
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، پاکدامنى از فضایل برجستهاى است که در آموزههاى دینى ما بهویژه در قرآن کریم و روایات بر آن تأکید شده است.مشتقّات واژه «عفّت» که بهمعناى پاکدامنى است در قرآن کریم در چهار مورد بهکار رفته است؛ که یکى در آیه 273 سوره بقره و دیگرى آیه 6 از سوره نساء و آخرین مورد آن در آیات 33 و 60 از سوره مبارکه نور است.
مطالعه تاریخ حیات بشر در دورترین زمانهای ذکر شده، همراه با نشانههایی از تمسک همیشگی انسان به حفظ پاکی و احترام به عفت و پاکدامنی است. همه اینها و مراجعه به وجدان، گویای فطری بودن عفتطلبی انسان میباشد؛ یعنی: خداوند متعال، پاک بودن و پاک زیستن را در سرشت و نهاد بشر به ودیعت گذاشت.
پاکدامنی؛ مهمترین شرط در انتخاب همسر
آیات دیگرى هم در قرآن بهکار رفته است که پاکدامنى را از صفات برجسته مؤمنین معرّفى فرموده است، تا جایىکه به نقل از روایات، پاکدامنى برترین عبادتها محسوب شده است. علاوه بر همه اینها یکى از شرایط مهم انتخاب همسر در متون روایى و قرآن کریم همین صفت برجسته یعنى پاکدامنى بیان شده است.
پاکدامنى یکى از خلقیّات پسندیده و صفات عالیه انسانى است. ملکه عفّت، تمایلات جنسى آدمى را تعدیل میکند و انسان را از پلیدىهاى غریزه جنسى مصون نگاه میدارد.
از روزی که خداوند انسان را خلق کرد او را به پاکدامنی ظاهری و باطنی دعوت نمود و احکامی که برای او فرستاد بر این اساس است اگر از شراب او را نهی کرده است برای این است که شراب پلید و رجس است و اگر از خوک او را نهی فرمود برای این است که خوک پلید است و اگر از زنا و لواط و اعمال خلاف عفت نهی نمود برای این است که آنها انسان را از طهارت باطنی دور مینماید.
خداوند متعال در آیه 6 سوره نساء در این رابطه فرموده است: «وَابْتَلُواْ الْیَتَامَى حَتَّىَ إِذَا بَلَغُواْ النِّکَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُواْ إِلَیْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَأْکُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَن یَکْبَرُواْ وَمَن کَانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ وَمَن کَانَ فَقِیرًا فَلْیَأْکُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُواْ عَلَیْهِمْ وَکَفَى بِاللّهِ حَسِیبًا؛ و یتیمان را بیازمایید تا وقتى به [سن] زناشویى برسند پس اگر در ایشان رشد [فکرى] یافتید اموالشان را به آنان رد کنید و آنرا [از بیم آنکه مبادا] بزرگ شوند به اسراف و شتاب مخورید و آن کس که توانگر است باید [از گرفتن اجرت سرپرستى] خوددارى ورزد و هر کس تهیدست است باید مطابق عرف [از آن] بخورد پس هر گاه اموالشان را به آنان رد کردید بر ایشان گواه بگیرید خداوند حسابرسى را کافى است».
و نیز در آیه 373 سوره بقره آمده است: «لِلْفُقَرَاء الَّذِینَ أُحصِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِیمَاهُمْ لاَ یَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ؛ (این صدقات) براى آن (دسته از) نیازمندانى است که در راه خدا فروماندهاند، و نمیتوانند (براى تأمین هزینه زندگى) در زمین سفر کنند. از شدّت خویشتندارى، فرد بیاطلاع، آنان را توانگر میپندارد. آنها را از سیمایشان میشناسى. با اصرار، (چیزى) از مردم نمیخواهند. و هر مالى (به آنان) انفاق کنید، قطعاً خدا از آن آگاه است».
همچنین در آیه 33 سوره نور آمده است: «وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّى یُغْنِیَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَالَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْکِتَابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ فَکَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْرًا وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاکُمْ وَلَا تُکْرِهُوا فَتَیَاتِکُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَمَن یُکْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِکْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِیمٌ؛ و کسانى که [وسیله] زناشویى نمىیابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بینیاز گرداند و از میان غلامانتان کسانى که در صددند با قرارداد کتبى خود را آزاد کنند اگر در آنان خیرى [و توانایى پرداخت مال] مییابید قرار بازخرید آنها را بنویسید و از آن مالىکه خدا به شما داده است به ایشان بدهید [تا تدریجاً خود را آزاد کنند] و کنیزان خود را در صورتىکه تمایل به پاکدامنى دارند براى اینکه متاع زندگى دنیا را بجویید به زنا وادار مکنید و هر کس آنان را به زور وادار کند در حقیقت خدا پس از اجبار نمودن ایشان [نسبت به آنها] آمرزنده مهربان است».
