کد خبر: 3290942
تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۳
به‌بهانه ورود پیکر دو شهید گمنام به خراسان جنوبی؛

تو از وادی عشق و ایمان آمدی

گروه اندیشه: نمی‌دانم اهل کجایی؟ ترک تبریزی هستی یا کرد کرمانشاهی. شاید هم بچه همین خراسان خودمان هستی... نمی‌دانم هم چه شغلی داشته‌ای؟ معلم، کارگر، کارمند شاید هم دانشجو بوده‌ای؟ اصلا آیا در وادی ایثار و فداکاری دانستن شغل و نژاد اهمیت دارد؟


آیا برای تکریم تو همین کافی نیست که می‌دانم روزگاری دل از خانه و زندگیت کندی یک یا حسین گفتی و خودت را به معرکه عشق و خطر رساندی؟ آیا برای احترام به پاره‌های پیکر تو همین کفایت نمی‌کند که می‌دانم تو قدم در راهی گذاشتی که مولایمان قمر بنی‌هاشم(ع) و جوان کربلا علی اکبر گذاشت؟



آری تو از وادی عشق و ایمان امروز به شهر ما آمدی. از دیاری آمدی که در راه الهی شدن خستگی معنا نداشت، کارها بوی ناب اخلاص می‌داد، جان دادن برای معبود سکه رایج آنجا بود. جایی که مردان وطن راهی را که عرفا صد ساله طی کردند آنها یک شبه پیمودند.



دوست دارم حال که مهمان شهرم شده‌ای حدأقل با زبان هم که شده تکریمت کنم و از تو با زبان قاصرم سپاسگذاری کنم... سپاست گویم که از جان گذشتی اما نگذاشتی ذره‌ای از آرامش ناموس وطنت خدشه‌دار شود.



اجرت با همان مولایی که با ذکر نامش راهی جبهه شدی که رفتی و تمام سرمایه‌ات یعنی جان شیرین را در کف اخلاص قرار دادی اما غیرتت اجازه نداد وجبی از کشورت در دستان اجنبی باقی بماند.



همنشینی با مقربان پروردگار گوارای وجودت باد که از عزیزانت جدا شدی، آنها را به خدا سپردی و آسمانی شدی اما چون همانند خیلی از افراد دیگر نتوانستی لباس عافیت بپوشی در حالی که دشمن در مرزهای سرزمینت آسایش را از اهل آن گرفته بود.



و در کنار این سپاس‌ها باید بگویم برایمان سخت است که حتی به پاره‌های پیکر تو نگاه کنیم چرا آن قدر هنوز ذره‌ای وجدان در وجودمان هست که شرمندگی را برایمان بگذارد. شرمنده از اینکه در راهی که تو به خاطرش جان دادی ما حاضر نیستیم برایش ذره‌ای توان و اخلاص بگذاریم.



تو را عزیزتر از برادر می‌دانم. برادری که برای ما هر آنچه در توان داشت انجام داد. اما ما گاه بی‌توجه به آنچه او برایمان به ارمغان گذاشت گاه غافلانه و گاه جاهلانه می‌گوییم تا کی باید حرف از شهید، جنگ و... زده شود؟



انگار گاه یادمان می‌رود که هر چه از تو بگوییم کم گفته‌ایم. آخر تو معنای ایثاری... تو در سرزمین ما عشق را ترجمه کردی و نشان دادی که دل کندن از داشته‌های این دنیا برای کسی که دلش مملو از محبت معبود است کار سختی نیست.



ظلم است اگر باور داشته باشیم ارثی که از گذشته‌ها و نسل‌های قبلی برایمان به جا مانده را فقط باید در لابه‌لای ساختمان‌های باستانی جست‌وجو کرد. در حالی که ارث واقعی را تو برایمان به جا گذاشتی که نامش غیرت دفاع از دین است. کاش بتوانیم از این ارثیه به خوبی محافظت کنیم.

captcha