
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، شهید عبدالرحمن فریدیفر از شهدای قرآنی دوران هشت سال دفاع مقدس است. از این شهید دستنوشتههایی بر جای مانده است. در فرازهایی از دست نوشتههای شهید آمده است:
من الطاف خدا را بسیار دیدهام که شامل حالم شده است و فکر میکنم اگر که خدا خودش را به من معرفی نمیکرد من در چه حالی بودم. به همین خاطر همیشه با او آرامش دارم و هر چه را که او خواست به آن راضی هستم و او را به هیچ چیزی نمیدهم و با هیچ چیزی عوض نمیکنم حتی اگر کشته شوم و بخاطرش حاضرم جانم را فدا کنم و اگر خدا بخواهد تمام دوستانم را بگیرد، لب به اعتراض نخواهم گشود و از او میخواهم که اگر عمرم سفره شیطان، دشمن خدا، گردید و خواست سفره شیطان بشود خدا جانم را بگیرد.
شهید فریدیفر قرآن را یکی از نعمتهای بزرگ خداوند میداند و معتقد است راه و روش زندگی را میتوان از این کتاب انتخاب کرد. او در این باره چنین نوشته است:
یکی دیگر از نعمتهای بسیار خوب و زیبای خدا، قرآن است و در مشکلاتم همیشه از این کتاب و دعاهای ائمه(ع) راه و روش خودم را انتخاب کردهام. وقتی دوستانم را از دست میدهم بهیاد «و الصابرین علی ما اصابهم» که در وصف مؤمنان در قرآن آمده است، میافتم و صبر میکنم. وقتی به یاد این میافتم که چه قیافهای باید داشته باشم، به یاد این میافتم که مؤمن ناراحتیش را در دل و خوشحالی بر صورت دارد و من به این اسلام خیلی علاقه دارم.
نمیخواهم بگویم آدم خوبی هستم ولی همیشه سعی میکنم به دنبال خوبیها بگردم و خدا هم فطرت ما را بر خوبی بنا نهاه است. فقط از تو خواهش دارم که برایم دعا کنی که وظیفهام را بشناسم و به آن عمل کنم. مگر ما بغیر از این آمدیم که خدا را عبادت کنیم.

شهید وصیتنامه خود را این گونه آغاز کرده است: «سلام بر حسین بن علی(ع) که چگونه زیستن را به ما آموخت و همچنین چگونه مردن را و آموخت که در راه وظیفه چگونه از همه چیز باید گذشت» در بخشهای دیگر این وصیتنامه آمده است: «خدایا راضیم به قضایت و هر آنچه تو دوست داری میپسندم. خدایا چه نعمتی از این بالاتر که گناهانم را ببخشایی و مرا جزء شهیدان قرار بدهی. خدایا اگر قرار است بمیرم دوست دارم شهید باشم».
شهید فریدیفر وصیت میکند: «امام را بگوئید که ای کاش هفتاد جان داشتم و در راهت فدا می کردم و از حاج آقا موسوی جزائری امام جمعه عزیز و گرامی خواهش میکنم که اجازه بدهند بدنم را در مدرسه امام خمینی(ره) اهواز دفن بکنند».
وی به این سخن گرانقدر «ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولیائه» باور داشت و همان راه را برگزید.