همچنین در آیه 60 سوره مبارکه نور آمده است: «وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِی لَا یَرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَن یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَةٍ وَأَن یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ و بر زنان از کار افتادهاى که [دیگر] امید زناشویى ندارند گناهى نیست که پوشش خود را کنار نهند [بهشرطى که] زینتى را آشکار نکنند و عفت ورزیدن براى آنها بهتر است و خدا شنواى داناست».
ازدواج بهترین راه پاکدامنی
در نزد خداوند متعال که خالق انسانها میباشد، عمل ازدواج بهترین بنا محسوب میشود و کسانیکه غرایز جنسی خود را فقط بهوسیله ازدواج مشوع، اطفا نمایند، پاک محسوب میشوند چنانکه خداوند متعال در آیه 32 سوره نور، 223 بقره و 3 نساء به این مبحث اشاره داشته و در آیه سوم سوره نساء فرموده است: «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ؛ و اگر در اجراى عدالت میان دختران یتیم بیمناکید هر چه از زنان [دیگر] که شما را پسند افتاد دو دو سه سه چهار چهار به زنى گیرید پس اگر بیم دارید که به عدالت رفتار نکنید به یک [زن آزاد] یا به آنچه [از کنیزان] مالک شدهاید [اکتفا کنید] این [خوددارى] نزدیکتر است تا به ستم گرایید [و بیهوده عیالوار گردید]».
همچنین در آیه 32 سوره نور میفرماید: «وَأَنکِحُوا الْأَیَامَى مِنکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِن یَکُونُوا فُقَرَاء یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛ بیهمسران خود و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید اگر تنگدستند خداوند آنان را از فضل خویش بینیاز خواهد کرد و خدا گشایشگر داناست».
همچنین خداوند متعال در آیه 223 سوره بقره فرموده است: «نِسَآؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ فَأْتُواْ حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّکُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ؛ زنان شما کشتزار شما هستند پس از هر جا [و هرگونه] که خواهید به کشتزار خود [در]آیید و آنها را براى خودتان مقدم دارید و از خدا پروا کنید و بدانید که او را دیدار خواهید کرد و مؤمنان را [به این دیدار] مژده ده».
در آیات اول تا پنجم سوره مؤمنون یکی از اوصاف مؤمنین را پاک بودن از حرام جنسی ذکر کرده و فرموده است: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿۱﴾الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿۲﴾وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ﴿۳﴾وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَاةِ فَاعِلُونَ ﴿۴﴾وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ». همچنین در آیه 30 سوره نور در این رابطه فرموده است: «قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ؛ به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاکدامنى ورزند که این براى آنان پاکیزهتر است زیرا خدا به آنچه میکنند آگاه است».
در آیه 31 این سوره نیز میفرماید: «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ».
در این آیه خداوند متعال فرموده است: «و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعاً از آن پیداست و باید روسرى خود را بر سینه خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش] خود یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد که [از زن] بینیازند یا کودکانى که بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نکردهاند آشکار نکنند و پاهاى خود را [به گونهاى به زمین] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مىدارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید».
از جمله فرقهای ازدواج با بیعفتی آن است که ازدواج، نشاط دو زوج در زندگی، با کمال آزادی و دور از هر اضطراب و ناآرامی و ذلت، تامین میشود اما در بیعفتی، شخص ناعفیف از یک طرف در پیش وجدان و عاطفه خود و از طرف دیگر در بین افراد جامعه اسلامی شرمسار است و در آخرت نیز در عذاب الهی خواهد سوخت.
زن مسئول امور خانه
اسلام مسئولیت اداره خانه و امور خانهداری را به عهده زن گذاشته است آنچنان که پیامبراکرم(ص) فرمود: «زن سرپرست خانه شوهرش بوده و مسئول است». با توجه به روایات معصومین(ع) متوجه میشویم که از نظر اسلام، خوب است زن به اموری مشغول شود که تماس او را با جنس مخالف محدود سازد چراکه زن گوهری است که باید خود را از دستبرد نامحرمان دور نگه دارد زنی که با حجاب در کوچه و خیابان ظاهر میشود، هم ارزش خود را بالا میبرد و هم آسیبی به سلامت روانی و اخلاقی جامعه وارد نمیکند و خانمی که رعایت حجاب اسلامی را نمیکند هم ارزش خود را پایین آورده و هم مانند میکروبی است که دیگران را آلوده و مریض میکند. رسول خدا(ص) در معراج، در هنگام بازدید از جهنم دیدند که: «زنی را به موی سرش آویزان کرده بودند و او مغز سرش را میجوید! از جبرئیل درباره او پرسیدم فرمود: او در دنیا موی سر خود را از نامحرم نمیپوشانده است».
آثار مخرب ناپاکی در جامعه و خانواده
کارهای خلاف عفت و پلید از جهت مفاسدی که بر آنها بار است، حرام شدهاند و الا خداوند نمیخواهد که انسان به سختی بیافتد و یا ریاضت بکشد. امام رضا(ع) فرموده است: «زنا برای این حرام شده است که در آن فساد است، فسادهایی چون قتل انسان، از بین رفتن نسبها، ترک تربیت کودکان، فساد در ارث و امثال این مفاسد».
