
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اردبیل، امام حسن(ع) از نظر ظاهری بسیار زیبا و شباهت زیادی به رسول خدا(ص) داشتند. حلم بیپایان، علم فراوان، جود و عبادت، زهد و بلاغت، تواضع و شجاعت آن حضرت، نه دوست بلکه دشمن را به اعتراف و اعجاب واداشته است و فضیلت و افتخار، آن است که دشمن به آن گواهی دهد. هفت سال از عمر پر برکت امام حسن(ع) در زمان پیامبر(ص) و سى سال در زمان پدرش امیرمؤمنان(ع) سپری شد. دوران امامت ایشان نیز بعد از پدر بزرگوارش 10 سال طول کشیده و سرانجام در سال 50 هجرى با توطئه معاویه بر اثر مسمومیت بدست همسرش جعده در سن 48 سالگى به شهادت رسیده و در قبرستان بقیع در شهر مدینه مدفون شدند.
امام حسن(ع) در نگاه پیامبر اسلام(ص)
امام حسن(ع) نور دیده پیامبر اسلام(ص) و تربیت یافته در دامان ایشان بود. محبتهای وافر آن حضرت در مورد امام حسن(ع) و امام حسین(ع) خود بحث مستقل و نیازمند نگارش کتاب مستقلی در این زمینه میباشد. از مشهورترین جملات پیامبر اسلام(ص) در این زمینه این است که ایشان امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را بعنوان آقای جوانان اهل بهشت و ریحانه خود معرفی نمودهاند(11). و در جای دیگری فرمودهاند: «هرکس حسن(ع) و حسین(ع) را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر که با آن دو دشمنى کند با من دشمنى کرده است(12)». در جای دیگری آمده است که پیامبر اسلام(ص) فرمودند: « پدرم و مادرم فدای تو (امام حسن(ع)) باد هرکه مرا دوست دارد این (حسنم) را نیز دوست بدارد(14)».
پیامبر اسلام(ص) در جای دیگری در مورد عقل و کاردانی امام حسن(ع) فرمودهاند: «اگر عقل، خود را به صورت مردی نشان دهد، آن مرد، حسن(ع) است(13)».
سخاوت و گشادهدستی کریم اهلبیت(ع)
یکی از خصلتهای بارز امام حسن(ع) گشادهدستی و بخشندگی ایشان بود که باعث شد بهنام کریم اهلبیت(ع) مشهور شوند. امام حسن(ع) هیچگاه سائلی را رد نکرده و در برابر درخواستش «نه» نگفت، و چون به آن حضرت عرض شد: چگونه است که هیچگاه سائلی را رد نمیکنید؟ پاسخ داد: «من سائل درگاه خدا و راغب در پیشگاه اویم، و من شرم دارم که خود درخواست کننده باشم و سائلی را رد کنم ....»(1). مورخان و دانشمندان در شرح زندگانى پرافتخار آن حضرت، بخششهای بىسابقه و انفاقهای بسیار بزرگ و بىنظیری ثبت کردهاند که در تاریخچه زندگانى هیچ یک از بزرگان به چشم نمیخورد و این خود نشانه دیگرى از عظمت نفس و بیاعتنایى آن حضرت به مظاهر فریبنده دنیا است، بطوریکه آوردهاند: «امام حسن(ع) در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایى خود را در راه خدا خرج کرد و سه بار ثروت خود را به دو نیم تقسیم کرده و نصف آن را براى خود نگهداشته و نصف دیگر را در راه خدا بخشید»(2).
از سنتهای این امام همام در بخشش آن بود که عطای ایشان به مستمندان به مقداری نبود که کفاف هزینه چند روز اندک از مخارج آن فرد را نموده باشد، بلکه امام حسن(ع) گاهى مبالغ قابل توجهى پول را، یکجا به مستمندان میبخشید و با این کار براى همیشه شخص فقیر را بىنیاز میساخت و او میتوانست با این مبلغ، تمام احتیاجات خود را برطرف نموده و زندگى آبرومندانهاى تا آخر عمر برای خود تشکیل دهد(3).
