
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از زنجان احسان شریعتی، فرزند دکتر علی شریعتی روز گذشته، یکم اردیبهشتماه در مراسم اولین سالگرد تأسیس انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در خصوص فلسفه دین، دولت، دموکراسی و اندیشههای دکتر شریعتی در ایران پس از انقلاب، گفت: نظام دموکراسی در هر فرهنگی با هر زبانی و با هر تجربهای متفاوت است و این نظام در ایران هم خصوصیات و ویژگیهای خود را دارد، اما باید گفت دموکراسی یک نظام بیشتر نیست و این نظام میتواند خصوصیات فرهنگی، دینی و سیاسی در هر کشور را در خود جای دهد.
وی با اشاره به سالروز ولادت امام محمد باقر(ع)، بیست و هشتمین سالگرد وفات استاد محمدتقی شریعتی و همچنین هفتاد و هفتمین سالگرد درگذشت اقبال لاهوری، افزود: این شخصیتها پیشگامانی بودند که بر دنیای اسلام و به تبع آن در ایران نواندیشی دینی یا به عبارتی دین پیرایی را پیش بردند. امام محمد باقر(ع) در عالم تشیع خط مشی تازهای را بنا نهاد که آزادیبخش و مردمی بود که در تاریخ ماندگار شد و اقبال لاهوری مبانی فکری حرکت رنسانس را در قرن گذشته پایهریزی کرد که بعد از او دکتر علی شریعتی، تفکر او را ادامه داد که از افکار پدرش استاد محمدتقی شریعتی نیز متأثر بود.
شریعتی عنوان کرد: وقتی صحبت از دین و دولت میشود به مسئله مهمی در جهان میپردازیم. در غرب بهعلت چالشهای بهوجود آمده در رابطه با دین و دولت از اوایل قرن بیستم، جدایی دولت و کلیساها اتفاق افتاد و این اتفاق بهعنوان یک قانون تعریف شد. در همان شرایط در فرانسه برای تعریف جمهوری چهار ویژگی بیان شد با این عنوان که جمهوری حکومتی است که غیرقابل تجزیه است، دموکراتیک است یعنی مردم سالار است، سوسیال است یعنی اجتماعی است.
شریعتی در ادامه با اشاره به شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» که شعار اصلی در زمان انقلاب بوده است، گفت: در این که معنای اساسی اسلامی بودن حکومت چیست؟ دو منظور وجود دارد که یک نگرش روشنفکران دینی است که منظور از جمهوری اسلامی یک سیاق ملی و مذهبی بوده که خود ویژگیهای اسلامی داشته و بر مبنای توحید و عدالت و تشیع استوار است و دیگری در بحث ولایت فقیه است.
حکومت مردمسالاری شورایی پیامبر اکرم؛ تنها تجربه واقعی سیاسی اسلام از حکومت
وی با اشاره به انحرافات حکومت اسلامی در دوران خلافت بنیامیه و بنیعباس، خاطرنشان کرد: تنها تجربه واقعی سیاسی که اسلام از حکومت داشت به حکومت مردمسالاری شورایی پیامبر اکرم (ص) محدود میشد که مردم با پیامبر(ص) قرارداد سیاسی بستند تا در این نظام عقاید خود را آزادانه بیان کرده و از این شهر یعنی مدینه نیز دفاع کنند.
وی همچنین به تعریف افلاطون در رابطه با سه نوع نظام فنی سیاسی موجود اشاره کرد و یادآورشد: این سه نظام عبارتنداز مونارشی و ارستیوکراسی و دموکراسی که سیستم مونارشی همان حکومت پادشاهی است. اریستوکراسی حکومتی است که در آن بهترینها حکومت میکنند، مثلا ثروتمندان و در نهایت حکومت دموکراسی مطرح میشود.
وی به بیان نواقص این حکومتها پرداخت و گفت: بنابر نظر افلاطون، همه این حکومتها دارای نواقصی هستند. در مونارشی، شاه میتواند به جباریت برسد و در اریستوکراسی اقلیتها به برتری حکومتی میرسند و بین دو طبقه اقلیت و عموم فاصله میافتد و دموکراسی به دلیل جنگ داخلی و هرج و مرج ممکن است به نابودی کشیده شود که بنابر گفتهها و مشاهدهها بهترین نوع حکومت بلوریسی است که تمرکز قدرت را از مونارشی، بهترینها را از اریستوکراسی و اکثریت را از دموکراسی میگیرد و همه سطوح را در یک حکومت پیاده میکند.
وی با اشاراتی به نظر فارابی نیز افزود: بر طبق گفتههای این فیلسوف دموکراسی فسادش کمتر است و مدینه فاضله نیست. فضیلتها در این نظام شکل میگیرد چون اصول سایر نظامها از ما دورترند. متاسفانه در دوران معاصر در برخی مواقع به خلافت بازگشت داشتهایم که داعش امروزه نمونه این نوع حکومت است.