کد خبر: 3325373
تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۹۴ - ۰۹:۵۲

نگاهی بر حوادث شب شهادت امیرالمؤمنین(ع)

گروه اندیشه: امام علی(ع) در شب ۲۱ ماه رمضان در اثر سم مهلک ضربت شمشیر ابن ملجم به شهادت رسیده و به لقای الهی شتافتند. در این شب کسى رحلت فرمود که پیشینیان در عمل از او سبقت نگرفتند و آیندگان نیز در کردار بدو نخواهند رسید و بدون شک دنیا دوباره شخصی باعظمت‌تر از او به‌خود نخواهد دید.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اردبیل، امام على(ع) هیچ‌گاه هراسی از مرگ نداشته و بلکه در سراسر عمر خود با مرگ دست به گریبان بودند. چنان‌چه خود نیز می‌فرمود: «براى من فرق نمی‌کند که مرگ بسراغ من آید و یا من بسوى مرگ روم». خفتن ایشان در بستر پیامبر(ص) در شب لَیلَه المَبیت و مجاهدت‌های ایشان در صف اول و خط مقدم تمامی غزوات و جنگ‌های تحمیلی بر علیه پیامبر اسلام(ص) و سایر جنگ‌ها در صدر اسلام، گویای شجاعت بی‌نظیر و نهراسیدن از مرگ این مجاهد بزرگ بود، بگونه‌ای که شعف ایشان در لحظات آخر عمر شریف خویش جهت دیدار و لقای پروردگارش دو چندان بود. اولین سفارش و وصیت ایشان در لحظات آخر عمر تاکید به تقوی، دوری از محرمات الهی و ترس از خداوند متعال بود، چرا که خود تندیس تقوا و قرآن ناطقی بودند که در تمامت عمر به اندازه چشم برهم زدنی از ذکر یاد و نام خداوند متعال غفلت نکرده بودند. ایشان بعنوان تندیس عدالت حتی در مورد قاتل خویش نیز سفارش به رعایت عدالت می‌کردند. مزار امام علی(ع) بنابه دلایلی تا سال‌ها بعد از رحلت آن حضرت پنهان بوده و بعدها توسط امام صادق(ع) به شیعیان معرفی گردید.

سفارش به رعایت تقوا و ترس از خداوند متعال؛ اولین سفارش امام علی(ع)
امام علی(ع) در لحظات شهادت خویش در وصیت خود به حَسنین(ع) چنین فرمودند: «اوصیکما بتقوى الله و ان لا تبغیا الدنیا و ان بغتکما، و لا تأسفا على شى‏ء منها زوى عنکما...» «شما را به تقوى و ترس از خدا سفارش می‌کنم و این‌که دنیا را نطلبید اگرچه‏ دنیا شما را بخواهد و به آنچه از(زخارف دنیا) از دست شما رفته باشد تأسف نخورید و سخن راست و حق گوئید و براى پاداش(آخرت) کار کنید، ستمگر را دشمن باشید و ستم‌دیده را یارى نمائید».
و در جای دیگری به همه فرزندان و اهل‌بیت(ع) خویش فرمودند: «شما و همه فرزندان و اهل‌بیتم و هر که را که نامه من به او برسد به تقوى و ترس از خدا و تنظیم امور زندگى و سازش میان خودتان سفارش می‌کنم، زیرا که از جد شما پیغمبر(ص) شنیدم که می‌فرمود: سازش دادن میان دو تن(از نظر پاداش) بهتر از تمام نماز و روزه(مستحبى) است. از خدا درباره یتیمان بترسید و براى دهان آن‌ها نوبت قرار ندهید(که گاهى سیر و گاهى گرسنه باشند) و در اثر بى‌توجهى شما در نزد شما ضایع نگردند، درباره همسایگان از خدا بترسید که آن‌ها مورد وصیت پیغمبرتان هستند و آن‌حضرت درباره آنان همواره سفارش می‌کرد تا این‌که ما گمان کردیم براى آنها میراث قرار خواهد داد. و بترسید از خدا درباره قرآن که دیگران با عمل کردن به آن بر شما پیشى نگیرند. درباره نماز از خدا بترسید که ستون دین شما است و درباره خانه پروردگار(کعبه) از خدا بترسید و تا زنده هستید آن‌را خالى نگذارید که اگر خالى بماند(از کیفر الهى) مهلت داده نم‌یشوید. و بترسید از خدا درباره جهاد با مال و جان و زبانتان در راه خدا و ملازم هم‌بستگى و بخشش به یک‌دیگر باشید و از پشت کردن به‌هم و جدائى از یک‌دیگر دورى گزینید، امر بمعروف و نهى از منکر را ترک نکنید (و اِلّا) اشرارتان بر شما حکم‌رانى کنند و آن‌گاه شما(خدا را براى دفع آن‌ها میخوانید) و او دعایتان را پاسخ نگوید».

