
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، حجتالاسلام والمسلمین حبیبالله بابایی، عضو پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی روز 16 بهمنماه در نشست علمی عاشوراپژوهی در غرب، گفت: متأسفانه در حوزه تبیین مباحث اسلام برای غربیها اغفال و اهمال بسیاری انجام شده است.
وی افزود: یکی از مشکلات ما این است که کسانی که سعی کردند که نوشتههای عاشورایی و دینی را برای غربیها بنویسند تنها زبان انگلیسی را به جای زبان فارسی قرار دادند ولی بههیچ عنوان به زبان فرهنگ غربی در این حوزه توجه ندارند.
عضو پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تصریح کرد: آفت این نوع ترجمه بسیار زیاد است و این مسئله نه فقط صرف مال و وقت است بلکه ممکن است به کجفهمی آنها نسبت به اسلام نیز منتج شود.
بابائی بیان کرد: در ارائه پژوهشها به غربیها باید ابتدا مخاطب خود را بهخوبی بشناسیم و در ضمن نیز توجه داشته باشیم که غربیها بههیچ عنوان با پیشفرضهای اولیه ما آشنا نیستند که بخواهیم مفاهیم غنی عاشورایی را در سطح عالی برای آنها بیان کنیم.
وی افزود: ما نباید فرهنگ عاشورایی را برای انتقال به حوزه علمیه غربی تقلیل ببخشیم بلکه در واقع این کار توسعه فرهنگ عاشورا است؛ ما نباید در جایی که عاشورا با فرهنگ مدرنیته مشکلی پیدا کرد آن را کات کنیم بلکه در اینجا نباید پا پس بکشیم و آن را برای افراد غیر مسلمان قابل فهم کنیم.
عضو پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تصریح کرد: در حوزه قرآنی بحث تحدی مطرح است و اینکه تحدی و اعجاز قرآن آیا فقط در ظاهر و ادبیات قرآن است یا در محتوا، قابل بررسی است؛ تحدی برای کسی است که قرآن را باور ندارد؛ زبان تحدی باید کاملاً یک زبان قابل فهم برای مخاطبی باشد که شما و قرآن را باور ندارد، اگر این بحث تحدی در مقوله اهل بیت(ع) و عاشورا وجود دارد باید قابلیت ارائه به کسی که عاشورا و ما را قبول ندارد داشته باشد و اگر این کار را نکنیم این تحدی، تحدی ناقصی خواهد بود.
بابائی بیان کرد: صحبت از عاشورا برای یک انسان مدرن برای انسان غربی باید مقبول باشد و در ضمن باید معطوف به نیازهای وی نیز باشد؛ اگر فرد غربی احساس نکند که میتواند از این پدیده برای حل مسئلههای روزمره خود استحصالی داشته باشد نمیتوانیم عاشوراپژوهشی خود را درغرب به سرانجام برسانیم.
وی افزود: در مسئله عاشوراپژوهشی باید در پنج نکته در پژوهشهای خود با نیازهای غربیان ارتباط برقرار کنیم؛ اولین حرف نوی ما برای انسان غربی، مسئله دردها و رنج هایی است که در حوزه ادبیات امروزین غربی رایج است.
عضو پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تصریح کرد: مسئله درد و رنج هم یک مسئله الهیاتی است که برای مسیحیان نیز یک مبحث کلامی است؛ نکته دوم در این بحث، جنبههای سیاسی و اجتماعی رنج است که آیا این مبحث میتواند یک نظریه انسجام اجتماعی ارائه کند یا خیر.
بابائی بیان کرد: مسئله فدا کردن نیز در همین حوزه است که میتواند در حوزه من رادیکال در حوزه غرب را به چالش بکشد.
وی افزود: مسئله دیگر، مسئله من و دیگری است که اگر با این رویکرد عاشوارپژوهشی کنیم میتوانیم چندین مسئله را پیشنهاد کنیم که از آن جمله میتوانیم به این مطلب اشاره کنیم که آیا ما در حال درد و رنج معنوی از خود تهی میشویم و به دیگران گرایش پیدا میکنیم و یا اینکه در این وضعیت خودگراتر میشویم.
عضو پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تصریح کرد: نکته دیگر در این عرصه، بحث عشق مشترک است یعنی در وضعیتی که انسانها در یک جامعه به یک محبوب مشترک، عشق مشترکی ابراز میکنند این عشق مشترک نهتنها باعث میشود که افراد با معشوق خود ارتباط پیدا کنند بلکه باعث میشود که با عشاقان نیز ارتباط معنوی پیدا کنند.
بابائی گفت: نکته دیگر آن است که امام حسین(ع) با گذشتن از خود عزت نفس را به منصه ظهور رساند؛ اینکه ایشان چگونه از خود میگذرد و با این از خودگذشتن عزت نفس پیدا میکند و این عزت نفس ایشان باعث تحقیر دیگران نمیشود.
وی افزود: مسئله چهارم بحث عشق است که یکی از اندیشمندان غربی بیان کرده است که حضرت مسیح(ع) سردی عشق را یکی از علائم آخرالزمان بیان کردهاند که در این بین باید بهترین الگوهای عشقی و حبی را با عاشورا برای دنیای امروز تبیین کرد؛ اساساً یاد رنجهای محبوب باعث ازدیاد حب و عشق میشود.
عضو پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تصریح کرد: مسئله پنجم مسئله معنا و بیمعنایی در انسان معاصر امروز است؛ در این عرصه دو نوع پوچی شرقی و غربی داریم که در نهیلیسم غربی بهجای خودکشی باید بیشتر به دنیا وابسته شد ولی درپوچگرایی شرقی در رسیدن به معنی باید خود را حذف کرد.
وی بیان کرد: عاشورا مسئله فدا شدن را به بهترین شکل بیان میکند که انسان با قربانی کردن خود قهرمان میشود و اگر قربانی نمیشد، قهرمان هم نمیشد.