
خاطرات شهید ابراهیم آل محمد یکی از خاطراتی است که انسان با خواندن آن سفری به دنیای درون میکند و به ارزشهای انسانی بازگشت میکند. وی زمانی به دنیا که رهبر فرزانه انقلاب، امام خمینی(ره) در سال 42، فرمودند؛ سربازان من در قنداقهایشان هستند و البته شهید آل محمد یکی از آنان بود.
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، شهیدابراهیم آل محمد, درسال 42 در روستای سلطان آباد و بهعنوان اولین فرزند خانواده قدم به دنیا گذاشت، زمانی که خانها هنوز در آن همه کاره آبادی بودند.
وی دوران ابتدایی خود را در مدرسه عطار گذراند و به خاطر مشکلات خانوادگی موفق به ادامه تحصیل نشد و به کار شرافتمندانه پدر پرداخت.
در سن 19 سالگی همچون دیگر جوانان این مرز و بوم عازم خدمت سربازی شد و پس از گذراندن دوران آموزشی در تربتحیدریه به شیراز رفت و از آنجا به دلیل خراسانی بودن وارد لشکر 77 خراسان شد.
وی تصمیم گرفته بود پس از تمام شدن خدمت سربازی وارد نیروی هوایی شود. از خاطرات به یاد ماندنی ایشان این است که در آخرین خداحافظی به همسایههای خود گفته بودند «شما مرا دیگر نمیبینید و این آخرین وداع من با شماست».
مادرش میگوید؛ شب آخری که میخواست جبهه برود گفت: مادر جان فردا عازم هستم برایم دعا کن شهید شوم.
در جوابش پاسخ دادم چند تا از دوستانت شهید شدهاند تو بمان؛ میخواهم تو را داماد کنم. رفت و دیگر برنگشت و در راه خدا شهید شد.
وی اضافه کرد از آنجا که در وصیتنامهاش قید کرده بود برایش بیتابی و گریه نکنم خداوند سبحان به من صبری داد که وقتی در شهادتش جنازهاش را آوردند، اشکم سرازیر نشد و گریه نکردم.
در فرازهایی ازوصیتنامه شهیدآل محمد آمده است: شهادت ارثی است که از سیدالشهدا(ع) به ما رسیده و آن نیز برای مؤمنین سعادت است. آنقدر به جبهه میروم تا به معشوقم برسم و شهد شهادت را بنوشم. پدر و مادر عزیزم، صبر پیشه کنید و مفتخر باشید که فرزندتان راه حسین(ع) را رفته است.میدانم که مرا با سختی بزرگ کردهاید و داغ فرزند سخت است اما برای رضا خدا استقامت کنید.
برادر و دوستانم؛ اسلحه به زمین افتاده مرا بردارید و از دین اسلام و ناموس دفاع کنید وخشنودی امام زمان( ج) و سیدالشهدا(ع) را فراهم کنید. پاسدار اسلام باشید و مرا حلال کنید.
