
آمدند، همانطور که رفته بودند، استوار و امیدوار، حس غریبی بود، عشق خودنمایی میکرد. امروز که آمدند، بوی اسپند و دود، بوی عطر خاطرات، و بوی مهربانی و انتظار فضای دلها را سرشار از شور و شعف کرد، آن روزدلتنگیها به پایان رسید، دخترکی دوید، آغوشی ناخواسته به رویش باز شد. از چشمان حسرت زدهاش که برای نخستین بار در نگاه او گره خورد، او را شناخت و به گرمی فشرد.
26 مردادماه 1369، برگی دیگر از تقویم انقلاب ورق خورد، شهر به استقبال پرندههای مهاجر آمده بود. آغوش وطن گشوده شده بود تا مردانگی در آن جای بگیرد، آن روز چشمهای همگان اشک بار بود، نه به خاطر غم و اندوه، بلکه این بار از شوق وصال چرا که وعده خدا محقق شده بود؛ «اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا».
آن روزچشمها سخن میگفت، اما زبانها ساکت و آرام، دستها بالاجبار گشوده میشد و یار و رفیق تنهاییها و شریک لحظههای غم واندوه را به آغوش میکشید، روزی که آمدند، یکی یکی در چشمها مرور شدند و سرانجام، یکی یکی برگزیده شدند و دیگر چشمان کم سوی مادر و موهای سپید پدر به آستین بالا زدن برای آنها فکر نمیکردند، چرا که تلاطم آستینِ آزادشان در باد، فقط نیمی از آنها را در آغوشش سپرده بود و نیمِ دیگر از بهشت تماشاگرشان بود.
آزادگان، این از معراج برگشتگان به عشق دیدار پیر جماران، روزهای سخت هجران را به امید وصال سپری کردند و دل خوش کردند به این پاسخ پیر و مراد خود: «فرزند بسیار عزیزم! از نامه دل سوزانه شما بسیار متاثر گردیدم. من ناراحتی شما عزیزان دربند را احساس میکنم، شما هم ناراحتی پدرتان را که فرزندان عزیزش دور از وطن هستند، احساس کنید. عزیزان من! سیّد و مولای همه ما حضرت موسیبنجعفر بیش از همه شماها و ماها در رنج و گوشه زندان به سر بردند. برای اسلام عزیزش صبر کنید».
26 مردادهای بسیاری گذشته است و ما کمتر فرصت میکنیم صدای شکسته شدن قلبها را بشنویم، قلبهایی که گاهی پشت میلههای دنیای مدرن زندانی میکنیم، آزادگان، با حضور خود در جامعه، آمدهاند تا در صحنههای سازندگی حماسهای دیگر بیافرینند و هم دوش هم سنگران دیروزشان، روح بزرگی و صلابت را در جامعه بدمند.
آنها آزادمردانی هستند که در اوج عزت و پایداری به وطن بازگشتند و با صلابت و ایستادگی، برای خدمت در سنگر سازندگی ایران آزاد و آباد در صحنههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آماده و مقاوم اند، اینک رسالت ما، به ویژه نسل جوان این است که با دنباله روی از سیره این سرافرازان، کشور خود را در برابر دشمنان به کمین نشسته بیمه کنیم.
سعیده مجتهدی/استان مرکزی