
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، کلمه «نه» یکی از کوتاهترین و سادهترین کلمات برای تلفظ در فارسی است. اما گاهی دقیقاً همین کلمه، به زبان آوردنش بسیار سخت میشود.
غافلگیر شدن، میل به راضی کردن دیگران و تأیید ایشان، ترس از ناراحت کردن دیگران و هماهنگی با بقیه، ترس از مجازات، احساس گناه، تفاوت با مقام بالادست، تلافی، نوع فرهنگ، از خودگذشتگی، نیاز به قدرت از مهمترین علل «بله گفتن» به جای «نه گفتن» است.
وقتی میخواهیم به دیگران «نه» بگوییم، میترسیم که احساساتشان را جریحهدار کرده یا ناامیدشان کنیم یا حتی بدتر، دیگر دوستمان نداشته باشند.اما نه گفتن هم مهارتهایی نیاز دارد مثل هر کار دیگری و قرار نیست با یک نه گفتن دنیا تمام شود.
بعد از نه گفتن تشکر کنید؛ اگر بعد از اینکه خواسته دیگران را رد میکنید، یک کلمه تشکرآمیز مثل «ممنون» هم بگویید تاثیر سریع و مثبتی روی درخواست کننده خواهید گذاشت.
محکم باشید؛ اگر مطمئن هستید که باید نه بگویید بدون معطلی یک نه محکم بگویید. محکم نه گفتن البته به مفهوم عصبانیت، پرخاش یا پریدن به طرف مقابل نیست. فقط شک و تردید در صدایتان راه ندهید.
زمان بخرید؛ اگر حس میکنید طرف مقابلتان از اینکه رک و صریح دست رد به سینهاش بزنید ناراحت میشود و به او برمیخورد، از تکنیک زمان خریدن استفاده کنید و به او بگویید که برای پاسخ فرصت میخواهید. به این ترتیب زمینه راحت نه گفتن پدید میآید.
پشنهاد دیگری بدهید؛ میتوانید با یک پیشنهاد دیگر مسیر صحبت و درخواست را عوض کنید و در واقع با یک پیشنهاد بهتر هم خودتان سود ببرید و هم منافع طرف مقابل را در نظر بگیرید.
از آنجایی که زندگی اجتماعی مستلزم رعایت مواردی است که هم حقوق دیگران و هم حقوق فرد در آن باید مورد توجه قرار گیرد مهارت نه گفتن یکی از لازمههای موفقیت فرد در زندگی شخصی و اجتماعیاش است.
نهگفتن، یعنی وقتی ما نمیخواهیم مطلبی را بپذیریم با استفاده از این مهارت، بدون آنکه به خود و دیگران آسیبی برسانیم، نهمان را به صورت فعال ابراز کنیم.
علتهای زیادی در مشکل «نه گفتن» افراد نقش دارد که از جمله آنها میتوان به مواردی مثل ترس از دست دادن رابطه با فرد مقابل، احساس مسؤلیت در خصوص احساسات دیگران، اعتقاد به اینکه اگر از درخواست دیگران سر باز بزنید، آدم بد و خودخواهی هستید و شاید اینکار را با از خودگذشتگی، ایثار و فداکاری و... که در دوران کودکی به شما آموختهاند، در تناقض میبینید، احساس مهم و با ارزش بودن در مواقعی که درخواستی از شما میشود و تصور اینکه اگر حتی برای یکبار هم درخواست دیگران را رد کنید، آنها دیگر شما را به حساب نمیآورند و ممکن است حتی دیگر از شما چیزی نخواهند.
همچنین دلسوزی کردن برای طرف مقابل و تصور اینکه اگر نه بگویید، شاید هیچکس دیگر نخواهد یا نتواند به او کمک کند و در نتیجه ممکن است کارش راه نیفتد و تصور اینکه اگر نه بگویید، طرف مقابل دیگر شما را دوست نخواهد داشت، ازدیگرعواملی است که مانع از نهگفتن صحیح و بهموقع میشود.
اینکه شما بتوانید حالات و احساسات درونیتان را بهراحتی به دیگران بگویید، در داشتن روابط سالم و شفاف خیلی مهم و مؤثر است.
راههای تقویت «نه گفتن»
اگر بخواهید قدرت نه گفتن را در خودتان تقویت کنید، از همین حالا اینکار را انجام دهید و به فردا واگذار نکنید تا فردا افسوسش را نخورید. «نه» گفتن را از همین الآن با کارهای کوچک شروع کنید و بهتدریج آن را در همه امور گسترش دهید.
ازجمله راههاى متفاوت یک «نه گفتن» منطقى و معنىدار میتوان به موارد اشاره کرد.
