
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، برای هر کدام از ما شاید اتفاق افتاده باشد که رازی را در دل داشته باشیم و بهدنبال کسی باشیم که بتوانیم با مطرح کردن آن راز بخشی از استرسها و نگرانیهایکان را کاهش دهیم اما گاه پیدا کردن فردی که بتواند راز ما را در نزد خود حفظ کند بسیار مشکلتر است.
گاه هم اتفاق افتاده است فردی ما را بهعنوان رازدار خود انتخاب کرده و راز دل خود را با ما در میان گذاشته است اما هر یک از ما تا چه حد توانستهایم رازدار خوبی باشیم و در حفظ راز و اسرار دیگران کوشا باشیم.
گاه شده رازی با کسی در میان مینهیم (هرچند آن راز وقتی که برای دیگری مطرح شد دیگر راز نیست) بسیار نگران هستیم که مبادا آن طرف راز ما را برملا و دیگران را نیز از آن باخبر کند گاهی دست بر قضا با فردی مواجه میشویم که رازدار خوبی نیست و بهمحض جدا شدن از ما و برخورد به دیگری اقدام به برملا کردن راز طرف میکند.
با وجودیکه هر شخصی باید در نگهداری اسرارمگوی خود که مربوط به خود و خانوادهاش است بکوشد، این سؤال پیش میآید که چگونه میتوان یک رازدار خوب بود و یا چگونه میتوان تشخیص داد آیا فردی رازدار خوبی میتواند برای ما باشد یا نه؟
آنچه مسلم است افراد پُرحرف رازداران خوبی نیستند لذا باد قبل از اینکه بخواهیم رازی را برای کسی بازگو کنیم حتی اگر آن فرد نزدیکترین شخص به ما باشد در خصوصیات اخلاقی وی دقت کنیم که آیا او فرد پُرحرف و یا بهاصطلاح پُرچانه هست یا خیر.
عقده حقارت نیز میتواند مانعی بر سر راه رازداری باشد فردیکه نسبت به دیگران خود را حقیرتر و ناچیزتر میدانند همواره در صدد است با دست یافتن به اسرار دیگران و افشای آنها از عقده حقارت خود بکاهند لذا لازم است برای طرح رازها و اسرار زندگیمان با افراد توجه داشته باشیم که وی عقده حقارت نداشته باشد.
یکی دیگر از عوامل افشای اسرار، صبر نکردن بر بدیهاست. بسیار اتفاق میافتد که فرد یا افرادی بر اثر ناراحتی از شخصی و سپس احساساتی شدن، اسراری را فاش میسازند، ولی پس از آن، دچار پشیمانی میشوند. بر این اساس، آنها که بازیچه احساسات نمیشوند و بر خشم خویش مسلط هستند، بر حفظ اسرار خود و دیگران تواناترند.
دیدگاه قرآن در رابطه با رازداری
خداوند متعال در آیه 26 سوره جن در رابطه با رازداری فرموده است: «عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیْبِهِ أَحَدًا؛ داناى نهان است و کسى را بر غیب خود آگاه نمىکند» خداوند متعال، از همهی اسرار مطلع است و از تمام اتفاقات، آگاه؛ اما با این وجود، هیچ کس از اسرار غیب او آگاه نیست. خداوند متعال خود، رازهای بندگانش را میپوشاند و به همین دلیل بر رازداری تاکید دارد.
در آیه 74 سوره توبه در این رابطه آمده است: «یَحْلِفُونَ بِاللّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدْ قَالُواْ کَلِمَةَ الْکُفْرِ وَکَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ وَهَمُّواْ بِمَا لَمْ یَنَالُواْ وَمَا نَقَمُواْ إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ فَإِن یَتُوبُواْ یَکُ خَیْرًا لَّهُمْ وَإِن یَتَوَلَّوْا یُعَذِّبْهُمُ اللّهُ عَذَابًا أَلِیمًا فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِی الأَرْضِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ؛ به خدا سوگند مىخورند که [سخن ناروا] نگفتهاند در حالىکه قطعاً سخن کفر گفته و پس از اسلام آوردنشان کفر ورزیدهاند و بر آنچه موفق به انجام آن نشدند همت گماشتند و به عیبجویى برنخاستند مگر [بعد از] آنکه خدا و پیامبرش از فضل خود آنان را بىنیاز گردانیدند پس اگر توبه کنند براى آنان بهتر است و اگر روى برتابند خدا آنان را در دنیا و آخرت عذابى دردناک مىکند و در روى زمین یار و یاورى نخواهند داشت».
در آیه 5 سوره یوسف نیز در رابطه با رازداری آمده است: «قَالَ یَا بُنَیَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْیَاکَ عَلَى إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُواْ لَکَ کَیْدًا إِنَّ الشَّیْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِینٌ؛ [یعقوب] گفت اى پسرک من خوابت را براى برادرانت حکایت مکن که براى تو نیرنگى مىاندیشند زیرا شیطان براى آدمى دشمنى آشکار است».
دیدگاه اهل بیت(ع) در رابطه با رازداری
امام علی(ع) در رابطه با رازداری فرموده است: «کسیکه در نگهداشتن راز خود ناتوان باشد، در حفظ راز دیگران توانا نباشد» و یا «راز تو در بند توست اگر آن را فاش کنی تو در بندش خواهی شد» و یا «سینهی خردمند، صندوق راز اوست» و یا «نسبت به دوست خویش هر مهربانی و هر خیرخواهی را میتوانی، انجام بده؛ اما در یک امر محتاط باش و در نهایت اطمینان و اعتماد، اسرارت را به او نگو».
