کانون خبرنگاران نبأ: فرحناز چراغعلی، بانوی کمشنوایی است که با امیدی به رنگ «یا عظیم الرجاء» دستان همتش را رو به آسمانی گرفت که با شنیدن اصوات ماندگار کلام وحی، پله پله تا بلندای آرامش، صعود کرد و برای رسیدن به کمال، از هیچ مانعی نهراسید.

به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، گاهی باید کمی با دقت بیشتری اطراف را نگاه کرد. نگاهی عمیق و ژرف به تمام آنهایی که در همین نزدیکیها روزگار میگذرانند. کسانی که شاید از نعمت سلامتی کمتر نصیبشان شده است، اما قلبهایی دارند که مالک بودنش به سلامتی خیلی از ما ارجح است.
فرحناز چراغعلی از آن دست افرادی است که وقتی لحظاتی به بهانه تهیه یک گزارش با وی به گفتوگو مینشینی، ساعتهای زیادی فکر و ذهنت را درگیر میکند؛ نگاه عمیقی که باید داشت تا آرامشی که در ورای زندگی ظاهری و سربی این روزها، در میان ثانیه ثانیههای زیستن این بانوی قرآنی موج میزند، را بتوان تعریف کرد.
فرحناز چراغعلی، بانوی کمشنوایی است که به دلیل مشکلی که به دلیل کمشنوا بودن خود با آن دست به گریبان است از برخی از عرصههای حضور در اجتماع پس زده شد. دختری که آرزو داشت در کلاسهای آموزشی زیادی شرکت کند، به دلیل مشکل کمشنوا بودن، از طی خیلی از مسیرها وا ماند.

راز آرامش ماندگار بانو چراغعلی
آرامشی میطلبید که در راه یافتنش دست و پا زده و تلاش میکرد. آرامشی که گاهی با حضور در مسیر فعالیتهای هنری آن را میجست و گاهی در فعالیتهای اجتماعی. اما راز این آرامش، چیزی بود که فرحناز چراغعلی در جایی دیگر آن را یافت و برای حفظ و دوام آن از هیچ تلاشی فروگزار نکرد.
از تابستان سال 86 میگوید و روزهای گرمی که گرمای آرامش را به زندگی اش تزریق کرد. آن روزها برای آموزش کارهای هنری به مسجد موسیابنجعفر(ع) رفته بود که متوجه آگهی ثبتنام دورههای حفظ قرآن در مؤسسه قرآنپژوهان میشود و راهی در پیش روی بانو چراغعلی قرار میگیرد که شاهراه زندگیاش میشود.
دوره آزمایشی ابتدایی 2 هفته بود و پس از آن در صورت موفقیت در آزمون دوره، میتوانست وارد دوره حفظ قرآن شود. با وجود مشکل کمشنوایی و سختیهایی که به همراه داشت، توانست با کسب نمره بالایی در دوره اصلی حضور یابد.
وی در توضیح آغاز این راهی که اصلیترین مسیر زندگیاش شد میگوید: در دوره حفظ دو ساله قرآن پذیرفته شدم و به مؤسسه قرآنپژوهان واقع در میدان رسالت رفتم و آنجا دوره خود را آغاز کردم.

مشکلاتی که من را مصممتر میکرد
وی در رابطه با سختیهایی که به دلیل ثابت نبودن مربیان و مشکل کمشنواییاش در آغاز داشت، میگوید: دو جزء قرآن را حفظ کرده بودم که عوض شدن مربیان دورهها، برایم کار را سختتر میکرد. برخی از مربیان صدایشان ضعیف بود و برای من که سخت میشنیدم، کمی کار را مشکلتر میکرد.
چراغعلی میافزاید: همراهی قرآنآموزان و مساعدت آنها در کلاسها کمک زیادی به بنده میکرد؛ گاهی اگر متوجه صحبتهای مربی کلاس نمیشدم از دوستانم میپرسیدم که البته تشویق مربیان و همراهی دوستان در این مدت بسیار کمککننده بود تا اینکه دوره حفظ بنده پس از 4 سال به پایان رسید.
وی میگوید: در کلاسها معمولا نمرات برتر کلاس را کسب میکردم و با اشتیاق به تثبیت میپرداختم. مربی دوره تثبیتم، بسیار تشویقم میکرد و میگفت بهتر از بانوانی که اینجا حضور دارند حفظ میکنی و فعالیت خوبی داری. معمولا در کلاس رتبه اول را کسب میکردم اما در مسابقات بیرون از مؤسسه نمیتوانستم رتبه کسب کنم که آن هم به دلیل مشکل کمشنواییام بود.