حسن خلق
امام حسن(ع) بسیار گشادهرو و مهربان و در مقابل بیحرمتی دیگران بسیار صبور و باگذشت بودند. این خصوصیت و منش اخلاقی که در کنف تربیت رسول خدا(ص) و امیرمؤمنان علی(ع) و فاطمه(س) پدید آمده بود، موجب شد که ایشان تا آخر عمر به عنوان یکی از محسنان و نیکوکاران روزگار مطرح باشد.
ماجرای امام حسن(ع) با مرد شامی ماجرایی مشهور است که امام در مقابل دشنام و ناسزاهای آن مرد بجای دشنام متقابل ابتدا سلام نموده و با لبخند و مهربانی فرمود: «پیر مرد! فکر مىکنم غریب هستى و شاید در اشتباه افتادهاى. اگر به چیزى نیازى دارى، برآورده کنیم، اگر راهنمایى مىخواهى، راهنمائیت کنیم و اگر گرسنهاى سیرت کنیم، اگر برهنهاى لباست دهیم، و اگر نیازمندى، بىنیازت کنیم، اگر جا و مکان ندارى، مسکنت دهیم و مىتوانى تا برگشتنت میهمان ما باشى و ... ». در روایت آمده است که مرد شامى در برابر این خُلُق عظیم شرمنده شده و با گریه گفت: «اَشهَدُ اَنَّکَ خلیفه الله فِى ارضه»«شهادت میدهم که تو جانشین خداوند بر روی زمین هستی» و سپس این آیه (آیه 124 سوره انعام) را خواند: «الله اَعلَم حَیثُ یَجعل رِسالَتَه ...» « خدا داناتر است که رسالت خود را در کجا قرار دهد» و سپس گفت: تو و پدرت نزد من مبغوضترین افراد بودید، ولى اکنون محبوبترین افراد در نزد من هستید(4).
شجاعت و دلیری
امام حسن(ع) به شهادت تاریخ، فردى بسیار شجاع و با شهامت بود و هرگز ترس و بیم در وجود او راه نداشت. او در راه پیشرفت اسلام از هیچگونه جانبازى دریغ نمىورزید و همواره آماده مجاهدت در راه خدا بود. امام حسن(ع) در جنگ جمل، در رکاب پدر بزرگوار خود در خط مقدم جبهه جنگیده و از یاران دلاور و شجاع امام على(ع) سبقت مىگرفت و بر قلب سپاه دشمن حملات سختى مىکرد(5). در جنگ صفین نیز، در بسیج عمومى نیروها و گسیل داشتن ارتش امام علی(ع) براى جنگ با سپاه معاویه، نقش مهمى برعهده داشته و با سخنان پرشور و مهیج خویش، مردم کوفه را به جهاد در ارتش اسلام و سرکوبى خائنان و دشمنان اسلام دعوت نمود(6). آمادگى ایشان براى جانبازى در راه حق در حدی بود که امیرمومنان(ع) در جنگ صفین از یاران خود خواست که او و برادرش حسین بن على(ع) را از ادامه جنگ با دشمن باز دارند تا نسل پیامبر(ص) با کشته شدن این دو بزرگوار از بین نرود(7).
امام حسن(ع) هرگز در بیان حق و دفاع از حریم اسلام نرمش نشان نداده و علناً از اعمال ضد اسلامى معاویه انتقاد مىکرد و سوابق زشت و ننگین معاویه و دودمان بنى امیه را بىپروا فاش مىساخت که مناظرات مهیج و کوبنده ایشان با معاویه و مزدوران و طرفداران او نظیر: عمرو عاص، عتبه بن ابى سفیان، ولید بن عقبه، مغیره بن شعبه و مروان حکم گویای وجود ریشه عمیق شجاعت علوی در وجود ایشان بود(8).
