کد خبر: 3013774
تاریخ انتشار : ۲۹ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۳
با شهدای قرآنی خوزستان/

معنا و مفهوم آمادگی برای دیدار پروردگار/ برای پاک کردن قلوب قرآن بخوانید

گروه فعالیت‌های قرآنی: به درستی که چقدر لذت‌بخش است انسان آماده باشد برای دیدارش و این آمادگی مقام بسیار بالائی است زیرا که معنا و مفهوم آن این است که انسان از تمامی تعلقات دنیوی و آمال و آرزوهای فانی و زود گذر دست کشید و افکارش در افق دیگری پرواز می‌کند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، شهید ایوب کمالی 3 مرداد سال 44 در ایذه متولد شد. وی در 23 بهمن 63 در جزیره مجنون درعملیات خیبر به درجه شهادت نائل آمد. آنچه در پی می‌آید خلاصه‌ای از زندگی شهید ایوب کمالی از زبان پدر بزرگوارشان است.

ایوب از جمله افرادی بود که خیلی دیر به جبهه جنگ رفت اما وقتی که رفت آمادگی کامل برای ملاقات با پروردگارش را داشت به طوری که هنوز چند روز بیشتر از رفتن جبهه نگذشته بود که خبر شهادتش را آورند و به درستی که چقدر لذت بخش است انسان آماده باشد برای دیدارش و این آمادگی مقام بسیار بالائی است زیرا که معنا و مفهوم آن این است که انسان از همه تعلقات دنیوی و آمال و آرزوهای فانی و زود گذر دست کشید و افکارش در افق دیگری پرواز می‌کند.

ایوب صفات نیک بسیار و پر حسنه‌ای داشت و موجب تحسین و ستایش تمام کسانی بود که به نحوی با وی آشنایی نزدیک داشتند. ایوب برابر مشکلات و مصائب زندگی بسیار مقاوم و خستگی ناپذیر بود.

فشردگی حجم کارها و داشتن مسئولیت‌های سنگینی او را از کار و تلاش بی‌وقفه باز نمی‌داشت. از صبح زود تا ظهر ساعت 2 و3 و گاهی اوقات تا عصر برای شرکت در جلسات انجمن هنرستان فنی شهید سبزواری در هنرستان‌شان مشغول بود و بعد از ظهرها بدون اینکه استراحتی بکند تا شب هنگام در مسجد حضرت رسول(ص) که در محله خودمان واقع بود کار و تلاش می‌کرد و با بچه‌ها برنامه می‌ریخت و در مسجد بعد از نماز مغرب و عشاء کلاس‌های متعدد عقیدتی، اخلاق و احکام برای برادران در سطوح مختلف دایر می‌کرد و حتی آن چنان در رشد افکار سایر برادران خود را مشمول می‌دانست که چندین بار شاهد آن بودیم که با برادران بیکار صحبت کرد و برای آنها کلاس‌های متعدد گذاشت تا شاید بتواند آنها را با انقلاب و مسائل دینی آشنا کند.

ایوب همانند برادری بسیار بزرگوار به رفع مشکلات سایر برادران اقدام می‌کرد و حتی در برطرف کردن مشکلات خانوادگی بسیاری از برادران مسجد هم اقدام می‌کرد؛ به طوری که همه برادران او را امین و پارسا و محترم اسرار خود می‌داشتند و براستی برای بچه‌‎های مسجد یک مشاور و یک الگوی نمونه از صفات برجسته بود. ایوب برای بچه‌های کوچک و در سطح ابتدائی نیز حکم یک پدر مهربان و دلسوز یک معلم مورد علاقه بود. با هر کس بخصوص با کودکان سلام و علیک گرمی می‌کرد از وضع درسش می‌پرسید از وضع امتحانات و نمراتش و مشکلات دیگرش، همه را می‌پرسید و اگر لازم می‌شد قرار ملاقاتی می‌گذشت هر شخصی که نیاز به راهنمایی حتی در درس‌های کلاسش داشت نزد او می‌آمد.

