کد خبر: 2623527
تاریخ انتشار : ۲۹ آذر ۱۳۹۳ - ۱۶:۴۵
به‌بهانه سالروز شهادت ثامن‌الحجج(ع)؛

هشتمین ستاره هفت آسمان، ضامن سرگشتگی‌هایم باش

گروه اندیشه: ای هشتمین ستاره هفت آسمان! هر کجا نامت می‌آید، هوا معطر می‌شود و آب‌ها متبرک می‌شوند. آقای غریبم! غبار سفر را با اشک شسته‌ام و آهوی جان، به ضمانت آبروی آسمانیت آورده‌ام تا از گناه و غفلت، برهانی‌ام.

تو در شرقی‌ترین شهر ایران آرام گرفته‌ای، بی‌خبر از آنکه آرامش از ما برده‌ای و هر لحظه که دلتنگ می‌شویم و خسته از ناملایمات دنیا به آغوش تو پناه می‌آوریم .هر روز آدم‌های بسیاری را در دامان خود می‌نشانی. یادت می‌آید دخترکی که روی صندلی چرخداربه امید نگاه  تو از راهی دور میهمان مهربانیت شد و تو با یک تبسم و نوازش به پاهای ناتوانش نیرو بخشیدی...

تو، هشتمین ستاره‌‏اى در آسمان علوى و ابهت بی‌‏بدیلت، تار و پودمان را به سکوت می‌‏خواند. باران کرامتت را بر ما بگستران و ما را بخوان به بلنداى افق دریایی‌‏ات و از انزواى این همه تاریکى، رهایمان کن.

این بار من می‌خواهم میهمان مهربانیت شوم. می‌خواهم کنار پنجره فولادیت ... اما نه کنار خودت بنشینم و به راستی که تو آرامش دل‏‌های زخمی و بی‏قراری هستی که طنین ناله‏‌هایشان، در جان ضریحت می‌‏پیچد.

هر روز بغض دلتنگیم را در حزن نقاره غروب‏‌هاى صحنت می‌شکنم و با فریاد رضا رضا دل را در حرم نور، به خلعت توبه آراسته می‌کنم.

نگاه گاه‌گاهت در زمستان‌های ‏تنهایی و سکوت، ما را در بهارى از اجابت، غوطه‌ور کرده است.

رضا جان! نمی‌دانم انگورهای شیرین خراسان چگونه جرأت یافتند مانند آب زلال فرات طعم تلخ دیگری را بر لب تاریخ شیعه بنشانند.

زائرانت از فرسنگ‌هاى دور آمده‌‌اند تا از نزدیک، فروغ زیباى بهشت را به تماشا بنشینند... و این دل زخم خورده از خارهای کربلا به پابوسی کفشدارى‌هایی آمده که شرمگین اند از تاول پاهای دخترکان محرم.

به کبوترهای حرمت حسودی می‌کنم، همان کبوتران که با گندم‏‌هاى محبت تو، عمرى است اسیر رهایى در آسمان همجوار تواند و به خورشیدی که هر روز از سمت تو طلوع می‌کند، براستی تو خود خورشیدی برای آدم‌هایی که در سیاهی چشمانشان گم شده‌اند و فراموش می کنند گاهی پلک بزنند.

یا على بن موسى الرضا! هر روز دلها، دوان دوان در سایه تو پناه می‌‏گیرد تا تو ضامن رمیدن‌ها و سرگشتگی‌هایش شوی. بگویید در این شهر انگور نکارند که همچون کوفیان روزی عصیان و بی‌وفایی‌هایشان زبانزد خواهد شد.

امروز محفلى از مرثیه به رنگ عزلت بر این شهر سایه گسترانده است و کبوتران نالان‌اند و آسمان بر شهیدی در مشهد ولایت اشک می‌ریزد.

آقای غریبم! غبار سفر را با اشک شسته‌ام و آهوی جان، به ضمانت آبروی آسمانیت آورده‌ام تا از گناه و غفلت برهانی‌ام.

در کنار غربت تو، همه تنهایی‌ها را فراموش می‌کنیم و دخیل می‌بندم به حریمت اشک‌های دلتنگی‌ام را. شاید من هم کبوتری می‌شوم که شادمان گرد حرمت می‌گردد.

ای هشتمین ستاره هفت آسمان! هر کجا نامت می‌آید، هوا معطر می‌شود و آب‌ها متبرک می‌شوند.

الهم صل علی علی بن موس الرضا المرتضی الامام التقی النقی

سعیده مجتهدی/استان مرکزی

captcha