
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از کردستان، شکی نیست که همه گاهی دچار غفلت، اشتباه و حتی گناه میشویم و اگر به یکدیگر تذکر ندهیم و نسبت به خطاهای هم بیتفاوت باشیم به مرور اشتباه و گناه در خانواده، محیط کار و محیط تحصیل افزایش پیدا میکند. از طرفی وقتی نسنجیده و ناشیانه به یکدیگر تذکر دهیم به جای رفع اشتباه، کینه و دشمنی و لجبازی ایجاد میکنیم و همان مثل معروف میشود که «آمد ابرویش را درست کند چشمش را کور کرد».
در این راستا نیاز به تذکر، اصلاح و هدایت و نیاز به روش و راهکار صحیح برای این مهم دو نیاز اساسی در محیطهای مختلف زندگی یعنی خانواده، بازار، دانشگاه و ...داریم.
در قرآن کریم نمونهای از تذکر زیبای حضرت یوسف(ع) و آگاهیبخشی ایشان مطرح شده است، خداوند متعال در آیه 37 سوره یوسف میفرماید: «قَالَ لاَ یَأْتِیکُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلاَّ نَبَّأْتُکُمَا بِتَأْوِیلِهِ قَبْلَ أَن یَأْتِیکُمَا ذَلِکُمَا مِمَّا عَلَّمَنِی رَبِّی إِنِّی تَرَکْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لاَّ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ کَافِرُونَ؛ گفت غذایى را که روزى شماست براى شما نمىآورند مگر آنکه من از تعبیر آن به شما خبر مىدهم پیش از آنکه [تعبیر آن] به شما برسد این از چیزهایى است که پروردگارم به من آموخته است من آیین قومى را که به خدا اعتقاد ندارند و منکر آخرتند رها کردهام». این آیه نشان میدهد حضرت یوسف از فرصت پیش آمده برای هدایت و اصلاح زندانیان استفاده برد و تذکر و هدایت را با تفکر و درایت انجام داد.
ماجرا از این قرار بود که دو جوان همراه با حضرت یوسف وارد زندان شدند، این دو جوان که گفته میشود یکی از آن دو مأمور آبدارخانه شاه و دیگری سرپرست غذا و آشپزخانه بود که به علت بدگویی دشمنان از آن ها و اتهام به تصمیم بر مسموم کردن شاه به زندان افتاده بودند. آن ها نزد حضرت یوسف آمدند و هر کدام خوابی را که شب گذشته دیده بودند بازگو کردند. یکی از آن دو گفت: من در عالم خواب چنین دیدم که انگور را برای شراب ساختن میفشارم و دومی گفت من در خواب دیدم که مقداری نان روی سرم حمل میکنم و پرنداگان آسمان می آیند و از آن میخورند و از حضرت یوسف خواستند خوابشان را تعبیر کند.
حضرت یوسف که در اثر خیرخواهی از هر فرصتی برای ارشاد و هدایت زندانیان بهره میگرفت این فرصت را هم غنیمت شمرد و نخست برای جلب اعتماد آنها در مورد آگاهی او بر تعبیر خواب گفت: من به زودی و قبل از آنکه جیره غذایی شما فرار رسد شما را از تعبیر خوابتان آگاه خواهم ساخت.
سپس به این حقیقت اشاره کرد که این علم و دانش من نسبت به تعبیر خواب از اموری است که پروردگار به من آموخته است و به این ترتیب اشارهای به وجود خداوند کرد و آنگاه به پیشینه پدران خود در توحید و بندگی خداوند اشارهای کرد و به دنبال این زمینهسازیها سؤالی را مطرح کرد:
ای دوستان هم بند من در زندان، آیا خدایان پراکنده و معبودهای متفرق بهترند یا خداوند یگانه و مسلط بر هر چیز؟ و آنها را متوجه به این حقیقت نمود که شرک و بت پرستی ریشه همه گرفتاریها و پریشانیهای شماست و در پایان آن گاه که با طرح سؤ ال ذهن ایشان را آماده کرد با صراحت تمام اضافه کرد، این معبودهایی که غیر از خدا برای خود ساختهاید چیزی جز یک مشت اسمهای بیمسمی که شما و پدرانتان آنها را درست کرده اید نیست! اینها اموری است که خداوند دلیل و مدرکی برای آن نازل نفرموده بلکه ساخته و پرداخته مغزهای ناتوان شماست بدانید حکومت جز برای خداوند نیست. و آنگاه به تعبیر خواب آنها پرداخت.
به هر حال یوسف که هیچ فرصتى را براى ارشاد و راهنمایى زندانیان از دست نمىداد، مراجعه این دو زندانى را براى تعبیر خواب غنیمت شمرد و به بهانه آن، حقایق مهمّى را که راهگشاى آنها و همه انسانها بود بیان داشت.
نخست براى جلب اعتماد آنها در مورد آگاهى او بر تعبیر خواب که سخت مورد توجه آن دو زندانى بود چنین «گفت: من (به زودى) و قبل از آن که جیره غذایى شما فرا رسد شما را از تعبیر خوابتان آگاه خواهم ساخت» (قالَ لا یَأْتِیکُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُکُما بِتَأْوِیلِهِ قَبْلَ أَنْ یَأْتِیَکُما).
سپس یوسف با ایمان و خدا پرست که توحید با همه ابعادش در اعماق وجود او ریشه دوانده بود، براى این که روشن سازد چیزى جز به فرمان پروردگار تحقق نمىپذیرد چنین ادامه داد: «این علم و دانش و آگاهى من از تعبیر خواب از امورى است که پروردگارم به من آموخته است» (ذلِکُما مِمَّا عَلَّمَنِی رَبِّی).
و براى این که تصور نکنند که خداوند، بىحساب چیزى به کسى مىبخشد اضافه کرد: «من آیین جمعیتى را که ایمان به خدا ندارند و نسبت به سراى آخرت کافرند، ترک کردم» و این نور ایمان و تقوا مرا شایسته چنین موهبتى ساخته است.
ملیحه سیفی/کردستان