روزهایی به رنگ ناب معنویت
جستجو برای گمشدهای که شاید گمشده خیلی از انسانهای این روزهای زندگی ماشینی باشد، بهانهاش شد تا این بانو قدمهای محکم و استوارش را در مسیری که به حقانیت آن ایمان داشت، بگذارد. راهی که آرامش گمشدهاش را برایش به ارمغان آورد و روزهایی به رنگ ناب معنویت و آرامش برایش رقم زد.
صبر در برابر مشکلات عامل رستگاری
چراغعلی در ادامه این گفتوگو با ذکر آیهای از کلام وحی میگوید: خداوند صبر در برابر مشکلات را عامل رستگاری میداند. من در مسیر زندگیام به دلیل مشکلاتی که برایم رقم میخورد، گاهی سرگشته به دنبال آرامشی بودم تا بتوانم در آن غرق شوم و رو در روی مشکلات قرار گیرم. به کلاس خیاطی رفتم اما به آرامشی که مطلوبم بود نمیرسیدم. به کلاس ورزش و تیراندازی رفتم. پس از عبور از راههای مختلف، به دوره حفظ قرآن رسیدم و با اینکه دو هفته در کلاسهای آزمایشی شرکت کرده بودم، اما احساس آرامش واقعی را تجربه میکردم. خداوند در آیه 200 سوره آلعمران میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید صبر کنید و ایستادگى ورزید و مرزها را نگهبانى کنید و از خدا پروا نمایید امید است که رستگار شوید».
وقتی از این بانوی قرآنی در رابطه با مشکلات و توان مبارزه با آنها میپرسیم، میگوید: در این مسیر حفظ قرآن مشکلاتی که برای من وجود داشت، طبیعتا بیشتر از سایرین بود، زیرا من به دلیل مشکلی که در شنیدن صدای مربیان و یا حتی در مسابقات داشتم، سختیهایی متحمل میشدم اما هر چه فراز و فرودها بیشتر میشد، من مصممتر در طی این مسیر حرکت میکردم.
وی میافزاید: گاهی که استرس داشتم، لکنت زبان نیز میگیرم و به همین خاطر، هنگام تحویل دادن آیات حفظیام، نمیتوانستم آیات را خوب ادا کنم و مربی نیز به همین خاطر ایراد میگرفت و میگفت آیه را اشتباه خواندهای اما من درست خوانده بودم و آن مربی متوجه نمیشد.
تحقق آرزوی زیارت
چراغعلی با ذکر خاطرهای از یکی از مسابقات قرآن کریم و جایزه آن که سفر به مشهد بود میگوید: مسابقه حفظ 20 جزء قرآن بود و جایزه آن نیز سفر به مشهد و پابوسی آستان حضرت علیابن موسیالرضا(ع) بود و من خیلی دوست داشتم که زائر امام هشتم باشم؛ در آن مسابقات بسیار تلاش کردم و نهایتا نیز رتبه اول را کسب کردم و راهی این سفر مقدس شدم.
وی در رابطه با حضور در مسابقات قرآن کریم میگوید: گاهی در مسابقات داورها از مشکل من اطلاعی ندارند و من باید همه حواسم را جمع کنم تا متوجه شوم داور کدام آیه را از من میخواهد که تلاوت کنم. گاهی آیهای از خاطرم میرود و داورها در چنین زمانی ابتدای آیه را میگویند اما من متوجه نمیشوم و به همین خاطر امتیاز از دست میدهم.
لابهلای صحبتهایش امیدی موج میزند که نیازمند ساعتها تفکر و تأمل است؛ امید به دستان رحمت خداوند، تفکر در آرامشی که میان کلمات این بانوی قرآنی موج میزند. گرچه از نعمتی ظاهری بیبهره مانده است، اما برای قلبی که سرشار از نعمتی الهی است، هیچ مانعی نمیتواند راه رسیدن و تکامل و کمال را در پی داشته باشد.