عبادت و تهجد
همه امامان از جمله این امام همام علاقه وافری به راز و نیاز، عبادات شبانه و مناجات با معبود یکتای خویش داشتند. در حالات عرفانی امام حسن(ع) آمده است که آن حضرت هنگام وضو گرفتن بدنش مىلرزید، و چهرهاش زرد مىشد، از ایشان درباره راز این امر سوال شد که فرمود: «بر هر کسى که در پیشگاه خداوند مىایستد لازم است که (از عظمت الهى) رنگش زرد و اندامش به لرزه افتد(9)».
در مورد تهجد، عبادت و خوف از خداوند امام حسن(ع) حدیث امام صادق(ع) کافیست که فرمودهاند: «(امام) حسن بن علی(ع) عابدترین، زاهدترین و برترین مردم زمان خویش بود، هرگاه حج به جا مىآورد پیاده و گاهى پا برهنه بود، همیشه این گونه بود که اگر یادى از مرگ و قبر و قیامت مىکرد گریه مىکرد. وقتى یادى از گذشتن از صراط مىکرد، گریه مىکرد، وقتى یادى از عرضه شدن در پیشگاه الهى(براى حساب و کتاب) مىکرد، صداى حضرت بلند مىشد، تا آنجا که غش مىکرد (و بیهوش مىافتاد)، و هر گاه براى نماز مىایستاد، بند بند وجود او در مقابل خدایش مىلرزید و هر وقت از بهشت و جهنم یاد مىکرد، مانند مار گزیده مىپیچید، و از خداوند بهشت را درخواست مىکرد(10)».
همانگونه که در حدیث فوق نیز آمده است، از دیگر فضایل اخلاقی این بزرگوار تشرف پا پیاده (و گاهی پا برهنه) ایشان به خانه خدا بود و در توضیح دلیل این کار میفرمود: «من شرم دارم خداوند را ملاقات کنم در حالی که پیاده به خانه او نرفته باشم(15)». ایشان بنابر نقلی بیست بار و در نقل دیگری بیست و پنج بار با پای پیاده به سفر حج رفتند(5).
صلح امام
بدون شک ارزش صلح امام حسن(ع) با توجه به شرایط زمانی و مکانی خاص خود، کمتر از جنگ و شهادت امام حسین(ع) نبود. خیانت طرفداران ایشان، تهدید و تطمیعهای معاویه، صلاح و مصلحت مسلمانان در آن دوره حساس، جلوگیری از کشتار و خونریزی و نهایتا تشکیل مثلث زر و زور و تزویر معاویه باعث بروز وقایعی شد که امام(ع) را مجبور به امضای صلحنامه با معاویه کرد. در این شرایط امام حسن(ع) منطقا و قاعدتا نمی توانست وارد مبارزه با معاویه گردد تا اینکه ایشان ناچار به پذیرش صلح تحمیلی شد.
براساس این صلحنامه، حکومت به این شرط که به کتاب خدا و سنت رسول او و سیره خلفای صالح، عمل کند به معاویه سپرده میشود. در ضمن، پس از معاویه خلافت به امام حسن(ع) واگذار میگردید. همچنین معاویه براساس این صلحنامه ملزم شد که دشنام دهی به امیرالمؤمنین علی(ع) و بد گفتن از ایشان در منابر عمومی را ممنوع سازد. در امان بودن یاران امام علی(ع)، عدم تعرض به آنان و محفوظ ماندن جان و مال و فرزند و ناموسشان از هر گزندی از دیگر مفاد این صلحنامه به شمار میرفت که متاسفانه معاویه به هیچ کدام از مفاد این صلحنامه پایبند نشده و دقیقا خلاف آنها عمل نمود. اما بیتردید میتوان گفت صلح امام حسن(ع)، چهره واقعی معاویه را آشکار ساخت و دستگاه جور او را به مردم شناساند. از این رو معاویه درصدد حذف فیزیکی امام برآمد و سرانجام، نقشه کشتن ایشان را طراحی کرد(16).
