضَعْنَا عَنکَ وِزْرَکَ؛ و بار گرانت را از [دوش] تو برنداشتیم ». این آیات حداقل در قرآن نشان دهنده این است که پیامبران دیگر با دعا به خواسته خود می رسند اما در مورد پیامبر خداوند(ص) بدون درخواست به ایشان عطا می فرماید.
رستم نژاد در ادامه در ارتباط با مستجاب نشدن برخی از دعاهای پیامبران تصریح می کند: بعضی از پیامبران هم هستند که دعا هم کردند و خدا به آنها عطا نکرد مثل حضرت موسی که در سوره اعراف گفت : « رَبِّ أَرِنِی أَنظُرْ إِلَیْک» و خداوند به او فرمورد که : « لَن تَرَانِی» هرگز این اتفاق نمی افتد. بعد فرمود که من خیلی چیزها به تو دادم و همان ها برای تو کافی است «اصْطَفَیْتُکَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالاَتِی وَبِکَلاَمِی» (اعراف / 144) من تو را رسول خودم و کلیم قرار دادم « فَخُذْ مَا آتَیْتُکَ وَکُن مِّنَ الشَّاکِرِینَ» همین که به تو دادم را بگیر و سپاس گذار باش. یعنی که بیشتر از این تقاضا نکن. درباره حضرت نوح داریم که در ارتباط با فرزندش شبع تقاضایی از خدا دارد که پسر من در حال غرق شدن است : « إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ» (هود / 45) خداوند به او فرمود : « إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ» و بعد فرمود« فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ» چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه.
ترسیم فاصله پیامبر(ص) با دیگر انبیاء
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد برخی آیات را نشان دهنده حد فاصل های پیغمبر اسلام(ص) و دیگر پیامبران می داند و ادامه می دهد: از این نمونه آیات نسبت به پیامبران دیگر بسیار داریم. در مورد حضرت ابراهیم هم داریم در سوره بقره آیه 126 که دعایی کرده که خداوند آن را اجابت نکرده است اما راجع به پیغمبر اسلام(ص) حداقل درباره قبله اینطور آمده است که: «قَدْ نَرَی تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا» (بقره / 144) که می گوید ما می بینیم که تو صورتت را به آسمان برمی گردانی که دعا نیست و حالت انتظاریه است که حضرت توقعی در دل خود دارند که قبله از مسجدالاقصی ب مسجد الحرام تغییر کند و همین را با اینکه به ظاهر در قرآن دعایی هم نکرده است خداوند می گوید که ما اجابت کردیم و به تو قبله جدید دادیم. این ها هم حد فاصل های پیغمبر اسلام(ص) و دیگر پیامبران را می رساند.
عضو هیئت علمی دانشگاه در ارتباط با مقام دفاع از پیامبر(ص) بیان می کند: در مقام دفاع هم به پیامبران دیگر توسط امت ها نسبت هایی داده می شد مثلا بحث ضلالت، سفاهت و جنون و ساحری بود که به پیامبران نسبت می دادند اما جالب است که خدا نقل می کند که وقتی پیامبران مورد این اتهامات قرار می گرفتند خودشان دفاع می کردند مثلا قوم نوح به حضرت نوح می گفتند : «قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاکَ فِی ضَلاَلٍ مُّبِینٍ؛ سران و اشراف قوم او گفتند: همانا ما تو را در گمراهیى آشکار مى بینیم» (اعراف / 60) و خود نوح جراب داد که : «قالَ یا قَوْمِ لَیْسَ بی ضَلالَةٌ» (اعراف / 61) یعنی من در خودم گمراهی می بینم. حضرت هود هم همینگونه است. در سوره اعراف در مورد حضرت هود هم قوم او گفتند که تو سفیه هستی و ایشان پاسخ دادند که: «یا قَوْمِ لَیْسَ بی سَفاهَةٌ» یعنی من سفاهتی در خودم نمی بینم.
وی می افزاید: اما راجع به پیامبر اسلام(ص) وقتی که همین نسبت ها به پیغمبر(ص) داده می شد خود خدا دفاع می کرد و پاسخ می داد : «مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ» (قلم / 2) یعنی مردم به پیامبر گفته بودند مجنون و خود خدا جواب داد که تو مجنون نیستی. و یا داریم که : «مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَىٰ» (نجم / 2) که صاحب در اینجا به معنای مصاحب و پیغمبر است که خدا در جواب کسانی که به پیامبر نسبت انحراف دادند می گوید مصاحب شما منحرف نشد و یا داریم که : «فَذَکِّرْ فَمَا أَنتَ بِنِعْمَتِ رَبِّکَ بِکَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ» (طور / 29) که به پیامبر(ص) کاهن گفته بودند و خدا از ایشان دفاع کرده است.
