
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، «عفو» در اصطلاح به صفتی گفته میشود که باعث میشود از گناه و بدی دیگران چشمپوشی کرده و اگر کسی به صاحب عفو اهانتی و یا ظلمی نمود او درگذرد مخصوصاً زمانیکه قدرت بر مقابله و برخورد را داشته باشد.
پیامبر اسلام حضرت محمدمصطفی(ص) میفرماید: «بهدرستی که خداوند صاحب عفو است و عفو را دوست دارد». آوردهاند که موسی(ع) با حق مناجات کرد که الهی کدام بنده به نزد تو عزیزتر است خطاب آمد که آن کسکه عفو کند با اینکه میتواند انتقام بگیرد.
موارد عفو و گذشت زیاد است مثل آنجایی که کسی گناهی و یا ستمی را به فردی وارد کند و یا اینکه برادر ایمانی در حال عصبانیت اهانتی به انسان وارد نماید و یا اینکه در رابطه با برخورد با اربابرجوع مورد اذیت قرار گیرد که در همه این موارد عفو پسندیده است.
علی(ع) میفرماید: «هر وقت بر دشمنت قدرت یافتی پس بهعنوان تشکر از تسلط تو بر او از او عفو بنما». علمای اخلاق گفتهاند: عفو گوهری است که حق تعالی در ضمیر انسان به ودیعه گذاشته است و برای رسیدن بدان و پیدا کردنش زحمات زیادی کشید و ناملایمات فراوانی را باید تحمل شد و کسانی به این صفت متعالی میرسند که اولاً از معاصی تبری جسته و روح را به اوصاف عالیه الهی آرایش داده و ثانیاً کاری کنند که حق تعالی او را مورد عفو قراردهد.
امام صادق(ع) فرمود: به مرحله عفو نمیرسد مگر زمانیکه خداوند سبحان او را مورد عفو قرار داده و گناهان گذشته و آینده او را ببخشد و به نور الهی او را منور کند.
رسول خدا(ص) فرمود: یا علی(ع) کسیکه نپذیرد پوزش عذرخواهی را چه راست گوید و چه دروغ به شفاعت من نرسد و نیز فرمود: پوزشپذیر باشید از هر پوزشی، خواه درست باشد و خواه نادرست و هر که نپذیرد شفاعت من به او نرسد.
مقام بخشش امام علی(ع)
ابنخلکان نقل کرده از شیخ نصرالله بن مجلی که گفت شبی در خواب حضرت امیرالمؤمنین(ع) را در خواب دیدم و به آن حضرت گفتم قریش و بنیامیه در مکه به شما ستمها کردند، با شما جنگ نمودند و بزرگانتان را کشتند ولی وقتی نوبت به شما شد و مکه را فتح کردید چه شد که انتقام نکشیدید بلکه گفتید هر کس به خانه ابوسفیان برود در امان است تا در نتیجه فاجعه کربلا برای فرزندت حسین(ع) پیدا شد.
امیرالمؤمنین(ع) فرمود: اشعار ابنصیفی را در این باره نشنیدهای؟ گفتم نه فرمود از او بشنو!
از خواب بیدار شدم به خانه ابنصیفی رفتم و خواب خود را برایش گفتم پس فریاد زد ناله کرده و گریست و گفت به خدا سوگند اشعاری را که دیشب گفتهام و هنوز آنرا ننوشتهام و به احدی نگفتهام پس اشعارش را خواند و ترجمهاش این است که: توانا شدیم پس گذشت سرشت ما بود و چون شما توانا شدید سیلاب خون در مکه به راه افتاد. شما کشتن اسیران را روا شمردید ولی ما از اسیران میگذشتیم و میبخشیدیم همین تفاوت بس است میان من و شما.
در روایت است چون روز قیامت شود خدای تبارک و تعالی پیشینیان و پسینیان را در یک سرزین گرد آورده منادی فریاد کشد اهل فضل کجایند. جماعتی از مردم برخیزند. فرشتگان ایشان را استقبال کنند گویند فضل شما چه بوده؟ گویند ما به کسی که از ما میبُرید پیوستیم و آنکه ما را محکوم میکرد احسان میکردیم.