متأسفانه بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص)، به دلایلی که ذکر آنها در این نوشتار نمیگنجد، انحرافاتی بر سر جانشینی پیامبر اسلام(ص) رخ داد که وجود همین مسایل نیز باعث شد افرادی مثل معاویه که به هیچ عنوان صلاحیت خلافت در جامعه مسلمانان را نداشتند با استفاده از خدعه و نیرنگ و... جانشینان الهی پیامبر(ص) را کنار گذاشته و خود ادعای خلافت نمایند و همین عامل صدمات جبران ناپذیری به پیکره اسلام وارد نمود که بدون شک تبعات آن تا امروز نیز در جامعه اسلامی باقی مانده است. بیشک قیام امام حسین(ع) و بروز فاجعه کربلا نیز خود اعتراض علنی به این خفقان و ظلم حاکم در جامعه بود که دشمنان اسلام با وقاحت تمام فرد سگباز، شرابخوار و... مثل یزید را بعد از معاویه بعنوان خلیفه مسلمانان معرفی نموده بودند و بعد از شهادت امام حسین(ع) نیز خفقان حاکم در زندگی امامان معصوم(ع) نیز خود ریشه در همین مسایل دارند.
در هرحال، در جامعه جهانی کنونی که خلأ مسائل معنوی و اخلاقی بیشتر احساس میگردد، معرفی الگوهای شخصیتی بخصوص به نسل جوان امری لازم و ضروری میباشد. با گذشت زمان و پیشرفتهای علمی بشری در جنبههای مختلف، شیوه زندگی بشر نیز بطور مستمر در حال تغییر و تحول بوده و خواهد بود اما اصول و ارزشهای اخلاقی همچون شجاعت، پاکدامنی، صداقت، یاری دیگران و ... اصول ثابتی میباشند که ریشه در عمق ذات انسانها داشته و بشر امروزی جهت متجلی نمودن این صفات اخلاقی نیاز به معرفی الگوهای انسانی دارد که در این میان بهترین این الگوها وجود نورانی ائمه معصومین(ع) میباشد. امید است با معرفی هرچه بهتر و بیشتر این الگوهای شخصیتی بزرگ بخصوص در فضای مجازی تاثیرگذار کنونی، در ارتقاء فرهنگ دینی و قرآنی جامعه موثر باشیم.
یادداشت از تقی قاسمی خادمی؛ فعال و پژوهشگر قرآنی
منابع:
1. کنز المدفون سیوطی، (چاپ بولاق)، ص 234 و نور الابصار شبلنجی، ص 111.
2. بحارالانوار، ص339، ذیل روایت 13/ تاریخ یعقوبى، ج2، ص215.
3. http://hazratimamhassan.persianblog.ir
4. بحار الانوار، ج43، ص344، ذیل روایت 16.
5. ابن شهراشوب، مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 21.
6. ابن واضح، تاریخ یعقوبى، نجف، منشورات المکتبه الحیدریه، 1384 ه".ق، ج 2، ص 170 - ابن قتیبه دینورى، الامامه والسیاسه، ط 3، قاهره، مکتبه مصطفى البابى الحلبى، 1382 ه".ق، ج 1، ص 67.
7. ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، قاهره، داراحیأ الکتب العربیه، 1961 م، ج 11، ص 25 (خطبه 200).
8. طبرسى، احتجاج، نجف، المطبعه المرتضویه، ص 144-150.
9. بحارالانوار، ج 43، ص 339.
10. بحار الانوار، ج43، ص331، روایت 1.
11. بحارالانوار، ج43، ص262.
12. بحار الانوار، ج 43، ص 264.
13. فرائد السمطین، ج2، ص 68.
14. کنز العمال ج 16، ص 262 ـ ج 5، ص102.
15. صلح امام حسن، شیخ راضی آل یاسین با ترجمه حضرت آیت الله خامنهای.
16. تحلیلی از خلق امام حسن(ع) و زمانهاش، سایت خبری دانشجویان ایران(ایسنا)، کد خبر: 93093017348
بسیار زیبا و عالی بود.