روش مستقیم و ساده: وقتى شخصى از شما مىخواهد کارى را انجام دهید که امکان آن وجود ندارد، خیلى مختصر و بهدور از هرگونه دلیل تراشى، مخالفت خود را اعلام کنید، حاشیهپردازی نکنید؛ براى مثال دوستى از شما مىخواهد تکالیف او را انجام دهید، اگر امکان این کار وجود ندارد خیلى ساده بگویید: نه، متأسفم، من اینکار را انجام نمیدهم.
روش بازتابى: رضایت و علاقهمندى خود را نسبت به این پیشنهاد نشان دهید و بهدنبال آن مشخص کنید در حال حاضر شرایط پذیرش این درخواست را ندارید.
گفتن نه همراه با دلیل: دلیل کوتاه و واقعى رد تقاضا را بدون پرداختن به حاشیه و ذکر جزئیات، مطرح کنید.
نه گفتن همراه با پُرسوجو براى یافتن کارى دیگر: راه دیگر این است که به درخواست کننده نشان دهیم براى انجام امرى دیگر آمادگى داریم و رد کردن این مورد خاص به منزله رد تمام موارد ارتباطى نیست.
انواع نه گفتن
اگر بخواهیم انواع مواردی که ما در آنها ناچار به استفاده از این مهارت هستیم را دستهبندی کنیم، به دو طبقه کلی میرسیم؛ نه گفتن به خود و نه گفتن به دیگران.
نه گفتن به خود: هر فرد برای خود اهدافی در نظر میگیرد و بر این اساس تصمیماتی اتخاذ میکند. بر این اساس و برای عملی ساختن تصمیمات خود لازم است با هر آنچه که در ارتباط با خود و مانع عملی شدن تصمیمات او میشود، مبارزه کند. در چنین حالتی فرد باید به خواستههای خود نه بگوید تا بتواند به اهداف خود برسد.
نه گفتن به دیگران: زمانیکه خواستههای فرد و تمایلات فرد با خواستههای دیگران منافات پیدا میکند. در این حالت فردی که تمایلات و خواستههای خود را ترجیح میدهد، ناچار است در مقابل خواستههای دیگران مقاومت کند. چگونه میتواند این کار را انجام دهد؟
در چه مواردی نه میگوییم؟
آیا در همه موارد باید از این مهارت استفاده کرد؟ آیا همیشه در مقابل خواستههای دیگران مقاومت کرد و با جدیت جواب رد به آنها داد؟ مسلم است که باید طبقهبندی مناسبی روی موارد و موضوعاتی که نه گفتن در آنها لازم بهنظر میرسد، داشته باشیم. زمانیکه قبول درخواستها خطرات و مشکلات جدی برای فرد به همراه دارد لازم است فرد با قاطعیت رفتار کند.
ویژگی افرادیکه مهارت نه گفتن دارند
این افراد قاطعیت خوبی دارند، اعتماد به نفس آنها بالاست، برنامههای شخصی در زندگی دارند و اهدافشان روشن و واضح است و میدانند که از چه راهی به اهداف خود خواهند رسید. در مقابل افرادیکه توان کافی برای نه گفتن ندارند اعتماد به نفس ضعیفی دارند، بهراحتی تسلیم دیگران میشوند. ممکن است اهداف و برنامهریزیهای مشخصی نداشته باشند و اگر داشته باشند اهمیت لازم را به آنها نمیدهند. این افراد معمولاً به برآورده شدن خواست دیگران اهمیت میدهند که میتواند ناشی از ترس آنها به از دست دادن دوستیها ، طرد شدن و ... باشد.
تقویت مهارتهای نه گفتن:
مشخص کردن اهداف و برنامهها گام اول در این راه است. اهداف مشخصی داشته باشید و مسیرهای خود را برای رسیدن به این اهداف معین کنید، اعتماد به نفس خود را تقویت کنید، نه گفتن را با تمرین در مسائل جزئیتر تکرار کنید، به افرادیکه قاطعیت دارند و مهارتهای خوبی در این زمینه دقت کنید و ویژگیهای آنها را مورد توجه قرار دهید، اطلاعات و آگاهیهای خود را افزایش دهید، خود را تقویت کنید و مطمئن باشید که نه گفتن، روابط اجتماعی شما را مختل نخواهد ساخت.
در مواردی هم که نه گفتن به مسائل جدی و خطرناکی مربوط میشود، از دست رفتن رابطه به نفع شما خواهد بود. با برقراری روابط سالمتر اجتماعی جایگزینی برای رابطه از دست رفته خواهید داشت.