ترسیم وظایف امت نسبت به پیامبر(ص)
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد در بیان آیاتی که وظائف امت در برابر پیامبر(ص) را متذکر می شود عنوان می کند: دسته چهارم آیاتی هستند که جایگاه پیامبر را وظایف امت نسبت به ایشان و همین طور برکات پیامبر را بیان می کند. مثلا آورده است که : « وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِیهِمْ» (انفال / 33) تا تو در میان امت هستی من امت را عذاب نمی کنم حتی اگر مستحق عذاب باشند. یا مثلا وظایفی که در قرآن متوجه مومنین شده است مثل صلوات : « إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً».
وی وظائف مومنین در برابر پیغمبر اسلام(ص) وظائف خیلی خاص دانسته و ادامه می دهد: عدم اجازه نزاع در نزد پیامبر(ص) «لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ» (حجرات / 2) یعنی حتی صداهاتون را در نزد پیامبر بلندتر نکنید. « وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ» یعنی صدای خود را بالا نبرید و حتی عدم جواز صدا زدن به اسم: «لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً» (نور / 63) یعنی همانطور که خودتان را صدا می زنید مثلا یا حسن یا حسین ، حق ندارید پیغمبر(ص) را اینگونه صدا بزنید. همین طور عدم اجازه مقدم شمردن خواست خود بر خواست پیغمبر: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ ؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید! در برابر خدا و رسولش [در هیچ کارى] جلو نیفتید». (حجرات / 1) این عبارات و این دسته از ایات نشان می دهد که وظائف مومنین در برابر پیغمبر اسلام(ص) وظائف خیلی خاصی است و البته بیشتر از این هاست.
اوصاف مشترک خداوند متعال و پیامبر(ص) در قرآن کریم
خداوند سبحان همچنین اوصافی را برای خود در قرآن ذکر کرده که همان ها را برای پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نیز بیان کرده است. خداوند قرائت قرآن را همان گونه که به خود نسبت داده و فرموده است: «اِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ فَاِذا قَرَأْناهُ فَاْتَّبِعْ قُرْانَهُ»(قیامه / 17-18) به پیامبر اکرم(ص) نیز نسبت داده و می فرماید: « اِقْرَأْ بِاْسْمِ رَبِّکَ اْلَّذی خَلَقْ» (علق / 1). همان طور که ترتیل و منظم و هماهنگ خواندن را به خود اسناد می دهد: «و رتلناه ترتیلا»، آن را به پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ نسبت می دهد: «وَ رَتِّلِ اْلْقُرْآنَ تَرْتیلا». خداوند متعال همان گونه که قرآن کریم را کلام خود معرفی می کند، آن را کلام و قول رسول الله نیز می داند: « اِنَّهُ لَقُولٌ رَسوُلٌ کَریم» (تکویر / 19).
خداوند خود را معلم قرآن معرفی کرده: «اَلْرَّحْمن * عَلَّمَ اْلْقُرْآن» و همین صفت را به پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ نیز نسبت می دهد: «وَ یُعَلِّمُهُمُ اْلْکِتابَ وَ اْلْحِکْمَةِ». با این همه حضرت محمد(ص) منزه از وضع و قرارداد و مبرای از علم حصولی و ذهنی است، علمش لدنی است و علم لدنی در ردیف علوم دیگر نیست که موضوع داشته باشد، بلکه حقایق و معارف، وقتی از مقام لدن، یعنی از نزد «الله» فرا گرفته شد، «لدنی» نام دارد؛ از این رو خداوند متعال می فرماید: «اِنَّکَ لَتُلْقی مِنْ لَدُنْ حَکیمٍ عَلیمٍ ؛ و حقّاً و حقیقتاً بر تو آیات قرآن، از جانب خداوند حکیم و علیم، إلقآء میشود! »(نمل / 6)
تنها پیامبری که به امر الهی اجر درخواست کرد
حجتالاسلام والمسلمین مهدی رستمنژاد، عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی(ص) درارتباط با رابطه میان دیگر پیامبران با امت خود و تفاوت آنها حضرت محمد(ص) عنوان می کند: نکته دیگری که ظاهرا از آیات استفاده می شود که پیامبران دیگر به طور مطلق هیچ اجری از امت خود نخواسته اند و هیچ استثنایی ندارد مثلا حضرت هود می گوید: « یا قَوْمِ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا» (هود / 51) که به طور مطلق می گوید که من هیچ اجری نمی خواهم و « إِنْ أَجْرِیَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ». حضرت نوح نیز در چند جای قران این را نمی گوید: «ا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ» (فرقان / 57) که من از شما چیزی نمی خواهم. اما فقط در مورد پیغمبر اسلام است که استثنایی وجود دارد: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى ؛ بگو: من بر این [رسالت] مزدى از شما نمىخواهم مگر محبت و دوستى خویشان [و اهل بیت] را» (شوری/23)
