
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، مهدی گلشنی، عضو شورای انقلاب فرهنگی در نشست هماندیشی «بررسی علوم تجربی با رویکرد دینی» که شب گذشته، 21 اردیبهشتماه در سالن کنفرانس شهید موسی اسکندری دانشگاه شهید چمران اهواز برگزار شد، با بیان اینکه تمدن اسلامی از نیمه دوم قرن دوم هجری با ترجمه متون از زبان یونانی آغاز شد و رشد کرد، گفت: اغلب اندیشمندان به اصالت این تمدن اذعان دارند.
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف با بیان اینکه ترجمه متون از یونانی نخستین زمینه برپایی تمدن اسلامی بود، گفت: در تاریخ علم بیطرفانی همچون جرج سارتون اذعان داشتند که این شکوفایی به جا بوده است.
تشویق قرآن و سنت به علماندوزی
گلشنی در ادامه عوامل مهم شکوفایی علمی و سرزمین اسلامی را در چند بخش دستهبندی کرد و گفت: بر اساس آیه 9 سوره زمر اولین و مهمترین دلیل شکوفایی علم تشویق قرآن و سنت به فراگیری علم بوده است. علم در قرآن کریم به مفهوم عام به کار رفته است و پیامبر(ص) در این باره میفرمایند « من اراد الدنیا فعلیه بالعلم و من اراد الآخرة فعلیه بالعلم و من ارادهما معا فعلیه بالعلم».
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد: تشویق صریح قرآن به تقرب و تفکر در احوال کائنات، دیگر عامل شکوفایی علم در دنیای اسلام بوده است که این حقیقت در آیه 101 سوره یونس «قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا تُغْنِی الآیَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ یُؤْمِنُونَ؛ بگو بنگرید که در آسمانها و زمین چیست و[لى] نشانهها و هشدارها گروهى را که ایمان نمىآورند سود نمىبخشد» مشاهده میشود. در آن زمان مسلمانان کشف طبیعت را دستور صریح قرآن میدانستند و اسلام نیز افراد را به گرفتن علم از هر منبعی تشویق میکرده است. به گونهای که در حدیث نبوی آمده «اطلبوا العلم ولو بالصین» که البته مقصود پیامبر اکرم(ص) از علم در این حدیث بسیار عام است.
وی در ادامه دیگر عامل مهم برپایی تمدن اسلامی را تشویق دانشمندان و فراهم کردن امکانات تحقیق و آموزش برای آنها دانست و گفت: تأکید قرآن و سنت در بزرگداشت علما بسیار تأثیرگذار بوده است و فرمانروای آن و خلفا و به علما احترام میگذاشتند.
نبود نقد علمی و ادب اسلامی در زمان حاضر
گلشنی گفت: نکته مهم دیگر در رشد علم در اسلام احساس «جهانوطنی» دانشمندان بوده است. آنها به هر کجا میرفتند آن سرزمین را کشور خود محسوب میکردند و در صورت اختلاف حکومتها با یکدیگر کاری با علما نداشتند. تضارب آراء و تحمل سخن یکدیگر بر فضای آن زمان حاکم بود. اما در زمان حاضر نقد وجود ندارد و در صورت بودن آن ادب اسلامی بر آن حاکم نیست. اگر خواهان رشد علم در محیط هستید باید تضارب آراء وجود داشته باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف عنوان کرد: تشویق به پرهیز از تقلید کورکورانه و سفارش به تبعیت از برهان دیگر عامل مهم در این ارتباط محسوب میشود که بر اساس آیه 36 سوره اسراء « وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا؛ و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن زیرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد» میتوان آن را دستور صریح قرآن دانست. قرآن کریم حتی در آیه 64 سوره نمل « أَمَّن یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَمَن یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ؛ یا آن کس که خلق را آغاز مىکند و سپس آن را بازمىآورد و آن کس که از آسمان و زمین به شما روزى مىدهد آیا معبودى با خداست بگو اگر راست مىگویید برهان خویش را بیاورید» کفار را به آوردن برهان فرا میخواند.