به قاتلم فقط یک ضربت بزنید! از غذای من به او نیز بدهید و او را شکنجه مکنید
«اى فرزندان عبد المطلب! مبادا به بهانه این‌که بگوئید امیرالمؤمنین(ع) کشته شده است در خون‌هاى مردم فرو روید و باید بدانید که به عوض من کشته نشود مگر کشنده من، بنگرید زمانی‌که من از ضربت او مُردم شما هم به عوض آن، ضربتى به‌ وى بزنید و او را مُثله نکنید که من از رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود: «از مثله کردن اجتناب کنید اگر چه نسبت به سگ آزار کننده باشد».
باتوجه به این‌که طبیب آن حضرت فرموده بودند بهترین و تنهاترین دارو برای سم مهلک وارد شده به بدن آن حضرت شیر است، مقدارى شیر براى امام(ع) حاضر نمودند و کمى میل کرده و فرمود: «به زندانى خود نیز از این شیر بدهید و او را اذیت و شکنجه نکنید و اگر من زنده ماندم خود دانم و او، اگر درگذشتم فقط یک ضربت به او بزنید، زیرا او یک ضربت بیش‌تر به من نزده است» و رو به فرزندش حسن(ع) نموده و فرمود: «یا بنى انت ولى الامر من بعدى و ولى الدم فان عفوت فلک و ان قتلت فضربه مکان ضربه» «پسر جانم پس از من تو ولى امرى و صاحب خون من هستى، اگر او را ببخشى خود دانى و اگر به قتل رسانى در برابر یک ضربتى که به من زده است یک‌ضربت به او بزن».
چون على(ع) در اثر سمى که بوسیله شمشیر از راه خون وارد بدن نازنینش شده بود، بی‌حال و قادر بحرکت نبود، لذا در این ‌مدت نمازش را نشسته می‌خواند و دائم در ذکر خدا بود. ایشان در لحظات آخر عمر شریف خویش تمام اهل‌بیت(ع) خویش را گردآورده و وصیت دیگری بدان‌ها فرمود و مجددا از هوش رفت.

آخرین سفارش به امام حسین(ع) و برادر باوفایش حضرت ابوالفضل(ع)
امام علی(ع) مجددا تکانى خورده و به فرزندش حسین(ع) فرمود: «پسرم زندگى تو هم ماجرائى خواهد داشت(اشاره به واقعه خونین کربلا و شهادت مظلومانه حضرت سیدالشهداء(ع))، فقط صابر و شکیبا باش که«اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الصابرین(همانا خداوند صبرکنندگان را دوست می‌دارد)». حضرت عباس(ع) نیز در زمان شهادت امام علی(ع) چهارده ساله بودند، او با چشمانی اشک‌بار، اندوهگینِ از دست رفتن پدر گرامی خویش بود. امام علی(ع) در لحظات آخر عمر شریف خویش از او خواست که در عاشورا و در کربلا برادرش حسین را تنها نگذارد.

