
میخواهم در شبی که بهتر از هزار ماه است خود را در آغوش مهربانترین مهربان بیفکنم و برای تمام روزهایی که نبودم بگریم، این شبها، کوتاهترین راه رسیدن از من زمینی تا الله است؛ چشمهای روسیاه من! شما باید جور تمام تن را بکشید در این شب آنقدر ببارید شاید که اشکها، آبروی از دست رفتهام را باز گرداند.
به حال دستانم گریه کنید، به حال پاهای ناتوانم، که فردا، بر پل صراط، نلغزند ! به حال شانههایم گریه کنید که زیر بار سنگین گناه در حال شکستن فریاد میکشند، خدا امشب مهربانتر از همیشه است، او به این اشکهای ناچیز توجه دارد این اشک و قطرههای ناچیز آتشی را که قرار بود سوزاننده تنم باشد، خاموش میکند.
فقط کافی است قدری سبکتر شوم، آن قدر سبک که نیروی هیچ جاذبهای، زمین گیرم نکند! میدانم آنقدر گناه کردهام که این قرآن به سرگرفتنها شاید ذرهای، از غبار وجودم را بزداید اما من به رحمت او بسیار امیدوارترم تا اشکهای لغزان رو سیاهم.
بسوز ای دل! بشکن ای آئینه زنگار گرفته من! امشب، به این شکستنها محتاجم، تو که بشکنی، یعنی نیمی از راه را رفتهام، یک عمر نفس امارهام مرا به سراب ناکجا آباد کشاند و به هرجا که اراده کرد.
باید شبهای قدر را قدر دانست و بیدار ماند... این شبها، شب راز و نیازاست با تنها معبود... باید او را خواند و از درگاهش اجابت نیازها را طلب کرد، ملائک دسته دسته به یُمن این شب بر زمین میآیند تا چشمان خسته و خیس شب زندهداران را با گلاب بهشتی بشویند، آنان میآیند تا غبار خطا و گناه را با عطر فردوس از دلها بزدایند.
مگر نه این است که اهل بیت(ع) خبر دادهاند: «فرشتگان در شب قدر فرود آمده، در زمین پخش میشوند، بر مجالس مؤمنان گذشته و بر آنان سلام میکنند و بر دعاهای آنان، آمین میگویند تا آنگاه که سپیده دم طلوع کند، در این شب دعای کسی رد نمیشود، مگر دعای عاق والدین، کسی که با خویشاوندان قطع رابطه کرده، کسی که شراب بنوشد و کسی که دشمنی مؤمنی در دلش باشد».
و علی(ع) عاشقترین عشاق، و عشق را چه زیبا معنا کرده، عشق را در محراب و با خون خود به معشوقش عرضه کرد و مظلومیتش را جاودانه، شبهای وقت غنیمت شمردن وقت است، شاید هرگز به شب قدر دیگری نرسیم هر که دارد هوس «قرب خدا» بسم اللّه ...
سعیده مجتهدی/استان مرکزی