کانون خبرنگاران نبأ: یک استاد انسانشناسی اظهار کرد: وقتی رفتاری بد است برای رفع آن نباید با فقط با خروجی رفتار برخورد کنیم، این یک اشتباه تربیتی است، نقایص رفتاری را باید در چرایی به وجودآمدن رفتار بیابیم.

به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، محمدشجاعی، استاد انسانشناسی با اشاره به روایتی از پیامبر اعظم(ص) که خطاب به ابوذر فرمود: «ای اباذر تو نسبت به کار خیر همیشه همت و قصد داشته باش حتی اگر انجامش ندهی تا از غافلین نوشته نشوی»، اظهار کرد: اینجا نکته معرفت نفسی مهمی وجود دارد و آن اینکه روایت از امام علی(ع) است که فرمودند: «خروجی هرکس نشاندهنده درون هرکس است». آنچه از یک فرد ظاهر میشود چه خوبیها و چه بدیها نشان از باطن درون شخص است که تولید این خوبیها و بدیها را میکند.
کارشناس مباحث انسانشناسی با اشاره به دو جنبه فطری و شر در هر انسانی، بیان کرد: در هر انسان دو جنبه الهی و شر وجود دارد که همیشه بین بخش طبیعی و فطری انسان درگیری وجود دارد، یعنی بخش جمادی گیاهی حیوانی و جنبه ذهنی و عقلی جهت حاکمیت انسان درگیر هستند که گاهی در اختیار فطرت و بخش انسانی و گاهی در اختیار بخش شیطانی قرار میگیرد. در نهایت آن قوهای که حاکم میشود شکل انسان را تشکیل میدهد.
وی تصریح کرد: این که میگویند در قیامت برخی به شکل حیوان و موجودات دیگر محشور میشوند به خاطر این بوده که آن حیوان خاص که نام هم برده شده بعضیها به شکل سگ خوک و غیره این جنبه حیوانی در زندگی آنها حاکم بوده و این جنبه بر آنها غالب شده و خیلیها هم به شکل انسان محشور میشوند چون جنبه انسانی آنها غالب بوده است.
وی بیان کرد: همیشه این درگیری بین این قوا وجود دارد که کدام بخش بر انسان غالب و حاکم بشود؛ بخش جمادی، بخش نباتی بخش حیوانی، بخش عقلانی، بخش فوق عقلانی و یا جنبههای شیطانی هم وجود دارد.
حملههای شیطان انسان را قدرتمندتر میکند
شجاعی گفت: شر در وجود هر انسانی هست و باید انسان بوسیله آن امتحان شود تا در مقابل کششها بتواند امتحان پس بدهد. وجود مختار، هم به شیطان و هم به نفس نیاز دارد، هر دو را نیاز دارد تا بتواند مسیر قرب الهی را طی کند، شیطان مثل یک میکروب ضعیف شده و واکسن است که بدن را برای چیزهای بالاتر واکسینه میکند، حملههای شیطان هم برای انسان لازم است تا انسان به قدرت برسد.
وی در ادامه گفت: مرحوم علامه طباطبایی میفرمود در غرب عوامل حیات وجود دارد اما زندگی وجود ندارد، در آنجا اصلا حیات انسانی نیست، شما در آنجا نمیتوانید اکسیژن فطری پیدا کنید که بتوانید نفس بکشید آنجا محیط طبیعتگرانه و شیطانی است.
شجاعی تصریح کرد: واقعا انسان باید برای عاقبت بخیری خود خیلی دعا کند، چون مشخص نیست یک موقع حالت معنوی خیلی خوبی دارد بعد بیدقتی میکند یک انتخاب غلط، یک سفر بیجا، یک ازدواج غلط، یک شغل غلط باعث میشود که بخش فطرتگرانه انسان را به زندان بکشد. باید انسان دائما مراقبت کند دچار غفلت نشود و مرتب هواسش باشد. مثلا اگر از جسم غافل شوید مریضی و بیماری میکشید، مثلا شما به جسمتان از نظر کلسیم نرسید پوکی استخوان میگیرید و روح هم چنین است؛ روح هم دقیقا مثل جسم نیاز به غذا و مراقبت دارد هر چه مصرف انسان بیشتر باشد باید غذای بیشتر بخورد مصرف معنوی بیشتر باید غذای معنوی بیشتری داشته باشد.