عروج نفس مطمئنه به ملکوت الهی
در این هنگام على(ع) در سکرات موت بود و پس از لحظاتى چشمان مبارکش به آهستگى فرو خفت و در آخرین نفس فرمود: «اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلّا الله وَحدهُ لا شَریکَ لَه وَ اَشهَدُ اَنَّ مُحمَّدا عَبدُه َو رَسولُه»
پس از اداى شهادتین آن لب‌هاى نیمه باز و نازنین بهم بسته شد و طایر روحش به اوج ملکوت اعلا پرواز نمود و بدین ترتیب دوران زندگى مردى که در تمام مدت ‏عمر جز حق و حقیقت هدفى نداشت به پایان رسید. سن شریف امام علی(ع) هنگام شهادت 63 سال و مدت امامت‌اش نزدیک سى سال و دوران خلافت ظاهری‌اش نیز در حدود پنج سال بود.
در شب 21 ماه رمضان کسى از دنیا رحلت فرمود که پیشینیان در عمل از او سبقت نگرفتند و آیندگان نیز در کردار بدو نخواهند رسید. او چنان کسى بود که در کنار رسول خدا(ص) پیکار می‌کرد و جان خود را سپر بلاى او می‌نمود. پیامبر اکرم(ص) پرچم را بدست با کفایت او می‌داد و براى جنگیدن با دشمنان دین، وى را در حالی‌که جبرئیل و میکائیل از راست و چپ هم‌دوش او بودند، به میدان کارزار می‌فرستاد و از میدان‌هاى رزم برنمی‌گشت مگر با فتح و پیروزى که خداوند نصیب او می‌فرمود. او در شبى شهادت یافت که عیسى بن مریم(ع) در آن شب به آسمان رفت و یوشع بن نون(وصى حضرت موسى(ع)) نیز در آن شب از دنیا رخت بربست.

دفن امام علی(ع)
امام حسن(ع) به اتفاق امام حسین(ع) و چند تن دیگر به‌تجهیز و کفن ایشان پرداختند. پس از انجام غسل و کفن به دستور امام حسن(ع)، جز فرزندان امیرالمؤمنین(ع) و شماری از یاران خاص آن حضرت، همه برگشتند و آن تابوت بر دوش جبرئیل و میکائیل و حسن و حسین(ع) از کوفه دور شد و به سوی نجف(منطقه غری) رهسپار شد(1). ایشان وصیت فرموده بودند که قسمت جلویی تابوت را کسی حمل ننموده و تشییع‌کنندگان قسمت عقبی تابوت را حمل نمایند.

توقف تابوت در محل قبر
در نقطه ای از سرزمین نجف، جلو تابوت به زمین آمد و فرزندان آن حضرت نیز عقب آن را بر زمین نهادند و امام حسن(ع) همان‌گونه که پدر سفارش فرموده بود بر آن پیکر پاک نماز خواند پس از نماز، تابوت را کنار زدند و با جا به جا کردن خاک، آرامگاهی ساخته و پرداخته یافتند که سنگ نوشته‌ای نشان می‌داد که آن قبر را حضرت نوح(ع) برای بنده برگزیده و شایسته خدا، علی(ع) آماده ساخته است.
هنگامی که بر آن شدند تا آن پیکر مقدس را به درون قبر برند، ندای منادی را از آسمان شنیدند که می‌گفت: «انزلوه الی التربه الظاهر، فقد اشتاق الحبیب الی الحبیب»«آن بدن پاک را بر زمین پاک نهید که دوست مشتاق دیدار دوست است»(2).
و هم‌چنان‌که خود ایشان سفارش کرده بود براى این‌که دشمنان وى از بنى امیه و خوارج پیکر مبارک آن جناب را از قبر خارج نسازند و بدان اهانت و جسارت ننمایند، محل قبر را با زمین یکسان نمودند که معلوم نباشد و قبر على(ع) تا زمان حضرت امام صادق(ع) از انظار پوشیده و مخفى بود و موقعی‌که منصور دوانقى دومین خلیفه عباسى آن حضرت را از مدینه به عراق خواست هنگام رسیدن به‌کوفه به زیارت مرقد مطهر امام علی(ع) رفته و محل آن‌را مشخص نمودند(3).