امیدی به رنگ «یا عظیم ارجاء»
چراغعلی از عامل به قرآن بودن میگوید و اینکه این عامل بودن بسیار مهمتر و واجبتر از حافظ بودن است و میافزاید: حفظ قرآن به تنهایی بهرهای ندارد. یک حافظ قرآن باید عامل به آیات وحی باشد. توسل به قرآن و مساعدت از آیه آیه این کتاب الهی، میتواند راهگشای بسیاری از مسائل باشد؛ من هر گاه در زندگیام با مشکلی مواجه میشوم از قرآن مدد میگیرم و با ذکر «یا عظیمالرجاء» امیدی در قلبم ریشه میدواند.
در ادامه این گفتوگو پای صحبت پدر و مادر این بانوی قرآنی مینشینیم. پدر و مادری که به داشتن چنین فرزندی مفتخرند و حضور او را عامل آرامش و معنویت خانواده خود میدانند.
لحظاتی با علی چراغعلی؛ پدر بانو چراغعلی
علی چراغعلی، پدر این بانوی قرآنی، رضایت خویش را از دخترش عنوان میکند، پدری که میتوان برق شادی و افتخار به این فرزندش را در نگاهش به وضوح به تماشا نشست. میگوید از کودکیهای فرحناز برایش قرآن میخوانده است. بسیار دوست داشته که فرزندش در مسیری قرآنی حرکت کند و برای وی دعا میکرده است.
علی چراغعلی، احترام فرحناز به پدر و مادر را یکی از برجستهترین ویژگیهای وی میداند ومیگوید: هر بار که مرا می بیند جلوی پایم بلند شده و صلوات میفرستد. بسیار برای بنده و مادرش احترام قائل است و هر دوی ما بسیار از وی راضی و خشنود هستم.
مادر بانو چراغعلی: خدا را برای داشتن چنین فرزندی شاکرم
مادر بانوی چراغعلی، نیز در حالی که دستان دعایش رو به آسمان بلند میشود، خدا را برای داشتن چنین فرزندی بارها و بارها شکر میکند و میگوید: برای داشتن چنین فرزندی نمیدانم چگونه باید شاکر خداوند باشم. از همه فرزندانم راضیام و همگی صالح هستند. اما فرحناز از همان ابتدا متفاوتتر بود. بسیار مقید به حجاب بوده و علاقهمند به حفظ قرآن بود.
با وجود مشکل کمشنوایی هیچگاه نا امید نبود و همیشه از لطف خداوند سخن میگفت و به لطف خداوند و توکل بر او توانست با وجود همه موانعی که در مسیر حفظ قرآن به دلیل مشکل کمشنواییاش پیش میآمد بر آنها غلبه کرده و به آنچه هدفش بود، برسد.
رضایتی که در چشمان این پدر و مادر موج میزند را میتوان یکی از انوار لطفی دانست که در طی این مسیر همواره با این بانوی قرآن همراه بوده است. انواری که وی را به سمت مسیری سوق میداد که با تمام توان و با همه وجود به حقانیت و درستی آن ایمان داشت.
فرحناز چراغعلی، شاید نمونهای از هزاران انسانی باشد که حکمت الهی این طور برایش رقم زد که از نعمت شنوایی محروم بماند، اما آستین همت بالا زد و برای رسیدن به هدف، لحظهای وا نماند و به راهش ادامه داد. کم شنوایی، نه تنها مانعی برای طی این مسیر نشد، بلکه شاید بتوان گفت نعمتی بود که وی را برای رسیدن به هدفش مصممتر و سرسخت تر میکرد.
فرحناز چراغعلی در ادامه این گفتوگو به تنها خواسته خود از خداوند اشاره کرده و میگوید: هرکس آرامش خود را در راهی مییابند و من در این راهی که برگزیدم به آرامشی عمیق رسیدهام. همیشه در قنوت نمازهایم از خداوند میخواهم، که خدایا من را برای خودت تعلیم و تکمیل وتربیت بفرما وبرای لقای خودت آماده کن.
وی در ادامه میافزاید: عاقبت بخیری و روسفیدی نزد قرآن و اهلبیت(ع) خواستههای من از خداوند بزرگ است. واقعأ قرآن آرامش خاصی در من ایجاد میکند چرا که من به دلیل مشکلات خاصی که دارم، در جامعه رفت وآمد زیادی نمیکردم، کلاسهای متفرقه نیز نمی رفتم با اینکه بسیار دوست داشتم در مسیر دانستن گام بر دارم اما به دلیل ناتوانی که داشتم نمیتوانستم در این کلاسها شرکت کنم.
ورود به مسیر حفظ قرآن، شجاعتم را افزایش داد
چراغعلی اضافه میکند: از وقتی که وارد حفظ قرآن شدم، اعتماد به نفس و شجاعت خاصی یافتم؛ یعنی هرجا می رفتم کسی را همراه خود نمیبردم؛ در مسابقات حفظ و آزمون سازمان تبلیغات اسلامی، بدون هیچ همراهی شرکت میکردم با اینکه معمولا افرادی با شرایط بنده که از سازمان بهزیستی نیز نامه دارند، برای شرکت در چنین مسابقاتی میتوانند با خود همراه داشته باشند، اما من با تکیه به لطف خداوند و توکل بر او به تنهایی در این مسابقات شرکت میکردم.
از این بانوی قرآنی میخواهیم نصیحتی قرآنی برای همه آنهایی که از نعمت سلامتی بهرهمندند و غافل، داشته باشد، وی میگوید: قرآن مانند دریایی است که بسیار وسعت دارد؛ هر بار که کلمهایی از آن را میخوانی، احساس میکنی که باید دوباره برگردی و مفاهیمش را بخوانی، این چیزی است که هیچ جا مانند آن وجود ندارد و یک دعا برای حسن ختام: «ربنا اغفر لی ولوالدی وللمومنین یوم یقوم الحساب».