ایوب بسیار مخلص و بی‌ریا بود و همواره تواضع عجیبی داشت. سر و وضع بسیار ساده‌ای داشت که همگی حاکی از آن بود که وی به ظواهر دنیا کوچکترین اهمیتی نمی‌دهد برای او آنچه مهم بود محتوا و سیرت بود.

کارهایی را که خود می‌توانست انجام دهد به دیگر محول نمی‌کرد. در کار کردن و انجام وظایف کمتر شعار می‌داد و بیشتر عمل می‌کرد.

ایوب علاقه فوق‌العاده‌ای به اهل بیت نبوت(ع) داشت و احادیث بسیار زیادی در موضوعات مختلف از پیامبران و امامان معصوم(ع) از حفظ بود و در هر جلسه کلاسی و در بین هر جمله‌ای سعی می‌کرد به آنها متمسک شود. در جلسات قرآن شرکت می‌کرد و تا حد امکان سعی می‌کرد قرآن را حفظ کند و تفسیر آیات را بخواند و در کلاس‌های متعدد عقیدتی و اخلاقی شناخت و فلسفه شرکت می‌کرد.

یکی از موضوعاتی که اهمیت فوق‌العاده‌ای به آن می‌داد مسائل عقیدتی و شناخت انسان، اطراف و موقعیت و هدف از زندگی انسان بود. وی حتی در وصیت نامه‌اش به این نکته بسیار تائید کرده بود که اولین تلاش انسان باید برای شناخت صحیح از خود و اجتماع و هدفش باشد و دیگران را شدیدا از پوچی بر حذر می‌داشت.

از خصوصیات دیگر همیشه مشورت ایشان در مسائل مختلف با دیگران بود، هرگز در مسائل خودرأی نبود و از همه برادران نظر خواهی می‎کرد. در این رابطه گاهی اوقات شاهد بودم که مسافت زیادی را طی می‌کرد و به سراغ برادری می‌رفت که احساس می‌کرد می‌تواند کمک فکری در رابطه با کار بخصوص به او بکند و مشورت لازم را می‌کرد.

در وصیت نامه شهید ایوب کمالی چنین سفارش می‌کند: شما برادران، امام خمینی(ره) را تنها نگذارید و او را در امور اسلام و کشور یاری کنید و از جانبازی در راه او دریغ نباید کرد چون راه او راه انبیاء و راه امامان معصوم و راه تمامی شهدای تاریخ اسلام است. خداوند متعال پشتیبان ما است و هم او فرموده است که هر که مرا یاری کند، من او را یاری و پیروز می‌کنم و قدم‌های او را محکم و ثابت می‌نمایم.

او همچنین سفارش می‎کند: «سعی کنید تا آنجا که می‌توانید و از دستتان برمی‌آید اسلام را بشناسید». وی ادامه می‌دهد: باید مشکلات را با صبر از بین برد و نارسائی‌ها را بوسیله صرفه جوئی و باز هم صبر و تحمل، تا انشاءالله خدا فرجی دهد و اینها از بین برود. برای پاک کردن قلوب قرآن بخوانید و نگذارید که خاک بخورد چون روز قیامت شکایت می‌کند و مساجد را پر کنید، مساجد را پر کنید. این سنگر همیشگی اسلام که از روز اول بوده تا روز آخر هم همچنان پا بر جای خوداهد ماند. امر به معروف و نهی از منکر را از یاد نبرید که از یاد بردن آن مساوی با از بین بردن کشتی زندگی اجتماع.

شهید در فرازهای پایانی وصیت نامه خود کلام  خود ار چنین خلاصه می‌کند: «خدا و خود را فراموش نکنید خدا را که شما را آفرید و خود را نیز، که ارزشتان را این دنیا کفایت نمی‌کند. می‌شود صدها صفحه نوشت ولی در دو کلمه خلاصه می‌شود خدا و خود را فراموش نکنید».

captcha