همچنین روایت است: امام علی(ع) وقتی برای مالک اشتر رهنمودهای حاکمیت بر مردم را بیان میکند، به لزوم رازداری تأکید میکند: «از مردم آنان که عیبجوترند از خود دور کن، زیرا مردم عیوبی دارند که رهبر امت در پنهان کردن آن از همه سزاوارتر است. پس مبادا آنچه بر تو پنهان است، آشکار گردانی و آنچه که هویداست بپوشانی که داوری در آنچه از تو پنهان است، با خداوند جهان است. پس چندان که میتوانی زشتیها را بپوشان تا آنرا که دوست داری بر رعیت پوشیده ماند، خدا بر تو بپوشاند».
نکوهش افشای اسرار دیگران در قرآن و حدیث
قرآنکریم در آیه 27 سوره انفال در این رابطه فرموده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِکُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ اى کسانىکه ایمان آوردهاید به خدا و پیامبر او خیانت مکنید و [نیز] در امانتهاى خود خیانت نورزید و خود میدانید [که نباید خیانت کرد]».
امام صادق(ع) نیز در این رابطه میفرمایند: «کسیکه اسرار ما را فاش کند، گویا ما را به قتل رسانده است» و در تفسیر آیهای با این مضمون که «إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَیَقْتُلُونَ الِّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ؛ کسانىکه به آیات خدا کفر میورزند و پیامبران را بناحق میکشند و دادگستران را به قتل میرسانند آنان را از عذابى دردناک خبر ده» فرمود: «بهخدا سوگند! پیامبران را با شمشیر نکشتند بلکه اسرار آنان را فاش کردند و آنها کشته شدند».
از گناهان زبان فاش کردن اسرار است در حالیکه حفظ اسرار دیگران از خصوصیات خوب است.
در سخنان بزرگان دین، از اسرار مؤمن به عورت تعبیر شده است یعنی همانطور که حفظ عورت از نگاه دیگران واجب و لازم است، حفظ اسرار مؤمن نیز لازم میباشد.
در روایات اسلامی نگه داشتن اسرار دیگران و رازداری نوعی حفظ امانت شمرده شده و فاش کردن مطلب دیگران خیانت در این امانت خواهد بود.
رازداری باعث گشایش در روزی و از بین رفتن فقر و نداری میشود
امام صادق(ع) در روایتی قابل تأمل میفرمایند: «تقواى الهى پیشه کنید و امانت را به کسىکه شما را امین دانسته است، باز گردانید، زیرا حتّى اگر قاتل امیرالمؤمنین(ع) امانتى را به من بسپرد هر آینه آن را به او بر مىگردانم. این حدیثگران قدر، اوج اهمیت امانتداری را بیان میکند که انسان حتی در امانت دشمنان خود نیز خیانت نکند، حال این امانت ابزار و مال باشد یا حرف و سخن.
معیار شناخت درستی افراد در اسلام نیز به انجام فرائض و واجبات نیست، زیرا انجام واجب و ترک حرام، بر همه لازم است و مفری از آن نیست، اما صفات حسنه و نیک، جزء فضائل اشخاص است و در روایات همینها ملاک سنجش تقوا و ایمان مؤمنین شناخته شده است. همچنین رعایت امانت و رازداری از مردم از نظر اهل بیت(ع) باعث گشایش در روزی و از بین رفتن فقر و نداری خواهد بود.
انواع اسرار
اسرار شامل اسرار خانوادگی، نظامی، اقتصادی، اسرار علمی، سیاسی، مذهبی و دینی و اسرار فرهنگی است که اسرار و رازهای نظامی و سیاسی از بقیه مهمتر بوده و گاهی افشای آنها باعث از بین رفتن جان صدها نفر و شکست حکومتی خواهد شد لذا در این موارد جرم افشا کننده بسیار بزرگ است.
در یکی از جنگهای صدر اسلام، وقتی که سپاه اسلام برای یورش به مشرکین مکه آماده میشد و رسول خدا(ص) دستور داده بود تا خبر این حمله محرمانه بماند، یکی از مسلمانان خبر این حمله را به ابوسفیان اطلاع داد که در این مورد آیه 27 سوره انفال نازل شد.
حافظین اسرار
وقتی قیس بن مسهر، سفیر امام حسین(ع) به نزد مردم کوفه آمد، توسط مامورین دشمن محاصره شد، نامه امام را پاره کرد و خورد.وقتی او را دستگیر کردند، برای اینکه اسرار امام را فاش کند او را شکنجه کردند ولی او لب به سخن نگشود و عاقبت او را به شهادت رساندند.
در دوران قبل از انقلاب وقتی ساواک افراد انقلابی را دستگیر میکرد عده زیادی از آنها لب به کشف اسرار مبارزان باز نمیکردند.
در دفاع مقدس نیز وقتی رزمندهای اسیر میشد هرچه بهوسیله صدامیان شکنجه میشد حاضر به گفتن اسرار نظامی برای آنان نمیشد و عدهای بهخاطر این استقامت، به شهادت رسیدند.
خوب بود