حماسهای جاودان و خونینی رقم خورد که نهتنها مسیر دینداری را دگرگون بلکه چراغ هدایت را برای همیشه در دل تاریکیها روشن کرد. واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) و یاران وفادارش حماسهای است که از یکسو، تجلی عظمت ایمان و ایثار بود و از سویی دیگر صحنه توطئهها و کتمانهای تاریخی را که دشمنان حق همواره کوشیدند آن را به فراموشی بسپارند یا تحریف کنند، برملا کرد.
امروز نیز پس از قرنها، اندیشههای آلوده و شبههافکنیهای هدفمند بهویژه در ایام محرم و صفر و عزاداری سیدالشهدا(ع)، از رسانههای مختلف تکرار میشود. از اینرو، ایکنای قم بر آن شده است تا در مجموعه یادداشتهایی به قلم آیتالله محمدجعفر مروجی طبسی، استاد درس خارج حوزه علمیه قم پاسخی مستدل، متقن و روشنگر به برخی از این شبهات بدهد. در ادامه متن پنجمین شبهه و پاسخ به آن با موضوع «هیچ یک از صحابه پیامبر(ص) در سپاه امویان در کربلا شرکت نکردند» تقدیم مخاطبان ایکنا میشود:
بیشتر بخوانید:
این ادعا که شیعیان قاتلان حسین(ع) هستند، از دروغها و ادعاهایی است که هر ساله در شبکههای ماهوارهای وهابیت، مطرح میشود؛ آنان میگویند: شیعیان، امام حسین(ع) را به شهادت رساندند و امروز بر او میگریند.
پاسخ شبهه فوق، این است که پیش از هر چیز باید روشنگری درباره واژه شیعه صورت گیرد، کلمه شیعه که در زبان عربی به معنای پیروان یک فرد است. ابن منظور آفریقایی میگوید: شیعه به معنای پیروان و یاران یک فرد است و جمع آن «شیع» و «اشیاع» جمع الجمع آن است و در اصل، شیعه به معنای گروهی از مردم است. تا آنجا که میگوید: نام شیعه بر هر کسی که علی(ع) و خاندانش(ع) را دوست داشته و پیروی کند، غلبه یافته است، تا جایی که برای آنان نامی ویژه شده است.
همچنین میگوید: شیعیان گروهی هستند که میل و گرایشی همانند میل و محبت عترت پیامبر(ص) دارند و آنان را دوست دارند و از آنان پیروی میکنند.
شیعه در اصطلاح، کسانی هستند که حضرت علی(ع) و فرزندان معصومش را دوست داشته و از آنان پیروی میکنند و آنان را امامان هدایتگری میدانند که اطاعت از آنها و پذیرش بیقید و شرط سخنانشان را واجب میدانند.
نکته نخست اینکه براساس آنچه گذشت، چگونه ممکن است آنان قاتل فرزند دختر رسول خدا(ص) باشند؟
نکته دوم اینکه باید رهبران سپاه اموی را به دقت مطالعه کرد تا مشخص شود که قاتلان امام حسین(ع) چه کسانی بودند.
برجستهترین فرماندهان سپاه اموی شامل عمر بن سعد، شمر بن ذیالجوشن، سنان بن انس، حجار بن ابجر شیبانی، عزره بن قیس جعفی، شبث بن ربعی، عمرو بن حجاج زبیدی، قیس بن اشعث، الحارث بن یزید بن رویم، عبدالرحمان بن ابیسبره و خولی بودند.
در رأس این افراد، یزید بن معاویه بن ابوسفیان قرار دارد؛ این فرماندهانی که نامهایشان برده شد، کدام یک از آنان از شیعیان و دوستداران امیرمؤمنان(ع) بودند؟ اگرچه برخی از آنان در جنگ صفین همراه امیرمؤمنان(ع) حضور داشتند، اما این را نمیتوان دلیلی بر شیعه بودن آنان دانست.
کسانی که این دروغها و باطلها را تبلیغ میکنند، میخواهند صحنه جنایت ننگین یزید را توجیه کنند. آنچه ما به صراحت و شجاعت میگوییم این است که قاتل و عامل اصلی شهادت امام حسین(ع)، یزید بن معاویه است. او بود که دستور قتل ایشان را صادر کرد، دستور داد سر مبارک آن حضرت و سرهای اصحاب گرامیاش را جدا کنند و فرمان داد بدن پاکشان را در روز عاشورا زیر سم اسبان لگدکوب کنند و این حقیقتی است که گریزی از آن نیست.
بله، برخی از شیعیان به امام حسین(ع) نامه نوشتند و ایشان را به عراق دعوت کردند، اما این به آن معنا نیست که آنان قاتلان حضرت بودند و برخی از شیعیان مانند سلیمان بن صرد خزاعی نیز ایشان را یاری نکردند و پس از آن نیز از توبهکنندگان شدند و هیچکس نمیتواند این حقیقت را انکار کند.
انتهای پیام