
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، نماز از واجبات و ضروریات دین است و ترک آن گناه کبیره شمرده میشود، اهمیت آن در حدی است که پذیرفته شدن همه اعمال انسان به پذیرفته شدن نماز بستگی دارد و به ترککنندگان آن وعده عذاب داده شده است.
رسول اکرم(ص) در اینباره میفرماید: «اول چیزی که از عمل بنده در روز قیامت به آن توجه میشود، نماز او است، اگر قبول شد به دیگر اعمالش نظر میشود، و اگر پذیرفته نشد، به عملش نگاه نخواهد شد».
نماز، بازدارنده از زشتیها
خدواند در آیه 45 سوره مبارکه عنکبوت میفرماید: «اتْلُ ما أُوحِی إِلَیک مِنَ الْکتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکرِ وَ لَذِکرُ اللَّهِ أَکبَرُ وَ اللَّهُ یعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ؛ آنچه را از کتاب آسمانی به تو وحی شده تلاوت کن، و نماز را برپادار که نماز انسان را از زشتیها و منکرات باز میدارد و خداوند میداند شما چه کارهایی انجام میدهید».
ممکن نیست کسی نماز بخواند و هیچگونه اثری در او نداشته باشد، هرچند نمازش صوری باشد و هرچند آن شخص آلوده به گناه باشد که البته این گونه نماز تاثیرش کم است اما این نکته را نیز باید در نظر بگیریم که اینگونه افراد اگر همان نماز را نمیخواندند، از این هم آلودهتر بودند.
در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند: «کسیکه دوست دارد بداند که نمازش قبول خداوند گردیده یا خیر، بنگرد تا چه مقدار نماز او را از بدیها و گناهان دور داشته، بههمان اندازه قبول شده است».
بازداری از گناه اثر طبیعی نماز است
بازداری از گناه، اثر طبیعی نماز است؛ چون نماز توجه خاصی است از بنده به سوی خدای سبحان، لیکن این اثر تنها به مقدار اقتضا است، یعنی اگر مانع و یا مزاحمی در بین نباشد، اثر خود را میبخشد و نمازگزار را از فحشا باز میدارد، ولی اگر مانعی و یا مزاحمی جلو اثر آن را گرفت، دیگر اثر نمیکند و در نتیجه نمازگزار، آن کاری که انتظارش را از او ندارند، انجام میدهد.
یاد خدا و موانعی که جلوی اثر او را میگیرند، مانند دو کفه ترازو هستند؛ هر وقت کفه یاد خدا چربید، نمازگزار گناه نمیکند، و هر جا کفه آن موانع چربید، کفه یاد خدا ضعیف میشود و نمازگزار از حقیقت یاد خدا منصرف میگردد و مرتکب گناه میشود.
تارک نماز کافر است
وجوب نماز از احکام بدیهی و ضروری اسلام است و کسیکه از روی انکار نماز نخواند، از دین اسلام خارج شده است؛ زیرا انکار نماز، انکار رسالت پیامبر اکرم(ص) و قبول نداشتن قرآن است بهطوریکه امام باقر(ع) به نقل از رسول خدا(ص) میفرماید: «بین مسلمان و کافر فاصلهای نیست، مگر این که مسلمان نماز واجب را عمداً ترک کند یا آن را بیاهمیت بداند و نخواند».
یکی از دلایلی که به تارکالصلاة، کافر اطلاق شده، اهمیت دادن به موضوع نماز و ترک نکردن آن است؛ البته اگر کسی از روی انکار نماز نخواند، در اصطلاح فقه هم به او کافر میگویند، زیرا منکر ضروری دین است.
در روایت آورده شده است که از حضرت صادق(ع) سؤال شد که چرا زناکار کافر نیست، ولی کسیکه نماز نمیگزارد کافر است امام (ع) فرمود: «چون زناکار برای شهوت اینکار را میکند، ولی آنکس که نماز را ترک میکند برای این است که به آن اهمیت نمیدهد. زناکار برای لذت دنبال زنی را میگیرد و از او کامجویی میکند، ولی آن کسکه نماز را ترک کرده و آنرا انجام نمیدهد، قصدش لذت نیست، بلکه فقط نظرش بیاهمیت شمردن آن است و هرگاه کسی نظرش استخفاف باشد کافر میگردد».
اقسام ترک نماز
ترک نماز نیز دارای اقسامی است که میتوان آنها را دستهبندی کرد که از این دستهبندی میتوان به ترک نماز بهطور کلی از روی انکار اشاره کرد چراکه کسیکه ضرورت دین را منکر شود کافر میشود و قسم دیگر آن ترک نماز به طور کلی نه از روی انکار، بلکه بهواسطه مسامحهکاری و کماعتنایی به امور اخروی و اشتغال به شهوات و امور دنیوی که موجب فسق است.
یکی دیگر از اقسام ترک نماز، ترک نماز در بعضی اوقات در اثر ضعف ایمان و کماعتنایی به امر آخرت، یا اهمیت ندادن به اوقات نماز؛ این شخص جزء ضایعکنندگان نماز و سبکشمارندگان آن و نوع دیگر آن ترک واجبی از واجبات نماز بدون رعایت شرایط صحت آن با بیاهمیتی، با لباس نجس؛ این شخص نیز جزء ضایعکنندگان و خوارکنندگان نماز است.
به هر حال ترک نماز به هر قسمی که باشد، در قرآن شدیداً نکوهش شده است بهطوریکه خداوند در آیههای 4 و 5 سوره مبارکه ماعون میفرماید: «فَوَیلٌ لِّلْمُصَلِّینَ؛ الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتهِِمْ سَاهُونَ؛ پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهلانگاری میکنند یعنی آنهایی که از نمازشان غافلند، اهتمامی به امر نماز نداشته، و از فوت شدنش باکی ندارند.