وی با اشاره به آیاتی از قرآن بیان می کند: تنها پیغمبر اسلام بود که از امت خود «الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى» را درخواست کرد در حالی که پیامبران دیگر حداقل از قرآن چنین استفاده ای نکرده اند و این ظاهرا هم بخاطر امت مرحومه است و در جایی از قرآن آمده که : « مَا سَأَلْتُکُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ إِنْ أَجْرِیَ» (سبا / 47) یعنی چیزی که من از شما می خواهم به نفع خودتان است؛ و هم بخاطر عظمت شان و جایگاه پیغمبر(ص) است. آنچه که قرآن می گوید از سر قصه پردازی و تاریخ نگاری نیست بلکه به منظور عمل کردن است. گوید که : « فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ ؛ پس به برکت رحمتى از جانب خداوند با آنها (امت خود) نرمخو شدى» (ال عمران / 159) پیغمبر نرم خو بود و این از ویژگی ها پیامبر(ص) است که در قرآن آمده است.
ویژگی های پیامبر(ص) در قرآن کد مسلمانی
عضو هیئت علمی دانشگاه با اشاره به رئوف و رحیم بودن پیامبر(ص) تصریح می کند: همینطور «و بالمومنین روف الرحیم» پیغمبر نسبت به مومنین رئوف و رحیم بود و آیاتی که دیگر که درباره اخلاق پیامبر بوده: « اِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ ؛ توای پیامبر دارای اخلاق بزرگی هستی» (قلم / 29) اگر امت این صفات و ویژگی های پیغمبر خود را به حسب ظرفیت خود حتی نداشته باشد پس چه تناسبی با امت پیامبر(ص) خود دارد. به امت پیغمبر اسلام امت مرحومه گفته شد به دلیل اینکه پیغمبری این گونه دارد: « وَما اَرْسَلْناکَ اِلّا رَحْمَةً لِلعالَمینَ ؛ ما تو را فرستادیم تا رحمتى بر اهل عالم باشی» (انبیاء / 107) هنگامی که پیغمبر این امت پیامبر رحمت است پس این امت هم باید امت رحیمی باشد.
رستم نژاد با اشاره به نشانه های مسلمان بودن تصریح می کند: پیامبر اکرم(ص) نسبت به کسانی که این رحم را نداشتند اعراض می کردند. کسی که مسلمان است باید کد مسلمانی داشته باشد و کد مسلمانی همین اوصافی است که قرآن بیان می کند. طبیعت قصه این است که مسلمان باید رحیم، رئوف بودن، مهربان و ویژگی های دیگر پیامبر را داشته باشد تا نشانه هایی از پیغمبر در وجود او بروز پیدا کند.
اخلاق پیامبر(ص)؛ تجسم عینی آیات قرآن
اخلاق پیامبر اکرم (ص) تجسم عینی قرآن کریم بود و از این روست که خداوند متعال او را در قرآن کریم با عنوان «خلق عظیم» ستوده و خود آن حضرت نیز هدف بعثت خویش را «اتمام مکارم اخلاقی» معرفی کرده است. امروزه که همگان از غربت ارزشها و رواج برخی از رذایل اخلاقی در جامعه ی اسلامی ما نگرانند و حتی برخی از بزرگان و علمای اخلاق نسبت به وضعیت موجود هشدار داده و اعلام خطر کردهاند، سیره اخلاقی پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) می تواند راه گشایی در بهبود و تعالی فردی و اجتماعی بشریت باشد.
در این میان می توان گفت که دو عامل معرفی نادرست رسول اکرم (ص) و تبلیغات سوء دشمنان به مانند دو تیغهی یک قیچی موجب مجهول ماندن شخصیت آن حضرت بر بشریت است که باید با مبارزه با این دو عامل و معرفی صحیح شخصیت این آخرین پیام آور الهی، زمینهی گرایش بشریت به تعالیم آن حضرت را فراهم آورد. خداوند در قرآن می فرماید: « لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیراً ؛ مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیکویى بود، براى آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مىکنند».( احزاب/21)
*گزارش از حدیثه سوختانلو