شجاعی گفت: غالبا کسانی که خارج کشور میروند و بعد مدتی روحشان کج و کوله میشوند چون مصرف معنویشان بالاست و آنجا هم غذای معنوی نیست، دچار کمبود فطری میشود، کم کم ضعیف میشود و از بین میرود یا درست تربیت معنوی نشدهاند و یا خوراک معنوی نیاوردهاند و کم کم روحیه معنوی تغییر میکند.
علت خروجیهای رفتاری خود را در باطن جستوجو کنید
وی در ادامه بیان کرد: پیامبر(ص) به اباذر میفرماید همیشه نیت خیر داشته باشید این در بحث باطن است، اگر کسی عصبانی است باید باطنسازی کند، این خروجی او است که عصبانی است یا مثلا اگر حسود است یک چیزی درونش است که تولید حسد میکند، آن شرک است. تولید کسی که کم باشد و شرک زیاد شود حسادتش زیاد میشود، اگر کسی خودبینیاش زیاد باشد تکبرش بیشتر میشود حال این چیست که باعث چنین خروجیهایی میشود!؟
وی گفت: ما هم نمیتوانیم وقتی خروجی بد داریم فقط با خود خروجی برخورد کنیم، یکی از اشتباهات بدتربیتی این است که با خود خروجی با ظاهر برخورد میکنند، مثلا کسی نماز نمیخواند و او را وادار به نماز خواندن کنید، او باطنا نمازخوان نخواهد شد، این نماز یک خروجی از باطن یک فرد است، بیحجابی یا بدحجابی یک خروجی از باطن یک فرد است، این میوه یک ریشه است تا دست روی باطن نگذاشتهاید و مرتب میخواهید با ظواهر برخورد کنید آن باطن سرجای خودش است و مشکل حل نمیشود؛ مثلا الان بدحجاب را ظاهری درست کردید اما تا این فرد برود جایی دیگر سریع باز بدحجاب میشود چون مشکل را از باطن حل نکردهاید، الان ظاهرش را درست کردید و مذهبی و خوب شد اما یک تغییر فضا بدهد مثلا برود ترکیه یا برود دبی دقیقا این ظاهر را کنار میگذارد چون باطنسازی اصلا نشده است و آن فرد نیز با تغییر فضا تغییر میکند.
شجاعی گفت: کسی که میگوید چرا بچه من رفت دانشگاه یا خارج بینماز شد به خاطر این است که این ظاهر به او داده شده اما باطن مناسب این ظاهر به او گفته نشده است، یک جا از این ظاهر جدا میشود، مثل یک قاب که در آن عکسی ظریف چسباندهاند و با یک تکان کنده میشود.
همیشه نیت کار خیر داشته باش حتی اگر نتوانی انجام دهی
وی در ادامه بیان کرد: این نسبت ظاهر و باطن خیلی مهم است که پیامبر(ص) به ابوذر میفرماید، تو همیشه نیت کارهای خیر را داشته باش حتی اگر نتوانی آن را انجام دهی چون این نیتی که انسان میکند تولید باطن میکند، مثلا نیت میکند کاش میتوانستم شهید بشوم کاش پول داشتم مسجد بسازم، کاش میتوانستم نماز شب بخوانم، کاش الان کربلا بودم، کاش میتوانستم حرم بروم. این کاشکیها خیلی کمک میکند چون هر بار هوس معنوی یک باطن برای انسان در درون میسازد. همانطور هر بار هوس شیطانی یک باطن شیطانی میسازد.
هوس گناه برای آلوده کردن انسان کافی است
شجاعی گفت: خیلیها هستند که گناه نمیکنند اما هوس گناه را دارند، همین هوس گناه برای آلوده کردن درون کافی است. همین که شما هوس گناه را میکنید گناه پای شما میافتد خیال آدم از مثبت یا منفی سازنده است. یکی از مسایل خیلی مهم در تربیت تولید خیالات مثبت است باید در نظام تربیتی به گونه بشود که افراد فرصت ساخت خیالات مثبت و معنوی داشته باشند حتی اگر انجامش ندهند اما در خیال کارهای خوب و مثبت انجام دهند در خیال معنویت داشته باشند و در خیال با خدا و اهل بیت(ع) باشد و پرواز کنند.
* امیرمحسن سلطان احمدی
چند وقت بود از خودم دور شده بودم. این نوشته کمکم کرد دوباره خودم را پیدا کنم.