«ساهون» بهمعنی خطایی که از روی غفلت سرزند و در این آیه به معانی مختلفی مانند؛ سهو توأم با تقصیر؛ تأخیر انداختن نماز از وقت فضیلت؛ منافقانی هستند که نه برای نماز ثوابی معتقد بودند و نه برای ترک آن عقاب؛ کسانی که در نمازهای خود ریا میکنند؛ تفسیر شده است.
باید توجه داشت که خداوند در این آیه نمیفرماید «در نمازشان سهو میکنند»؛ چون سهو در نماز به هر حال برای هر کس واقع میشود، بلکه میفرماید «از اصل نماز سهو میکنند» و کل آن را به دست فراموشی میسپرند. وقتی فراموشکنندگان نماز شایسته «ویل» هستند، آنها که به کلی ترک نماز گفته و تارکالصلاة هستند چه حالی خواهند داشت.
علل ترک نماز
برخی برای ترک نماز عللی را برشمردهاند که ازجمله آنها میتوان به ناآشنایی به فلسفه نماز و آثار و فواید آن در زندگی؛ احساس تحجر و عقب ماندگی؛ تنبلی و تنپروری؛ احساس خودنمایی و ریاکاری و محیط و اجتماع فاسد اشاره کرد.
برخی از آثار ترک نماز
سهلانگاری در ادای نماز یا در اعمال شرایط آن یا ترک آن بهطور کلی علاوه بر اینکه آثار شومی در زندگی دنیوی دارد، بدون شک عواقب وخیمی در سرای آخرت نیز خواهد داشت.
دوزخ؛ ارمغان ترک نماز
خداوند متعال در آیات 40، 41، 42 و 43 سوره مبارکه مدثر میفرماید: «فیِ جَنَّاتٍ یتَسَاءَلُونَ• عَنِ الْمُجْرِمِینَ؛ مَا سَلَککمُْ فیِ سَقَرَ؛ قَالُواْ لَمْ نَک مِنَ الْمُصَلِّینَ؛ آنها در باغهای بهشتند و سؤال میکنند از مجرمان. چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟! میگویند: ما از نمازگزاران نبودیم».
این آیات گوشهای از شرح حال اصحاب یمین و گروه مقابل آنهاست، آنها به چند گناه بزرگ خویش در این رابطه اعتراف میکنند که یکی از این گناهان ترک نماز است؛ البته نماز از آنجا که عبادت خدا است، بدون ایمان به او میسر نیست، بنابراین ذکر آن رمزی است برای ایمان و اعتقاد به خداوند، و تسلیم در برابر فرمان او.
از رسول خدا(ص) روایت شده است که؛ «نماز خود را ضایع نسازید، زیرا هرکس نمازش را ضایع گزارد و بدان اهمّیت ندهد، با قارون و هامان محشور گردد و خداوند را حقّ و سزاوار است که او را با منافقین به دوزخ فرستد، پس وای بر آنکس که محافظت نکند بر نماز.
علاّمه طباطبایى مىگوید: «اگر شما در این مردم که به آنها مسلمان گفته مىشود ولى نماز نمىخوانند دقت کنید خواهید دید که در اثر ضایع کردن نماز، روزه هم نمىگیرند، حج را ترک مىکنند، زکات و خمس نمىدهند و تمام واجبات دینشان را ترک مىکنند و فرقى میان طاهر و نجس، حلال و حرام نمىگذارند و آن وقت اگر اینها را با کسىکه کمترین مرتبه نماز که همان «اسقاط تکلیف» باشد را انجام مىدهد، مقایسه کنیم مىبینیم که از بسیارى از گناهان که تارکالصلاةها مرتکب مىشوند خوددارى مىکنند و اگر این را هم با کسانىکه بیشتر به نماز اهمیت مىدهند مقایسه کنیم مىبینیم که اینها دیگر بیشتر از اوّلى گناه را ترک مىکنند. پس هر اندازه نماز را بهتر انجام دهد، گناه را هم بیشتر ترک مىکند».
کسانیکه نماز نمیخوانند از عذاب الهی نمیترسند
حقیقت امر این است، کسانى که نماز نمىخوانند از عذاب الهى نمىترسند و علت نترسیدن آنها، ضعف اعتقادات آنهاست و علت ضعف اعتقادات آنها هم به بىاطلاعى از معارف دینى برمىگردد چنانکه امام حسین(ع) فرمود: «خداوند این مردم را آفریده که او را بشناسند؛ پس زمانى که او را شناختند، عبادت او مىکنند و وقتى عبادت او کردند، از عبادت غیرخدا بىنیاز مىشوند».
از این حدیث استفاده مىشود که هرکس بنده خدا نشود، خواه ناخواه بنده غیرخدا مىشود؛ بنده زن، فرزند، هوا و هوس، شهوت و غضب، تلویزیون، فیلمهاى مبتذل، سىدىها و ماهوارهها، قهرمانان مسابقهها، هنرمندها، رقاصها، ارگها و موسیقىها میشود.
خلاصه هر کس نماز نخواند و بندگى خدا نکند، باید بنده دیگران باشد؛ چراکه انسان بهطور ذاتى نیازمند است و اگر نیاز خود را بهوسیله بندگى خدا برطرف نکند چارهاى ندارد به جز این که به طرف خیالات شیطانى برود و بنده شیطان شود.
واقعا ما هنوز نمیدونیم چرا داریم نماز میخونیم!
هرکی هم ادعا میکنه میدونه داره دروغ میگه!