وی حقیقتجویی عالمان را از جمله دیگر موارد رشد تمدن اسلامی برشمرد و افزود: با وجود سفارشهای مقام معظم رهبری بر نوآوری در علم در حال حاضر فقط دنبالهروی از علم وجود دارد. باید از تقلید پرهیز کرد. حقیقتجویی عالمان در زمان ما ناچیز است و قرآن کریم حق را فوق هر چیز قرار داده و پیروی از آن را توصیه کرده است. جامعیت علم اسلامی و وحدت علوم در تمدن اسلامی حاکم بوده است. علما نگرشی کلی به جهان داشتند اکنون نیز با توجه به وسعت جهان نباید آن را با یک چشم نگریست. سختکوشی دانشمندان مسلمان در کسب معرفت نیز از عوامل مؤثر در ترویج علم بوده است.
رواج کلام اشعریون؛ مهمترین دلیل انحطاط تمدن علمی اسلام
گلشنی با اشاره به اینکه از قرن 12 میلادی انحطاط علم در جهان اسلام به صورت تدریجی آغاز شد، به دلایل این امر اشاره کرد و گفت: شیوع تصوف و کلام اشعری با انکار عقلانیت، ورود مغولان به ایران در قرن ششم، ورود صلیبیون به کشورهای اسلامی و تنازعات در کشورهای اسلامی عوامل عمده انحطاط علم در دارالاسلام بود. اما مهمترین آن مورد اول است.
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف تصریح کرد: اکنون که به بازگشت به اصالتهای اسلامی در دوره اسلام توجه شده باید زمینه بررسی دلایل ظهور و افول تمدن اسلامی فراهم شود.
وی در ادامه به موضوع رابطه علم و دین و امکان علم دینی پرداخت و اظهار کرد: چندین عقیده در این رابطه وجود دارد؛ برخی علم و دین را در تضاد میدانند. برخی بر استقلال این دو از هر جهت تأکید میکنند و برخی میگویند که تعامل گفتوگو میان علم و دین میتواند باشد و علم روشنگری برای علم و دین روشنگری برای علم است و برخی نیز به یکپارچگی علم و دین معتقدند.
گلشنی با بیان اینکه دین مبنای متافیزیکی برای علم ایجاد میکند، گفت: دین به دنبال فهم غایت و معنای جهان است و علم نظم موجود در طبیعت را بیان میکند.
علم در طول دین قرار دارد
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف رابطه علم و دین را طولی دانست و گفت: علم در طول دین قرار دارد و یکی از وظایفی که دین بر عهده علم گذاشته نگرش در طبیعت است. دین اصولی کلی را در این چارچوب قرار داده که باید از آن مراقبت کرد و سرنخها ارائه شده و مابقی آن به عهده فرد گذاشته شده است.
وی با اشاره به اینکه تلقی دانشمندان دوره تمدن اسلامی از علم و مطالعه حقیقت عبادت بوده است، بیان کرد: در چند دهه اخیر به طور روزافزون واضح شده که علم نمیتواند پاسخگوی همه پرسشهای ما باشد. پرسشهایی همچون از کجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود؟ و همچنین سوالاتی در داخل علم.
علم نمیتواند ارزشها را توجیه کند
گلشنی با اشاره به اینکه در دیدگاه قرآن کریم بینش ما از جهان خارجی تنها از طریق حس نیست، گفت: پاسخگویی به همه سؤالات ما از طریق علم به تنهایی به شدت مورد تردید قرار گرفته و علم نمیتواند ارزشها را توجیه کند.
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف بیان کرد: پیشنهاد علما آن است که باید رویکرد به علم جامعتر از رویکرد فعلی باشد. چارچوب جامعه دینی به مفهوم آن میتواند نیازها را تأمین کند.