
حجتالاسلام و المسلمین سیدعبدالله امینی، مدرس حوزه و دانشگاه آبادان در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، اظهار کرد: درباره خلق پیامبر(ص) همین بس که خداوندی که یکی از صفات او عظیم است، خلق ایشان را عظیم وصف کرده است. همانگونه که خداوند خلق پیامبر(ص) را عظیم میداند قرآن را نیز عظیم میداند؛ «وَلَقَدْ آتَیْنَاکَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ؛ و به راستى به تو سبع المثانى [=سوره فاتحه] و قرآن بزرگ را عطا کردیم».
وی با بیان اینکه عظمت قرآن و خُلق پیامبر(ص) با یکدیگر قرینه شده و معنای عظیم خُلق پیامبر از آن صادر میشود، گفت: پیغمبر اکرم متأدب به آداب الهی و قرآنی شده و رسول خدا(ص) فرمودند: «أدبنی ربی فأحسن تأدیبی؛ پروردگارم مرا ادب فرمود به بهترین ادب» و ادبی بالاتر از آن وجود ندارد و این تأدیب الهی همان رعایت حدود و اخلاق قرآنی است.
امینی با اشاره به آیه 9 سوره اسرا «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ؛ قطعاً این قرآن به [آیینى] که خود پایدارتر است راه مىنماید» گفت: قرآن به «اقوم» هدایت میکند و این صفت تفضیل است و هیچ چیز از آن عظیمتر نیست و در تفسیر آن آمده «اقوم» به معنای واسط است و چیزی که به دور از افراط و تفریط باشد.
خُلق پیغمبر(ص) بر اساس عدل و به دور از افراط و تفریط است
مدرس حوزه و دانشگاه آبادان با اشاره به آیه 143 سوره بقره «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا؛ و بدین گونه شما را امتى میانه قرار دادیم» بیان کرد: امت وسط برخوردار از تخلق و تأدب به اخلاق و آداب قرآن کریم است. در این امت، خُلق پیغمبر اکرم(ص) اسوه آنها بوده چراکه خُلق پیغمبر(ص) بر اساس عدل و به دور از افراط و تفریط است؛ ایشان آنجا که باید برای خدا غضب کند، غضب میکند و بالعکس.
وی با بیان اینکه در نظام تکوین هر چیز در جای خود قرار دارد، عنوان کرد: در نظام تدوین و نظام انسان هر جنبه از اخلاق پیغمبر اکرم(ص) بجا است. آنکه مؤدب به اخلاق قرآنی نباشد متخلق نیست. به هر میزان که قرآن کریم در ما وجود داشته باشد به اخلاق انسان کامل یعنی پیامبر اکرم(ص) نزدیکتر میشویم و به هر اندازه که قرآن در ما پیاده نشود از اخلاق ایشان دور میشویم و حسرت و تأسف آنجا است که فرد اصلا متخلق به اخلاق قرآن کریم نباشد.
اگر انسان متأدب به آداب قرآنی نشود انسان نیست
امینی تصریح کرد: در روایتی از پیغمبر اکرم(ص) آمده است «القرآن مَأدَبه الله» کلمه «مادِبة» با دال مکسور به معنای سفره رنگین و پر از غذا است. که در این معنا قرآن سفره الهی است که فقط انسان میتواند از آن تناول کند لذا حامل قرآن، نباتات و حیوانات نیستند؛ بلکه حامل آن انسان و قلب او است و هرکس به اندازه استعداد خود باید از آن استفاده کرده و متخلق شود. معنای دیگری از «مادبة» با فتح دال به معنای اسم مکان و تعبیر قرآن کریم به ادبستان است؛ قرآن ادبستانی است که صاحب آن خدا بوده و انسان در آن تأدیب به آداب الهی میشود. اگر انسان متأدب به این آداب نشود انسان نیست.
مدرس حوزه و دانشگاه آبادان ادامه داد: بر اساس هر دو معنا، قرآن سفره رنگین و ادبستان است؛ به هر اندازه انسان از قرآن فاصله گیرد به حیوان نزدیک میشود و بالعکس. حضرت علی(ع) به فرزندش محمد حنفیه فرمود: در روز قیامت درجات بهشت به عدد آیات قرآن کریم است: «و یقال لقارئ القرآن اقرأ و ارق»، به قاری قرآن گویند که ای قاری قرآن بخوان و درجات بهشتی را طی کن که در اینجا به معنای فردی است که قرآن در او با تفکر، تدبر و عمل وجود دارد.
خُلق پیامبر اکرم(ص) بر حسب فطرت انسانی است
وی بیان کرد: در روایات آمده بسیاری از کسانی که به اسلام گرویدند یکی از اسباب اسلام آوردن آنها خُلق پیامبر اکرم(ص) بوده است. از آنجا که اخلاق ایشان بر حسب فطرت انسانی است بسیاری از مشرکانی که معاند نبوده اما گمراه بودند و اخلاق پیامبر اسلام(ص) مطابق فطرت و سرشتشان بوده است به ایشان گرایش پیدا میکردند.
عصمت ائمه اطهار(ع) و انبیا(ص) منافی با اختیارشان نیست
امینی موضوع عصمت را اعتقادی دانست و تصریح کرد: عصمت ائمه اطهار(ع) و انبیا منافی با اختیارشان نیست. علامه طباطبایی در بیانی فرمودهاند: زمانی فعلی حتمیت و ضرورت مییابد که همه علل ناقصه آن جمع شود و زمانی که علت، تامه شد آن وقت صدور فعل و معلول حتمی است. یکی از علل ناقصه، اختیار انسان است. عصمت در انبیا و ائمه اطهار(ع) علت تامه برای ترک گناه شده است. عصمت مراتب زیادی دارد که برخی از این مراتب شامل انسانهای معمولی نیز میشود.
امینی خاطرنشان کرد: در راستای ترویج سجایای اخلاقی پیامبر اکرم(ص) وظیفه سنگینی بر دوش علما، سخنوران و مداحان است و پیامبر اکرم(ص) الگوی اقوال و حرکات ما است؛ هر چقدر در تبیین فضائل اخلاقی ایشان کوشا باشیم و اخلاق نبوی را که همان اخلاق قرآنی است رشد دهیم از رذیلت دور شده و به انسانیت نزدیک میشویم.
مدرس حوزه و دانشگاه آبادان عنوان کرد: مسلما در اینصورت، جامعه از جرمهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پاک خواهد شد و این همان مدینه فاضلهای است که علما در باب آن سخن بسیار گفتهاند.
پیامبر(ص) با هدف تقویت ریشههای اخلاق مبعوث شدند
وی با بیان اینکه در علم منطق اخلاق جز مشهورات عامه است، خاطرنشان کرد: اگر انسان عاقل باشد و هوای نفس، منافع شخصی و گروهی در او اثر نگذاشته میتواند حسن و قبح قضایای اخلاقی را درک کند. در قضایای اخلاقی قوام و میزان آنها عقل است و براین اساس پیامبر اکرم(ص) فرمودند: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ. عقل، حسن و قبح اخلاق را میفهمد و این امری فطری است و ریشه در سرشت افراد دارد. لذا پیامبر(ص) اخلاق نیاورد بلکه بر اساس این حدیث برای تقویت ریشههای اخلاق مبعوث شدند تا انسان به جامعه تحویل دهند. اگر دین اسلام اخلاق را مطرح کرده چون دین فطرت بوده و همه اخلاق و آداب اسلام بر پایه فطرت انسان شکل گرفته است.