علت پنهان بودن قبر امام علی(ع) برای سال‌ها
وصیت امام علی(ع) این گونه بود که شبانه و مخفیانه دفن شود، چنان‌که حضرت زهرا(س) به حضرت وصیت کرد که مخفیانه دفن شود و این وصیت‌ها دارای چند پیام و مفهوم می‌باشند:
1. بیان مظلومیت اهل‌بیت(ع) 2. شناخته نشدن جایگاه و پوشیده ماندن منزلت ایشان 3. توجه به علت اصلی این مظلومیت در جریان تاریخ اسلام و توطئه‌های دشمنان بر علیه اهل‌بیت(ع) و استمرار این جریان 4. همان طور که شخصیت علی(ع) در زمان خود مجهول بود و اکنون پس از قرن‌ها دانشمندان غیر مسلمان نیز تشنه درک حضور و عاشق سخنان و اندیشه‌های اویند، شناخت بارگاه و مرقد ملکوتی علی(ع) نیز نیازمند معرفت و شناخت است که اگر قبل از آن ظاهر می شد، مورد اهانت جاهلان واقع می‌شد، از این رو پنهان بودنش بهتر بود. 5. به‌دلیل کینه و عناد بنی امیه و خوارج و دیگران به آن حضرت چنان که سال‌ها حضرت را در منابر خود ناسزا گفتند و بر علیه او تبلیغ کردند، از این رو اگر قبرش معلوم بود جسارت می‌کردند. بنابراین مزار ایشان برای سال‌ها در اختفای کامل بوده و به جز ائمه اطهار(ع) و خواص شیعه، کسی از آن آگاه نبود(4).

