
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، شهید احمد خوشنودیفر در تاریخ 20 اسفند سال 1345 در اهواز متولد شد. در 13 سالگی عضو بسیج مسجد امام حسن مجتبی(ع) شد. قاری قرآن بود و فرزندان بسیاری از خانوادهها را تربیت کرد و به آنان قرآن آموخت. دائمالوضو بود و بسیار اهل قرائت قرآن و مطالعه. در دوران دبیرستان به فرمان امام راحل راهی جبهه شد که در تاریخ 8 اسفند 65 بر اثر اصابت ترکش شهید شد.
از این شهید خاطراتی چند با عنوان خلوص شهادت باقی مانده است. در خاطرهای که مربوط به 12 سالگیاش میشود از آغاز جنگ تحمیلی میگوید: روز اول شروع سال تحصیلی 60-59 بود، من نیز همانند سایر دانشآموزان برای کلاسبندی به مدرسه رفته بودم، اما به علت نبود جهت کلاس بعد از اینکه کلاسهایمان مشخص شد به دستور مدیر مدرسه به طرف خانهمان راهی شدیم همین که در راه منزل بودم ناگهان برای اولین بار صدای آژیر خطر(قرمز) را از طریق رادیوی یکی از مغازههای مسیر راهم شنیدم که نمایانگر حمله هوائی از طریق دشمن بود.
بعد از اعلام حمله هوایی ناگهان در آسمان شهر تعداد زیادی هواپیمای جنگی دشمن که تعدادشان از مرز 100 نفر میگذشت را شاهد بودیم که اقدام به بمباران فرودگاه اهواز و دیگر نقاط مختلف شهر کردند. در آن روزها نوجوان بودم و همانند سایر جوانان و نوجوانان با شور و اشتیاق فراوان مشغول جمعآوری شیشههای خالی برای ساخت کلتف و ملوتف(بمب دستی) و جمعآوری گونی برای ساختن سنگر جلوی درب مسجد و نیز سر خیابانها و کوچهها شدیم.
شهید خشنودیفر از این حوادث درسهای آموزندهای میگیرد. او یاد میگیرد که به حق مساجد اماکن امن و وحدتبخش مردمی هستند. همچنین میآموزد جنگ عالمی سازنده بود که به ضعفها و نقاط قوت خود پی ببریم تا اقدام به بهسازی نمائیم.
او در طول دوره آموزشی نظامی در 17 سالگی، به علاوه گذراندن تعلیمات نظامی در زمان استراحت بلافاصله مشغول مطالعه میشد که بچهها لقب پرفسور به این شهید بزرگوار داده بودند.
شهید خشنودیفر در وصیتنامه خود از اشتیاقش برای دیدار با حق مینویسد:

«موقع دیدار و ملاقات با خدا رسیده چه خوش است آن موقعی که محب به منتهی آرزوی خود که همان لقاء با محبوب است فرامیرسد که اگر از آن هفت چیزی که خداوند به شهید وعده داده فقط همین باشد او را بس است یعنی نظر به وجه: اللهم ارزقنی النظر الی وجهک و لا تحرمنی النظر الی وجهک الکریم(خداوندا نظر به وجهت را روزی من گردان و مرا از نظر به وجه کریمت محروم مساز).
روی بنما و وجود خودم از یاد ببر/خرمن سوختگان را همه گو باد ببر
ما که دادیم دل و دیده به طوفان بالا/گویا سیل غم و خانه زبنیاد ببر
وی در وصیتنامه خود مینویسد: نصیحتی که به شما برادران و خواهرانم دارم این است که سعی کنید در زندگی همنشین دوستان خوب باشید آن دوستی که کلامش شما را بیاد خدا بیاورد. قرآن را مخصوصاً در خلوت بخوانید.
موقع خواندن هر آیهای آن را با خودتان تطبیق کنید که آیا عملکننده به آن هستید، یا نه و هر آیهای که میخوانید پیش خودتان این طور تصور کنید که همین آیه در آخرت به شما شکایت میکند که چرا به من عمل نکردی و همینطور از کتابهای اخلاقی بخوانید به خصوص در شب در جای خلوت. البته همراه با عمل، چرا که اگر فردی نداند و عمل نکند ممکن است عذابش کمتر باشد از فردی که بداند و عمل نکند.
یادتان نرود که هر روز لااقل چند آیهای از قرآن بخوانید مبادا قرآنها آنقدر خوانده نشوند تا گرد بگیرند چرا که خانههائی که در آن قرآن خوانده میشود، ملائکه به آن خانه نظر رحمت میکنند و آن خانه برای اهل آسمان میدرخشد همانند درخشیدن ستارگان برای اهل زمین.
از در خویش خدایا به بهشتم مفرست/که سر کوی تو از کون و مکان را بس»