گروه هنر: عضو هیئت علمی گروه ادبیات دانشگاه بوعلیسینا گفت: بحث امام زمان(عج) در اشعار کلاسیک به عنوان مصلح و منجی مطرح بوده است؛ اما مهمترین علم، علم تطبیق و رابطه آن با دال و مدلول است، یعنی منجی چه کسی است، لذا خیلی از شاعران این درک را به دست نیاوردهاند.

محمد آهی، عضو هیئت علمی گروه ادبیات دانشگاه بوعلیسینا، در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از همدان، اظهار کرد: بحث ولایت و مهدویت در ادبیات به ویژه ادبیات کلاسیک بازتابی ندارد چون امر بسیار عمیق و دقیقی است، لذا از میان این شعرا فقط حافظ آن را درک میکند.
وی افزود: بحث امام زمان(عج) در اشعار کلاسیک به عنوان مصلح و منجی مطرح بوده است؛ اما مهمترین علم، علم تطبیق و رابطه آن با دال و مدلول است، یعنی منجی چه کسی است، لذا خیلی از شاعران این درک را به دست نیاوردهاند.
عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلیسینا ابراز کرد: با توجه به اینکه فضای حاکم و سیاسی آن دوران مباحث ولایی نبود و بیشتر فضا اشعری گری بود و کلام امامی با معتزلی و اشعری متفاوت است از این رو امر ولایت را شاعران درک نکردهاند و در عصر صفویه کمی مطرح شد که آن هم در حد درک خودشان بوده است.
آهی با تأکید بر اینکه بین شاعران کلاسیک حافظ تنها فردی است که درک خوب از امر ولایت و غیبت دارد، عنوان کرد: حافظ اشعار فراوانی دارد که به امام دوازدهم اشاره کرده از آن جمله در شعر: ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت/ وی مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت و یا در شعر معروفش: ای غایب از نظر به خدا میسپارمت/ جانم بسوختی و به دل دوست دارمت که اشاره روشنی به امر ولایت دارد.
این استاد دانشگاه بیان کرد: در اشعار مولانا جلالالدین بلخی اشاره ای به امام زمان(عج) نمیبینیم وی انسان کامل را افرادی چون بایزید و منصور و ... می داند و مولانا اهل بیت(ع) را خوب درک نکرده است.
واقعا در زمان حافظ درک چنین امر مقدسی سخت بوده چون فضای حاکمیتی بر خلاف ولایت پذیری بوده، با تشکر از جناب دکتر.
واقعا چطور شاعری مثل مولانا از چنین مبحث مهمی غافل بوده با اون درجه عرفانی که در کتابهای بزرگان ازش گفته میشه؟
تک تک اشعار حافظ دوست داشتنی و کامل هست، آفرین بر شاعر بافهم ایران زمین
جانم بسوختی و به دل دوست دارم، الهم العجل لولیک الفرج
سلام، ممنون از این خبر زیبا من تا حالا نمیدونستم شعرای کلاسیک به چنین مبحث مهمی بی تفاوت بودن.