ساخت بارگاه امام علی(ع)
چون قبر آن حضرت تا زمان امام صادق(ع) مخفی بوده، لذا قبل از آن کسی نمی‌توانسته بر آن قبر شریف بنا یا حرمی درست کند. همان‌گونه که در مطالب بالا اشاره شده، قبر امام علی(ع) نخستین بار در زمان امام صادق(ع) برای عموم آشکار شده و طبق دستور ایشان حصاری دور قبر کشیدند و بعد از آن مرقد امام علی(ع) محل زیارت شیعیان آن حضرت ‌شد(5).
البته در طول تاریخ با توجه به سیاست خلفا تغییر و تحولاتی در حرم امام صورت می‌گرفت، برخی از خلفا که از سیاست مذهبی استفاده می‌کردند، جهت جذب علویان به سوی خود و مهار کردن شورش‌های آنان در جهت آبادی حرم حضرت قدم بر می‌داشتند و شیعیان را هم در این کار آزاد می‌گذاشتند، ولی برخی از خلفا هم‌چون متوکل عباسی نسبت به شیعیان سختگیری می‌کردند و اقدام به خراب کردن حرم ائمه معصومین(ع) می‌کردند.
اما با روی کار آمدن حکومت شیعی آل بویه و تسلط کامل آن‌ها در بغداد و شهرهای اطراف آن، زمینه را برای گسترش شهرهای مذهبی علویان از جمله نجف و رونق بخشیدن به حرم امام علی(ع) و کوچ علویان به آن شهر، به تعمیر و ساختن بارگاه امام علی(ع) و توسعه آن اقدام کرده و بر فراز مرقد مطهر امام گنبدی سفید بنا نهادند و در اطراف شهر دیواری کشیدند و برای اولین بار برای حرم و بارگاه علوی چند حاجب و خادم تعیین کردند(6).
بنابراین می‌توان گفت اولین کسی‌که اقدام ساختن بنا بر حرم امام علی(ع) کرد، اصحاب امام جعفر صادق(ع) و به دستور آن حضرت این اقدام را عملی کردند. بعد از آن در دوره‌های مختلف توسط علویان تغییر و تحولاتی در آن صورت گرفته و در دوره آل بویه رونق بیش‌تری گرفت و بر بارگاه علوی گنبد بنا کردند و در دوره‌های بعدی از جمله دوره مغول و دوره صفویان و قاجاریان تغییراتی در بارگاه امام علی(ع) صورت گرفت.
در مجموع می‌توان نتیجه‌گیری کرد علی‌رغم این حقیقت که زحمات شبانه‌روزی پیامبر اسلام(ص) و مجاهدت‌های علی(ع) دو عامل اول و اصلی حفظ دین اسلام بوده است اما در طول تاریخ، امام علی(ع) یکی از چهره‌های مظلوم عالم اسلام بشمار می‌رود. مظلومیت ایشان دقیقا بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص) شروع شده و تا امروز نیز ادامه یافته است. دشمنان اسلام جهت مخفی نمودن چهره این امام همام و سابقه درخشان ایشان، دائما درصدد تخریب چهره ایشان برمی‌آمدند و دشمنی خود را علنا اظهار می‌نمودند. بطور مثال در زمان معاویه، وی چنان خفقانی در جامعه ایجاد نموده بود که ذکر نام و یاد علی(ع) و اظهار دوستی و محبت او مساوی با مرگ بود. بعلاوه چه در زمان معاویه و چه بعد از او یکی از وظایف خطیبان در منابر و... دشنام و ناسِزا گفتن به این امام همام بوده است. علی‌رغم این موضوع که حق و حقیقت و نور الهی هیچ‌گاه با تلاش شب‌پره‌ها پنهان نخواهد ماند و در عصر حاضر نیز با پیشرفت علوم روز و مطالعه سخنان و تاریخ زندگانی آن حضرت روز بروز چهره درخشان امام علی(ع) بر جهانیان شناخته‌ شده‌تر می‌گردد، اما هم‌چنان نیاز به شناخت دقیق‌تر و معرفی هرچه بهتر و بیش‌تر ایشان به مردم دنیا بعنوان اسوه حق و عدالت می‌باشیم. یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین قدم‌هایی که در این زمینه برداشته شده(علاوه بر کتاب شریف نهج‌البلاغه)، سلسله کتاب‌های «الغدیر» علامه امینی(ره) می‌باشد که بحق در شناساندن چهره امام علی(ع) گامی بسیار موثر بوده است. این کتاب خود نوعی عامل وحدت میان مسلمانان(شیعیان و اهل سنت) می‌تواند قلمداد گردد. انسان امروزی که خود تشنه فضایل اخلاقی و معرفی الگوهای شخصیتی الهی می‌باشد، بایستی با چنین انسان‌های والایی آشنا شده و عطش خود در جهت یادگیری شیوه صحیح و اخلاقی زندگی را فرونشاند.
یادداشت از: تقی قاسمی خادمی- ابراهیم عزیززاده
منابع:
1. مطالب برگرفته از سایت امام علی(ع) به آدرس: http://www.emamali.net (با تلخیص و تصرف).  
2. قزوینی، سید کاظم، امام علی(ع) از ولادت تا شهادت، مترجم علی کرمی، قم، انتشارات دلیل ما، چاپ اول، 1380ش، ص663ـ664.
3. شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، مؤسسة آل البیت للحیاء التراث، چاپ اول، 1413ق، ج1، ص10.
4. در تشییع پیکر امام علی(ع) چه کسانی حضور داشتند، کد خبر :1574099034031622552، جام جم آنلاین، بخش معارف.
5. ارشاد، علی اکبر، دانشنامه امام علی(ع)، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول، 1380، ج9، ص492.
6. همان، ص457.

captcha