در جوامعی که براساس اباحیگری و آزادی و بیبندوباری روابط جنسی وجود دارد، آثار مخرب و ویرانکنندهای بهوجود میآید که از دید جامعهشناسان و حتی سیاستمداران پنهان نمانده است لذا گاهی به این مسئله اعتراف دارند که علت این مشکلات و معضلات روزافزون جوامع غربی، عدم اعتنا به مقررات الهی در روابط جنسی است.
از جمله آثار مخرب بینبندوباری و عدم پاکدامنی میتوان به فساد نظام خانوادگی، افزایش آمار طلاق، افزایش بیماریهایی مثل ایدز، کثرت تجاوز و جنایت و از بین رفتن اخلاق سالم در جامعه و بیاعتمادی به هم و مردن فضیلتهای اخلاقی در بین اقشار مختلف مردم، از بین رفتن عاطفه و محبت، احساس پوچی در بین جوانان اشاره کرد.
بهترین و بدترین زنان
جابربن عبدالله انصاری روایت کرده است که او از پیامبرخدا(ص) شنید که فرمود: «بهترین زنان شما زنی است که بچهآور، مهربان، پاکدامن، نزد فامیلش عزیز و محترم، در مقابل شوهر متواضع و فروتن، آرایش کننده خود برای شوهر، بیاعتنا به دیگران، مطیع فرمان شوهر و در اختیار همسر خود در خلوت باشد و مانند برخی از مردان، پست و هرجایی نباشد» و نیز فرموده است: «بهترین زنان شما زنانی هستند که مهریه آنان کم باشد».
همچنین رسول خدا ویژگیهای زنان بد را بیان کرده است جابر بن عبدالله انصاری روایت کرده است که شنیدم پیامبر(ص) خطاب به مسلمانان میفرماید: آیا میخواهید شما را از بدترین زنان آگاه سازم؟ گفتند: بلی یا رسول الله، فرمود: بدترین زنان زنی است که در میان فامیلش خوار و بیمقدار باشد، به شوهرش بزرگی بفروشد، با او کینهتوز باشد، در غیاب شوهرش خود را آرایش کند، از شوهر کناره بگیرد و خود را در اختیارش نگذارد به سخن شوهر خود گوش نمیدهد، فرمان او را نمیبرد و عذرخواهی شوهر خود را نمیپذیرد و از تقصیر و گناه او نمیگذرد».
فرق پاکدامنان با ناپاکان
حجتالاسلام محمدتقی صرفیپور، از کارشناس مذهبی و امام جمعه سابق پلدختر در گفتوگو با خبرنگار ایکنا در رابطه با تفاوتهای پاکان و ناپاکان گفت: فکر و ذکر پاکان درباره سلامتی خانواده و جامعه و راههای پیشرفت علمی و صنعتی و اقتصادی و نظامی است ولی فکر و ذکر ناپاکان عمل زنا و لواط و استمناء بوده و اینکه امروز و امشب چه کسی را به تور بیاندازند و عمل نامشروع انجام دهند.
وی افزود: پاکان برای خانواده وآبروی خود ارزش و اهمیت قائلند ولی ناپاکان این مسائل را قدیمی میدانند و ارزش خود را در ارتباط نامشروع با دیگران حتی اعضای خانواده میدانند و دنبال این هستند که دایره کارهای زشت خود را میان خانواده خود بکشند و خواهر و برادر و زن داداش و خواهر زن و شوهر خواهر را هم آلوده کنند. صرفیپور در ادامه به حدیثی از امام علی(ع) اشاره کرد که فرموده است: «در آخرالزمان که نزدیک قیامت و بدترین زمانهاست، زنانی پیدا شوند که خیابانگرد، عریان، از دین بیگانه، دنبالهرو فتنهها و هوسها و پیرو شهوات و شتابان به لذتها! و حلال کننده حرامها هستند اینها گرفتار ابدی دوزخ میباشند».
وی ادامه داد: افراد پاک چنان ارزشی برای پاک ماندن خود قائلند که گاهی برای حفظ پاکی خود جان خود را از دست میدهند مردانی هم بودند که هیچگاه در برابر حتی ثروتهای زیاد حاضر به آلوده کردن خود نشدند همینطور که اکثر مردان ایرانی در زندگی خود جزء با همسر شرعی و قانونی خود با زن دیگری رابطه جنسی نداشته و ندارند.
این کارشناس مذهبی گفت: انسانهای عاقل و خردمند نه تنها روا نمیدانند که برای اشباع تمایلات نفسانی خود پا بر قوانین الهی، فطری، اجتماعی، اخلاقی و انسانی بگذارند بلکه نفس خود را کنترل میکنند و در محدوده دین و قانون، تمایلات خود را ارضا مینمایند.